به گزارش پایگاه  خبری علت  به نقل از  راگانیوز ، علیرضا فیضی یکی از معلولان شهرستان ری است که با غیرتی مثال زدنی به دنبال روزی حلال است او اکنون به صورت سیار در شهرستان کفش های مردم را واکس می زند و امرار معاش می کند و به نمادی از غیرت و همت برای اکثر معلولین تبدیل شده است .
اتفاقی با علیرضا روبرو شدیم تا پای صحبت ها و دغدغه یکی از معلولان شهرمان بنشینیم ، صدایی که از درد یک جامعه می گوید او معتقد است که مسئولین دوست ندارند صدای این قشر را بشنوند چون صدایشان درد دارد.

خدا را دوست دارم خدا خیلی مهربان است

علیرضا از نحوه معلولیت خود می گوید ؛ بچه که بودم دچار بیماری زردی شدم برای همین در بیمارستان شهید اکبری مولوی بستری شدم متاسفانه دکترهای این بیمارستان دیر متوجه بیماری من شدند و اگر خون من را عوض کرده بودند و زیر دستگاه گذاشته بودند شاید معلول نمی شدم اما برای همین اوضاعی که دارم از خدا سپاسگذارم .
خیلی از آدمها سالم هستند ولی اکنون در زندان به سر می برند یا معتاد شده اند یا کارهای خلاف انجام می دهند شاید خواست خدا این بوده من معلول شوم تا جزو این افراد نباشم .
خدا ارحم الراحمین است خدا همه ی بنده های خودش را یکسان نگاه می کند این آدمها هستند که فرق می گذارند آدم ها خودشان را فراموش کرده اند اما من راضی به رضای خدا هستم معتقد هستم این دنیا محل امتحان ما است، خدا به من معلولیت داده تا امتحانم کند برای خدا من و یک آدم سالم هیچ فرقی نداریم خدا را دوست دارم چون خیلی مهربان است .

 

علیرضا از فعالیت های خود می گوید

دبیر کانون معلولین نفر آباد هستم و عضو افتخاری هلال احمرشهرستان ری در پایگاه بسیج محلمان عضو و مسئول روابط عمومی هستم  ،کارهای پایگاه را پیگیری میکنم عکاسی میکنم و هر کاری که بتوانم انجام می دهم  و در شبکه های اجتماعی فعال هستم و کانال تلگرام دارم و از طریق صفحه اینستاگرام هم با مردم ارتباط برقرار می کنم .
یک برادر دارم که خدا را شکر سالم است و با مادرم در کنار هم زندگی میکنیم پدرم سال ۷۴ فوت کرد او کشاورز بود پشت ساختمان های کمیل زمین کشاورزی داشت وقتی فوت کرد حقش را به ما ندادند .
خدارا شکر خانه از خودمان داریم مادرم شاغل است و من برای آینده خودم کار میکنم هر کاری که بتوانم انجام می دهم

صدای ما درد دارد کسی حاضر به شنیدن آن نیست /پارتی من خداست

حاضرم هر کاری انجام بدهم کارهای خدماتی باغبانی و هر کاری که توانش را داشته باشم برای همین به هر جایی که فکرش را بکنید مراجعه کردم از دفتر امام جمعه تا دفتر رئیس مجلس ، از شوراهای شهر ها تا شهرداری ها اما صدایم را کسی نمی شنود اگر مسئولی هم اهمیت بدهد تنها کاری که انجام می دهد ارسال نامه ما به بهزیستی است و بهزیستی هم برای امثال من کاری نمیتواند انجام دهد .
به نشانه اعتراض پلاکاردی از مشکل خودم نوشتم و جلوی مجلس بردم اما نماینده هایی که رد میشدند حتی شیشه ماشینشان را پایین ندادند ببینند چه می گویم .
به بهزیستی کشوری مراجعه کردم اما به جای اینکه صدای من را بشنوند نیروی انتظامی من را دستگیر کرد و بعد از ساعتی رهایم کردند .
صدای من و امثال من درد دارد این صدا را هیچ کس دوست ندارد بشنود ما هم از این مملکت حق داریم ما میهنمان، ایران است چرا کسی به ما اهمیت نمیدهد چرا صدای ما خاموش می شود ما برای هیچ کس اهمیت نداریم فقط مسئولین برای مطرح کردن خودشان با معلولیت ما ژست میگیرند و حرف های قشنگ می زنند.
طبق قانون ۳ درصد از نیروهای هر اداره ای باید از معلولین به کار گرفته شود اما این اتفاق در هیچ اداره ای نمی افتد
برای کار باید پارتی داشته باشی،اگر پارتی نداشته باشی هیچ کس حتی حرف هایت را گوش نمی دهد ؛ پارتی من خداست و روزی بلاخره با یاری خدا کار من درست می شود .
خیلی خنده دار است رئیس بهزیستی سرپرست وزارت کار می شود کسی که در بهزیستی هیچ کاری نتوانسته انجام دهد الان برای جوانان می خواهد کار درست کند این هم جک سال ۹۷  است.

با پیراهن واکسی و دوتا دمپایی کنارش انرژی وصف ناشدنی دارد صحبت با علیرضا بسیار دلنشین است با معلولیتی که دارد خیلی خوب تحلیل و تفسیر می کند علیرضا از سوء استفاده از صحبت هایش می گوید .

مسیح علی نژاد وطن فروش است

چند وقت پیش در صفحه های مجازی از مشکلات خودم گفتم و بعد فهمیدم از صحبت های من ضد انقلاب ها سوء استفاده کرده اند.
من درد خودم را در کشورم فریاد میزنم و به هیچ وطن فروشی اجازه نمیدهم از صحبت های من برای مقاصد شوم خود استفاده کند من کشورم را دوست دارم رهبرم را دوست دارم و مشکلات خودم را فریاد میزنم و پیگیری میکنم اگر مسیح علی نژاد وطن پرست نبود به خارج فرار نمیکرد و پشت کسی قایم نمیشد تا به کشورش ضربه بزند همینجا در کشورش مشکلاتش را پیگیری می کرد و وطن فروشی نمی کرد .
تمامی این مشکلاتی که با آن کشور را تخریب می کنند مقصر آن صدا و سیما است چرا آنها صدای ما را میشنوند و صدای و سیمای ما اهمیتی نمی دهد و به سادگی از کنار ما میگذرد اما آنها برای مقاصد شوم خودشان از این مشکلات ما بهره برداری می کنند ،صدا و سیمای ما دردهای مردم را نشان نمی دهد .

علیرضا از آرزوهایش می گوید از رویاهایش

دوست دارم یه مغازه داشته باشم و از طریق مغازه کاسبی حلال کنم .
بهزیستی برای من هیچ کاری نکرد خیلی از کارگاه های خوداشتغالی آنها ورشکسته و تعطیل شدند با هزار بدبختی یک وام ۱۰ میلیون تومانی به من دادند اما اینقدر اقساطش زیاد بود که نتوانستم هیچ کاری انجام بدهم و کم کم همان پول را به بانک برگرداندم .
دوست دارم وضعیت معلولین خوب شود صدایشان شنیده شود خیلی از آنها الان با مشکلات زیادی روبرو هستند با گران شدن دلار هم مشکلاتشان بیشتر شد .
برخی از آنها برای تامین مخارج داروها و زندگی شان گدایی میکنند برخی دیگر زباله جمع می کنند مگر اینها ایرانی نیستند مگر اینها از منابع کشور حق ندارند دولت برای آنها چه کاری کرده است، چرا این همه دروغ می گویند .
برای نشان دادن مشکلات معلولین کاندید انتخابات ریاست جمهوری شدم
علیرضا می گوید ما چون معلول هستیم صدایمان به گوش کسی نمیرسد یکبار در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردم تا بلکه دیده شویم اما هیچ کس از من نپرسید چرا ثبت نام کردی تو یک معلولی با چه هدفی ثبت نام کردی .

دردو دلهای علیرضا زیاد است از هر موضوعی که وارد شویم کوله ای از مشکلات معلولین را باز می کند مشکلاتی که حداقل های نداشته ی معلولین است مشکلاتی که در شلوغی های اقتصادی و سیاسی کشور از یاد همه رفته از نا مناسب بودن معابر و خیابان ها تا بی توجهی به زندگی و معیشت مردم امیدواریم در گفتگو های بعدی با این جوان با غیرت بتوانیم مشکلات و دغدغه های این قشر را به گوش مسئولین برسانیم و پیگیر مشکلات آنها باشیم .

علیرضاهای دیگر را فراموش نکنیم …….