روزنامه شرق: سال‌هاست که به دلیل کمبود فرصت‌های شغلی و وجود یک معیشت حداقلی در مناطق مرزی، بخش درخور توجهی از پیرمردان، میان‌سالان و اخیرا هم جوانان استان‌های غربی کشور به کولبری روی آورده‌اند. به این معنا که کالاهای آماده در آن سوی مرز که به دلیل مشکلات قانونی یا نبود زیرساخت‌ها، امکان ترانزیت زمینی یا ریلی به کشور را ندارند، به وسیله این افراد از طریق راه‌های مالرو و کوهستانی به کشور وارد می‌شود.
بدیهی است اگر تقاضایی برای این کالاها وجود نداشت، چنین بازاری خشکیده می‌شد و چنین شغلی دیگر وجود نداشت اما از آنجا که این کالاها که عموما کالاهای مصرفی بادوام هستند، به دلایل متنوعی در میان هم‌وطنان ما تقاضای فراوانی دارند، کولبری همچنان زنده است و کولبران به کار خود مشغول‌اند.
اما آنچه در چند ماه اخیر مردم را نگران کرده و باعث شده در بسیاری از شبکه‌های اجتماعی، از کولبری سخن به میان بیاید، جلوگیری از حرکت آنها در مسیرهای صعب‌العبور کوهستانی از سوی مأموران است که گاه به مرگ این عزیزان ختم شده است. غم‌انگیز است که فردی به خاطر حمل یک بارِ صدکیلویی روی پشت خود، جانش را از دست بدهد و همین غم توجیه‌ناشدنی در میان افکار عمومی، حس همدردی آنان را با جامعه کولبران افزایش داده است.
به عبارت دیگر می‌توان به اظهارات شاهدان و کارشناسان اعتماد کرد که گفته‌اند شغل کولبری جابه‌جایی کالاهایی است که به خاطر مسائل و محدودیت‌های اداری جزء اجناس قاچاق به حساب می‌آیند؛ نه به این خاطر که این کالا، برای مردم و جامعه ضرری در پی داشته باشد؛ تنها ضرر اصلی قضیه کولبری در ایران، عرق دستان کولبران، پشت‌های خمیده آنها و جان‌هایی است که از بین می‌رود تا باری در ازای مبلغی ناچیز از آن سوی مرز
 به این سو بیاید.
اکنون اما وزارت محترم تعاون، کار و رفاه اجتماعی به نمایندگی از دولت به این قشر زحمت‌کش توجه خاصی نشان داده و اولین راهکار را در این دیده است که کولبری را به‌عنوان یک شغل در نظر گرفته و شاغلان آن را بیمه کند. این اقدام به‌عنوان یک مسکن، اقدام ارزشمندی است چراکه باعث می‌شود با توجه بیشتر افکار عمومی به این شغل، اگر فردی حین کولبری آسیب دید یا جانش را از دست داد، مشمول خدمات بیمه‌ای شود اما نباید از یاد برد که مردم این منطقه هم حق دارند مانند سایر هم‌وطنان خود، از شغلی پایدار و درآمدی مستمر بهره‌مند شوند.
بر کسی پوشیده نیست که ایجاد شغلی پایدار به سهولت امکان‌پذیر نبوده و راهکار اساسی ایجاد ظرفیت‌های اشتغال به صورت پایدار با درنظرگرفتن ارزش‌افزوده‌ای برای استان و کشور در نقاط مرزی است. این کار جز از طریق فعالیت‌های تبدیلی دامی و کشاورزی در بخش صنعت، جامه عمل نمی‌پوشد.

در این مناطق که دامپروری شغلی تاریخی بوده، می‌توان با احداث چند «پالایشگاه دامی» مردم را به سمت کار اجدادی‌شان از طریق شیوه‌های امروزی و صنعتی‌شده تشویق کرد. این اصطلاح را در تحقیقاتی که نزدیک به ٢٠ سال پیش در استان کردستان انجام دادم، به‌عنوان مرکزی صنعتی که بتواند انواع فراوری‌ها و بسته‌بندی‌ها را برای دام آماده ذبح فراهم کند، تعریف کردم و معتقدم با ایجاد چند پالایشگاه دامی در این استان می‌توان هم اشتغال پایداری را برای مردمان این منطقه از کشور ایجاد کرد و هم زمینه‌ساز صادرات مازاد تولید دامی استان به مصرف‌کنندگان عمده در استان‌های هم‌جوار شد.