شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی برای تأمین مالی سرمایه‌گذاری‌های خود الزاماً مجبور نیستند فقط از بازار بدهی استفاده کنند. آنها می‌توانند از منابع مختلفی مانند جریان نقدی، سرمایه‌گذاری سهامداران، انتشار سهام یا سایر روش‌های تأمین مالی استفاده کنند. با این حال، گسترش پروژه‌های بزرگ هوش مصنوعی به معنای افزایش تقاضا برای سرمایه است.

در چنین شرایطی، جذابیت بالای سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی می‌تواند باعث شود بخشی از سرمایه‌گذاران، تأمین مالی شرکت‌های این حوزه را نسبت به خرید اوراق دولتی جذاب‌تر ببینند؛ به‌خصوص اگر انتظار بازده بالاتری از سرمایه‌گذاری‌های مرتبط با هوش مصنوعی داشته باشند.

از طرف دیگر، دولت آمریکا برای تأمین کسری بودجه خود نیاز گسترده‌ای به استقراض دارد. افزایش عرضه اوراق، در کنار تقاضای بالای سرمایه از سوی بخش خصوصی، می‌تواند فشار بیشتری بر بازار سرمایه وارد کند و برای جذب منابع، نرخ بازده بالاتری را ضروری کند.

بنابراین نمی‌توان گفت دولت آمریکا مستقیماً با شرکت‌های هوش مصنوعی برای استقراض رقابت می‌کند، اما هر دو برای جذب منابع محدود سرمایه با یکدیگر رقابت دارند. در این میان، کسری بودجه، حجم انتشار اوراق، انتظارات نرخ بهره و جذابیت سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، همگی می‌توانند بر نرخ بازده اوراق اثر بگذارند.