آیا بازار انرژی با انبارهای خالی به استقبال بحران بعدی خواهد رفت؟
شماره روزنامه: ۶۶۹۸ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۵۸۶۴ بازار نفت

دنیای اقتصاد - حمید ملازاده : جهان از آغاز جنگ آمریکا با ایران و اختلال در عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز، نزدیک به یک‌میلیارد بشکه نفت از ذخایر خود برداشت کرده است. به گفته سلطان الجابر، مدیرعامل شرکت نفتی آدنوک امارات، بازار حالا تقریبا با انبارهای خالی به استقبال زمستان می‌رود؛ زمستانی که با دیزل در پایین‌ترین سطح ذخایر در ۳۵سال اخیر و نفت برنت نزدیک به ۱۱۰دلار در بشکه آغاز می‌شود. الجابر این هشدار را روز دوشنبه ۲نوامبر در کنفرانس ادیپک امارات مطرح کرد. او گفت در برخی مناطق ذخایر دیزل برای این زمان از سال به پایین‌ترین سطح در ۳۵سال رسیده و مناطق دیگری با شکاف عرضه ۶۰۰‌میلیارد فوت مکعبی گاز طبیعی مایع روبه‌رو هستند. قیمت دیزل در بسیاری از بازارها به رکورد رسیده و دولت‌ها و مصرف‌کنندگان را با تورم و فشار هزینه زندگی مواجه کرده است.

صورت‌حساب یک‌میلیارد ‌بشکه‌ای جنگ هرمز

پس‌انداز بی‌پایان؟

ذخایر نفت و فرآورده‌ها مثل کیسه هوای بازار عمل می‌کنند: وقتی عرضه قطع شود، ضربه را جذب می‌کنند. جهان در ماه‌های گذشته همین کار را کرده است. برداشت نزدیک به یک‌میلیارد بشکه یعنی بازار شوک عرضه را نه با تولید، بلکه با خرج کردن پس‌انداز خود پشت سر گذاشته است. مشکل اینجاست که پس‌انداز بی‌پایان نیست. امین ناصر، مدیرعامل آرامکوی عربستان، هم ماه گذشته گفت کمتر از ۶‌میلیارد بشکه ذخیره تجاری باقی مانده و بخش بزرگ آن عملا در دسترس نیست؛ چون در خطوط لوله، مخازن عملیاتی و کشتی‌ها گیر کرده درحالی‌که بازار در شرایط موجود نیاز مبرم به آنها دارد. به بیان ساده، ذخیره قابل استفاده بسیار کمتر از رقم رسمی است. آژانس بین‌المللی انرژی هم ماه گذشته تصمیم گرفت بیش از ۲۰‌میلیون بشکه دیزل و هر مقدار باقی‌مانده از برداشت اضطراری رکوردی ماه مارس را روانه بازار کند. یعنی حتی ابزار اضطراری هم در حال رسیدن به ته خط است.

افزایش سهم هزینه لجستیک

یکی از چشم‌گیرترین ارقام این گزارش، سهم هزینه حمل و لجستیک است که به گفته الجابر از ۵درصد پیش از جنگ به ۳۰درصد بهای هر بشکه رسیده است. این یعنی ۶برابر شدن سهم حمل در قیمت. اگر بهای شاخص برنت را ۱۱۰دلار بگیریم، حدود ۳۳دلار از آن صرف جابه‌جایی می‌شود؛ درحالی‌که پیش‌تر کمتر از ۶دلار بود. این محاسبه تقریبی و بر پایه عددهای خود الجابر است. این رقم تصویر دقیق‌تری از بحران می‌دهد: مشکل فقط کمبود نفت نیست، بلکه گران و کند شدن رساندن آن به مصرف‌کننده است. ما با بحران همزمان عرضه و مسیر روبه‌رو هستیم لذا کرایه حمل نفت روسیه به هند نیز به رکورد تاریخی رسیده است. الگو یکی است: وقتی مسیرها پرخطر شوند، هزینه حمل به اندازه خود نفت تعیین‌کننده می‌شود.

چرا دیزل خط مقدم بحران است؟

دیزل سوخت حمل‌ونقل سنگین، کشاورزی، ساخت‌وساز و صنعت است. افزایش قیمت آن به‌سرعت در قیمت غذا، کالا و خدمات تاثیر می‌گذارد. افزون بر این، دیزل با آغاز فصل سرما در بسیاری از کشورها برای گرمایش و تولید برق هم مصرف و رقابت بر سر آن شدیدتر می‌شود. همین است که ذخایر پایین‌ترین سطح ۳۵ساله را نشان می‌دهند، درست در آستانه فصلی که تقاضا بالا می‌رود. شکاف ۶۰۰‌میلیارد فوت مکعبی گاز مایع هم همین فشار را از سمت دیگر تکمیل می‌کند: وقتی گاز کم باشد، تقاضا برای سوخت‌های جایگزین از جمله دیزل بالا می‌رود.

نقشه ذی‌نفعان

دولت‌های واردکننده در دشوارترین موقعیت‌ هستند. هم باید ذخایر راهبردی را پر و هم قیمت‌های تاریخی را تحمل کنند. کشورهای کم‌درآمد و وابسته به واردات بیشترین آسیب را می‌بینند؛ چون در رقابت بر سر محموله‌های کمیاب، توان مالی کمتری دارند. تولیدکنندگان خلیج‌فارس، از جمله امارات و عربستان، از قیمت‌های بالا سود می‌برند؛ اما صادراتشان همچنان به امنیت هرمز بسته است. تاکید الجابر بر ذخیره‌سازی بیشتر و پالایشگاه‌های نزدیک بازار مصرف را باید با همین نگاه خواند: او هم هشدار می‌دهد و هم به‌طور ضمنی بازار تازه‌ای برای زیرساخت و خدمات انرژی تعریف می‌کند. شرکت‌های کشتیرانی و پالایشگاه‌های بزرگ نیز در کوتاه‌مدت از حاشیه سود بالاتر بهره می‌برند.

زمستان لبه تیغ

محتمل‌ترین روایت، «زمستان لبه تیغ» است: اگر جنگ در سطح فعلی بماند و عبور از هرمز با اختلال ادامه یابد، بسیاری از تحلیلگران انتظار دارند ذخایر باز هم کاهش و قیمت دیزل با هر موج سرما جهش کند. پیش‌شرط این روایت ادامه وضع موجود است و آسیب‌پذیر‌ترین‌ها واردکنندگان آسیایی و اروپایی‌اند. روایت دوم، «بازگشت تدریجی» است: اگر امنیت عبور کشتی‌ها بهبود یابد، صادرات خلیج‌فارس بازگردد و پالایشگاه‌ها دیزل بیشتری تولید کنند، قیمت‌ها می‌توانند عقب بنشینند. اما حتی در این حالت، پر کردن ذخایر تخلیه‌شده خود تقاضای تازه‌ای ایجاد کرده و مانع سقوط شدید قیمت می‌شود. روایت سوم، «شوک مضاعف» است: یک اختلال تازه، مثل حمله به یک پالایشگاه بزرگ یا توقف دوباره در هرمز، در شرایطی که ضربه‌گیر وجود ندارد، می‌تواند قیمت‌ها را به‌شدت بالا ببرد. احتمال آن کمتر است؛ اما پیامدش سنگین‌ترین است.

ردپای بحران در اقتصاد جهان

نخست اینکه پر کردن ذخایر خود به یک عامل نگه‌دارنده قیمت تبدیل می‌شود. دولت‌هایی که ذخایرشان را آزاد کرده‌اند، دیر یا زود باید دوباره بخرند و این تقاضای آینده را بالا نگه می‌دارد. دوم، ساخت انبار و پالایشگاه در نزدیکی بازار مصرف دیگر یک انتخاب نیست، یک ضرورت امنیتی است؛ کشورها می‌خواهند کمتر به نفتی وابسته باشند که باید از مسیرهای دور و پرخطر برسد. سوم، تورم وارداتی می‌تواند بانک‌های مرکزی را در تنگنا بگذارد؛ چون مهار آن با نرخ بهره، شوک عرضه را حل نمی‌کند. چهارم، سازوکار تاب‌آوری انرژی در برنامه‌ریزی دولت‌ها بیشتر از کارآیی اقتصادی وزن می‌گیرد.

پرسش پایانی

اگر جهان یک‌میلیارد بشکه را برای عبور از شوک اول خرج کرده و ذخایر قابل استفاده‌اش رو به پایان است، آیا بازار انرژی برای شوک بعدی آمادگی دارد یا بازار با انبارهای خالی به استقبال بحران بعدی خواهد رفت؟

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن