نه شجاعتِ دور از وفاداری ارزشمند است، نه از وفای بدون شجاعت کاری ساخته است. راه فداکارى انسان‏های مقاوم و نستوه و عهد شناس و وفادار می‏طلبد.

میدانهای نبرد در هر سنگرى ؛ سلحشوری و شجاعتِ آمیخته به وفادارى را لازم دارد ،مردى از جنس فداکارى بى چشم داشت “آزبر على حاجوى ” یا همان نام آشناى دوست داشتنى “ریز على خواجوى ” که شهامت ذاتى و شجاعت موروثى اش عجین دانش آموزان ما بوده است ،زاییده ایمان و اعتقاد به هدف ملى گرایى و انسان دوستى بود که او را شجاع نمود .
در آن شب سرد زمستانى که دشت جولانگاه گرگ های گرسنه ای بود که به دنبال رمه اى بی چوپان مى گشتند و شمشیر بران سرما از برکشیده شده بود و شبى بود که میرفت تا صبحش به بسیارى ازقلب ها آتش زده و دل ها را خون آلود و صورت ها را سرخ و شرمگین نماید ، مرد جوانى با آن سیمای پر از شجاعت و دستانی بلند و قامتی همچون سرو پایدار ،با تکه پیراهنى آتشى مى افروزد تا دلها را گرم نماید نه خون کند ،از خود مى گذرد و گویى در آن شب سرد سهمگین ؛آفتاب، هم صدا با نفس های گرم ریز على خواجوى قدم برمی دارد .
ریز على خواجوى ،در رثایت من چه بگویم ای مظهر ایثار، اگر امروز هر فداکارى جامه ای از فخر میپوشد، تو اصل و نسل و ریشه و بنیاد از خود گذشتگى هستى، تو تجلى ایثار بى تمنا بودى و کردارت در آن زمان و هر زمانى رویش معطر جانفشانى براى هم میهنان است ،باشد که در این کویر سرد خودخواهى این دوران ،باز شاهد مردانى از جنس ریز على خواجوى باشیم که با تکلم خاموش ،هزاران گفتگو از عشق بر سجاده میهن پرستى باشند و طراوات عشقشان و فداکاریشان به مام وطن و ملت شریف ایران ،تکرار سبز فداکارى دهقان فداکار باشد .

* فعال رسانه ای