محمود رضا خواجه نصیری

کافی است بازار مدت کوتاهی رشد کند تا بلافاصله مجموعه‌ای از قضاوت‌ها درباره آن شکل بگیرد: «زیاد رشد کرده»، «بازدهش پیش‌خور شده»، «حباب دارد» و تعابیری از این دست. جالب این که بخش قابل‌توجهی از این قضاوت‌ها، با گذشت زمان، اشتباه از آب درمی‌آید. اما باز تکرار می‌شود.

دلیلش هم چندان پیچیده نیست.

اول؛ کارایی قیمت‌گذاری

برای اینکه بگوییم بازار بازده آینده را پیش‌خور کرده، باید بپذیریم که قیمت امروز، توان انعکاس مناسبی از اطلاعات و انتظارات آینده دارد. در اقتصادی که تورم، نرخ ارز، هزینه‌های تولید و حاشیه سود شرکت‌ها دائما در حال تغییرند، پیش‌بینی سودآوری آینده خود یک مسئله جدی است. وقتی آینده با عدم‌قطعیت بالایی مواجه است، نمی‌توان به‌سادگی فرض کرد که قیمت امروز، آینده را به‌درستی در خود منعکس کرده است.

علاوه بر این، ساختار خود بازار، محدودیت‌های معاملاتی، نقدشوندگی و سایر اصطکاک‌ها نیز بر کیفیت کشف قیمت اثر می‌گذارند.

خلاصه اینکه همان کسانی که برای نقد رشد بازار، آن را آن‌قدر توانمند در قیمت‌گذاری آینده می‌دانند که معتقدند «بازده آینده را پیش‌خور کرده»، وقتی نوبت به بحث کارایی بازار در قیمت‌گذاری می‌رسد، ناگهان بازار را ناتوان در پیش‌بینی و ضعیف در کشف قیمت می‌دانند و مدام دست‌اندازهایی مثل دامنه نوسان و حجم مبنا را پیش پای بازار می‌اندازند.

دوم؛ نقطه شروع مقایسه

بخش مهمی از قضاوت ما درباره «زیاد رشد کردن» کاملا به این بستگی دارد که مقایسه را از کجا شروع کرده‌ایم.

بازاری که چند سال از سایر بازارها عقب مانده، ممکن است در یک دوره صرفا در حال جبران آن عقب‌ماندگی باشد تا شاید بعد بتواند بازده واقعی کسب کند.

بنابراین انتخاب دوره مبنا در سنجش بازده، یک انتخاب صرفا آماری نیست؛ بخشی از چارچوب تحلیل است. تغییر نقطه شروع، به‌ویژه در بازارهای چرخه‌ای، می‌تواند نتیجه مقایسه و حتی تفسیر ما از رشد، عقب‌ماندگی و ارزندگی بازار را به‌طور معناداری تغییر دهد.

اگر این نقطه را به‌دلخواه انتخاب کنیم، تقریبا برای هر بازاری می‌توان روایت مطلوب خودمان را ساخت؛ مخصوصا اگر در بازار دیگری ذی‌نفع‌تر باشیم.

سوم؛ تفاوت میان رشد قیمت و پیش‌خور شدن بازده در یک اقتصاد تورمی

در شرایط تورمی، قیمت شرکت‌ها و سودآوری آنها هم‌زمان در حال تغییرند. ممکن است قیمت سهام افزایش پیدا کند، اما با وقفه، فروش و سود شرکت‌ها نیز افزایش یابد؛ حتی گاهی به دلیل تغییر حاشیه سود، رشد سود بسیار بیشتر از رشد فروش باشد.

در این وضعیت، افزایش قیمت لزوما به معنای پیش‌خور شدن سود آینده نیست؛ ممکن است قیمت صرفا در حال دنبال کردن سودآوری جدید باشد.

در اقتصاد ایران، مشخصا امروز رشد تورم و نرخ ارز دامنه نوسان ندارد، اما رشد قیمت سهام دارد. حالا این بازار اگر خیلی هنر کند، لنگ‌لنگان خودش را به رشد تورم و ارز برساند؛ «پیش‌خور کردن» که پیشکش!

اگر به دنبال اظهار نظر هستیم، یا در معرض سوال درباره بازارهای مالی قرار می‌گیریم، بهتر است کلی‌صحبت نکنیم.

این، زبان عامیانه زبان بازار نیست؛ سخیف پنداشتن بازار است.

خوشبختانه امروز قدرت تحلیل فعالان این بازار فراتر از این نوع تحلیل‌های شخصی است. بنابراین چنین اظهاراتی شاید آزرده‌کننده باشد، اما نگران‌کننده نیست.

بازار راه خودش را تا رسیدن به مقصد، با هوشمندی خواهد رفت.

خواجه نصیری: تورم و دلار دامنه نوسان ندارند، بورس دارد؛ پیش خور کردن پیشکش!

منبع: بورس۲۴