به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-فاطمه نصیری؛ عبدالله مستوفی، دولتمرد و نویسنده دوره قاجار و پهلوی، در کتاب «شرح زندگانی من» بخشی از تحولات اقتصادی و اداری ایران را از نزدیک روایت کرده است.
او در خاطرات خود از ساختار پول و ضرابخانههای ایران و ورود فناوری جدید به ضرابخانه اشاره کرده و مینویسد:« تا سال ۱۳۰۰ هجری قمری، پول ایران تمام این محسنات را داشت. اگرچه دو فلز طلا و نقره هر دو در کشور رایج بود، ولی تعادل بین پولهای طلا با پولهای نقره محفوظ و ضرابخانهها با اینکه هر شهری ضرابخانه خود را داشت، در همه جا و در تحت نظارت دولت آزاد و هرگاه پولهای ناسره* در دست و پا زیاد میشد، دولت آنها را به پولهای سره تبدیل میکرد و داد و ستد مردم بینقص بود.
در این تاریخ معادن نقره امریکا کشف و شروع به استخراج شد و بالنتیجه تعادل پول نقره با طلا برهم خورد و روز به روز قیمت پول نقره در مقابل پول طلای داخلی و ارز خارجی تنزل کرد. قِران * همان قران ولی قوت خرید خود را از دست داد. پولهای طلائی که در دست و پای مردم بود، جمع شده و نقره که داشت خاصیت کمیابی خود را از دست میداد، پایه منحصر پول ایران گردید.
در دورههای سابق شاه از ضرابخانهها چیز مهمی نمیگرفت. معیرالممالک ضامن صحت سکهها بود، هر وقت پول ناسره در کشور زیاد میشد، از عایدات سابق ضرابخانه که تقریبا به خود او تعلق داشت، تفاوت آن را از خود میپرداخت.
امینالسلطان چرخی برای ضرابخانه به وسیله حاجی محمد حسن معروف به کمپانی (جد آقایان مهدویها) وارد کرد و به راه انداخت و ضرابخانه، در حقیقت کارخانه پولسازی دولت گردید و ضرابخانههای ولایات بسته شده، پولهای امینالسلطانی با قرآنهای کهنه درهم متداول گشت.
بعضی از قِرانهای کهنه که از حیث وزن و عیار سرهتر از وزن و عیار قرآنهای امینالسلطانی بود، به وسیله یهودیها جمع شد و به شمش تبدیل گشت و یا از آن اشیاء زرگری ساختند و قسمتی از ناسرههای آن تا اوائل مشروطه هم در دست و پا بود. در این تاریخ کمکم آنها را هم دولت جمعآوری کرد و با پرداخت تفاوت، به قرآن چرخی تبدیل نمود.»
مستوفی در ادامه نوشته خود به پایه پولی کشور نیز اشاره میکند و مینویسد:« دولت ایران در ادوار دوفلزی بودن پول خود، تا قبل از ۱۳۰۰ قمری همیشه رعایت تعادل بین زر و سیم را داشت و در حقیقت واحد طلا را ماخذ پول خود قرار میداد و هر چندی یکبار اگر تفاوتی در ارزش این دو فلز نسبت به یکدیگر پیدا میشد، واحد طلا یعنی اشرفی را که هم وزن و هم عیار دینار اسلامی بود، حفظ و پول نقره خود را از روی آن اصلاح میکرد که همیشه ده تا هزار دینار با یک اشرفی سهربع مثقالی هم قیمت باشد. بنابراین میتوان گفت که پول ایران تا هزار و سیصد قمری اگرچه دوفلزی، ولی پایه آن همیشه طلا بود. زیرا پول نقره را با طلا تطبیق میکرد و هر وقت که قیمت نقره نسبت به طلا گران یا ارزان میشد، پولهای نقرهای خود را سبک یا سنگینتر میکرد تا با ارزش واقعی ده دانه یک اشرفی برابری کند.
در ادوار گذشته با اینکه علم اقتصاد عمومی (اکونومی پولیتیک) در اروپا هم رواج حسابی نداشت و قواعد آن هنوز طرف قبول همه کس نشده بود، چنان که دیدیم، پول دولت ایران با اصول اقتصاد امروزه کل دنیا که عبارت از یک فلز طلائی باشد، مطابقه میکرده است.
ولی در دوره ضرابخانه مینالسلطانی این اصول علمی که سایر دولتها داشتند در کشور خود تازه رواج میدادند، بر هم خورد و پول ایران از قوت خرید افتاد. طلاهای ایران راه اروپا پیش گرفته و در خزانه بانکهای خارجه ضبط شد و دولت ایران پولش از طلا به نقره مبدل گشت، در حالی که نقره در کل دنیا از واحد پول بودن طبعاً منعزل میشد و حال مالالتجاره ای را پیدا میکرد که روز به روز از قیمت آن بکاهد.»
*ناسره: پول ناخالص
*یک قِران: ۱۰۰۰ دینار
خبرگزاری علت
نظر شما