اخبار داغتوپ و تورتیتر دومورزش

چزاره پراندلی، بزرگترین و بهترین برای تیم ملی

پایگاه خبری علت :متن پیش رو در آی اسپورت منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

جعفر مومنی| حقیقت این است که ما در انتخاب سرمربی بعدی تیم ملی حق انتخاب نداریم. حتی اگر نظرمان را هم بنویسیم و بگوییم، برای هیچ‌کس مهم نیست. با روندی که مدیران وزارت و فدراسیون پیش گرفته‌اند، مثل زمانی که ویلموتس را به تیم ملی تحمیل کردند، مربی بعدی هم در پشت درهای بسته و با چشم‌ و گوش‌های بسته انتخاب می‌شود. اندوه تیم ملی البته برای ماست. در وزارت‌خانه، هیچ‌کس اندک خمی هم به ابرو نمی‌آورد. ما اما چه کنیم؟ فقط می‌توانیم حرف خودمان را بزنیم، برای ثبت شدن و برای این‌که وظیفه‌ را در حق تیم ملی انجام داده باشیم. مهم‌تر از تیم ملی مگر وجود دارد اینجا، در فوتبال ایران؟ شاید باشد. این‌جا که مازیار ناظمی سواره است و کاربلدها پیاده، هیچ بعید نیست برای خوشایند پدر، هر اتفاقی رخ دهد. پس برای خودمان می‌نویسیم، برای شما و ابدا مهم نیست در اتاق سلطان مسعود چه خبر است.

چزاره پراندلی ایتالیایی بزرگترین و بهترین گزینه پیش روی تیم ملی است. او که تقریباً هفت سال تجربه کار در رده‌های پایه آتالانتا را دارد. دقت کنید که این مسئله، یک امتیاز مثبت محسوب می‌شود. تجربه او در آموزش و استعدادیابی که از کار در رده‌های پایه به دست آمده، می‌تواند همانند کی‌روش، او را هم کمک کند. چیزی که این روزها در مربیگری استراماچونی مشاهده می‌کنیم. رشد بازیکن‌هایی مثل قائدی و غلامی، احتمالاً باید از تجربه کار او در رده پایه باشد. آن‌جا که بازیکن‌ها هنوز یاد می‌گیرند و مربی‌ها محکومند به آموزش.

پراندلی بعد از چند تجربه‌اش از لچه تا پارما، سرمربی رم شد، اما به دلیل بیماری همسرش، کارش شروع نشده به پایان رسید. فیورنتینا مقصد بعدی و اولین تجربه بزرگ او بود. تیم ساخته او در سری آ، تیمی جذاب بود. فوتبال فیورنتینا در چارچوب فلسفه سنتی فوتبال ایتالیا گرفتار نبود. پراندلی توانست فیورنتینا را در سه فصل به مقام چهارم لیگ برساند و در فصل دوم حضورش با کسر ۱۵ امتیاز، باز هم تیم را در رده مناسب ششم تمام کرد. پراندلی حتی فیورنتینا را به یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان هم رساند. جایی که فقط به دلیل قانون گل زده خانه حریف، به بایرن مونیخ فینالیست همان سال بازی را واگذار کردند.

بعداز انتخاب پراندلی به عنوان مربی سال ایتالیا، وقت آن بود که جانشین مارچلو لیپی شود. تیم ملی ایتالیا با پراندلی را حتماً به خاطر دارید. من ایتالیای پراندلی را با سه بازی ایتالیا در یورو ۲۰۱۲ به خاطر می‌آورم. بازی اول برابر اسپانیا، چیزی نبود جز عرصه‌ای برای نمایش نبوغ پراندلی. وقتی برای کنترل آن اسپانیای قدرتمند، به سیستم سه دفاعه رو آورد. جالب آن‌جا بود که ده روسی به عنوان مدافع مرکزی به زمین رفته بود. ایده تاکتیکی او، اسپانیا را به طور کامل کنترل کرد. اگر یادتان باشد، یواخیم لو هم در نیمه‌نهایی برای کنترل ایتالیای جذاب پراندلی، دست به تغییر سیستم زد. آلمان هم با سیستم سه مدافع وارد زمین شد. جدال تاکتیکی دو مربی در بالاترین سطح فوتبال دنیا، در نهایت به سود پراندلی تمام شد. اما در فینال، پراندلی بود که انتخاب اشتباهی داشت. او به سیستم چهار مدافع برگشت. اشتباهی که در پیچیدگی‌های ذهن تاکتیکی او اتفاق افتاد و منجر به آن شکست ۴ گله برابر اسپانیا شد. اما چرا پراندلی اشتباه کرد؟ مایکل کاکس در مورد پراندلی می‌گوید: « مرد و مدیر بزرگ، مربی عالی، گاهی هم یک مربی خوب.»

پراندلی تاکتیک بلد است، استراتژی را می‌فهمد و مدیریت پروژه را بلد است. اضافه کنید به خصوصیات مثبت او، که نظم و اخلاق را در اردوی تیم و در پروژه‌اش لحاظ می‌کند. برای مثال، او در مواردی بازیکن‌های تیم ملی ایتالیا را از تیم ملی خط زد. ده روسی فقط به این دلیل که در بازی باشگاهی‌اش به صورت حریف مشت زده بود از فهرست کنار گذاشته شد. وقتی از پراندلی سؤال پرسیدند، پاسخ جالبی داد. «این بچه ها باید یاد بگیرند که وقتی برای باشگاه های خود بازی می کنند ، باز هم نماینده ایتالیا هستند! »

پراندلی جایی گفته است «من آرزوی پیروزی در جام جهانی را با استفاده از هفت ترکیب مختلف در هفت مسابقه دارم.» پراندلی برای ساختن تیمش انعطاف لازم را دارد. تیم‌های پراندلی نمایش هجومی دارند، در عین اینکه نظم و سازمان دفاعی مناسب را هم دارند. در واقع او می‌تواند تیم ملی را از این مرحله و این سطح ارتقاء دهد. با این‌که در تجربه‌های اخیرش ناموفق بوده، اما او هنوز همان پراندلی جام ملت‌های ۲۰۱۲ است. حتی اگر فکر کنیم او هفت سال از فینال اروپا عقب افتاده، فوتبال آسیا حتماً می‌تواند پذیرای او باشد. برای استفاده از تجربیاتش، حتی اگر نگوییم از ایده‌ها و نوآوری‌هایش. شرایط تیم ملی مناسب نیست. اما یک مربی بزرگ، در همین زمان کم هم تاثیرش را روی تیم می‌گذارد. اگر با این استدلال سراغ مربی‌ای مثل برانکو برویم، حتماً اشتباه کرده‌ایم. به تجربه کره جنوبی با پائولو بنتو دقت کنید. بنتو فقط ۲ شکست در ۲۲بازی هدایت کره دارد، که یکی از آن‌ها هم برابر برزیل رقم خورده است. پس پراندلی هم مثل بنتو می‌تواند تیم را سریعتر از آن‌چه گمان می‌کنید توی دستش بگیرد و جلو ببرد.

پراندلی، بزرگترین و بهترین گزینه در دسترس تیم ملی است. آخرین قرارداد پراندلی فقط یک میلیون دلار بوده. دستمزدی که حتی با دو برابر شدن هم برای ما قابل پرداخت است. ما که تجربه موفق حضور استراماچونی را حداقل تا اینجای کار به چشم دیده‌ایم. حالا در دوگانه مربیانی مثل پراندلی و برانکو یا قلعه‌نویی، مشخص است کدام را باید انتخاب کنیم. مربی‌ای که مورینیو بعد از استعفایش گفته بود: «ایتالیا با قبول استعفای او اشتباه می‌کند. صادقانه بگویم، ایتالیا باید با پراندلی ادامه بدهد. پراندلی خیلی خوب کار کرد. او شروع به بازسازی تیم کرد. او باید حفظ شود، چون باعث تغییر فلسفه و سبک بازی ایتالیا شد.»

ی اسپورت/

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن