جنگ چگونه نظم اقتصادی و امنیتی خاورمیانه را تغییر می‌دهد؟
شماره روزنامه: ۶۷۰۳ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۷۲۱۷ خبر و دیپلماسی

دنیای اقتصاد : جنگ علیه ایران تنها معادلات امنیتی خاورمیانه را تغییر نداده، بلکه نشان داده است اقتصاد جهانی تا چه اندازه در برابر اختلال در مسیرهای انتقال انرژی آسیب‌پذیر است. وابستگی اعراب به نفت، حمایت نظامی آمریکا و تنگه هرمز، اکنون به سه نقطه آسیب‌پذیری راهبردی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، تنوع‌بخشی به اقتصاد، مسیرهای صادراتی و منابع تامین انرژی دیگر انتخابی بلندمدت نیست، بلکه ضرورتی امنیتی و نشان‌دهنده پایان معادله سنتی نفت در برابر امنیت است. همزمان، بحران انرژی می‌تواند گذار به انرژی‌های پاک را شتاب دهد؛ زیرا جنگ نشان داده اتکای بیش از حد به سوخت‌های فسیلی و مسیرهای انتقال پرخطر چه هزینه‌ای برای اقتصاد جهانی دارد. بااین‌حال، تناقض اصلی پابرجاست: افزایش قیمت نفت ممکن است دولت‌ها را به سرمایه‌گذاری بیشتر در تولید فسیلی سوق دهد؛ همان‌طور که می‌تواند انگیزه توسعه تجدیدپذیرها و برقی‌سازی را تقویت کند. بنابراین، بحران به‌تنهایی ضامن گذار سبز نیست؛ مساله تعیین‌کننده این است که آیا دولت‌ها این شوک را به فرصتی برای تغییر ساختار انرژی تبدیل می‌کنند؟

پایان معادله قدیمی نفت

جنگ ایران وارد مرحله‌ای شده که پیامدهای آن دیگر به تهران، واشنگتن و تل‌آویو محدود نیست. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، که سال‌ها امنیت و ثبات اقتصادی خود را بر پایه همکاری راهبردی با آمریکا، صادرات انرژی و موقعیت ژئوپلیتیک تنگه هرمز بنا کرده بودند، اکنون با واقعیتی متفاوت روبه‌رو هستند: جنگ می‌تواند همان زیرساخت‌هایی را تهدید کند که اساس قدرت اقتصادی و سیاسی آنها محسوب می‌شوند. گزارش فاکس‌نیوز از فضای سیاسی امارات و تلاش‌های دیپلماتیک برای جلوگیری از بازگشت جنگ، در کنار تحلیل بلومبرگ درباره ضرورت بازنگری کشورهای خلیج فارس در وابستگی به نفت، آمریکا و تنگه هرمز، تصویری از یک تحول عمیق منطقه‌ای ارائه می‌دهد؛ تحولی که حتی در صورت توقف درگیری‌های نظامی نیز به‌سادگی معکوس نخواهد شد.

آخرین فرصت پیش از بازگشت جنگ

فاکس‌نیوز در گفت‌وگو با علی راشد النعیمی، رئیس کمیته دفاع، امور داخلی و خارجی شورای ملی فدرال امارات، از وجود نشانه‌هایی از پیشرفت در مذاکرات میان ایران و آمریکا خبر می‌دهد. النعیمی با اشاره به تلاش‌های میانجی‌گرانه قطر، نسبت به امکان دستیابی به راه‌حل سیاسی ابراز خوش‌بینی محتاطانه کرده است؛ هر چند تاکید دارد که احتمال بازگشت به درگیری نظامی همچنان وجود دارد. این موضع، بیانگر نگرانی اصلی دولت‌های عربی است: آنها نه خواهان پیروزی نظامی ایران هستند و نه تمایلی دارند که هزینه یک جنگ گسترده دیگر را بپردازند. تجربه حملات موشکی و پهپادی ایران به کشورهای منطقه نشان داده است که میزبانی پایگاه‌های آمریکایی به معنای مصونیت در برابر حملات نیست. در همین حال، اختلافات تهران و واشنگتن همچنان جدی است. ایران خواستار رفع تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده و پایان محاصره دریایی آمریکا شده و در مقابل، واشنگتن بر ضرورت تعیین تکلیف پرونده هسته‌ای تاکید دارد. بنابراین، وجود کانال‌های مذاکره الزاما به معنای نزدیک بودن توافق نیست.

 آمریکا؛ تضمین امنیت یا بخشی از معادله بحران؟

یکی از مهم‌ترین استدلال‌های مطرح‌شده در تحلیل بلومبرگ، ضرورت بازنگری کشورهای خلیج فارس در الگوی سنتی امنیتی آنهاست. برای دهه‌ها، حضور نظامی آمریکا ستون اصلی امنیت کشورهای عربی منطقه محسوب می‌شد. اما تهاجم آمریکا علیه ایران یک پرسش اساسی ایجاد کرده است: اگر پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاک کشورهای عربی به اهداف احتمالی حملات تلافی‌جویانه تبدیل شوند، آیا این حضور همچنان تضمین‌کننده امنیت است یا خود می‌تواند بخشی از آسیب‌پذیری این کشورها باشد؟ این مساله به معنای پایان همکاری نظامی با واشنگتن نیست. کشورهای منطقه همچنان به فناوری‌های دفاعی، سامانه‌های رهگیری موشکی و توان نظامی آمریکا وابستگی دارند. بااین‌حال، ضرورت تنوع‌بخشی به روابط دفاعی و کاهش وابستگی مطلق به یک قدرت خارجی بیش از گذشته مطرح شده است. در واقع، کشورهای خلیج فارس به دنبال ایجاد تعادلی جدید هستند: حفظ همکاری با آمریکا، توسعه روابط با قدرت‌های دیگر و افزایش توان دفاع مستقل.

نفت و هرمز؛ دو نقطه فشار اقتصاد جهانی

دومین محور اساسی، آسیب‌پذیری اقتصاد انرژی است. تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال نفت و گاز جهان است و هرگونه اختلال در عبور کشتی‌ها می‌تواند به سرعت بازارهای جهانی انرژی، هزینه حمل‌ونقل و انتظارات تورمی را تحت تاثیر قرار دهد. اهمیت این مساله برای کشورهای عربی دوچندان است؛ زیرا بخش مهمی از درآمد، سرمایه‌گذاری خارجی و برنامه‌های توسعه اقتصادی آنها به صادرات مطمئن انرژی وابسته است. جنگ همچنین نشان داده که حتی برخورداری از ذخایر عظیم نفت و گاز، بدون امنیت مسیرهای انتقال، تضمینی برای ثبات اقتصادی نیست. به همین دلیل، توسعه مسیرهای صادراتی جایگزین، افزایش ظرفیت ذخیره‌سازی و تقویت زیرساخت‌های داخلی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. بلومبرگ در چارچوب همین استدلال، سه وابستگی راهبردی را برجسته می‌کند: وابستگی اقتصادی به نفت، وابستگی امنیتی به آمریکا و وابستگی جغرافیایی به تنگه هرمز. جنگ  با ایران نشان داده که حل‌وفصل همزمان این سه چالش دشوارتر از گذشته شده است.

پایان جنگ به معنای بازگشت به گذشته نیست

پیام مشترک دو گزارش روشن است: جنگ علیه ایران صرفا یک بحران نظامی نیست؛ بلکه آزمونی برای نظم امنیتی و اقتصادی خلیج فارس محسوب می‌شود. حتی اگر مذاکرات تهران و واشنگتن به توافق منجر شود و درگیری‌ها متوقف شوند، اعتماد پیشین به امنیت مسیرهای انرژی، تضمین‌های نظامی آمریکا و ثبات ژئوپلیتیک منطقه به‌سادگی احیا نخواهد شد. کشورهای خلیج فارس ناچارند درباره آینده اقتصاد بدون وابستگی بیش از حد به نفت، امنیت بدون اتکای انحصاری به آمریکا و تجارت بدون وابستگی مطلق به تنگه هرمز تصمیم بگیرند. در نهایت، شاید مهم‌ترین پیامد جنگ ایران نه صرفا تغییر موازنه نظامی، بلکه تغییر محاسبات راهبردی کشورهایی باشد که سال‌ها تصور می‌کردند ثروت نفتی و اتحاد با قدرت‌های بزرگ می‌تواند آنها را از پیامدهای جنگ‌های منطقه‌ای دور نگه دارد.

  ترس‌ از تنگه؛ موتور گذار سبز

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن