اروپا با طرحی دو‌مرحله‌ای وارد میدان میانجی‌گری شد؛

چرا واشنگتن به‌جای طرح‌های تازه، ابتکار هفت‌روزه ایران را نمی‌آزماید؟

شماره روزنامه: ۶۶۹۱ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۴۱۸۰ خبر و دیپلماسی

دنیای اقتصاد : همزمان با افزایش نگرانی‌ها درباره تداوم جنگ و پیامدهای آن برای بازار جهانی انرژی به‌ویژه با صعودی شدن قیمت نفت، بار دیگر طرح‌های دیپلماتیک و تلاش میانجی‌ها برای مهار بحران فعال شده است. این بار گزارش‌هایی از العربیه و ارم‌نیوز درباره پیشنهاد دو‌مرحله‌ای کشورهای اروپایی منتشر شده؛ طرحی که بنا بر گزارش‌ها، حل‌وفصل موقت مساله تنگه هرمز و محاصره را به‌عنوان گام نخست دنبال می‌کند و سپس به مذاکرات گسترده‌تر درباره پرونده هسته‌ای، تحریم‌ها و دارایی‌های مسدودشده ایران می‌رسد. اما پرسش اصلی این است: اگر واشنگتن واقعا به‌دنبال پایان بحران است، چرا به‌جای طرح‌های تازه، ابتکار هفت‌روزه‌ای را که تهران پیش‌تر ارائه کرده، تا رسیدن به نتیجه دنبال نمی‌کند؟

ابتدا هرمز، سپس پرونده هسته‌ای

بر اساس جزئیات منتشرشده از پیشنهاد تروئیکای اروپایی، این طرح بر تفکیک بحران به دو مرحله استوار است. در مرحله نخست، توافقی موقت درباره تنگه هرمز و محاصره شکل می‌گیرد و سپس مسیر برای مذاکره درباره توافقی جامع‌تر، شامل پرونده هسته‌ای، تحریم‌ها و دارایی‌های مسدودشده، هموار می‌شود. توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ نیز بنا بر گزارش‌ها یکی از مبناهای قابل ارجاع در این مسیر است. منطق این رویکرد آن است که به‌جای تلاش برای حل همه اختلاف‌ها در یک بسته واحد، ابتدا گره‌ای فوری و پرهزینه باز شود و پس از کاهش تنش، مذاکرات پیچیده‌تر ادامه یابد. تنگه هرمز به‌دلیل جایگاهش در انتقال انرژی و اثر اختلال در آن بر اقتصاد جهانی، نقطه آغاز قابل‌انتظاری برای چنین ابتکاری است. با این‌حال، تا زمانی که جزئیات رسمی طرح و موضع نهایی تهران و واشنگتن روشن نشده، این پیشنهاد را نباید با توافقی پذیرفته‌شده اشتباه گرفت. مواضع سعید خطیب‌زاده، معاون وزیر امور خارجه ایران، نشان می‌دهد تهران صرفا به محتوای پیشنهادهای اروپایی نگاه نمی‌کند، بلکه رفتار و اعتبار میانجی‌ها را نیز بخشی از معادله می‌داند. او با انتقاد از رویکرد اروپا در قبال تحولات منطقه، تاکید کرده است که کشورهای اروپایی برای ایفای نقشی موثر باید از حمایت از اقدامات آمریکا و اسرائیل فاصله بگیرند، اجازه ندهند پایگاه‌هایشان در اختیار عملیات آمریکا قرار گیرد و برای احیای دستاوردهای جمعی بین‌المللی، رویکردی عملی و صادقانه در پیش بگیرند. خطیب‌زاده با ابراز تردید نسبت به تغییر رویکرد اروپا، عملا این پرسش را مطرح کرده که آیا کشورهای اروپایی می‌توانند فراتر از ارائه طرح، تضمینی معتبر برای اجرای آن فراهم کنند.

این موضع، چالش اصلی ابتکار تازه را روشن می‌کند: اروپا می‌خواهد بار دیگر در روند حل بحران نقش داشته باشد، اما برای اثرگذاری باید نشان دهد که صرفا حامل پیشنهادی جدید نیست و توانایی اثرگذاری بر تصمیم واشنگتن را نیز دارد. تجربه برجام و خروج آمریکا از آن همچنان بر محاسبات تهران سایه انداخته است؛ توافق سیاسی زمانی ارزش عملی پیدا می‌کند که تعهدات طرف‌ها قابل اتکا و اجرا باشد. همزمانی تحرکات دیپلماتیک با نگرانی‌ها درباره بازار انرژی، پرسشی مهم ایجاد می‌کند: آیا با افزایش هزینه اقتصادی بحران، انگیزه طرف‌ها برای مذاکره نیز بیشتر می‌شود؟ اختلال در تنگه هرمز می‌تواند هزینه حمل‌ونقل و بیمه را بالا ببرد و بازار جهانی انرژی را تحت فشار قرار دهد؛ پیامدهایی که محدود به کشورهای منطقه نمی‌ماند و به اقتصادهای دورتر نیز منتقل می‌شود. همین پیوند میان امنیت منطقه و اقتصاد جهانی، به میانجی‌ها انگیزه می‌دهد پیش از گسترش بحران، راهی برای مهار آن پیدا کنند. البته همزمانی افزایش قیمت نفت و فعال‌شدن میانجی‌ها به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که این تحرکات صرفا واکنشی به بازار هستند. بااین‌حال، هرچه بحران پرهزینه‌تر شود، هزینه شکست دیپلماسی نیز برای طرف‌های بیشتری افزایش می‌یابد. نفت در این معادله فقط یک شاخص اقتصادی نیست؛ عاملی است که فوریت سیاسی حل بحران را برجسته می‌کند. پرسش این است که آیا این فشار به انعطاف واقعی در میز مذاکره منجر می‌شود یا صرفا موجی از طرح‌های تازه به راه می‌اندازد که در نهایت بی‌نتیجه می‌مانند.

چرا ابتکار هفت‌روزه در اولویت نیست؟

در این میان، ابتکار هفت‌روزه ایران اهمیت ویژه‌ای دارد. تهران اعلام کرده است که پیشنهاد خود را از مسیر میانجی‌ها به طرف آمریکایی منتقل کرده و پاسخ اولیه واشنگتن را نیز دریافت کرده است. بر اساس توضیحات مقام‌های ایرانی درباره این ابتکار، بازگشایی تنگه هرمز و آغاز مسیر توافق نهایی به اقداماتی از سوی آمریکا، از جمله در ارتباط با محاصره و پایان درگیری‌ها، گره خورده است. بااین‌حال، اختلاف بر سر ترتیب اقدامات و دامنه تعهدات همچنان پابرجاست. تفاوت اصلی ابتکار ایران با طرح گزارش‌شده اروپا در ترتیب گام‌ها و تضمین‌های مورد انتظار است. تهران می‌خواهد پیش از برداشتن برخی گام‌ها، اقدامات مشخصی از سوی واشنگتن انجام شود؛ در مقابل، طرح اروپایی می‌کوشد با توافقی موقت درباره هرمز و محاصره، راه مذاکرات گسترده‌تر را باز کند. بنابراین مساله تنها ارائه یک پیشنهاد جدید نیست، بلکه این است که کدام طرف باید نخست اقدام کند و چه سازوکاری مانع تکرار تجربه شکست توافق‌های قبلی خواهد شد. اگر هدف فوری واشنگتن کاهش تنش و بازگرداندن کشتیرانی به شرایط باثبات است، انتظار می‌رود به‌جای انباشتن طرح‌ها، موضع خود را درباره ابتکار موجود روشن کند: کدام بندها پذیرفتنی نیست و چه جایگزین عملی‌ای برای آن پیشنهاد می‌شود؟ طرح اروپا می‌تواند به پیشبرد گفت‌وگو کمک کند، اما نباید بهانه‌ای برای نادیده‌گرفتن پیشنهادهایی شود که پیش‌تر روی میز قرار گرفته‌اند.


نفت چه زمانی بالا رفت و میانجی‌ها چه زمانی فعال شدند؟

موج اول: ۲۹ مارس /  نفت جهش می‌کند؛ پاکستان وارد میدان می‌شود

در پی تشدید جنگ و اختلال در تردد تنگه هرمز، قیمت برنت از حدود ۷۷ دلار در ۲ مارس به حدود ۱۲۷ دلار در ۳۱ مارس رسید. در ۲۹ مارس، پاکستان میزبان مذاکراتی با حضور ترکیه، مصر و عربستان بود تا راهی برای پایان جنگ و بازگشایی مسیر کشتیرانی پیدا شود. این نخستین نمونه روشن در بازه مورد بررسی است که جهش نفت و گسترش میانجی‌گری منطقه‌ای همزمان دیده می‌شوند.

موج دوم: ۷–۸آوریل /  نفت به اوج می‌رسد؛ میانجی‌گری پاکستان به آتش‌بس می‌انجامد

برنت در ۷ آوریل به حدود ۱۳۸ دلار رسید که بالاترین سطح ثبت‌شده در این دوره به شمار می‌رود. روز بعد، تلاش فشرده پاکستان به اعلام آتش‌بس موقت انجامید. اسلام‌آباد در ساعات پایانی با مقام‌های آمریکایی و ایرانی تماس گرفت و در کنار آن، درباره مهار حملات اسرائیل نیز پیام‌هایی منتقل کرد. این قوی‌ترین نقطه شروع است؛ جایی که فشار بازار و خطر گسترش جنگ، پای دیپلماسی و میانجی‌گری را به صورت فشرده به میان می‌آورد. البته تهدید نظامی و ضرب‌الاجل ترامپ نیز از عوامل مستقیم آتش‌بس بودند.

موج سوم: ۳ ژوئن تا ۲ ژوئیه / تلاش برای حفظ آتش‌بس؛ قطر و پاکستان به مذاکرات بازمی‌گردند

برنت در ۳ ژوئن دوباره از ۱۰۰ دلار گذشت و به حدود ۱۰۲ دلار رسید. پس از تفاهم موقت ژوئن، قطر و پاکستان سازوکار مذاکرات را پیش بردند؛ در ۲۲ ژوئن نشست سطح بالایی در سوئیس برگزار شد و در اول ژوئیه نیز مذاکرات غیرمستقیم در دوحه ادامه یافت. پس از نشانه‌های پیشرفت در گفت‌وگوها و بهبود جریان نفتکش‌ها، قیمت‌ها کاهش یافتند. این مرحله برای گزارش اهمیت ویژه دارد؛ بازار نه‌فقط به آغاز مذاکره، بلکه به احتمال بازگشایی هرمز و افزایش واقعی عرضه نفت واکنش نشان می‌داد.

موج چهارم: ۲۳ ژوئیه تا اوت / افزایش دوباره ریسک عرضه؛ بازگشت قطر به تهران

پس از نقض توافق موقت در ۲۳ ژوئیه، برنت نقدی به حدود ۱۰۵ دلار رسید. در ۲۹ ژوئیه، پس از چند روز حملات پراکنده در نوار ساحلی، از توافق بر سر اعزام هیات‌های مذاکره‌کننده به قطر خبر داده شد. در اوایل اوت تلاش‌ها برای توافقی گسترده‌تر درباره هرمز ادامه یافت. سپس، در ۲۷ اوت، نخست‌وزیر قطر به تهران سفر کرد تا میانجی‌گری را احیا کند؛ در ۲۸ اوت نیز گزارش‌ها از تشدید تلاش‌ها برای بازگشایی تنگه حکایت داشت. پس از شکست تفاهم قبلی، میانجی‌گری نه به‌عنوان یک روند پیوسته، بلکه در واکنش به خطر تشدید بحران و اختلال کشتیرانی دوباره فعال شد.

موج پنجم: ۱۵–۳۰ سپتامبر / اوج تازه قیمت‌ها و طرح هفت‌روزه ایران

برنت نقدی در ۱۵ سپتامبر به حدود ۱۳۱ دلار رسید. ایران در میانه سپتامبر پیشنهاد هفت‌روزه خود را برای بازگشایی هرمز مطرح کرد. در ۲۵ سپتامبر، وزیر خارجه ایران گفت در صورت برآورده‌شدن شروط تهران، امکان بازگشایی تنگه در پایان هفت روز وجود دارد. دوشنبه ۲۸ سپتامبر، پس از رد پیشنهاد از سوی ترامپ، قیمت نفت در معاملات اولیه بیش از چهار دلار جهش کرد؛ همان روز میانجی‌های قطری برای گفت‌وگو با دو طرف وارد عمل شدند. در ۳۰ سپتامبر نیز خبر رسید پاسخ آمریکا از مسیر قطر به تهران منتقل شده است. این مورد از نظر زمانی بسیار مهم است؛ رد پیشنهاد ایران با جهش قیمت نفت همراه شد و میانجی‌گری قطر بلافاصله در کانون خبر قرار گرفت. این نزدیک‌ترین نمونه به فرضیه دیپلماسی با محرک نفت است.

موج ششم: ۲۰–۲۵ اکتبر / نفت در اوج چندماهه؛ گسترش میانجی‌گری به اروپا

در ۲۰ اکتبر، برنت به بالاترین سطح پنج‌ماهه رسید و در پایان روز روی ۱۰۸٫۷۹ دلار بسته شد. همزمان، رئیس‌جمهور ایران با فرمانده ارتش پاکستان درباره میانجی‌گری گفت‌وگو کرد و گزارش‌هایی از ارائه طرح تازه قطر و پاکستان منتشر شد. روز ۲۱ اکتبر نیز پس از کم‌رنگ‌شدن امیدها به پیشرفت دیپلماتیک، قیمت برنت دوباره بیش از دو دلار بالا رفت و به ۱۱۷ دلار یعنی سطح قیمت‌ها در ماه مارس رسید. در ۲۳ اکتبر، وزیران خارجه بریتانیا، فرانسه و آلمان به همراه ترکیه، عربستان، پاکستان، مصر و ایتالیا در استانبول درباره هرمز و ضرورت جلوگیری از حمله تازه به ایران رایزنی کردند؛ وزیر خارجه فرانسه صریحا هشدار داد تشدید بحران پیامدهای جدی برای قیمت هیدروکربن‌ها خواهد داشت. در ۲۵ اکتبر هم تروئیکای اروپایی با طرح دومرحله‌ای وارد داستان میانجی‌گری شدند و همزمان تلاش‌های قطر و پاکستان نیز در این مسیر ادامه دارد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن