به گزارش اکوایران، طی دو دهه گذشته، تحول در توازن قدرت اقتصادی در نظام بین‌الملل، زمینه‌ساز شکل‌گیری ابتکارات جدیدی در عرصه همکاری‌های بین‌المللی شده است. در همین چارچوب، همکاری برزیل، روسیه، هند و چین با برگزاری نخستین اجلاس سران در سال ۲۰۰۹ در قالب گروه «بریک» (BRIC) رسمیت یافت. با پذیرش عضویت آفریقای جنوبی در دسامبر ۲۰۱۰ و حضور این کشور در اجلاس سران سال ۲۰۱۱، این گروه با عنوان «بریکس» (BRICS) شناخته شد. کشورهای عضو بریکس از نظر وسعت سرزمینی، جمعیت، تولید ناخالص داخلی و سهم از اقتصاد جهانی، جایگاه قابل‌توجهی در نظام اقتصاد بین‌الملل دارند. در ششمین اجلاس سران بریکس که در ژوئیه ۲۰۱۴ در شهر فورتالزا، برزیل برگزار شد، رهبران کشورهای عضو توافقنامه تأسیس بانک توسعه نوین (NDB) را امضا کردند. این توافقنامه از ژوئیه ۲۰۱۵ لازم‌الاجرا شد و بانک در فوریه ۲۰۱۶ فعالیت رسمی خود را به‌عنوان یک بانک توسعه‌ای چندجانبه با تمرکز بر تأمین مالی زیرساخت‌ها و توسعه پایدار در اقتصادهای نوظهور و کشورهای در حال توسعه آغاز کرد. در سال‌های بعد، کشورهای دیگری چون بنگلادش، مصر و الجزایر نیز به عضویت این بانک درآمده‌اند. کشور ایران نیز عضویت در بانک توسعه نوین را در دستور کار برنامه‌های خود قرار داده است.

بانک توسعه نوین: فراتر از یک وام‌دهنده

بانک توسعه نوین را نباید تنها به‌عنوان یک بانک توسعه‌ای تلقی کرد. این بانک نماد تلاش اقتصادهای نوظهور برای ایفای نقشی فعال‌تر در نظام مالی بین‌المللی است. کشورهای عضو بریکس با تأسیس این بانک تنها به دنبال تأمین منابع مالی برای پروژه‌های توسعه‌ای نبودند، بلکه قصد داشتند در تعیین قواعد، اولویت‌ها و سازوکارهای تأمین مالی توسعه نیز نقش داشته باشند. به همین دلیل، اهمیت NDB فراتر از یک نهاد مالی است و جایگاه آن را باید در چارچوب تحول همکاری‌های جنوب–جنوب و تغییر تدریجی نظام مالی بین‌المللی بررسی کرد.

شایان توجه است که طی چند دهه گذشته تأمین مالی توسعه عمدتاً از طریق نهادهای سنتی چون صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی صورت گرفته است که در چارچوب نظم بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفته‌اند. نظمی که در آن قدرت رأی‌دهی اعضا عمدتاً بازتاب‌دهنده میزان مشارکت سرمایه‌ای، وزن اقتصادی و نفوذ مالی تاریخی کشورها بوده است. برای مثال، در صندوق، قدرت رأی اعضا با سهمیه‌های آنها ارتباط مستقیم دارد و هرگونه تغییر در سهمیه‌ها مستلزم کسب موافقت با اکثریت ۸۵ درصد اعضاست. در بانک جهانی نیز قدرت رأی اعضا بر مبنای میزان سهام و تعهدات سرمایه‌ای آنها تعیین شده است. البته که این ویژگی‌ها به معنای نادیده گرفتن نقش و دستاوردهای این نهادها نیست؛ بلکه بانک‌های توسعه‌ای چندجانبه و سایر نهادهای مالی بین‌المللی نقش مهمی در تأمین مالی پروژه‌های زیربنایی، حمایت از اصلاحات سیاستی و پاسخگویی به نیازهای توسعه‌ای کشورهای مختلف ایفا نموده‌اند. با این وجود، ساختار حکمرانی این نهادها، همچنان متأثر از ترتیبات اقتصادی و سیاسی شکل گرفته در دوره پس از جنگ جهانی دوم است. از این منظر، ظهور بانک توسعه نوین را باید در چارچوب تلاش اقتصادهای نوظهور برای ایجاد اشکال جدیدی از مشارکت نهادی و بازتعریف نقش خود در نظام تأمین مالی توسعه تحلیل کرد.

از طرفی، کشورهای عضو بریکس در مقطع تاریخی متفاوتی وارد عرصه اقتصاد و سیاست بین‌الملل شدند و همکاری میان آنها بر مبنای درکی فراتر از کمبود منابع مالی در کشورهای جنوب شکل گرفت. هدف آنها برخورداری از نقشی پررنگ‌تر در تصمیم‌گیری درباره شیوه تأمین مالی توسعه، اولویت‌بندی ریسک‌ها، انتخاب بخش‌های راهبردی و توزیع قدرت نهادی در نظام مالی بین‌المللی بوده است. در این میان، بانک توسعه نوین، این هدف را در قالب یک نهاد بین‌المللی عملیاتی کرده است. این بانک، همکاری جنوب–جنوب را از سطح گفتمان‌ها و بیانیه‌های دیپلماتیک به یک سازوکار نهادی با ساختار حکمرانی مشخص، سرمایه اولیه، سبد پروژه‌های توسعه‌ای و مأموریتی روشن در حوزه تأمین مالی توسعه تبدیل کرده است. از این رو، بانک توسعه نوین صرفاً نمادی از همکاری میان کشورهای بریکس نیست، بلکه تلاشی برای تبدیل این همکاری به ظرفیتی نهادی و پایدار در نظام مالی بین‌المللی است. البته این بدان معنا نیست که بانک توسعه نوین در پی جایگزینی بانک‌های توسعه‌ای چندجانبه سنتی است. تفسیر دقیق‌تر آن است که این بانک با تکمیل، متنوع‌سازی و تا حدی به چالش کشیدن معماری موجود تأمین مالی توسعه، به گسترش گزینه‌های پیش روی کشورهای در حال توسعه کمک می‌کند.

اهمیت NDB نه در نفی چندجانبه‌گرایی، بلکه در گسترش دامنه مشارکت بازیگرانی است که در طراحی و شکل‌دهی به نهادها و قواعد حاکم بر نظام تأمین مالی توسعه نقش دارند. همین تفاوت است که به بانک توسعه نوین جایگاهی متمایز در معماری مالی بین‌المللی می‌بخشد.

بانک توسعه نوین و تحول همکاری جنوب–جنوب

اگر تأمین مالی توسعه صرفاً از طریق نهادهایی سازمان یابد که از نظر تاریخی تحت تأثیر و نفوذ اقتصادهای پیشرفته بوده‌اند، اقتصادهای نوظهور همچنان در سطحی ساختاری به استانداردها، منابع مالی و اولویت‌های تعیین‌شده از سوی دیگران وابسته خواهند ماند. اما زمانی که اقتصادهای نوظهور اقدام به ایجاد و اداره نهادهای توسعه‌ای خود می‌کنند، ماهیت این رابطه تغییر می‌یابد. آنها دیگر صرفاً وام‌گیرنده نیستند، بلکه در جایگاه سهامدار قرار می‌گیرند؛ صرفاً دریافت‌کننده منافع توسعه‌ای نیستند، بلکه به‌تدریج در تعریف اولویت‌ها و چارچوب‌های تأمین مالی توسعه نیز نقش‌آفرینی می‌کنند؛ و دیگر تنها موضوع سیاست‌های توسعه‌ای نیستند، بلکه به بازیگران نهادی در نظام مالی بین‌المللی تبدیل می‌شوند. اهمیت عمیق‌تر بانک توسعه نوین نیز در همین تحول نهفته است. این بانک بیانگر این دیدگاه است که همکاری جنوب–جنوب باید از سطح اعلام مواضع سیاسی فراتر رفته و به سازوکاری عملیاتی تبدیل شود. همکاری زمانی معنا و اثرگذاری واقعی پیدا می‌کند که بتواند پروژه‌های توسعه‌ای را ساختاربندی کند، منابع مالی را بسیج نماید، چارچوب‌هایی برای توزیع مناسب ریسک میان ذی‌نفعان ایجاد کند، استانداردهای حفاظتی را ارتقا دهد، از توسعه زیرساخت‌ها حمایت کند، سازوکارهای تأمین مالی مبتنی بر ارزهای محلی را گسترش دهد و بسترهای پایدار برای توسعه بلندمدت را فراهم آورد. از این منظر، NDB بخشی از گذار گسترده‌تر از «چندقطبی‌گرایی نمادین» به سوی «چندقطبی‌گرایی نهادی» است؛ گذاری که در آن توزیع قدرت تنها به تعداد و توان اقتصادی کشورها محدود نمی‌شود، بلکه به ظرفیت آنها برای ایجاد و مدیریت نهادهای مؤثر نیز وابسته است.

ذکر این نکته نیز قابل توجه است که تفاوت بانک توسعه نوین تنها در ساختار حکمرانی آن خلاصه نمی‌شود، بلکه در حوزه‌های تمرکز و اولویت‌های موضوعی آن نیز قابل مشاهده است. در حالی که نهادهای توسعه‌ای سنتی معمولاً مأموریت‌های گسترده‌ای شامل ثبات اقتصاد کلان، کاهش فقر، اصلاحات مالی، توسعه نهادی، تقویت بخش خصوصی، سیاست‌های اجتماعی و زیرساخت‌ها را دنبال می‌کنند، NDB هویت نهادی خود را به‌طور مشخص حول دو محور اصلی، یعنی توسعه زیرساختی و توسعه پایدار، شکل داده است. راهبرد بانک برای دوره ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۶ نیز به‌صراحت بر افزایش ظرفیت تأمین مالی توسعه برای دستیابی به آینده‌ای پایدار، با تمرکز بر اقتصادهای نوظهور و کشورهای در حال توسعه، تأکید دارد.

عملکرد و دستاوردهای بانک

علاوه بر اهمیت نهادی، ارزیابی عملکرد بانک توسعه نوین نیز نشان می‌دهد که این نهاد طی کمتر از یک دهه فعالیت توانسته است از مرحله یک ابتکار نهادی به یک بانک توسعه‌ای عملیاتی تبدیل شود. تا پایان سال ۲۰۲۵، بانک تأمین مالی ۱۳۹ پروژه به ارزش 9/42 میلیارد دلار را به تصویب رسانده است. این پروژه‌ها عمدتاً در حوزه‌های زیرساخت و توسعه پایدار متمرکز بوده و بر اساس برآوردهای بانک، اجرای آنها به نصب حدود ۲۴۰۰ مگاوات ظرفیت جدید انرژی‌های تجدیدپذیر و پاک، جلوگیری از انتشار سالانه 7/14 میلیون تن دی‌اکسید کربن، احداث یا بهسازی ۴۰ هزار کیلومتر جاده، توسعه ۲۹۳ کیلومتر شبکه ریلی شهری، افزایش ظرفیت تأمین آب شرب به میزان ۲۸۸ هزار مترمکعب در روز، افزایش ظرفیت تصفیه فاضلاب به ۶۱۲ هزار مترمکعب در روز و ساخت ۳۵ هزار واحد مسکونی منجر خواهد شد. این آمارها نشان می‌دهد که NDB در عمل نیز مأموریت اعلام‌شده خود مبنی بر تمرکز بر توسعه زیرساخت‌ها و توسعه پایدار را دنبال کرده و توانسته است سبدی از پروژه‌های با آثار اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی قابل‌توجه ایجاد کند. هرچند مقیاس عملیات این بانک همچنان با بانک‌های توسعه‌ای باسابقه قابل مقایسه نیست، اما روند رو به رشد فعالیت‌های آن نشان می‌دهد که بانک توسعه نوین به‌تدریج جایگاه خود را به‌عنوان یکی از بازیگران نوظهور در معماری تأمین مالی توسعه تثبیت کرده است.

چالش‌ها و چشم‌انداز پیش روی بانک

همان‌طور که اشاره شد، گروه بریکس مجموعه‌ای از کشورها با نظام‌های سیاسی متفاوت، ساختارهای اقتصادی متنوع، اولویت‌های منطقه‌ای گوناگون و منافع راهبردی بعضاً متفاوت را گرد هم آورده است. تنوع درونی این گروه واقعیتی انکارناپذیر است؛ اما همین تنوع، بخشی از اهمیت تجربه نهادی بریکس را شکل می‌دهد. در این نقطه است که همکاری جنوب–جنوب وارد مرحله‌ای پخته‌تر می‌شود.

تأکید می‌گردد که آینده این همکاری صرفاً به صدور بیانیه‌های مشترک و همگرایی در سطح گفتمان‌ها وابسته نخواهد بود؛ بلکه به وجود نهادهایی بستگی دارد که توانایی مدیریت پیچیدگی‌ها، تخصیص منابع مالی، هماهنگی منافع متفاوت و دستیابی به نتایج قابل اعتماد را داشته باشند. چالش اصلی بانک توسعه نوین نیز دقیقاً در همین موضوع نهفته است: اثبات اینکه یک بانک توسعه‌ای ایجادشده توسط اقتصادهای نوظهور می‌تواند در مقیاسی گسترده، با حفظ کیفیت، شفافیت، پایداری و اعتبار نهادی فعالیت کند. این چالش را نباید دست‌کم گرفت. ایجاد یک نهاد جایگزین در حوزه تأمین مالی توسعه، به‌مراتب آسان‌تر از ساختن نهادی است که از نظر عملیاتی قدرتمند، از نظر مالی پایدار و از نظر بین‌المللی مورد اعتماد باشد. بانک توسعه نوین باید به‌طور مستمر نشان دهد که قادر است پروژه‌های باکیفیت را تأمین مالی کند، ریسک‌ها را به‌درستی مدیریت نماید، منابع سرمایه‌ای جدید را جذب کند، اصول مدیریت مطلوب و شفافیت را رعایت کند، استفاده از سازوکارهای تأمین مالی بر مبنای ارزهای محلی را گسترش دهد و از توسعه زیرساخت‌های پایدار حمایت کند.

در واقع، اهمیت زیرساخت فراتر از جنبه‌های فنی و اقتصادی آن است؛ زیرا پروژه‌های مرتبط با آن، با تصمیمات حقوقی، مالی، اقتصادی، صنعتی، اقلیمی و ملاحظات ژئوپلیتیکی پیوند خورده‌اند. انتخاب یک مسیر ریلی، احداث یک نیروگاه، توسعه شبکه انتقال انرژی یا ایجاد زیرساخت دیجیتال، تنها یک تصمیم سرمایه‌گذاری نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از تصمیمات نهادی و حقوقی درباره تخصیص منابع، مدیریت ریسک، تنظیم روابط میان دولت و بخش خصوصی و تعیین مسیر توسعه آینده کشورها را در بر می‌گیرد.

تحلیل نهایی چیست؟

در مجموع، بانک توسعه نوین را نمی‌توان صرفاً یک بانک توسعه‌ای دیگر در میان نهادهای مالی بین‌المللی دانست. اهمیت این بانک بیش از آنکه به حجم منابع مالی تأمین‌شده توسط آن مرتبط باشد، در نقشی است که در گسترش مشارکت اقتصادهای نوظهور در نظام تأمین مالی توسعه ایفا می‌کند. عملکرد NDB نشان می‌دهد که اقتصادهای نوظهور دیگر تنها دریافت‌کننده منابع مالی و قواعد از پیش تعیین‌شده نیستند، بلکه به‌تدریج از جایگاه دریافت‌کنندگان منابع مالی فراتر رفته و در فرآیند طراحی و تحول نظام تأمین مالی توسعه نقش‌آفرینی می‌کنند. هرچند این بانک همچنان با چالش‌هایی مانند افزایش حجم فعالیت، حفظ کیفیت پروژه‌ها، ارتقای شفافیت و تقویت استقلال نهادی روبه‌رو است، اما تجربه آن بیانگر آن است که معماری مالی بین‌المللی به سمت تنوع بیشتر و مشارکت گسترده‌تر بازیگران جدید در دنیا در حال حرکت است. از این منظر، بانک توسعه نوین را می‌توان نشانه‌ای از تحول تدریجی نظام تأمین مالی توسعه در جهان چندقطبی امروز دانست؛ تحولی که به‌تدریج دامنه مشارکت در طراحی و اجرای سازوکارهای مالی بین‌المللی را گسترش دهد.