اکوایران: در روابط بین‌الملل، تصمیم هیچ کشوری مستقل از رفتار دیگر کشورها نیست. هر تصمیم راهبردی، علاوه بر اهداف و امکانات یک بازیگر، به انتظارات او از واکنش طرف مقابل وابسته است. در همین چارچوب، نظریه بازی می‌تواند توضیح دهد که چگونه کشورها در شرایط عدم اطمینان تصمیم می‌گیرند، چرا گاهی تهدیدهای متقابل به تشدید تنش منجر می‌شود و تحت چه شرایطی امکان همکاری و توافق فراهم خواهد شد. نظریه بازی یکی از ابزارهای علم اقتصاد است که می‌تواند به فهم این پرسش‌ها کمک کند. ابزاری که طی دهه‌های گذشته، به‌ویژه پس از گسترش رقابت هسته‌ای میان قدرت‌های بزرگ، جایگاه مهمی در تحلیل روابط بین‌الملل پیدا کرده است.

در این برنامه، فرهاد نیلی و فرشاد فاطمی، دو اقتصاددان و استاد دانشگاه صنعتی شریف، در گفت‌وگو با نوید رئیسی، تقابل ایران و ایالات متحده را از منظر نظریه بازی بررسی کرده‌اند.

فرشاد فاطمی در ابتدای گفت‌وگو توضیح می‌دهد که موضوع اصلی نظریه بازی، تحلیل رفتار راهبردی بازیگران است؛ موقعیتی که در آن نتیجه تصمیم هر فرد یا کشور، به انتخاب‌های سایر بازیگران نیز وابسته است. از این منظر، حتی وضعیتی که در آن هر دو طرف متحمل هزینه‌های سنگین می‌شوند، می‌تواند نوعی تعادل باشد؛ زیرا هیچ‌یک از طرفین با توجه به رفتار دیگری، تغییر یک‌جانبه تصمیم خود را مطلوب نمی‌داند.

فرهاد نیلی نیز با اشاره به تفاوت جنگ واقعی و بازی‌هایی مانند شطرنج، بر نقش اطلاعات ناقص و نامشخص بودن اهداف طرفین تأکید می‌کند. به اعتقاد او، برخلاف شطرنج که در آن قواعد، موقعیت مهره‌ها و هدف نهایی مشخص است، در روابط بین‌الملل کشورها نه از تمام اطلاعات برخوردارند و نه لزوماً شناخت دقیقی از اهداف و میزان سرسختی طرف مقابل دارند.

نیلی الگوی «جنگ فرسایشی» را یکی از چارچوب‌های مناسب برای تحلیل تقابل ایران و آمریکا معرفی می‌کند؛ الگویی که در آن هر طرف تلاش می‌کند با تحمل هزینه‌ها، طرف مقابل را زودتر به عقب‌نشینی وادار کند. او همچنین معتقد است که تحولات مربوط به تنگه هرمز را می‌توان با الگوی «بازی جوجه» تحلیل کرد؛ وضعیتی که در آن هر دو طرف با تشدید تهدیدها می‌کوشند دیگری را به عقب‌نشینی وادار کنند.

فاطمی نیز توضیح می‌دهد که در شرایط اطلاعات ناقص، جنگ فرسایشی ممکن است حتی زمانی ادامه پیدا کند که مجموع هزینه‌های تحمیل‌شده به طرفین از منافع احتمالی پیروزی بیشتر شده باشد. ناآگاهی از توان تحمل هزینه‌ها و میزان پایداری طرف مقابل، یکی از عوامل اصلی تداوم چنین تقابلی است.

بخش دیگری از این گفت‌وگو به پیوند جنگ نظامی و فرسایش اقتصادی اختصاص دارد. نیلی با اشاره به فشار هم‌زمان جنگ و تحریم بر اقتصاد ایران، توضیح می‌دهد که هزینه‌های تقابل تنها به میدان نظامی محدود نیست، بلکه تورم، بیکاری، اختلال در فعالیت بنگاه‌ها و کاهش تاب‌آوری اقتصادی نیز در محاسبات راهبردی اهمیت دارند.

در نهایت، پرسش محوری این گفت‌وگو آن است که آیا تقابل ایران و آمریکا همچنان در چارچوب یک بازی فرسایشی ادامه خواهد یافت یا کانال‌های دیپلماتیک و تغییر محاسبات طرفین می‌توانند زمینه خروج از این وضعیت را فراهم کنند؟