به گزارش اکوایران و به نقل از گزارشات صندوق بین‌المللی پول، وابستگی اقتصادی زمانی به یک مسئله تبدیل می‌شود که تأمین یک کالای مهم به تعداد محدودی از کشورها یا تأمین‌کنندگان وابسته باشد و جایگزین کردن آنها آسان نباشد. در چنین شرایطی، اختلال در عرضه می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای ایجاد کند و در برخی موارد، وابستگی اقتصادی می‌تواند بر روابط میان کشورها نیز اثر بگذارد. در کنار این موضوع، افزایش رقابت میان قدرت‌های بزرگ باعث شده ملاحظات مربوط به قدرت و موقعیت کشورها نیز در سیاست‌های تجاری اهمیت بیشتری پیدا کند. مطالعات صندوق بین‌المللی پول در عین حال تأکید می‌کند که کاهش این آسیب‌پذیری‌ها لزوماً به معنای کنار گذاشتن تجارت نیست و می‌توان با تمرکز بر حفظ همکاری تجاری، میان منافع اقتصادی تجارت و ملاحظات راهبردی تعادل ایجاد کرد.

وابستگی تولید محصولات به چند اقتصاد خاص چه پیامدی دارد؟

برای چند دهه، تجارت و سرمایه‌گذاری بین‌المللی با هدف افزایش کارایی اقتصادی و کاهش هزینه‌ها گسترش یافت. کشورها بخشی از فرایند تولید کالاها را به مکان‌هایی منتقل کردند که امکان تولید با هزینه پایین‌تر در آنها وجود داشت. در نتیجه، زنجیره‌های تأمین جهانی طولانی‌تر و پیچیده‌تر شدند و تولید یک کالا می‌توانست در چند کشور انجام شود؛ برای مثال، مواد اولیه یا قطعات در یک کشور تولید شوند، در کشور دیگری فرآوری یا مونتاژ شوند و محصول نهایی در بازار دیگری به فروش برسد.

اما هرچه تولید و تأمین کالا به کشورهای بیشتری وابسته شد و زنجیره‌های تأمین پیچیده‌تر شدند، آسیب‌پذیری‌ها نیز افزایش یافت. مقاله‌ای در نشریه فایننس و توسعه صندوق بین‌المللی پول توضیح می‌دهد که اختلالات ناشی از همه‌گیری کووید-۱۹ نشان داد برخی کالاهای حیاتی، از جمله داروها، تجهیزات پزشکی و نیمه‌رساناها، از تعداد محدودی کشور تأمین می‌شوند و اختلال در عرضه آنها می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای ایجاد کند. تحولات سال‌های اخیر، از جمله اعمال محدودیت‌های صادراتی بر برخی مواد اولیه و کالاهای موردنیاز صنایع کلیدی، نشان داد که وابستگی بیش از حد به تأمین‌کنندگان خارجی می‌تواند کشورها را در برابر اختلالات آسیب‌پذیر کند.

وقتی وابستگی اقتصادی به آسیب‌پذیری تبدیل می‌شود

بر اساس مطالعه‌ ۲۰۲۶ صندوق بین‌المللی پول درباره روابط اقتصادی و قدرت کشورها، همان عواملی که تجارت را سودمند می‌کنند، می‌توانند وابستگی اقتصادی نیز ایجاد کنند. تخصصی‌شدن کشورها در تولید کالاها و خدمات و تمرکز تولید برخی محصولات در تعداد محدودی از کشورها باعث می‌شود سایر کشورها برای تأمین این محصولات به تولیدکنندگان خاصی وابسته شوند.

این وابستگی زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که یک کشور سهم بزرگی از عرضه یک کالای مهم را در اختیار داشته باشد و پیدا کردن تأمین‌کننده جایگزین آسان نباشد. در چنین شرایطی، وابستگی اقتصادی می‌تواند به کشوری که تأمین‌کننده است امکان دهد از موقعیت خود در روابط اقتصادی برای افزایش قدرت چانه زنی استفاده کند.

در این مطالعه، بخش‌هایی که در آنها وابستگی زیاد و گزینه‌های جایگزین محدود است، اهمیت ویژه‌ای دارند. اگر یک نهاده برای اقتصاد مهم باشد و تأمین آن از منابع دیگر دشوار باشد، اختلال در عرضه آن می‌تواند پیامدهای گسترده‌تری ایجاد کند

از سوی دیگر، وجود حتی یک تأمین‌کننده جایگزین می‌تواند گزینه‌های بیشتری در اختیار کشور وابسته قرار دهد و قدرت تأمین‌کننده اصلی را کاهش دهد. به همین دلیل، میزان وابستگی فقط به سهم یک کشور در بازار مربوط نیست؛ تعداد و دسترس‌پذیری گزینه‌های جایگزین نیز اهمیت دارد.

عناصر خاکی کمیاب؛ از ماده‌ای کوچک تا وابستگی بزرگ

مطالعه صندوق، درباره عناصر خاکی کمیاب، نمونه‌ای از این نوع وابستگی را بررسی می‌کند. این مواد در بخش‌هایی مانند خودرو، به‌ویژه خودروهای برقی، انرژی‌های تجدیدپذیر، پالایش نفت، صنایع دفاعی، نیمه‌رساناها و تجهیزات الکترونیکی استفاده می‌شوند. اگرچه بازار عناصر خاکی کمیاب از نظر ارزش مالی نسبتاً کوچک است، اهمیت آنها از این واقعیت ناشی می‌شود که در تولید برخی محصولات و فناوری‌های مهم به کار می‌روند و جایگزین کردن آنها در بسیاری از موارد آسان نیست. زنجیره تأمین این مواد شامل مراحل مختلفی از استخراج و تغلیظ تا جداسازی، پالایش و تولید آهنرباهای دائمی است. تمرکز جغرافیایی در این زنجیره، به‌ویژه در مراحل فرآوری، بسیار بالاست.

چین در زنجیره تأمین عناصر خاکی کمیاب، سهم بسیار بالایی از ظرفیت جهانی را در اختیار دارد. در مورد عناصر خاکی کمیاب سبک، حدود ۸۸ درصد از ظرفیت جهانی جداسازی اکسیدها و ۹۳ درصد از ظرفیت پالایش فلزات در چین قرار دارد. این سهم در مورد عناصر خاکی کمیاب سنگین حتی بالاتر است. چین حدود ۹۸ درصد از استخراج جهانی، ۹۷ درصد از جداسازی اکسیدها، ۹۵ درصد از پالایش فلزات و حدود ۹۰ درصد از تولید جهانی آهنرباهای دائمی را در اختیار دارد.

ایجاد ظرفیت جایگزین در برخی مراحل، به‌ویژه جداسازی و پالایش، سریع و آسان نیست. این فرآیندها از نظر فنی پیچیده‌اند و به سرمایه‌گذاری، انرژی، تخصص و زمان نیاز دارند. به همین دلیل، حتی اگر استخراج این مواد در کشورهای مختلف انجام شود، بخش مهمی از فرآوری می‌تواند همچنان در مراکز محدودی متمرکز باشد.

این وابستگی در آوریل ۲۰۲۵ بیشتر مورد توجه قرار گرفت؛ زمانی که چین اعلام کرد صادرکنندگان هفت عنصر خاکی کمیاب و آهنرباهای دائمی مرتبط با آنها، برای صادرات این محصولات باید از دولت مجوز دریافت کنند. صادرات آهنرباهای دائمی چین پس از این اقدام به‌شدت کاهش یافت و در ماه مه همان سال حدود ۷۰ درصد کمتر از مدت مشابه سال قبل بود. این اختلال موقتی بود و صادرات بعداً به روند افزایشی بازگشت.

عناصر خاکی کمیاب در همه کاربردها کاملاً غیرقابل جایگزین نیستند. در برخی موارد می‌توان از مواد دیگری استفاده کرد، اما این جایگزینی ممکن است با هزینه‌هایی مانند کاهش کارایی، افزایش وزن یا اندازه و افزایش هزینه تولید همراه باشد. بنابراین، امکان جایگزینی یک عنصر یا ماده به کاربرد آن و ویژگی‌های مورد نیاز در فرآیند تولید بستگی دارد.

تنوع‌بخشی؛ کاهش وابستگی بدون قطع تجارت

مطالعه صندوق تأکید می‌کند که کشورها برای کاهش آسیب‌پذیری خود لازم نیست روابط اقتصادی با سایر کشورها را محدود کنند. تمرکز اصلی باید بر وابستگی‌هایی باشد که جایگزین کردن آنها در زمان اختلال دشوار است و گزینه‌های محدودی برای تأمین از مسیرهای دیگر وجود دارد.

در این رویکرد، کشورها به‌جای محدود کردن گسترده تجارت، بر کاهش وابستگی در بخش‌هایی تمرکز می‌کنند که اختلال در آنها می‌تواند آسیب‌پذیری بیشتری ایجاد کند. مقاله تأکید می‌کند که کشورها می‌توانند وابستگی‌های حیاتی را شناسایی و تلاش‌های خود برای تنوع‌بخشی را بر همان نقاط متمرکز کنند.

در عین حال، کاهش گسترده وابستگی‌های اقتصادی می‌تواند به کاهش یکپارچگی اقتصاد جهانی منجر شود همان سازوکارهایی که از طریق تخصصی‌شدن و تمرکز تولید، منافع تجارت را ایجاد می‌کنند، می‌توانند وابستگی نیز ایجاد کنند. بنابراین، کاهش گسترده این روابط می‌تواند بخشی از منافع حاصل از تجارت و یکپارچگی اقتصادی را از بین ببرد.

وقتی رقابت کشورها بر سیاست تجاری اثر می‌گذارد

مقاله دیگری در نشریه فایننس و توسعه صندوق بین‌المللی پول توضیح می‌دهد که رقابت میان قدرت‌های بزرگ می‌تواند سیاست‌های تجاری کشورها را تغییر دهد. در چنین شرایطی، کشورها هنگام تصمیم‌گیری درباره سیاست‌های تجاری خود، علاوه بر سود و هزینه‌های اقتصادی، به تأثیر این سیاست‌ها بر قدرت و موقعیت خود در برابر رقبا نیز توجه می‌کنند. برای نمونه، کشوری که به دنبال تقویت جایگاه خود در صنعت نیمه‌رساناهاست، ممکن است سیاست تجاری خود را علاوه بر افزایش تولید داخلی، با هدف تقویت موقعیت خود در برابر رقبا نیز تنظیم کند. در چنین شرایطی، تعرفه‌ها و سایر ابزارهای تجاری می‌توانند علاوه بر اهداف اقتصادی، برای تقویت موقعیت کشور در برابر رقبا نیز مورد استفاده قرار گیرند. با این حال، رقابت میان کشورها به معنای از بین رفتن منافع اقتصادی تجارت نیست.

حفظ تجارت در کنار ملاحظات راهبردی

بر اساس همین مطالعه، بازگشت رقابت میان کشورها به معنای پایان همکاری تجاری نیست. تجارت همچنان می‌تواند برای کشورها منافع اقتصادی داشته باشد و همین منافع، انگیزه‌ای برای ادامه همکاری ایجاد می‌کند. با این حال، در شرایط جدید، قواعد تجارت باید به گونه‌ای تنظیم شوند که در کنار منافع اقتصادی، ملاحظات راهبردی و رقابت میان کشورها را نیز در نظر بگیرند.

نویسندگان این مقاله معتقدند که همکاری تجاری همچنان امکان‌پذیر است، اما در شرایط جدید، لازم است سازوکارهایی وجود داشته باشد که از یک سو امکان رقابت میان کشورها را در نظر بگیرد و از سوی دیگر، مانع آسیب دیدن تجارت و اقتصاد سایر کشورها شود.

در این چارچوب، آنها پیشنهاد ایجاد یک «معافیت ژئوپلیتیکی» را مطرح می‌کنند که به کشورها اجازه دهد در شرایط مشخص و محدود، برخی اقدامات تجاری را در واکنش به رفتار یا سیاست‌های رقبای خود انجام دهند؛ مشروط بر آنکه این اقدامات تا حد امکان به کشورهای ثالث و نظام چندجانبه تجارت آسیب نرساند. در نهایت مسئله کنار گذاشتن تجارت نیست، بلکه کاهش وابستگی‌هایی است که در صورت بروز اختلال، جایگزین کردن آنها دشوار است. در کنار آن، کشورها باید قواعدی را برای مدیریت رقابت میان خود و حفظ همکاری تجاری پیدا کنند.