«9کلمه وحشتناک در زبان انگلیسی این است که من از طرف دولت هستم و اینجا هستم تا کمک کنم.» این گفته یکی از روسای جمهور آمریکا است که در نقد سیاستمداران و دولت بزرگ و فراگیر عنوان شده است. اقتصاددانان متعددی چون بوکانان اما در تلاش بودند که این دیدگاه را به لحاظ علمی نیز تقویت کنند. در واقع این اقتصاددانان در تلاش بودند تا در مقابل پدیده «شکست بازار» پدیده‌ای به نام «شکست دولت» را معرفی کنند. اینکه لزوما هر شکست بازاری نیازمند مداخله دولت نیست و شاید اصلا مداخله دولت کار را بدتر و خراب‌تر نیز بکند.

برهمین اساس در این نوشته قصد داریم به‌طور مختصر به معرفی جیمز بوکانان، اقتصاددان مطرح آمریکایی و برنده جایزه نوبل بپردازیم. اقتصاددانی که امروز یعنی سوم اکتبر متولد شده است.

جیمز ام. بوکانان، پژوهشگر ارشد برجسته، شیوه نگاه ما به فرآیند سیاسی را متحول کرد. بوکانان که به همراه گوردون تالوک از بنیان‌گذاران مکتب انتخاب عمومی در علم اقتصاد بود، ارزیابی واقع‌بینانه‌ای از انگیزه‌های سیاسی و اقتصاد مداخله دولت ارائه کرد.

پیش از آثار بوکانان و تالوک، اقتصاددانان و دانشمندان علوم سیاسی، «شکست بازار» را معیاری برای توجیه اقدام دولت می‌دانستند. هرگاه تصور می‌شد بخش خصوصی به نتیجه‌ای کمتر از حد مطلوب منجر شده است، فرض بر این بود که دولت می‌تواند با مداخله، شرایط را اصلاح کند. اما بوکانان و تالوک در کتاب حساب رضایت (The Calculus of Consent) که در سال ۱۹۶۲ منتشر شد، این فرض را به‌طور جدی به چالش کشیدند: چرا تصور می‌کنیم صرف اینکه دولت وارد عمل شود، الزاما می‌تواند یک مشکل را حل کند؟ آیا کنشگران بخش عمومی نیز مانند کنشگران بخش خصوصی، منافع شخصی خود را دنبال نمی‌کنند؟

بر همین‌اساس سیاستگذار نیز به دنبال منافع شخصی خود بوده، خیرخواه جامعه نیست و لذا لزوما منافع او با منافع عموم مردم یکی نخواهد بود.

بوکانان در سال ۱۹۸۶ به‌دلیل فعالیت‌هایش در حوزه اقتصاد انتخاب عمومی، جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد. او مدیرکل مشاور مرکز جیمز ام. بوکانان برای اقتصاد سیاسی در دانشگاه جورج میسون بود و در زمینه‌هایی همچون نظریه انتخاب عمومی، کسری بودجه، بوروکراسی و مالیه عمومی تخصص داشت.

بوکانان به همراه جفری برنان، کتاب‌های قدرت وضع قواعد: مبانی تحلیلی یک قانون اساسی مالیاتی (The Power to Tax: Analytical Foundations of a Fiscal Constitution)  و قدرت قواعد و همچنین اثر  منطق قواعد  (The Reason of Rules) را تألیف کرد. از دیگر آثار مهم او می‌توان به اقتصاددانان چه باید بکنند؟ (What Should Economists Do?) و حدود آزادی: میان آنارشی و لویاتان (The Limits of Liberty: Between Anarchy and Leviathan) اشاره کرد.