برای پاسخ، ابتدا باید به اثر «بالاسا-ساموئلسون» توجه کرد. این نظریه توضیح می‌دهد که تفاوت قیمت میان کشورها فقط به نرخ ارز یا قیمت کالاهای قابل‌تجارت محدود نمی‌شود. کالاها و خدمات غیرقابل‌تجارت، مانند مسکن و بسیاری از خدمات محلی، در کشورهای ثروتمند معمولاً قیمت بالاتری دارند؛ چرا که بهره‌وری بیشتر در بخش‌های قابل‌تجارت، دستمزدها را بالا می‌برد و این افزایش دستمزد در نهایت به سایر بخش‌های اقتصاد نیز سرایت می‌کند.

مونیخ یکی از گران‌ترین بازارهای مسکن آلمان است و متوسط قیمت یک آپارتمان چندسال‌ساخت در آن حدود ۷۹۰۰ یورو به ازای هر مترمربع برآورد می‌شود. در تهران، متوسط قیمت مسکن در پلتفرم‌های آگهی حدود ۲۱۷ میلیون تومان است که با تبدیل به ارز، تقریباً معادل ۹۲۵ یورو در هر مترمربع می‌شود.

بنابراین، قیمت دلاری مسکن در مونیخ چندین برابر تهران است. تیترهایی که خلاف این را القا می‌کنند، معمولاً ناشی از مقایسه نمونه‌های خاص و گران‌قیمت تهران با متوسط قیمت مسکن در مونیخ هستند.

اما یک نکته مهم باقی می‌ماند: ارزان‌تر بودن مسکن تهران به دلار، الزاماً به معنای دسترسی آسان‌تر مردم تهران به مسکن نیست. وقتی قیمت خانه را در نسبت با درآمد خانوار بسنجیم، تصویر می‌تواند کاملاً متفاوت باشد.

در اقتصاد، فقط «قیمت» مهم نیست؛ قدرت خریدی که پشت آن قیمت قرار دارد، اهمیت بیشتری دارد.