چرا اقتصاد برزیل توان پرواز ندارد؟

گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- کسری غفوری: برزیل کشوری غنی و سرشار از منابع طبیعی است. ذخایر اثبات‌شده نفت این کشور عظیم است و روزبه‌روز بر حجم آن افزوده می‌شود. آمازون به عنوان بزرگ‌ترین رودخانه جهان از میان بزرگ‌ترین جنگل بارانی جهان در این کشور می‌گذرد. بیش از نیمی از برق برزیل از طریق انرژی برق‌آبی تامین می‌شود.

زمین‌های کشاورزی این کشور در زمره حاصلخیزترین اراضی سیاره زمین قرار دارند و برزیل به زودی با پشت سر گذاشتن آمریکا به بزرگ‌ترین صادرکننده مواد غذایی در جهان تبدیل خواهد شد. در زیر خاک این کشور نیز ذخایر پهناوری از عناصر خاکی کمیاب نهفته است.

جمعیت ۲۲۰ میلیون نفری برزیل نیز مردمی کارآفرین، خلاق و دارای تنوع فرهنگی بالا هستند. پتانسیل‌های عظیم این کشور از دیرباز بر همگان آشکار بوده است. زمانی که پایتخت این کشور یعنی برازیلیا در دهه ۱۹۵۰ میلادی ساخته شد، خیابان‌های آن را به شکل یک هواپیما طراحی کردند تا نمادی از کشوری باشد که آماده پرواز و اوج‌گیری است.

با این حال به تعبیر اکونومیست، اقتصاد برزیل هنوز روی باند پرواز زمین‌گیر مانده است. در نیم قرن گذشته اقتصاد این کشور به جای اوج گرفتن، هم در مقایسه با کشورهای هم‌رده خود و هم نسبت به میانگین رشد جهانی عقب مانده است. انتخابات سراسری ۴ اکتبر (۱۲ مهر) نیز امید چندانی برای تغییر این وضعیت ایجاد نمی‌کند و چشم‌انداز پیش روی مردم برزیل بسیار تیره و تار است.

بال‌های بسته در تله فساد و پوپولیسم

در این انتخابات لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا، رئیس‌جمهور چپ‌گرای فعلی که با نام لولا شناخته می‌شود، باید به مصاف فلاویو بولسونارو برود. فلاویو پسر ارشد ژائیر بولسونارو، رئیس‌جمهور پوپولیست و راست‌گرای پیشین برزیل است.

لولا به زودی ۸۱ ساله می‌شود و دقیقا هم‌سن جو بایدن در زمان انصراف از رقابت‌های انتخاباتی سال ۲۰۲۴ است. لولا سیاستمداری پایبند به دموکراسی است و عملکرد قابل قبولی در زمینه محیط زیست دارد اما برای ایجاد رشد اقتصادی یا کنترل هزینه‌های دولت کار چندانی از پیش نبرده است.

او به جز ساده‌سازی مالیات بر فروش، در پیشبرد سایر اصلاحات اقتصادی ناکام مانده و انضباط مالی را «بی‌معنی» می‌داند. دولت او در مسیر پایان دادن به دوره ریاست‌جمهوری خود با سنگین‌ترین صورت‌حساب بهره بدهی عمومی در ربع قرن اخیر مواجه است.

در سوی دیگر میدان فلاویو بولسونارو قرار دارد که تنها ۴۵ سال سن دارد. او نقش انسان در تغییرات اقلیمی را انکار می‌کند، سلامت دستگاه‌های رای‌گیری را زیر سوال می‌برد و تلویحا اشاره کرده است که در صورت پیروزی لولا نتایج انتخابات را نخواهد پذیرفت.

فلاویو به اتهام ارتباط با باندهای تبهکار تحت تحقیق قرار گرفته است، هرچند خودش این اتهامات را رد می‌کند. برنامه اصلی او عفو پدرش است. ژائیر بولسونارو در سپتامبر ۲۰۲۵ به جرم طراحی کودتا و برنامه‌ریزی برای ترور لولا پس از شکست در انتخابات ۲۰۲۲ به ۲۷ سال زندان محکوم شد.

این دو رقیب در نظرسنجی‌ها شانه به شانه هم حرکت می‌کنند اما شیب محبوبیت فلاویو رو به افزایش است. هیچ‌یک از این دو نفر برنامه قابل اتکایی برای مقابله با دو مشکل بزرگ برزیل یعنی فساد نهادینه و گسترش بی‌وقفه هزینه‌های عمومی ندارند.

بدون یک برنامه منسجم برای کاهش نسبت بدهی عمومی به تولید ناخالص داخلی، خطر گرفتار شدن در مارپیچ بدهی و بهره باعث می‌شود هزینه‌های استقراض همچنان بالا بماند. این وضعیت اقتصاد را از سرمایه‌های لازم برای افزایش بهره‌وری و رشد محروم می‌کند. افزایش مداوم هزینه‌های دولتی به تورم دامن می‌زند و بانک مرکزی را مجبور می‌کند تا نرخ بهره را در سطح بالایی نگه دارد. کاهش این بدهی‌ها و پایین آوردن نرخ بهره نیازمند کاهش شدید هزینه‌های دولتی است. مشکل اینجاست که ۹۲ درصد از این هزینه‌ها یا بر اساس قانون و یا طبق قانون اساسی به‌شدت سخت‌گیرانه برزیل، الزامی هستند.

در غیاب رشد اقتصادی قدرتمند، رقابت نخبگان سیاسی برای کنترل منابع عمومی باعث شده است تا بسیاری از شهروندان عادی برزیل احساس ناامیدی کنند. این فضا کاملا به نفع سیاستمدارانی تمام می‌شود که در طیف‌های افراطی فعالیت می‌کنند.

فساد همچنین نهادهایی را که وظیفه ایجاد توازن و نظارت در برزیل را بر عهده دارند تضعیف می‌کند. چند هفته پس از محکومیت ژائیر بولسونارو، رسوایی بزرگی به نام بانکو مستر به پا شد و به سرعت دامان دیوان عالی را نیز گرفت.

تحقیقات پلیس تاکنون نشان داده است که پنج نفر از ۱۱ قاضی دیوان عالی با دنیل وورکارو که طراح اصلی این پرونده فساد است در ارتباط بوده‌اند. این اتفاقات بدبینی عمومی را تشدید می‌کند و باعث می‌شود مردم برزیل راحت‌تر از کنار محکومیت ژائیر به جرم کودتا بگذرند و از پسرش حمایت کنند.

در این میان به باور اکونومیست، رنان سانتوس، نامزد لیبرتارین، ایده‌هایی دارد که بیشترین تطابق را با شرایط فعلی برزیل نشان می‌دهد. او خواهان اجرای اصلاحات ساختاری عمیق و کاهش هزینه‌ها برای تبدیل برزیل به یک قدرت بزرگ است.

با این حال نه او و نه هیچ نامزد مستقل دیگری نتوانسته‌اند در برابر ماشین‌های سیاسی قدرتمند لولا و بولسونارو کاری از پیش ببرند. کشور به سمت یک بحران قابل پیش‌بینی در حرکت است اما اکثر نخبگان سیاسی از شرایط موجود چنان راضی هستند که تمایلی به تغییر مسیر ندارند.

آینده‌ای در حالت تعلیق

به این ترتیب آینده درخشان برزیل برای دست‌کم چهار سال دیگر در حالت تعلیق باقی خواهد ماند. البته این آینده هنوز کاملا نابود نشده است. با وجود فساد و تفکر انحصارطلبانه سیاستمداران منفعت‌طلب، بسیاری از نهادهای حیاتی کشور هنوز به درستی کار می‌کنند.

پلیس فدرال در رسیدگی به پرونده تقلب وورکارو و همچنین توطئه کودتا پیش از آن عملکرد فوق‌العاده‌ای داشته است. مطبوعات برزیل همچنان جسور، مستقل و از نظر مالی نسبتا تامین هستند و کادر دیپلماتیک این کشور نیز در سراسر جهان از احترام برخوردار است. حتی دیوان عالی کشور نیز با وجود تمام ضعف‌هایش توانست یک کودتاچی را روانه زندان کند.

محتمل‌ترین عامل برای شروع یک بحران فراگیر، افزایش شدید سطح بدهی‌ها و هزینه‌های استقراض است که به وخامت اوضاع اقتصادی منجر می‌شود. این یک چرخه باطل و آشنا برای نسل‌های قدیمی‌تر برزیل است که می‌تواند به کاهش ارزش پول ملی، تورم بیشتر و یک رکود دردناک ختم شود.

شاید تنها در آن زمان باشد که مردم برزیل به سراغ کسی بروند که حاضر است این استدلال نامحبوب را مطرح کند که برای ساختن آینده، فداکاری لازم است، تا این کشور غنی دیگر هرگز مجبور نباشد بین چنین نامزدهای ناامیدکننده‌ای دست به انتخاب بزند.