نویسندگان در ادامه دو مسیر متفاوت برای اقتصاد ایران ترسیم میکنند. در سناریوی نخست، تداوم درگیریهای نظامی و فشارهای نفتی، اقتصاد را به سمت یک «اقتصاد محاصرهشده» سوق میدهد؛ وضعیتی که میتواند سهمیهبندی شدیدتر سوخت، غذا و دارو و گسترش بازارهای غیررسمی را به دنبال داشته باشد.
اما سناریوی دوم، برقراری نوعی صلح سرد و کاهش تحریمهاست. در این حالت، احیای صادرات نفت و آزادسازی داراییهای خارجی میتواند منابع ارزی قابلتوجهی را وارد اقتصاد کند و با کاهش انتظارات تورمی، فرصتی برای اصلاحات ساختاری ایجاد شود.
پسران و اسمیت در این سناریو بر سه اصلاح کلیدی تأکید دارند: حرکت تدریجی به سمت نظام ارزی تکنرخی و شناور مدیریتشده، جایگزینی یارانههای پنهان با حمایتهای مستقیم و هدفمند، و اصلاح عمیق نظام بانکی. با این حال، اجرای این اصلاحات با یک مانع جدی روبهروست: شبکههایی که طی سالها از ارز ترجیحی، تسهیلات بانکی و سازوکارهای دور زدن تحریمها منتفع شدهاند.
پرسش اصلی پژوهش همینجاست: آیا کاهش فشار خارجی میتواند فرصتی برای اصلاح اقتصاد ایران ایجاد کند، یا منافع تثبیتشده اجازه عبور از ساختارهای ناکارآمد را نخواهد داد؟
خبرگزاری علت
نظر شما