حوادث – پایگاه خبری تحلیلی علت http://elat.ir Fri, 22 Sep 2017 18:04:32 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=4.8.2 در دومین جلسه دادگاه مطرح شد؛ توضیحات متهم سوم قتل بنیتا درباره آن چه بر نوزاد ۸ ماهه گذشت http://elat.ir/%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%b7%d8%b1%d8%ad-%d8%b4%d8%af%d8%9b-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad%d8%a7%d8%aa-%d9%85/ http://elat.ir/%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%b7%d8%b1%d8%ad-%d8%b4%d8%af%d8%9b-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad%d8%a7%d8%aa-%d9%85/#respond Wed, 13 Sep 2017 09:48:31 +0000 http://elat.ir/?p=327926 به گزارش پایگاه خبری علت  به نقل از  باشگاه خبرنگاران جوان، دومین جلسه دادگاه متهمان پرونده قتل بنیتا امروز(چهارشنبه) در شعبه ۹ دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست محمدی کشکولی برگزار شد. ساعت ۰۹:۴۰ دقیقه قاضی محمدی کشکولی به همراه مستشاران و محمد شهریاری نماینده دادستان وارد دادگاه شدند.

قاضی بعد از قرائت قرآن کریم دادگاه را رسمی اعلام کرد.

وی با تذکر ماده ۳۵۴ آئین دادرسی کیفری لزوم رعایت نظم جلسه را از حاضران در دادگاه خواستار شد.

قاضی کشکولی گفت: روز گذشته متهم دیگر این پرونده به نام احمد.د که در صحنه سرقت و محل ربایش طفل حضور داشت، دستگیر شده است، اما به دلیل اینکه تحقیقات لازم انجام نشده و هنوز از سوی دادگاه برای این متهم کیفر خواستی صادر نشده است، این فرد امروز در دادگاه به عنوان مطلع حاضر شده است.

قاضی از متهم احمد.د خواست در جایگاه قرار بگیرد و به عنوان مطلع اتفاقات روز حادثه را توضیح دهد.

احمد.د گفت: احمد، مجرد، دارای مدرک دیپلم و شغل آزاد هستم.

وی ادامه داد: سابقه یک مورد زندان به دلیل نگهداری ۵ گرم شیشه را در پرونده خود دارم، در حال حاضر معتاد نیستم و اهل کاظمین و ساکن تهران هستم.

قاضی محمدی کشکولی گفت: روز حادثه شما به همراه محمد.و ، مهدی.ش به وسیله یک پراید مشکی به محل سرقت رفتید و به دلیل آن که ماشین شما خراب شد، آنها را ترک کردید و به آرایشگاه رفتید که در این میان محمد.و ، مهدی.ش اقدام به سرقت خودرو به همراه طفل کردند. اتفاقات آن روز را توضیح دهید:

احمد.د گفت: من و مهدی در زندان رجائی با هم آشنا شدیم، اما من زودتر از زندان آزاد شدم. ساعت ۴  صبح روز حادثه با مهدی.ش قرار داشتم. من در خاوران بودم و در میدان آقا نور با هم قرار گذاشتیم که دیدم مهدی دوستش را که محمد نام داشت به همراه خود آورده است، قرار بود با هم برای خرید مواد برویم که در مسیر محمد بهانه آورد که جنس نیست و من به مهدی گفتم می‌خواهم به خانه بروم.

وی ادامه داد: آن روز ماشین من اصلا خراب نبود. من احتیاجی به ماشین دزدی ندارم و مال حرام نمی‌خورم، حتی مال سرقتی هم نمی‌خرم، ساعت ۸ صبح مهدی و محمد را پیاده کردم و به آرایشگاه رفتم. ساعت ۱۰ صبح مهدی به پیش من آمد و از من ۳ هزار تومان پول قرض گرفت، من هم پول را به وی دادم و در مسیر مهدی به محمد زنگ زد و با هم در رابطه دزدی و بچه صحبت کردند.

احمد.د ادامه داد: درباره ماجرا از مهدی سوال کردم که او گفت: در خیابان ماشین روشنی را دیدم که محمد داخل آن پرید و فرار کرد. من از موضوع هیچ اطلاعی نداشتم. دو روز بعد هم به کمپ کهریزک رفتم و حدود ۳۸ روز در آن جا بودم.

قاضی سوال کرد: شما در ماشین صحبت‌های مهدی.ش با محمد را شنیدید، آنها درباره چه موضوعی صحبت می‌کردند؟.

احمد.د افزود: آنها می‌گفتند که صاحب ماشین داد می‌زد، بچه‌ام در ماشین است. من به مهدی توسعه کردم که به محمد بگوید که بچه را تحویل دهد.

قاضی خطاب به متهم گفت: حرف‌های شما با صحبت‌های مهدی.ش در تناقض است.

احمد.د گفت: من حدود ساعت ۱۱ مهدی را پیاده کردم و اصلا ماشین و بچه را ندیدم. اگر از موضوع اطلاع داشتم، اجازه این کار را به آنها نمی‌دادم، بعد از پیاده کردن مهدی به خانه رفتم.

قاضی گفت: شما که اول گفتید اعتیاد ندارید، پس چرا به کمپ رفتید؟.

احمد.د پاسخ داد: آن موقع معتاد بودم، اما به خانواده‌ام قول دادم که ترک کنم، به همین دلیل به کمپ رفتم.

قاضی از متهم سوال کرد که چگونه خود را معرفی کردید؟.

احمد.د پاسخ داد: دیروز با خواهرم تماس گرفتم که گفت: مأموران آگاهی شاپور به خانه ریخته‌اند و دنبال تو می‌گردند، بعد از آن وسایل خود را جمع کردم و خودم را به ماموران آگاهی شاپور معرفی کردم.

در ادامه رسیدگی به پرونده قتل بنیتا، طالب نظری به عنوان مطلع در جایگاه قرار گرفت و گفت: بنده از اینکه فرد متهم مرتکب سرقت خودروشده است، اصلا اطلاعی نداشتم، زیرا اگر موضوع سرقت را به من می‌گفت، من آن را سریعاً به آگاهی اطلاع می‌دادم.

وی بیان کرد: من با متهم بنا به درخواست خود او و به وسیله موتور وی به سمت یک حوضچه برای عکس گرفتن رفتیم و در طول این مدت او اصلاً درباره سرقت خودرو به من حرفی نزد.

این مطلع در پاسخ به سوال قاضی کشکولی مبنی بر اینکه شما در چه زمانی فهمیدید که متهمان مرتکب سرقت خودرو و کودک شده‌اند، افزود: شب دوشنبه، برادرم مسعود به من گفت که فکر می‌کنم سرقتی که انجام شده مربوط به سرقت خودرو در مشیریه باشد که یک کودک هم در آن بوده است، لذا پس از مطلع شدن از موضوع، برادرم مسعود شماره خانواده متهم را پیدا کرد و با آنها تماس گرفت.

قاضی کشکولی در ادامه رسیدگی به این پرونده از سرهنگ فلاح خواست که به عنوان مطلع در جایگاه حاضر شود و به توضیح نحوه تعقیب متهمان بپردازد.

سرهنگ فلاح در این خصوص گفت: در تاریخ ۹۶/۰۴/۲۹ به محض دریافت اخبار، رسیدگی به موضوع در دستور کار قرار گرفت و بلافاصله تیم حادثه به محل سرقت اعزام شد.

وی افزود: پلیس با توجه به حساسیت موضوع پرونده از تمام امکانات خود برای شناسایی و دستگیری سارقان استفاده کرد.

سرهنگ فلاح بیان کرد: با توجه به وجود یک دوربین در مسیر سرقت خودرو و علی رغم کیفیت نامطلوب آن، با بررسی فیلم‌های این دوربینهویت متهم پرونده برای ما احراز شد و این امر موجب شد تا نسبت به دستگیری وی اقدام کنیم.

این مطلع در خصوص پارک خودرو در کنار جاده گفت: نیروهای پلیس پس از شناسایی خودروی رها شده در کنار جاده سریعا به محل اعزام شدند و خودرو پارک شده‌ در زیر یک درخت در کنار یک ساختمان را که درهای آن کاملا بسته و شیشه‌هایش بالا بود را مشاهده کردند.

سرهنگ فلاح در پاسخ به قاضی مستشار دادگاه مبنی بر اینکه در گزارشات آمده که یک مامور راهور خودرو سرقتی را در زمان تردد مشاهده کرده است،  چرا در این خصوص اقدامی نشده بود؟ گفت: بله، بنا بر گزارش‌ها یک مأمور راهور خودرو را در مسیر مشاهده می‌کند و موضوع را گزارش می‌دهد، البته این مشاهده ۱۰ دقیقه قبل از اعلام پلیس مبنی بر سرقت خودرو بوده است، اما مأمور راهور خودرو را تعقیب کرده و به خاطر اینکه خودرو سرقتی نسبت به تعقیب پلیس حساس نشود با کمی فاصله از آن حرکت کرده است، اما خودرو متهم در دو راهی قیامدشت به سمت تهران باز می‌گردد.

قاضی مستشار دادگاه از سرهنگ فلاح به عنوان مطلع پرسید: باتوجه به اینکه این خودرو مدت طولانی در کنار جاده پارک بوده است، چرا گشت پلیس به محل برای شناسایی خودرو اعزام نشده است؟

سرهنگ فلاح گفت: با توجه به حساسیت پرونده ما همه توان و نیروهای خود را برای شناسایی خودرو به کار بستیم، اما در خصوص پارک این خودرو در کنار جاده باید گفت: متأسفانه محل پارک خودرو محل پرتردد و شلوغی نیست و اگر خودرویی از آن جا عبور کند، همه سرعت بالا دارند و احتمال اینکه کسی نسبت به خودرو مشکوک شود و یا بتواند کودک را در آن مشاهده کند، کم است. حتی اگر فرد پیاده‌ای از کنار خودرو هم عبور می‌کرد، با توجه به کثیف بودن خودرو احتمال اینکه کسی به وجود کودک در خودرو حساس شود، کم است.

در ادامه رسیدگی، کوشا وکیل اولیای دم با کسب اجازه از قاضی کشکولی در جایگاه قرار گرفت و گفت: آقای قاضی من درباره دو موضوع سوال دارم، اول اینکه چگونه امکان دارد که در روز دوشنبه جلسه اول برگزار شود و روز سه شنبه متهم ردیف سوم پرونده شناسایی و دستگیر و امروز هم در دادگاه حاضر شود؟ چطور است که تاکنون موفق به دستگیری این متهم نشده بودند، اما طی این دو روز این فرد بازداشت شده است؟ این موضوع جای سوال دارد و باید بررسی شود.

کوشا افزود: آقای احمد.د که در حال حاضر به عنوان مطلع در دادگاه حضور دارد، بر اساس فیلم‌های دوربین ها، بعد از ظهر حادثه بر سر صحنه حاضر می‌شود که هدف او از این کار دریافت اخبار بوده که ببیند اوضاع و احوال چگونه است.

وی عنوان کرد: با توجه به صحبت‌های این فرد، او در جریان سرقت خودرو بوده است و اگر به موقع این موضوع را گزارش می‌داد، می‌شد جان کودک را نجات داد.

وکیل اولیای دم در خصوص سوال دوم خود گفت: سوال من از سرهنگ فلاح به عنوان سرهنگ نیروی انتظامی این است که اقدامات پلیس برای کشف سارق و کودک تا روز سه شنبه چه بوده است؟

در ادامه، وکیل متهم ردیف اول ضمن عرض تسلیت به خانواده اولیای دم، گفت: این حادثه احساسات کل جامعه را جریحه‌دار کرده است. این جرایم ناشی از مصرف مواد مخدر و روانگردان است که باید جامعه فکر اساسی برای آن کند، لایحه دفاعیه را به دادگاه تقدیم و شفاهاً‌ نکاتی را بیان می‌کنم.

وی در خصوص اتهام قتل عمد موکلش که در کیفرخواست مطرح شده است، گفت: به استناد بند پ ماده ۲۹۰ قانون آیین دادرسی کیفری در موضوع قتل عمد، صرفا قصد موکل من سرقت بوده است. به اظهارات او محل پارک ماشین جای پرتردد بوده و متهم فرض را بر این گذاشته است که در آن حوالی خودرو کشف می‌شود و بچه به آغوش خانواده بازمی‌گردد که متأسفانه این قصد منجر به قتل کودک می‌شود.

در ادامه رسیدگی به این پرونده قاضی محمدی کشکولی در خصوص متهم احسان.ح بیان کرد: این فرد کسی است که محمد پس از اینکه خودرو را با طفل رها می‌کند، او را با پراید سفید رنگ که متعلق به پدرش است با کیسه پلاستیک سفید رنگ سوار خودرو کرده و به منزل منتقل می‌کند، پرونده این فرد به اتهام خرید و فروش مواد مخدر، تحصیل مال مسروقه در دادگاه کیفری دو انقلاب در حال رسیدگی است، در حال حاضر این فرد به‌عنوان مطلع در جایگاه حاضر می‌شود.

متهم در خصوص روز حادثه گفت: محمد دوست من است، تماسی گرفت و گفت بیا دنبال من. به سمت استخر رفتم و با او تماس گرفتم، هنگامی‌که خیابان استخر را دور زدم، از شیشه ماشین به من دست تکان داد، ۱۵ متر جلوتر رفتم و توقف کردم. محمد با کیسه سفید رنگی داخل خودرو شد.

قاضی: داخل کیسه سفید چه بود؟

متهم گفت: یک کارت هدیه پلمپ شده و یک تی‌شرت سفید رنگ داخل کیسه بود.

محمد گفت: ضبط ماشین را به مهدی دادم که دیروز گفت ضبط دست خودم است. درباره سرقت حرفی نزد و راجع به بچه هم چیزی نگفت. در آگاهی متوجه شدم که بچه داخل خودرو بوده است. ما آن روز باهم به منزلمان رفتیم و من کارت را از مغازه‌دار به مبلغ ۹۸۸۰۰ تومان خالی کردم و یک گرم شیشه به محمد دادم و با هم مواد مصرف کردیم.

قاضی: محمد شب را در منزل شما بود؟

متهم: خیر تا غروب آن جا بود.

قاضی: چه زمانی متوجه دستگیری محمد شدید؟

متهم: از سوی زن صیغه‌ای ایشان متوجه شدم که گیر کرده است. در این مدت با او تماس نداشتم و از سرقت خودرو و بچه بی‌اطلاع بودم.

در ادامه این دادگاه وکیل متهم ردیف دوم در دفاع از موکل خود گفت: پس از صدور قرار نهایی توسط بازپرس در خصوص اتهام موکل من قرار منع تعقیب مبنی بر قتل عمد صادر شده است، همچنین در خصوص معاونت در سرقت توسط موکل من باید گفت: موکل من در این سرقت دارای وحدت قصد نبوده است و به نوعی در عمل انجام شده قرار گرفته است.

وی افزود: ارتباط موکل من با متهم ردیف اول صرفاً به خاطر اعتیاد به مواد مخدر بوده است و اگر چنین موضوعی وجود نداشت اصلا در اینجا حاضر نمی‌شد.

وکیل متهم ردیف دوم در خصوص اتهام عدم کمک به فرد نیازمند به کمک بیان کرد: در خصوص خودداری موکلم از کمک باید اعتیاد وی به شیشه و آثار آن و  اینکه موکل من از متهم ردیف اول درخواست کرده بود که کودک را به آژانس تحویل دهد را باید در نظر گرفت.

پس از دفاعیات این متهم، قاضی کشکولی در ارتباط با ایراد وارده مبنی بر علت ارجاع پرونده از شعبه ۴ بازپرسی به شعبه ۱۰ گفت: با توجه به جرم واقع شده، نماینده دادستان تشخیص داده است که بر اساس قانون این پرونده باید در شعبه تخصصی خود که مربوط به قتل عمد است، ارجاع شود و علت اصلی این ارجاع پرونده تخصصی بودن شعبه ۱۰ بازپرسی است.

پس از توضیحات قاضی کشکولی، وکیل متهم ردیف اول در جایگاه قرار گرفت و در دفاع از متهم ردیف اول گفت: سابقه سرقت، مصرف مواد مخدر، ترس از دستگیری و غیره همه از جمله عواملی بودند که باعث شد موکل من کودک را به نیروی انتظامی تحول ندهد، البته وی تمام سعی خود را کرده بود که خودرو را در جایی قرار دهد که قابل مشاهده و شناسایی باشد، در این راستا متهم خودرو را در جایی پارک کرده بود که محل تردد و رفت و آمد و محل برگزاری پنج‌شنبه بازار بوده است. محل پارک خودرو بین دو استخر واقع شده و محلی برای فروش لباس و میوه بوده است.

این وکیل متهم ادامه داد: بر اساس گزارشات خودرو زیر سایه، بدون بنزین و با دریچه باز کولر پارک شده بود. این‌ها نشان می‌دهد که وی قصد داشته است که جان کودک به خطر نیافتد و وی کوچکترین احتمالی مبنی بر وقوع این حادثه را نمی داده است.

پس از دفاع وکیل متهم ردیف اول،‌ قاضی شهریاری نماینده دادستان در دفاع از کیفرخواست صادره گفت: همان گونه که در کیفرخواست آمده است، اشد مجازات را برای متهمان درخواست کرده‌ایم.

وی افزود: البته در اینجا باید موضوع پیشگیری‌های رشد مدار را در نظر گرفت، چرا در این خصوص هیچ گونه اطلاع رسانی صورت نمی‌گیرد؟. چرا به موضوعات پیشگیری رشد مدار توجه نمی‌شود؟، لازم است که از این تریبون به خانواده‌ها اعلام کنم که بیش از گذشته نسبت به موارد پیشگیرانه حساس باشند و موضوعات پیشگیرانه را رعایت کنند.

در ادامه وکیل مدافع اولیای دم پرونده در اعتراض به صحبت های نماینده دادستان گفت: شهریاری نماینده مدعی العموم است یا وکیل متهمان؟.

شهریاری پاسخ داد: بنده قصد دفاع از متهمان را ندارم و فقط به ایرادهای مطرح شده از کیفر خواست پاسخ می دهم.

نماینده دادستان ادامه داد: متهمان ردیف اول و دوم به عنوان مسببین در قتل محسوب می شوند.

شهریاری گفت:در طول جلسه قبل، اولیای دم پرونده بیان کردند که قرار منع تعقیب مهتم ردیف دوم پرونده را امضا نکردند. در صورتی که هم پدر و هم مادر مقتول با دستخط خودشان نوشتند که اعتراضی به قرار صادر شده ندارند و تقاضای رسیدگی سریع به پرونده را دارند.

وی ادامه داد: بنده از روز ۹۶/۵/۱۲ دیگر اولیای دم را ندیدم. در روز ۱۲ مرداد که همراه اولیای دم در دفترم حاضر شدند و همراه آنان برای کارشناسی خودرو به پارکینگ خاوران رفتیم که همان روز هم آنها در خصوص موضوعی از بنده طلب حلالیت کردند. اینکه اولیای دم می گویند از قانون خبر نداشتند و قرار منع تعقیب را امضا کردند، پذیرفته نیست.

شهریاری در خصوص ایراد متهم ردیف اول پرونده به تغییر شعبه بازرسی پرونده گفت: ابتدا پرونده به شعبه ۴ بازرسی ارسال شد.در دادسرای تهران ۳۰ تا ۴۰ شعبه وجود دارد که حدود ۱۰ شعبه به صورت تخصصی به پرونده ها رسیدگی می‌کنند. امروز پرونده‌ها در دادستانی به صورت تخصصی رسیدگی می شود.

نماینده دادستان تصریح کرد:در ابتدای تشکیل پرونده فقط موضوع سرقت مطرح بود، اما با ادامه رسیدگی مسئله قتل عمد مطرح شد که پرونده به شعبه ویژه قتل ارجاع داده شد. در راستای اجرای عدالت، خواستار اعدام و مجازات های تکمیلی برای متهمان هستم.

در ادامه قاضی توضیح داد:کار نماینده دادستانی پاسخ به ایرادهای مطرح شده از کیفر خواست است.

کوشا وکیل اولیای دم گفت:در راستای اجرای عدالت در جلسه اول نماینده دادستان اقدام به قرائت کیفر خواست کرد که باید کیفر خواست از رو خوانده می‌شد و نماینده دادستان اظهار نطری در مورد آن نمی‌کرد.

وی ادامه داد: نماینده دادستان باید در جایگاه مدعی العموم از شاکی حمایت کند، اما در باب پیشگیری می گوید که چرا پدر کودک در ماشین را نبسته است. متهمان به موکل بنده آسیب جسمی وارد کردند و تمام لباس های وی پاره شده است.

در این لحظه پدر بنیتا لباس هایی که روز حادثه به تن داشت را به افراد حاضر در دادگاه نشان داد.

قاضی کشکولی گفت: شما ۱۰ روز فرصت داشتید که به کیفرخواست صادر شده ایراد بگیرید که وقت آن تمام شده است.

در این لحظه «محمد.و» متهم ردیف اول پرونده برای اخذ آخرین دفاعیات در جایگاه حاضر شد.

محمد خطاب به دادگاه بیان داشت:من به ۴صفحه از پرونده اعتراض دارم. به من در زمان بازپرسی قرص خواب داده می شد و نمی دانستم که چه می گویم.

وی گفت: قصد سرقت خودرو را نداشتم، مهدی از من خواست سوار خودروی روشن شوم. من ۳ ماشین دارم. خودم وسیله دارم، چه لزومی دارد که سرقت کنم؟.

وی افزود: قتل را قبول ندارم، قصدم قتل نبوده است و همچنین قصد سرقت هم نداشتم.

در ادامه رسیدگی به این جلسه، متهم ردیف دوم به ارائه آخرین دفاعیات خود پرداخت.

مهدی.ش گفت: زمانی که متوجه شدم، به محمد گفتم بچه را تحویل بدهد. من بیشتر از این بلد نبودم که کمک کنم. در گرمای تابستان یخ کرده بودم، می خواستم به خانواده بچه کمک کنم.

وی خطاب به خانواده بنیتا گفت: حداقل قاتل بچه را به شما تحول دادم. من بیشتر از این نتوانستم کمک کنم.

قاضی خطاب به متهم گفت: آیا صحبت‌های طالب، مسعود.ن و احسان. ح را که در خصوص شما بود را قبول دارید؟

وی گفت: من بیشتر از این نتوانستم کمک کنم. در قیامدشت به محمد زنگ زدم، گفتم من با تو دیگر کاری ندارم و مواد هم نمی خواهم. با آژانس و تاکسی هر طوری که شده است، بچه را به خانواده اش برسان.

قاضی خطاب به متهم گفت: بعد از اینکه از احمد جدا شدی، کجا رفتی؟

متهم گفت: با احمد به سمت قیامدشت رفتم.

قاضی خطاب به احمد.د گفت: اظهارات مهدی را تایید می کنی؟

متهم گفت: خیر، آن موقع در آرایشگاه بودم. هیچ کدام آنها را ندیدم. من فقط تا قیامدشت او را رساندم. او منتظر محمد بود.

متهم ردیف دوم در ادامه دفاعیات خود بیان کرد: قصد من فقط کمک بوده است. نمی دانم چرا دوستان الان پشتم را خالی کردند، من نیسان دارم و شبی ۳ هزار آشغال می برم که فقط نان حلال برای خانواده‌ام ببرم، مواد می کشیدم، اما دنبال دزدی و مال دزدی نرفتم. مادرم سکته کرده و زنم درخواست طلاق داده است. آقای قاضی من فقط بند کیف را برداشتم.

وی در آخرین دفاعیات خود مطرح کرد: از خداوند می خواهم که این خانواده به حق خود برسد، دوستانم پشتم را خالی کرده اند.

قاضی رسیدگی به پرونده ختم رسیدگی به دادگاه را اعلام کرد و گفت: یکشنبه هفته آینده پس از شور با همکاران رأی صادر خواهد شد.

]]>
http://elat.ir/%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%b7%d8%b1%d8%ad-%d8%b4%d8%af%d8%9b-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad%d8%a7%d8%aa-%d9%85/feed/ 0
جزئیاتی از جنایت خانوادگی اخیر در تهرانپارس http://elat.ir/%d8%ac%d8%b2%d8%a6%db%8c%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%ae%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7/ http://elat.ir/%d8%ac%d8%b2%d8%a6%db%8c%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%ae%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7/#respond Wed, 13 Sep 2017 09:40:27 +0000 http://elat.ir/?p=327896 پایگاه خبری علت :«برادران همسرم در زندگی‌ام دخالت کرده‌اند و باعث شده‌اند زنم از خانه برود. آنها ۲۰ میلیون تومان به من خسارت زده‌اند و …» این بخشی از متن دست‌نوشته مرد ۴۸ ساله‌ای است که شامگاه دوشنبه و در جنایتی خونین، دو دختر جوانش را در یکی از محله‌های شرق تهران کشت و بعد هم به زندگی‌ خود پایان داد.

به گزارش ایسنا، روزنامه «ایران» در ادامه نوشت: راز این جنایت هولناک به دنبال تماس زنی میانسال با پلیس فاش شد. این زن با صدایی هراسان به مأمور پلیس ۱۱۰ گفت: «لحظاتی قبل برادرم با من تماس گرفت و گفت دو دخترش را کشته و خودش هم قرص خورده تا به زندگی‌اش پایان دهد.»

با اعلام این موضوع به کلانتری ۱۲۶ تهرانپارس، مأموران بلافاصله خود را به خانه شهرام در خیابان ۱۹۸ شرقی تهرانپارس رساندند اما در ورودی آپارتمان مورد نظر بسته بود. به‌ همین دلیل مأموران پس از هماهنگی قضایی وارد خانه و با پیکرهای خونین دو دختر جوان در کف آشپزخانه و با بدن نیمه‌جان مرد میانسال داخل پذیرایی روبه‌رو شدند. همان موقع هماهنگی لازم برای انتقال عامل جنایت به بیمارستان صورت گرفت.

از سوی دیگر با اعلام خبر جنایت به بازپرس ایلخانی و تیم جنایی، آنها نیز راهی خانه مورد نظر شدند. با حضور بازپرس شعبه هشتم دادسرای امور جنایی تهران و تیم ویژه بررسی صحنه جرم مشخص شد که دو دختر ۱۹ و ۲۱ ساله با ضربات متعدد قمه خونین که در سمت راست اجساد افتاده بود، از پا درآمده‌اند.

در بازرسی از محل جنایت نیز، دست‌نوشته‌ای که روی تلویزیون چسبانده شده بود توجه تیم جنایی را جلب کرد. در این تکه‌کاغذ که امضای شهرام پایش بود، نوشته شده بود: «برادران همسرم در زندگی‌ام دخالت کرده‌اند و باعث شده‌اند همسرم برود. آنها ۲۰ میلیون تومان به من خسارت زده‌اند.» در حالی که خواهر شهرام دست‌خط برادرش را تأیید کرده بود، با این حال برای اطمینان، دست‌نوشته به دستور بازپرس جنایی در اختیار کارشناسان پلیس قرار گرفت.

مرگ قاتل

پس از تحقیقات مقدماتی و در حالی که دستور انتقال اجساد به پزشکی قانونی صادر شده بود، تیم جنایی در تماس مسئولان بیمارستان پی بردند که عامل جنایت نیز جان سپرده است. از سوی دیگر مشخص شد که همسر شهرام ۴۰ روز قبل به خاطر اختلاف‌های شدید خانوادگی با شوهرش، خانه را ترک کرده است و حتی در این رابطه پرونده‌ای نیز در کلانتری تشکیل شده بود. دختر بزرگ و مادرش در فروشگاهی کار می‌کردند و دختر کوچک‌تر نیز مشغول تحصیل بوده است.

همسایه عامل جنایت چه گفت؟

محل جنایت، طبقه اول ساختمان قدیمی ۵ طبقه‌ای است که تعداد زیادی از واحدهایش هم خالی است. یکی از همسایه‌ها گفت: «مرد خانواده آدم عصبی و معتادی بود که به خاطر بیکاری، اغلب مواقع در خانه بود. به خاطر اینکه ارتباط خوبی با همسایه‌ها نداشت ما هم سعی می‌کردیم با آنها صحبت و مراوده‌ای نداشته باشیم. اینجا خانه مادریِ قاتل بود. پس از مرگ مادر، خانه به پسرش – عامل جنایت – رسیده بود. در حالی که هزینه‌ای برای خانه و اجاره نمی‌دادند اما مرد جنایتکار به خاطر مشکل اعتیاد و بیکاری، مدام با خانواده‌اش جر و بحث و مجادله داشت. همسرش هم مدتی قبل و به دنبال اختلاف‌های شدید قهر کرده و از خانه رفته بود و تقریبا این مرد با دو دخترش تنها بود. البته یکی از دخترها سر کار می‌رفت چون من چند بار صبح‌ها او را با لباس فرم دیده بودم.»

وی در خصوص شب جنایت هم گفت: «ساعت حدود ۷:۳۰ بود که از سر کار برگشتم و در حال تماشای تلویزیون بودم که ناگهان صدای جیغ و فریاد دخترها را شنیدم و بعد از آن هم یکی از دخترها با صدای بلند گفت بابا … بابا … چیکار می‌کنی و … بعد از مدتی دیگر صدایی نیامد و من فکر کردم که دعوایی بوده و تمام شده است. یکی دو ساعت بعد دیدم ماشین پلیس جلوی در خانه ایستاد. وقتی به پایین ساختمان آمدم دیدم مأموران در حال انتقال اجساد دو دختر جوان هستند.»

بررسی صحنه جنایت هم حکایت از آن داشت که شهرام با ضربات متعدد قمه، دو دختر ۱۹ و ۲۱ ساله‌اش به نام‌های «سوگند» و «سولماز» را از ناحیه گردن و سینه مورد ضرب و جرح قرار داده و هر دو را به قتل رسانده است. همچنین در تحقیقات بیشتر و بررسی‌های پلیسی مشخص شد قاتل پس از جنایت، خود نیز با مصرف قرص اقدام به خودکشی کرده که بلافاصله از طریق اورژانس به بیمارستان منتقل شده بود که ساعتی بعد جان سپرد.

]]>
http://elat.ir/%d8%ac%d8%b2%d8%a6%db%8c%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%ae%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7/feed/ 0
نامه نبی‌ الله احمدلو به رئیس شورای امنیت http://elat.ir/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%86%d8%a8%db%8c%e2%80%8c-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%d9%84%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3-%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%85/ http://elat.ir/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%86%d8%a8%db%8c%e2%80%8c-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%d9%84%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3-%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%85/#respond Thu, 07 Sep 2017 05:13:49 +0000 http://elat.ir/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%86%d8%a8%db%8c%e2%80%8c-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%d9%84%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3-%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%85/
خبرگزاری ایسنا: رییس جمعیت حقوقدانان ایرانی مدافع حقوق بشر در نامه‌ای خطاب به رییس شورای امنیت سازمان ملل متحد، کشتار بی‌رحمانه مسلمانان مظلوم میانمار را محکوم کرد.

متن این نامه به شرح زیر است:

با اهدا سلام

 

احتراما کشتار بی‌رحمانه مسلمانان مظلوم میانماری که تاکنون ده‌ها هزار نفر کشته و صدها هزار آواره و هزاران تجاوز به زنان و دختران را در پی داشته است، مصداق بارز جنایت علیه بشریت و نسل کشی و قوم زدایی است که با کمال تاسف در سکوت جامعه جهانی انجام می گیرد.

آنچه در تمامی اسناد حقوق بشری با تاکید بیان شده و امروزه به عنوان یک قاعده امره در جامعه جهانی شناخته شده است تعهد دولت ها در تضمین حق حیات و امنیت مردم کشور خود می باشد که این امر مهم در دولت کشور میانمار نادیده گرفته شده است.

در ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر و بند ۱ ماده ۶ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی به عنوان یک اصل غیرقابل خدشه به این امر مهم تاکید دارد و ماده دو این میثاق تعهد دولت ها در ژنوساید را به عنوان یک قاعده امره به جهانیان معرفی می کند و از طرفی تمامی اسناد حقوق بشری من جمله بند ۱ ماده دو میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و ماده ۲ اعلامیه جهانی حقوق بشر تعهد دولت ها بر عدم تمایز انسان ها به واسطه مذهب و غیره را به عنوان اصل بنیادین حقوق بشری مورد شناسایی و تاکید قرار داده است، ولی در کمال حیرت و تاسف شاهد کشتار بی رحمانه قومی بی دفاع و مظلوم در سرزمین میانمار بواسطه مذهب شان با همراهی و همسویی دولت و قوای حاکمه میانمار هستیم، بدون اینکه اعتراضی موثر و اقدامی عملی از جانب نهادهای تاثیرگذار جامعه جهانی من جمله شورای امنیت سازمان ملل متحد را شاهد باشیم! چنین جنایات سازمان یافته علیه بشریت و نسل کشی گسترده نیز به طریق اولی نیازمند اقدامات و عکس العمل های شورای امنیت وفق فصل هفتم منشور ملل متحد من جمله ماده ۴۲ منشور می باشد.

علیهذا از آن شورای محترم موکدا می خواهیم با اقدامات عاجل و عملی وفق مقررات حاکم بر جامعه جهانی و به تجویز صریح منشور ملل متحد همانگونه که در بوسنی، رواندا، افغانستان و سایر کشورهای جهان با اقدامات موثر جلوی بروز فاجعه بزرگ انسانی گرفته شد و مانع از بروز ژنوسایدی عظیم تر گردید در خصوص جلوگیری از قتل عام و نسل کشی اقلیت مسلمانان میانمار اقدام گردد و با شناسایی و محاکمه و مجازات عاملان این نسل کشی و جنایت علیه بشریت از تکرار این فجایع سازمان یافته انسانی جلوگیری نمایند.

بدین وسیله هشدار می دهیم هرگونه تسامح، تعلل و کوتاهی در این امر عواقب سنگینی را متوجه جامعه بین المللی خواهد کرد.

دکتر نبی الله احمدلو – رییس جمعیت حقوقدانان ایرانی مدافع حقوق بشر (دارای مقام مشورتی شورای اقتصادی اجتماعی سازمان ملل متحد)

]]>
http://elat.ir/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%86%d8%a8%db%8c%e2%80%8c-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%d9%84%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3-%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%85/feed/ 0
تا کنون ۸ پس لرزه آمده است زلزله ۴.۹ ریشتری شَرَبیان در آذربایجان شرقی را لرزاند + مشخصات http://elat.ir/%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d9%86%d9%88%d9%86-%db%b8-%d9%be%d8%b3-%d9%84%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%a2%d9%85%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%b2%d9%84%d8%b2%d9%84%d9%87-%db%b4-%db%b9-%d8%b1%db%8c%d8%b4%d8%aa/ http://elat.ir/%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d9%86%d9%88%d9%86-%db%b8-%d9%be%d8%b3-%d9%84%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%a2%d9%85%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%b2%d9%84%d8%b2%d9%84%d9%87-%db%b4-%db%b9-%d8%b1%db%8c%d8%b4%d8%aa/#respond Mon, 28 Aug 2017 03:24:01 +0000 http://elat.ir/?p=326151 به گزارش پایگاه خبری علت  به نقل از خبرگزاری تسنیم، زمین لرزه به شدت ۴.۹ ریشتر با مشخصات ذیل شَرَبیان در آذربایجان شرقی را لرزاند.

هنوز از خسارات احتمالی این زمین لرزه گزارشی منتشر نشده است.

مردم زلزله زده تا کنون ۸ پس لرزه را پشت سر گذاشته اند.

شَرَبیان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی ایران است. این شهر در بخش مهربان شهرستان سراب قرار دارد. شربیان از تبریز مرکز استان، حدود ۱۰۰ و از سراب ۴۰ کیلومتر فاصله دارد.

تاریخ وقوع زلزله: دوشنبه، ۶ شهریور ۱۳۹۶ در ۰۳:۴۴:۴۹ 
(وقت محلی – تهران)

۲۰۱۷-۰۸-۲۷ ۲۳:۱۴:۴۹
(UTC)

بزرگی زلزله:

۴.۹

نوع بزرگی:

MN

موقعیت رومرکز زلزله: ۳۷.۸۷ شمالی و ۴۷.۰۸ شرقی
عمق: ۶ کیلومتر
عدم قطعیت مکانی: ۰.۸۷+/- کیلومتر در جهت شمالی – جنوبی
۱.۱۱+/-  کیلومتر  در جهت شرقی – غربی
منطقه: استان آذربایجان شرقی
فاصله‌ها: ۲ کیلومتری شربیان، آذربایجان شرقی
۹ کیلومتری دوزدوزان، آذربایجان شرقی
۲۱ کیلومتری تیکمه داش، آذربایجان شرقی
]]>
http://elat.ir/%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d9%86%d9%88%d9%86-%db%b8-%d9%be%d8%b3-%d9%84%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%a2%d9%85%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%b2%d9%84%d8%b2%d9%84%d9%87-%db%b4-%db%b9-%d8%b1%db%8c%d8%b4%d8%aa/feed/ 0
آتش سوزی انبار کالا در خیابان فدائیان تهران + عکس http://elat.ir/%d8%a2%d8%aa%d8%b4-%d8%b3%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%84%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%af%d8%a7%d8%a6%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%aa/ http://elat.ir/%d8%a2%d8%aa%d8%b4-%d8%b3%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%84%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%af%d8%a7%d8%a6%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%aa/#respond Sat, 26 Aug 2017 04:07:32 +0000 http://elat.ir/?p=325895 پایگاه خبری علت :آتش سوزی در تهران یک انبار را سوزاند

آتش سوزی در جنوب تهران، یک انبار کالا را طعمه حریق کرد. ساعتی پیش دو انبار کالا هر کدام به وسعت سه هزار متر در خیابان فداییان اسلام بالاتر از بزرگراه بعثت طعمه حریق شد.آتش سوزی در تهران

آتش سوزی در تهران

جلال ملکی سخنگوی سازمان آتش نشانی با بیان اینکه از حدود ساعت ۶ و نیم صبح این آتش سوزی در خیابان فداییان اسلام تهران اتفاق افتاده است،گفت:هم اکنون چند ایستگاه در محل حریق حضور دارند.

گفته می شود در بخشی از انبارها اسپری های خوشبو کننده نگهداری می شده است. دود ناشی از این حریق هم اکنون از شمال تهران قابل مشاهده است.

 

آتش سوزی در تهران

دو انبار طعمه حریق شدند

آتش سوزی در تهران

دود ناشی از آتش سوزی انبار در جنوب تهران

]]>
http://elat.ir/%d8%a2%d8%aa%d8%b4-%d8%b3%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%84%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%af%d8%a7%d8%a6%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%aa/feed/ 0
پدر آتنا اصلانی: حرف‌های قاتل آتنا دروغ است/ آرزو داشتم آتنا معلم شود +عکس http://elat.ir/%d9%be%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%aa%d9%86%d8%a7-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d8%b1%d9%81%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%a7%d8%aa%d9%84-%d8%a2%d8%aa%d9%86%d8%a7-%d8%af%d8%b1%d9%88/ http://elat.ir/%d9%be%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%aa%d9%86%d8%a7-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d8%b1%d9%81%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%a7%d8%aa%d9%84-%d8%a2%d8%aa%d9%86%d8%a7-%d8%af%d8%b1%d9%88/#respond Wed, 23 Aug 2017 10:32:22 +0000 http://elat.ir/?p=325644

به گزارش مشرق، ۲۸ خرداد امسال بود که خبر گم شدن دختربچه ۷ ساله‌ای به نام آتنا در میان مردم شهرستان پارس آباد اردبیل پیچید؛ خبری که از همان روز اول بین مردم شهر پیچید و همه برای پیدا کردن آتنا بسیج شدند.

نهایتاً جسد بی‌جان آتنا، ۲۰ روز بعد از پرس و جو مردم و پلیس، از منزل فردی که در پنجمین روز مفقودی دستگیر شده بود کشف شد و طبق نظریه اولیه پزشکی قانونی استان زمان فوت آتنا اصلانی به روز مفقود شدن او برمی‌گردد.

در مطلب پیش رو با بهنام اصلانی پدر آتنا که در غم از دست دادن دخترش به سوگ نشسته، به گفت‌وگو نشستیم تا کم و کیف این ماجرا را از زبان او بشنویم.

** آتنا کنارم مشغول بازی بود که به یکباره ناپدید شد

ساعت ۱۱ بود که آتنا پیش من آمد. ساعت ۱۲:۳۰ بود که پسر برادر زنم آمد و آتنا با پسر دایی‌اش بازی می کرد و به من هم کمک می‌کرد. همان‌جا ناهارش را خورد و همان جا هم گوشی‌ام را دادم بازی کرد. حول و حوش ساعت ۴ بود که قاتل آتنا یک مقدار ترشی برایم آورد. من بالای سر بساط بودم و دخترم هم کنارم بود. ترشی را که آورد گفت این ترشی‌ها را در ییلاق درست کرده‌ایم. اگر خوشت آمد باز هم برایت می‌آورم.

ترشی را گرفتم و گذاشتم داخل وانت. دخترم گفت نیاز نبود بگیری، در خانه ترشی داریم. ما که ترشی نمی‌خوریم و آنهایی را هم که داخل خانه داشتیم به مادربزرگ دادیم. حدود یک ساعت بعد از این ماجرا، آتنا ناپدید شد. خانه‌مان نزدیک بود. فکر کردم خانه رفته است.

با خانه تقریبا ۵۰ متر فاصله داشتیم. با خودم گفتم حتما خانه رفته است. یکی دو ساعت بعد دیدم خانه نرفته است. با خودم گفتم کجا می‌تواند رفته باشد. به خانه زنگ زدم. به خانه مادر زنم زنگ زدم. گفتند آنجا نیامده است. بساط را سریع جمع کردم و همه جا را گشتیم.

** قاتل آتنا را وقتی شناختم که دوربین‌ها را بررسی کردند

همه مردم پارس آباد به ما کمک می‌کردند و تمام پارس‌آباد را جستجو کردیم. ساعت ۱۰ شب بود که به پلیس ۱۱۰ اطلاع دادیم و فردای آن روز آگاهی در جریان قرار گرفت و آنها هم پی‌جویی خودشان را داشتند و ما هم پرس‌وجوهای خودمان را.

زمانی فهمیدم کار اسماعیل است که دوربین ها را بررسی کردند و متوجه شدند آتنا بین دو دوربین موجود در خیابان و جلوی مغازه اسماعیل ناپدید شده است.

 ** می‌دانستم قاتل آتنا سابقه کودک‌آزاری دارد

فقط از دو تا از سابقه‌هایش خبر داشتم و می‌دانستم کودک آزاری است ولی از همه اینها تبرئه شده بود. پرونده‌های زیادی داشت و همه به من می‌گفتند اما تبرئه شده بود. این را هم می‌دانستم که از میوه فروش نزدیک مغازه میوه می‌دزد ولی شک نکردم. بعد از دیدن دوربین‌ها فهمیدم که کار این است.

** قاتل آتنا نزول‌خوار بود

هشت سال است که در این مکان دستفرروشی می‌کنم و از همین جا هم می‌شناسمش و هر روز او را می‌دیدم. من اصلا این مسائل کاری نداشتم. البته درگیری‌های زیادی با سایرین داشت اما من اطلاع نداشتم. نزول خور بود و حتی میوه‌های میوه فروش را می‌دزدید. هفت ماه بود که میوه‌ها را می‌دزدید. میوه‌فروش ۵ فیلم داشت از میوه دزدیدهای این فرد اما باز هم محکوم نشد.

** همه حرف‌های قاتل آتنا دروغ است/در مغازه‌اش به خانم‌ها تجاوز می‌کرد

گفته است به خاطر طلاهای آتنا، او را دزدیده و چک داشته اما حسابش را چک کردند و دیدن ۸ میلیون پول دارد. حتی اگر این هم دروغ باشد، ۶۰۰ میلیون تومان به اهالی پارس آباد پول داده است. حتی به دو نفر از دستفروش‌ها، ۱۰۰ میلیون پول داده است. از حدود ۱۰ روز پیش، همسرش راه افتاده و دارد طلب ها و نزول هایی که شوهرش داده را جمع می‌کند.

دروغ می‌گوید. جلوی مغازه‌اش یک آبسرد کن وقف بود که همه می‌آمدند و آنجا آب می‌خوردند. آتنا هم وقتی می‌خواست آب بخورد آنجا می‌رفت یا به چلوکبابی کیوان. همه حرف هایش دروغ است. اگر او دخترم را نکشته است چرا از خانه او جسد کشف شد. چندین مورد قتل از او کشف شده است. اولین بار که هشت سال قبل برای دادم پیراهنم به مغازه‌اش رفتم دیدم مغازه‌اش ترسناک است. هیچ کس به مغازه‌اش نمی‌رفت. ماهانه ۱۰۰ هزار تومان هم در آن مغازه کار نمی‌کرد. همیشه خلاف می‌کرد. در آن مغازه به خانم‌ها تجاوزه می‌کرده و الان هستند کسانی که به خاطر آبرویشان شکایت نمی‌کنند.

** می‌خواست بعد از آتنا، مهدی را بکُشد

حتی اعتراف کرده که قصد داشته بعد از آتنا، مهدی پسر برادر زنم را بکشد. حتی این را هم گفته که در کوچه ما به فردی به نام جهان که فوت کرد، پیشنهاد داده بود و او از ترسش نزدیک این فرد نمی‌شد. فکر می‌کنم جهان را هم او کشته است. یعنی او قاتل حرفه‌ای و از داعش هم بدتر است. علت اینکه دولت به این فرد که این همه پرونده دارد، پروانه کسب داده را نمی‌دانم.

** آرزو داشتم دخترم معلم شود

همسرم بیمار شده و روانپزشک‌ها برای درمانش می‌آیند. وزیرل بهداشت دستور داده بود و از نظر درمانی به ما کمک می‌کنند. حتی فرزند دیگر هم بیمار شده است. به او گفته‌ایم آتنا برای تحصیل به تهران رفته است. او هم می‌گوید من کِی بزرگ می‌شویم و برای درس خواندن پیش خواهرم می‌روم. آرزوم داشتم دخترم را بزرگ کنم، درس بخواند و معلم بشود.

** همسر اولش به خاطر تجاوز به یک بچه ۹ ساله طلاق گرفت

خانواده قاتل اصلا به ما احترام نگذاشتند و حداقل یک پارچه سیاه جلوی مغازه‌شان نزدند تا عزای ما را نگه دارند. کینه دارم و راضی نیستم خانواده او در این شهر زندگی کنند. خانواده قاتل هر چه می‌گویند دروغ است. راحت زندگی‌شان را می‌کنند. به راحتی خرید و فروش‌شان را انجام می‌دهند و مغازه‌شان را هم باز کرده‌اند. همه‌اش دروغ است. فکر کنم حدود دو روز مغازه‌شان بسته بود اما بقیه دروغ است. آنها نمی‌دانستند که پسرشان قبلاً ۷ پرونده داشته؟ حتی همسر اول اسماعیل به خاطر تجاوز او به یک بچه ۹ ساله، طلاق گرفت. همه خانواده‌شان خبر داشتند که اسماعیل چطور آدمی است.

** فقط زمانی رضایت می‌دهم که مرده باشم/اشد مجازات را می‌خواهیم

در صورتی می‌تواند از ما رضایت بگیرد که من، همسرم و دختر دیگرم مرده باشند. اصلاً امکان ندارد رضایت بدهیم. الان راضی هستم دختر دیگر بمیرد ولی رضایت ندهم. اصلاً امکان ندارد. در فضای مجازی پیشنهادهای زیادی داده‌اند اما دروغ است.

** خاطره‌های آتنا نمی‌گذارد به خانه برگردیم

از دستگاه قضایی درخواست دارم این پرونده را هر چه سریعتر رسیدگی کنند و قاتل را به اشد مجازات برسانند تا ما هم راحت شویم. الان چند روز است که بلاتکلیفیم. نمی‌توانیم به خانه خودمان برویم. خاطره‌هایی از او در خانه خودمان داریم که نمی‌توانیم برگردیم و آنجا زندگی کنیم.

** دریافت ۱۰۰ میلیون تومان از علی دایی صحت ندارد

الان بیکارم. شایعه درباره ما خیلی زیاد است. مثلا می‌گویند علی دایی ۱۰۰ میلیون به من پول داده یا فلان ماشین را دریافت کرده‌ام. می‌گویند به همسرم طلا داده‌اند. حتی از اداره صدایم کردند و گفتند شایعه است. شایعه پشت سر ما زیاد است و همه این حرف‌ها دروغ است. الان فقط به این پرونده فکر می‌کنم. متاسفانه همه جا نوشته‌اند که دخترم می‌رفته آنجا و آب می‌خورده که دروغ است. قاتل، این بچه را کشانده و گفته که پدرت از این ترشی خوشش می‌آید، بیا و بگیر.

منبع: تسنیم
]]>
http://elat.ir/%d9%be%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%aa%d9%86%d8%a7-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d8%b1%d9%81%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%a7%d8%aa%d9%84-%d8%a2%d8%aa%d9%86%d8%a7-%d8%af%d8%b1%d9%88/feed/ 0
شیطان پارس آباد: وجدانم راحت است نه آتنا را آزار دادم نه او را کشتم! + تصاویر http://elat.ir/%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3-%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%88%d8%ac%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d9%87-%d8%a2%d8%aa%d9%86%d8%a7/ http://elat.ir/%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3-%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%88%d8%ac%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d9%87-%d8%a2%d8%aa%d9%86%d8%a7/#respond Wed, 23 Aug 2017 09:34:21 +0000 http://elat.ir/?p=325612 به گزارش پایگاه خبری علت به نقل از  گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان؛ می‌گویند خیلی از زندانی‌های این زندان هنوز هم نمی‌دانند قاتل  آتنای ۶ ساله، در یکی از سلول‌های همان زندانی است که آن‌ها هر روز و شب‌شان را در پشت میله‌ها و دیوارهای آن می‌گذرانند؛ زندانی‌هایی که کمتر روزی است داستان‌ قتل  دلخراش آتنا را دهن به دهن نچرخانند و هر روز روایت جدیدی به آن اضافه نکنند.

از وقتی قاتل آتنا را به زندان آورده‌اند، در انفرادی بوده؛ دور از چشم همه؛ با دو نفر محافظ شبانه‌روزی؛ می‌گویند زندانی‌های اینجا آنقدر غیرتی هستند که اگر بو ببرند «اسماعیل» پشت همین میله‌ها و دیوارها است، لحظه‌ای زنده‌اش نمی‌گذارند؛ قاتلی که با اعمال شیطانی و قتل فجیع آتنا، نه تنها قلب پدر و مادرش را که قلب تمام مردم ایران را به آتش کشید.

 شیطان پارس آباد: وجدانم راحت است نه آتنا را آزار دادم نه او را کشتم + عکس

با هر قدمی که برمی‌دارد، صدای جیرینگ جیرینگ کشیده شدن زنجیرهای پابند «اسماعیل» به موزاییک داخل بند، بلندتر می‌شود و صورتش در قاب نوری که از پشت سرش به داخل راهرو می‌پاشد، واضح‌تر می‌شود؛ چهره‌اش آرام است و بی‌روح؛ قیافه‌اش نه به جانی‌ها می‌خورد نه به شیطان‌صفت‌ها؛ درست مثل آدم‌های معمولی است؛ نه جای چاقو روی صورتش است و نه صدایش نخراشیده است و کلفت؛ ریز اندام است و به نسبت آخرین عکسی که از او دیده‌ام تغییری نکرده؛ با اینکه دستبند آهنی و پابند فلزی‌اش هیبتش را تکیده و افتاده کرده، ولی حال و روزش بهتر از چیزی است که تصور می‌کردم؛ صورت تراشیده؛ سر و وضع تمیز و مرتب و موهای فر و تنکی که معلوم است تازه شسته شده؛ به هر حال همه چیز در نگاه اول مرتب است و آرام…

با اینکه تأکید داریم که کلماتش را به زبان فارسی بگوید ولی وقتی احساساتی می‌شود و اشک‌هایش از نوک بینی‌اش می‌چکد و صدایش می‌لرزد، ناخودآگاه کلماتش آذری می‌شود و جمله‌های یکی در میان فارسی و ترکی؛ نامفهوم؛ به هر حال لُب کلامش این است که اعترافات قبلی‌اش را بالاجبار گفته و خلاصه نه به آتنا تجاوز کرده و نه او را کشته … حرف‌هایی که شاید باورش برای خودش هم چندان امکانپذیر نیست.

 شیطان پارس آباد: وجدانم راحت است نه آتنا را آزار دادم نه او را کشتم + عکس

متن زیر گفت‌وگوی یک ساعته‌ای است که با این متهم در زندان داشتیم؛ گفت‌وگویی که سعی شده برای حفظ امانت‌داری، حتی‌المقدور با همان کلمات شکسته و افعال محاوره‌ای به صورت مکتوب منتشر شود.

اسماعیل، از اون روزی بگو که آتنا به قتل رسید.
توی مغازه در حال رنگرزی بودم؛ عرق کرده بودم؛ جلوی مغازه نشستم تا عرقم خشک شه؛ وقتی بلند شدم و رفتم داخل مغازه دیدم دختر بهنام از داخل سرویس، داره بطری آب معدنی پر می‌کنه؛ بهش گفتم دختر داری چه‌کار می‌کنی؟ یهو دیدم افتاده جلو دستشویی؛ از پله افتاده و داره از بینی و دهانش خون میاد؛ نمی‌دونم سکته کرده بود یا هر چی؛ منم از ترس پدر و فامیلشون که قره‌داغلی‌ان و از ترس اینکه اگه می‌فهمیدن منو می‌کشتن، پا و دهانش رو گرفتم که خون زمین نریزه. چون مغازه باز بود و ما کار می‌کردیم، توی مغازه مشتری میومد و برای اینکه مشتری نفهمه بردمش اتاق پشتی قایمش کردم اونوقت دیدم مرده؛ نمی‌دونم از افتادن مرده یا سکته کرده یا تو دست من مرده به هر حال داخل مغازه من اتفاق افتاده بود.

یعنی تو آتنا رو نکشتی؟
نه من نکشتم یا از پله افتاده یا وقتی دستم رو جلوی دهانش گرفته بودم که خون روی زمین نریزه مرده یا نمی‌دونم سکته کرده مرده ولی من نکشتمش؛ خودم دختر دارم؛ ای کاش من مرده بودم و اون نمرده بود. خودم دختر دارم سه تا بچه دارم.

خب تو قبلاً اعتراف کردی که آتنا رو کشتی.
من توی فشار بودم؛ سرم باد کرده بود؛ همه بدنم سیاه بود؛ گفتم توی پارس آباد هرچی کشته شدن به گردن من بیاندازید و منو راحتم بذارید؛ اعدام  بشم از این عذاب و شکنجه  راحت می‌شم. دو ماهه خانواده‌ام رو ندیدم به خدا من هم آدمم؛ منم اشتباه کردم ولی اشتباهم فقط این بود که به پدرش نگفتم.

خب وقتی دیدی آتنا افتاده روی زمین چرا به پدرش نگفتی که چه اتفاقی افتاده؟
ترسیدم؛ ترسیدم منو بکشن؛ ولی کاش گفته بودم و می‌مردم ولی این همه عذاب نمی‌کشیدم؛ من توی این مدت یک مرتبه از اول تا آخر قرآن رو خوندم تا خدا از سر تقصیرم بگذره ولی ترسیدم از اینکه به پدرش بگم. حتی چند بار هم پدرش رو توی مسجد جامع دیدمش ولی جرأت نکردم بهش بگم.

ولی نتیجه آزمایش‌های پزشکی قانونی صراحتاً می‌گوید که به آتنا تجاوز شده است.
من تجاوز نکردم؛ وجدانم راحته. خودم دختر دارم؛ منم انسانم؛ وجدان و شرف دارم؛ به خدا قسم می‌خورم دست به اون دختر نزدم. پزشک قانونی هم بگه، مهم نیست؛ من وجدانم راحته که به اون بچه دست هم نزدم. بمیرم هم وجدانم راحته.

ولی نتیجه آزمایش‌ها چیز دیگه‌ای هست…
خب اصلاً من هیچی؛ اگه دختری افتاده باشه و در حال مرگ باشه، کسی احساساتی می‌شه؟

جنازه آتنا را چطور مخفی کردی؟
توی یک سطل بزرگ که پلاستیک داشت انداختمش؛ بعداً بردمش توی پارکینگ

کی طلاهای آتنا رو برداشتی؟ بعد از اینکه انداختی‌اش توی بشکه؟
همون موقع که جنازه آتنا روی زمین بود النگوهاش رو درآوردم؛ قبل از اینکه بندازمش توی بشکه.

خب یعنی تو توی اون شرایطی که خون از دهن و بینی آتنا میومد و به قول خودت ترسیده بودی که کسی نیاد توی مغازه و حتی مطمئن هم نبودی که مرده یا نه، طلاهاش رو درآوردی؟
پدرش دستفروش بود؛ من نیاز مالی ندارم ولی دنبال یک فرصتی بودم که طلاهاش رو بندازم توی حیاط خانه پدرش. من هیچ نیاز مالی ندارم. من خودم جای النگوها و گوشواره‌اش رو به پلیس  گفتم.

توی مدتی که خانواده آتنا ازش بی خبر بودن، پدرش پیش تو نیومد تا سراغ آتنا رو از تو بگیره؟
نه اصلاً.

تو قبلاً هم پرونده داشتی.
نه نداشتم.

تو قبلاً توی زندان نبودی؟
چرا بودم؛ یه بار به خاطر زنا.

سابقه دیگه‌ای هم داشتی؟
ضرب و جرح، قتل و آدم ربایی که در آن تبرئه شدم.

اطرافیانت می‌گن آدم شروری هستی..
نه! اصلاً

خب! معمولاً به آدمی که سابقه زنا داره؛ سابقه ضرب و جرح داره؛ سابقه آدم‌ربایی و قتل داره می‌گن شرور.
(سکوت)

توضیح می‌دی که پرونده زنا مربوط به چی بوده؟
وقتی من از زن اولم جدا شده بودم یک زنی بود به اسم فرانک؛ یک ماه با من دوست بود؛ یک بار رفته بود سفر و به من گفت که بعد از سفر میاد اردبیل منم از پارس آباد برم اردبیل تا یک روز با هم بگردیم؛ گفتم باشه؛ بعدازظهر یه آقا و خانمی آمدند مغازه من و گفتند تو که با دختر من فرار  کردی بگو کجاست؛ اون با یکی نامزده و از این حرفها؛ من هم گفتم من اینجام اون یه شهر دیگه؛ بعد از اون ماموران پلیس امنیت اخلاقی آمدند و به من گفتند باید بروم دادگاه؛ من هم رفتم؛ پدر دختر و قاضی در دادگاه حضور داشتند؛ بعد از حرف‌های پدر دختر گفتم که آن دختر رفته مسافرت و من پارس آبادم؛ چطور ممکنه باهم فرار کرده باشیم؟ خلاصه تبرئه شدم ولی ۱۰ روز بعد خود «فرانک» آمد سراغم و گفت اگه با من نیایی من خودم را می‌کشم؛ من هم گفتم برو بکش؛ من با تو فرار نکردم؛ خلاصه بعد از یک ماه دوباره از من شکایت کرد و گفته بود که این با من فلان کار و بهمان کار رو کرده؛ قاضی به من گفت تو این دختر را می‌گیری؟ من هم گفتم نه؛ من که اون رو سفر نبرده بودم؛ نهایتاً محکوم شدم و ۲ ماه زندان رفتم و با وثیقه آزاد شدم.

«عصمت غ» رو می‌شناسی؟ باهاش چند وقت ارتباط داشتی؟
عصمت مشتریم بود؛ من به داداش و خواهرش و ۶۰ نفر که برام فرش می بافتن دستمزد می‌دادم ولی هیچ ارتباط دیگه‌ای باهاش نداشتم.

اون رو چطور کشتی؟
اونو نکشتم.

خودت مگه اعتراف نکردی؟
توی آگاهی پارس آباد زیرفشار بودم و گفتم هر قتلی اینجا بوده رو من گردن می‌گیرم. اصلاً از خانواده‌اش بپرسید می‌گن که عصمت رفته آذربایجان و با یکی ازدواج کرده. توی آگاهی گفتن من یک سال و نیم یک خانه‌ای را اجاره کرده بودم و بعد پرسیدن عصمت غریبی رو کجا نگه داشتم؛ منم بهشون گفتم من هر روز صبح میرم مغازه و شب برمی‌گردم؛ اگه یک ساعت دیر برم خونه خانمم زنگ میزنه می‌گه کجایی. من یک سال و نیم کجا می‌تونستم برم؛ پارس‌آباد محیط کوچکیه؛ همه همدیگر رو می‌شناسن.

از همسر اولت جدا شدی؟
بله.

چرا می‌خواست از تو جدا بشه؟
اخلاقمون با هم جور در نمی‌آمد ولی من نمی‌خواستم طلاقش بدم.

می‌گن خانومت چون می‌خواستی به یک دختربچه تجاوز کنی ازت جدا شده.
نه؛ چون من طلاقش نمی‌دادم گفت که من یک دختربچه ۹ ساله رو برده بودم حموم.

برادرت مصاحبه کرده و گفته چند وقت پیش وقتی دختر همسایه‌تون اومده بوده از تو ابریشم قالی بگیره، گریه کنان برگشته بوده خانه‌شان و برادرهایش هم به خاطر کاری که تو با خواهرشان کرده بودی و او گریان برگشته بود خانه، با تو درگیر شدن …
نه این دروغه؛ من با برادرهای اون به خاطر مسائل مالی درگیر شدم. همه این حرفا دروغه؛ همه چی توی پرونده من در دادگاه هست.

پدر آتنا گفته راضی به اعدام تو نیست؛ می‌خواد تو سنگسار بشی.
من راضیم به رضای خدا؛ هر چی مصلحت الهی باشه همون می‌شه؛ خب حق می‌دم بهشون؛ بچه‌شون مرده؛ من اشتباه کردم که همون اول که بچه‌شون روی پله افتاده بود! بهشون نگفتم.

دوربین مغازه‌ات را چرا خاموش کرده بودی؟
مدتی بود که می‌خواستم مغازه را تخلیه کنم؛ برای همین هم دوربین مغازه را از یک ماه قبل از حادثه  از برق کشیده بودم؛ الان هم شما مغازه را ببینید مشخص است که دیوارها بتونه کاری شده تا مغازه را موقع تحویل، تمیز به مالک بدهم.

یک فیلم از تو هست که داری میوه از مغازه‌دار همسایه‌ات می‌دزدی؟
صاحب مغازه دندان من را شکسته بود و محکوم هم شده بود؛ آمد پیش من و بهم گفت اگه رضایت ندی، من از تو فیلم دارم که در حال دزدی  هستی و می‌روم شکایت می‌کنم؛ گفتم برو شکایت کن؛ شکایت کرد ولی من در دادگاه هم گفتم و شاهد هم داشتم که اون اجناس را خریده بودم؛ آخه سیب زمینی چه ارزشی داره که من بخوام سیب‌زمینی بردارم؟ همه اینها توی پرونده هم هست و من هم در اون پرونده تبرئه شدم.

خیلی‌ها می‌گویند یکی از بستگانت که در سیستم قضایی پارس‌آباد سمت مهمی داشته توی پرونده‌های قبلی‌ات کمکت می‌کرده…
نه به خدا اینها همه دروغ است؛ ما حدود ۲۵ سال است که با او قهریم و رفت و آمدی هم نداریم و او هم تبریز است نه پارس‌آباد. هر چی می‌گن دروغه.

حال مادرت به خاطر کارهای تو خیلی خوب نیست؛ می‌گه روی بیرون رفتن از خانه را ندارد؛ یک جورایی خانواده‌ات می‌گویند تو آبروی آنها را هم برده‌ای…
(پس از مدتی سکوت) مادر و خانواده‌ام من را می‌شناسند؛ می‌دانند من اهل این کار نیستم؛ برادر، برادرش را می‌شناسد؛ مادر، پسرش را می‌شناسد؛ ای کاش پایم شکسته بود و این اتفاق نمی‌افتاد. (گریه)

فکر می‌کنی دادگاه چه حکمی برات صادر می‌کنه؟
نمی‌دونم… ولی وجدانم راحته… من اشتباه کردم. خدا می‌دونه شاید اونها رضایت بدن؛ به هر حال آنها هم انسان هستند ولی من اشتباه کردم و پشیمانم. به خدا حاضرم دو تا دست منو ببرن ولی من دوباره چشمای اون بچه رو ببینم.

تجربه تلخ جنسی در دوران کودکیت داشتی؟ اصلاً بچه شر و شوری بودی؟
نه؛ من ۳۰ سال کاسبی کردم؛ همیشه کمک خرج خانواده و کمک حال پدرم بودم؛ خواهرم را عروس کردم؛ شغلم رنگرزی بود؛ یک عمر با آتش و رنگ کار کردم و در آخر هم سرنوشتم این طوری شد.

]]>
http://elat.ir/%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%b3-%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%88%d8%ac%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%86%d9%87-%d8%a2%d8%aa%d9%86%d8%a7/feed/ 0
یک مظنون حمله بارسلونا آزاد شد http://elat.ir/%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%b8%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d9%84%d9%88%d9%86%d8%a7-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d8%b4%d8%af/ http://elat.ir/%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%b8%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d9%84%d9%88%d9%86%d8%a7-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d8%b4%d8%af/#respond Wed, 23 Aug 2017 00:14:28 +0000 http://elat.ir/%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%b8%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d9%84%d9%88%d9%86%d8%a7-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d8%b4%d8%af/

خبرگزاری فارس: دیوان عالی اسپانیا بامداد چهارشنبه سرنوشت چهار مظنون دستگیر شده حملات شهر بارسلونا را مشخص کرد. این چهار مظنون، روز سه‌شنبه برای اولین بار در دادگاهی در مادرید حضور پیدا کرده و تفهیم اتهام شدند.

طبق گزارش رویترز، دادگاه اعلام کرد دو نفر از مظنونان به نام‌های «محمد شملال» و «ادریس اوکبیر» به عضویت در گروه تروریستی متهم شده‌‌اند و رای زندان شدند.

همچنین مقرر شد مظنون دیگر به نام «صالح الکاریب»، صاحب یک کافی‌نت در اسپانیا که محل سکونت اکثر اعضای باند تروریستی ۱۲ نفره بود، برای تحقیقات بیشتر کماکان در بازداشت پلیس باشد.

«محمد علا»، مظنون چهارم به دلیل نبود شواهد کافی علیه وی آزاد شد.

]]>
http://elat.ir/%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%b8%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d9%84%d9%88%d9%86%d8%a7-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d8%b4%d8%af/feed/ 0
دستگیری خواننده رپ به اتهام قتل شوهر مادرش+عکس http://elat.ir/%d8%af%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%be-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%aa%d9%87%d8%a7%d9%85-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1-%d9%85%d8%a7/ http://elat.ir/%d8%af%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%be-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%aa%d9%87%d8%a7%d9%85-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1-%d9%85%d8%a7/#respond Sun, 20 Aug 2017 02:29:14 +0000 http://elat.ir/?p=325215 به گزارش پایگاه خبر ی علت  از به نقل از اطلاع رسانی پلیس آگاهی تهران بزرگ، در ساعت ۱۵ مورخه۲۸ مرداد ۱۳۹۶ و ازطریق مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ یک فقره فوت مشکوک از طریق بیمارستان …. به کلانتری ۱۴۵ ونک اعلام شد.
با حضور مامورین در بیمارستان و انجام تحقیقات اولیه مشخص شد پیرمردی ۶۶ ساله به علت اصابت جسم سخت به ناحیه سر و شکستگی جمجمه فوت نموده است.
با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع فوت مشکوک و به دستور بازپرس شعبه سوم دادسرای ناحیه ۲۷ تهران ، پرونده در اختیار اداره دهم قرار گرفت.

متوفی قبل از مرگ خود در اظهاراتش عنوان داشته بود که توسط پسر همسرش بنام حمیدرضا ( متولد ۱۳۷۲ ) مورد ضرب و جرح قرار گرفته است.

همزمان با ارجاع پرونده به اداره دهم مظنون پرونده ( حمیدرضا ) ، در ساعت ۱۵ مورخه ۲۸ مرداد به کلانتری ۱۴۵ ونک مراجعه نمود و خودش را به مامورین معرفی کرد.

با انجام هماهنگی قضایی حمیدرضا به اداره دهم منتقل شد ؛ او در تحقیقات اولیه منکر هرگونه درگیری با مقتول و ضرب و جرح وی شده است.

حمیدرضا در اظهاراتش عنوان داشته است که : مورخه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶ زمانیکه وارد خانه مادرم در خیابان شیخ بهایی شدم متوجه شدم که مادرم با همسرش ( متوفی ) درگیر شده ؛ من فقط مادرم را برداشته و از خانه خارج شدم و اطلاعی از ضرب و جرح متوفی و علت مرگش ندارم.

سرهنگ کاراگاه حمید مکرم ، معاون مبارزه با جرایم جنایی با اعلام این خبر گفت : پسر همسر متوفی در حال حاضر در اختیار اداره دهم قرار داشته و تحقیقات از وی در مراحل مقدماتی قرار دارد.

اعتراف در ساعت ۲۰:۱۵

مرکز اطلاع رسانی پلیس آگاهی تهران بزرگ در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: خواننده رپ معروف در ساعت ۲۰:۱۵ روز جاری به ارتکاب جنایت و قتل همسر مادرش با انگیزه حمایت از مادر خود اعتراف کرد.

براساس اعلام این مرکز متهم در اعترافات اولیه عنوان داشت که پس از تماس برادرم از کشور امریکا مبنی بر اینکه مقتول با مادرم درگیر شده ، به سرعت خودم را به خانه رساندم.

زمانیکه به موضوع درگیری او با مادرم اعتراض کردم با یکدیگر درگیر شدیم که طی درگیری متوفی را مورد ضرب و جرح قرار دادم.

]]>
http://elat.ir/%d8%af%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%be-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%aa%d9%87%d8%a7%d9%85-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1-%d9%85%d8%a7/feed/ 0
رحمان؛ فردی که در ایران مهمات داعش را تامین کرد http://elat.ir/%d8%b1%d8%ad%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d9%81%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%87%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b9%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%aa%d8%a7/ http://elat.ir/%d8%b1%d8%ad%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d9%81%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%87%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b9%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%aa%d8%a7/#respond Sat, 19 Aug 2017 23:51:19 +0000 http://elat.ir/%d8%b1%d8%ad%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d9%81%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%87%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b9%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%aa%d8%a7/  

خبرآنلاین: گفتگوی برنامه «بدون تعارف» با «رحمان» یکی از عناصر دستگیر شده تروریست های داعش در ایران را درویدئوی زیر می‌بینید.
  در صورت پخش نشدن ویدئو بر روی تصویر زیر کلیک کنید.

 

]]>
http://elat.ir/%d8%b1%d8%ad%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d9%81%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%87%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b9%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%aa%d8%a7/feed/ 0