همزمان با حضور مسعود پزشکیان رئیس جمهوری کشورمان در نیویورک برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل بار دیگر بحث جنجالی دیدار روسای جمهور ایران و آمریکا وارد مباحث رسانه ای شده است.
اعلام آمادگی آمریکایی ها برای دیدار با ایرانیها در حالی مطرح شده که دایره تحریمهای واشنگتن علیه ایران با محدودیتهای بانکی و فشار بر شرکتهای هواپیمایی تنگتر شده است. در چنین فضایی، این پرسش مطرح است که سفر مسعود پزشکیان به نیویورک و دیدارهای حاشیه مجمع عمومی تا چه اندازه میتواند به کاهش تنشها کمک کند و رئیسجمهور ایران در سخنرانی خود چه پیامی درباره مسیر آینده مذاکرات ارائه دهد؟
اقتصادنیوز این پرسش را با علی بیگدلی، تحلیلگر مسائل بینالملل در میان گذاشته است. بیگدلی با تأکید بر اینکه «راه دیگری جز دیپلماسی نداریم»، معتقد است تفاهمنامه اسلامآباد میتواند مبنای مناسبی برای ازسرگیری مذاکرات باشد، مشروط بر اینکه دو طرف آمادگی نشان دادن انعطاف داشته باشند.
او همچنین دیدار احتمالی پزشکیان و ترامپ را اتفاقی عادی در چارچوب دیپلماسی میداند و تأکید میکند که آغاز گفتوگو به معنای واگذاری امتیاز به طرف مقابل نیست.
مشروح گفتوگوی اقتصادنیوز با این تحلیلگر مسائل بینالملل را در ادامه میخوانید؛
****
* آقای بیگدلی، همزمان با برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل، شاهد افزایش فشارها بر ایران هستیم. دایره تحریمها در حال تنگتر شدن است؛ از تحریم شرکتهای هواپیمایی گرفته تا شبکه بانکی. ابتدا بفرمایید ارزیابی شما از این روند چیست و فکر میکنید این وضعیت به کجا میانجامد؟
در آستانه نشستهای دیپلماتیک، یک طرف تلاش میکند سطح فشار و تنش را بالا ببرد تا طرف مقابل را در تنگنا قرار دهد و بتواند سر میز مذاکره از او امتیاز بگیرد. آمریکاییها پیش از مطرح شدن بحث نشست نیز سیاست فشار اقتصادی را اعلام کرده بودند.
مسئله دیگر این است که این ادعای آمریکا و در پیش گرفتن این سیاست اقتصادی، از نظر حقوق بینالملل نمیتواند کاملاً قابل اجرا باشد و حتی بسیاری از کشورها میتوانند آن را نپذیرند. معمولاً کشورها زمانی موظف به رعایت مقررات و تصمیمات سیاسی هستند که شورای امنیت آن را تصویب کرده باشد. این یک تصمیم فردی و شخصی از سوی آقای ترامپ بوده و او از قدرت اجرایی خود استفاده کرده است. بر این اساس، کشورهایی که آسمان خود را به روی پروازهای ایران باز کنند، ممکن است از قطعات یدکی و سیستم دلاری آمریکا محروم شوند.
بسیاری از کشورها میتوانند این تصمیم را نپذیرند. احتمالاً چین با آن مخالفت خواهد کرد. روسیه که به هر حال مخالف است، اما چین به عنوان یک قدرت اقتصادی، قاعدتاً باید با این اقدام مخالفت کند؛ زیرا توان اقتصادی آن از آمریکا بیشتر است.
بنابراین این نوع تحریم، تحریمی نیست که شورای امنیت وضع کرده باشد و کشورها را موظف کند حتماً آن را اجرا کنند. باید دید که از امروز کدام کشورها این تصمیم را اجرا میکنند. البته بیشتر کشورها به دلیل وابستگی به سیستم بانکی و دلار آمریکا، ناچارند تا حدی درهای پروازی خود را به روی ایران ببندند.
ائتلاف منطقهای علیه حوثیها در راه است؛ ممکن است پای ایران هم به درگیری باز شود
* شما گفتید بخشی از این مسئله به این برمیگردد که طرف مقابل میخواهد فضا را پرتنش کند تا بتواند در مذاکره امتیاز بگیرد. اما به نظر میرسد که ما شاهد دریافت سیگنالهای آغاز درگیری مجدد از سوی آمریکا و اسرائیل هستیم. این مطلب با تحلیل شما منافاتی ندارد؟
سؤال شما درباره مجمع عمومی بود و من گفتم این اقدام در شرایط عادی انجام میشود؛ یعنی در شرایطی که اکنون تا حدی سکون و سکوت در فعالیتهای نظامی ایجاد شده است. در حالی که ما اکنون در آستانه شکلگیری یک ائتلاف منطقهای نیز هستیم.
به نظر میرسد یک ائتلاف در منطقه در حال شکلگیری است. آمریکاییها در آن حضور دارند و احتمالاً چند کشور اروپایی هم خواهند بود. اسرائیل هم در این ائتلاف شرکت خواهد کرد.
اگر این ائتلاف شکل بگیرد، دو هدف دارد. هدف اول، سرکوب حوثیهاست که بهویژه تحت فشار عربستان قرار دارند. این ائتلاف را عربستان به راه انداخته و هدف آن اعمال فشار بر حوثیهاست. بنابراین ممکن است یک جنگ تمامعیار با حوثیها شکل بگیرد.
اما در مرحله دوم ممکن است ما هم درگیر شویم که البته امیدوارم چنین اتفاقی نیفتد. اگر این ائتلاف شکل بگیرد، ما در آستانه شکلگیری آن هستیم، یک طرف به دنبال باز کردن بابالمندب و طرف دیگر به دنبال باز کردن تنگه هرمز خواهد بود.
بستن باب المندب به زیان ایران است
* خبرگزاری کیودو ژاپن به نقل از یک مقام ایرانی مدعی شده که تهران در ازای دریافت نشانهای از آمریکا برای بازگشت به مذاکره، حاضر است تنگه هرمز را باز کند. شما این موضوع را چقدر قابل تحقق و جدی میدانید؟
من فکر نمیکنم بستن تنگه هرمز ادامه پیدا کند و من با این مسئله که برای مدت طولانی روی تنگه هرمز بایستیم و آن را ببندیم، مخالفم. نتیجه این کار چه خواهد بود؟ تا چه زمانی میتوانیم این وضعیت را ادامه دهیم؟
هرچه این وضعیت ادامه پیدا کند، خصومت با ایران به یک پدیده بینالمللی تبدیل خواهد شد. اکنون هم همین اتفاق در حال رخ دادن است و ائتلافی که گفتم، در حال شکلگیری است.
بنابراین اگر نگاه سیاسی داشته باشیم، باید از ابزاری که در اختیار داریم، یعنی تنگه هرمز، در مذاکره استفاده کنیم و فضای دیپلماسی را گستردهتر کنیم.
یکی از مشکلات ما این است که بسیاری از مقامات ما از دیپلماسی میترسند.تا چه زمانی میخواهیم این وضعیت را ادامه دهیم؟ آیا تجربه هشت ساله جنگ برای ما کافی نیست که مسئله تنگه هرمز را زودتر حل کنیم و در مقابل، امتیاز بگیریم؟
همچنین باید روی حوثیها فشار بیاوریم که اقدام به بستن بابالمندب نکنند. ادامه این وضعیت قطعاً به ضرر و زیان ما تمام خواهد شد و ممکن است اجازه دهیم یک ائتلاف بینالمللی بیاید و تنگه هرمز را باز کند. این برای ما بسیار نامناسب خواهد بود.
تا زمانی که تنگه هرمز در اختیار ماست، باید وارد مذاکره شویم. همانطور که فردی که شما به او اشاره کردید گفته است، به نظرم این حرف درستی است. باید از هر دو طرف از مسئله تنگه هرمز رها شویم.
راهی جز دیپلماسی نداریم؛ مذاکره ایران و آمریکا به نفع واشنگتن هم هست
* آقای بیگدلی، قطر مدعی شده که آمریکا به این کشور اطمینان داده است که به دنبال دستیابی به توافق با ایران است. شما این سیگنال را چقدر واقعی تلقی میکنید؟
از میان سه پیشنهادی که ترامپ مطرح کرده، شاید مهمترین پیشنهادش این باشد که ما حاضریم با ایران مذاکره کنیم. این موضوع به نفع آمریکا هم هست.
ترامپ هم در شرایط بسیار نامناسبی قرار دارد. میزان محبوبیت او به ۳۳ درصد رسیده که در تاریخ معاصر آمریکا کمتر سابقه داشته است. در برابرپالسهایی که درباره دیپلماسی داده میشود، ما مدام میگوییم تنگه هرمز. اما سوال این است که تا کی می توانیم روی تنگه هرمز بنشینیم و افتخار کنیم که آن را بستهایم و این موضوع تا کی می تواند ادامه پیدا کند؟
بنابراین این نگاه وجود دارد. خود ترامپ هم این موضوع را مطرح کرده، جدا از اینکه قطر این مسئله را بیان کرده است.
امیدواریم دیپلماسی ما آنقدر قوی باشد که در آستانه سفر آقای شی جینپینگ به آمریکا، او هم حامل این پیام باشد که ایران حاضر است درباره بازگشایی تنگه هرمز مذاکره کند و این تنگه زودتر آزاد شود.
ما راه دیگری نداریم. آمریکاییها از جنگ و ما نیز از جنگ به پیروزی نمیرسیم. فقط میتوانیم از طریق دیپلماسی مسئله را حل کنیم.
بازگشت کامل به ۱۴ ماده تفاهمنامه اسلامآباد بعید است
* شما نشانهای در مواضع آمریکاییها میبینید که به دنبال بازگشت به مذاکره و احیای تفاهم اسلامآباد باشند؟
سؤال شما دو بخش دارد. من موضوع مذاکره را از احیای تفاهمنامه جدا میکنم. با توجه به ترکیب ۱۴ مادهای تفاهمنامه اسلام آباد، احیای آن مقداری دور از ذهن است؛ چون بسیاری از کانونهای تصمیمگیر در آمریکا، ترامپ را سرزنش کردند که از این ۱۴ ماده، ۱۰ ماده به نفع ایران است. ایران نیز با خوشرویی آن را پذیرفت و آقای رئیسجمهور هم آن را امضا کرد. اما آنها از تمام مفاهیم ۱۴ مادهای برگشتهاند و بنابراین احیای کامل آن مقداری بعید به نظر میرسد.
البته امیدواریم آقای پزشکیان در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل به این موضوع اشاره کند که میتوانیم مبنای مذاکرات را بر تفاهمنامه اسلامآباد قرار دهیم و اگر لازم شد، دو طرف انعطافهایی از خود نشان دهند.
اگر آن تفاهمنامه با این انعطافپذیری مطرح شود، میتواند مبنای خوبی برای حرکت در مسیر و کانال دیپلماسی باشد. اما اگر بخواهیم تمام ۱۴ ماده آن را به نفع خودمان مصادره کنیم، کار اشتباهی است و تحققپذیر نیست.
با دیدار پزشکیان و ترامپ آسمان نه آسمان به زمین می آید و نه امتیازی داده می شود
* پیش از سفر آقای پزشکیان به نیویورک، ترامپ اعلام آمادگی کرده که با آقای پزشکیان دیدار کند و آقای روبیو هم دوباره امروز همین موضوع را مطرح کرد. البته ما میدانیم که از طرف ایرانی شاید چنین دیداری امکانپذیر نباشد. اما فکر میکنید فرصت مجمع عمومی و دیدارهایی که در حاشیه آن انجام میشود، چقدر می تواند فرصتی برای عبور از این بحران کنونی فراهم کند؟
مجمع عمومی سازمان ملل محل دیپلماسی سیال و روان است. همه کشورها تلاش میکنند باب دیپلماسی را باز کنند و شاید این دیپلماسیها به امضای قرارداد و پیمان منتهی شود. اما من نمیدانم آقای رئیسجمهور با چه میزان اختیاراتی از طرف شورای عالی امنیت ملی عازم این سفر است و آیا این اختیار را دارد که با ترامپ مذاکره کند یا خیر.
همانطور که گفتید ترامپ و آقای روبیو گفتهاند که حاضرند در حاشیه نشست این ملاقات انجام شود، اما بعید است. در تاریخ انقلاب اسلامی هیچ رئیسجمهوری از ایران با رئیسجمهور آمریکا ملاقات نکرده است. آقای روحانی یک مکالمه کوتاه تلفنی با آقای اوباما داشت، اما دیداری میان رؤسای جمهور صورت نگرفت. اگر این ملاقات انجام شود، از نظر سیاسی اتفاق خاصی نمیافتد. ما به دلیل برخی ناآگاهیهای سیاسی، فکر میکنیم اگر چنین ملاقاتی انجام شود، آسمان به زمین میرسد.
در حالی که آقای قالیباف از دیدار با آقای ونس صحبت میکند و میگوید من این را به آقای ونس گفتم و او هم فلان پاسخ را داد. ما از این مسائل زیاد صحبت میکنیم، اما حاضر نیستیم گفتوگوی مستقیم انجام شود. ما با معاون رئیسجمهور صحبت میکنیم، اما رئیسجمهور با رئیسجمهور صحبت نمیکند. در حالی که اگر این دیدار رخ دهد، اتفاق خاصی نخواهد افتاد و قرار نیست در این دیدار، چیزی به نفع آمریکا امضا شود. میرویم و مینشینیم و میبینیم طرف مقابل چه میگوید و ما چه میگوییم. این به معنای دادن امتیاز نیست. مگر اینکه مذاکرات در چند جلسه ادامه پیدا کند و در آن صورت، با رضایت پایتختها، درباره امتیازها مذاکره شود.
شروع دیپلماسی به معنای واگذاری امتیاز نیست. مسئله این است که ما همیشه از دیپلماسی گریزان بودهایم و در چارچوب ایدئولوژی ما، دیپلماسی هیچگاه بهدرستی جای نگرفته است.
چینیها بدشان نمیآید که آمریکا در منطقه گرفتار جنگ شود
* اما آیا مجمع عمومی و سفر آقای پزشکیان و دیپلماتهای ایرانی به نیویورک را فرصتی برای کاهش تنش میدانید؟
ملاقات با آقای ترامپ که تقریباً منتفی است... حتی ملاقات با رؤسای کشورهای اروپایی نیز تا حدودی دور از ذهن است.
ممکن است آقای پزشکیان طبق معمول با وزیر امور خارجه روسیه، وزیر خارجه چین، وزیر خارجه هند و کشورهایی که حداکثر عضو بریکس هستند، دیدارهایی داشته باشد. این دیدارها مشکلی ندارد. از طرف دیگر، پاکستان، قطر و حتی ترکیه توان حل این مشکل را ندارند. فقط چین است که به دلیل پشتوانه قدرت اقتصادی خود میتواند در این شرایط یک پادرمیانی جدی کند. البته باید دید تا چه اندازه این تمایل در چین وجود دارد. چینیها هم بدشان نمیآید که آمریکا در منطقه گرفتار یک جنگ شود و آنها بتوانند از این گرفتاری استفاده کنند.
* فکر میکنید این کار را انجام میدهند؟
حرف من همین است. چینیها به طور کلی در سیاست خارجی خود تا حدی محافظهکار هستند. کرفتاری آمریکا به نفع آنهاست، زیرا وجود و حیات چین به اقتصاد و تجارت آن وابسته است.
چین بهراحتی این امتیاز را از دست نمیدهد. حجم تجارت این کشور با آمریکا در مقطعی به یک تریلیون و ۱۰۰ میلیارد دلار رسیده بود و شاید اکنون ۲۰۰ میلیارد دلار کاهش پیدا کرده باشد. اما بازار بزرگ و سخاوتمندانه آمریکا را از دست نمیدهد. چین میتواند این کار را انجام دهد.
چین هم روی ایران نفوذ دارد و هم می تواند روی آمریکاییها نفوذ داشته باشد. چین کشوری قدرتمند و باجذبه است و اگر بخواهد، میتواند این کار را انجام دهد.
پنجرههای دیپلماسی هیچوقت بسته نمیشوند؛ دیپلماسی همراه با جنگ حرکت میکند
* اگر مجموعه این مطالب، یعنی مطلبی که قطریها مطرح کردهاند، اظهارات ترامپ و روبیو و حتی گزارش کیودو ژاپن را کنار هم بگذاریم، آیا میتوانیم بگوییم پنجرهای برای بازگشت به مذاکره در حال شکلگیری است؟
بله، همینطور است. با توجه به اینکه گفتم یک ائتلاف نیز در حال شکلگیری است، پنجرههای دیپلماسی هیچوقت بسته نمیشوند. اصلاً دیپلماسی همراه با جنگ حرکت میکند و هیچوقت از آن جدا نیست. بنابراین همیشه پنجره دیپلماسی باز است، به شرط اینکه طرفین آمادگی داشته باشند دست از جنگ بکشند و به سمت دیپلماسی بروند.
برای شما چند مثال زدم که ما تا حد زیادی با عملکرد دیپلماسی بیگانه هستیم و از دیپلماسی میترسیم. گفتن «جنگ، جنگ تا پیروزی» برای ما راحتتر از دیپلماسی است. در حالی که سیاست مدرن راهی جز پیوستن به دیپلماسی ندارد. جنگها به این دلیل طولانی میشوند که به دیپلماسی فرصت داده نمیشود. امیدواریم این پنجرهها همچنان باز بمانند و این سفر مقدمهای برای باز کردن و تقویت باب دیپلماسی فراهم کند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.
خبرگزاری علت
نظر شما