وعده آمریکا برای کاهش قیمت‌ها قماری است که بازنده‌اش در جایگاه سوخت پول بیشتری می‌دهد
شماره روزنامه: ۶۶۹۳ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۴۶۵۴ بازار نفت

دنیای اقتصاد - حمید ملازاده : در یک هفته مانده به انتخابات میان‌دوره‌ای ۳نوامبر، قاضی اصلی این رقابت نه نظرسنجی‌هاست و نه تبلیغات، بلکه تابلوی جایگاه سوخت است. بنا به داده‌های انجمن خودروی آمریکا (AAA)، میانگین بهای بنزین در دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ به ۳.۴۷۲دلار در هر گالن رسیده و از میانگین دوره بایدن (۳.۴۷۱دلار) پیشی گرفته است. اختلاف ناچیز است، اما پیام سیاسی‌اش سنگین: وعده‌دهنده انرژی ارزان اکنون با ترازویی سنجیده می‌شود که خودش برای شکست رقیب به‌کار گرفته بود.

بنزین؛ سوخت شکست ترامپ

ریاضیات جایگاه و حسابداری سیاست

این مقایسه برای ترامپ دردسرساز است؛ هرچند بی‌عیب نیست. تورم، قیمت‌های اسمی را به معیاری لغزنده بدل کرده و پاتریک دی‌هان از موسسه «گس‌بادی» یادآور می‌شود که با تعدیل تورمی، آمریکایی‌ها هنوز بیشترین سهم تاریخی درآمدشان را خرج بنزین نمی‌کنند. این استدلال وزن دارد و باید منصفانه شنیده شود. اما سیاست با حسابداری تعدیل‌شده کار نمی‌کند. رأی‌دهنده با نرخ تورم حساب نمی‌کند، عدد روی تابلو را می‌خواند و در مورد دیزل، سوخت کشاورزی، حمل‌ونقل و صنعت، حتی ترازوی اسمی هم علیه دولت است: ۴.۳۴۳دلار در دوره ترامپ، در برابر ۴.۰۷۸دلار در دوره بایدن. رکورد ۶.۵دلاری ۲۲سپتامبر هم نشان داد این هزینه صرفا در جایگاه سوخت باقی نمانده و به قفسه سوپرمارکت و قبض حمل‌ونقل می‌رسد و در نهایت جیب مصرف‌کننده را خالی می‌کند.

جنگ در پس قیمت‌ها

پیش از ۲۸فوریه، حدود یک‌پنجم نفت و گاز جهان از تنگه هرمز می‌گذشت. جنگ با ایران که اکنون نزدیک ماه نهم است، تنگه را عملا ناامن و سپس محاصره کرد. جنگ اوکراین هم که وارد سال پنجم شده، عرضه را از قبل تنگ کرده است. نتیجه، کاهش ذخایر اضطراری نفت در آمریکا و اروپا و جهش قیمت بنزین و دیزل که بهای آن از جیب مصرف‌کننده برداشته می‌شود. مطالعه مرکز پژوهش انرژی و هوای پاک (CREA) فنلاند که در ۱۶۹کشور از آغاز مارس تا میانه اکتبر قیمت و مصرف سوخت را سنجیده، رقم تکان‌دهنده‌ای ارائه می‌دهد: جهان در این مدت ۴۶۸‌میلیارد دلار بیشتر برای سوخت پرداخته که ۱۶۰‌میلیارد آن سهم آمریکاست؛ چین ۵۴ و کانادا ۱۷‌میلیارد دلار. به ازای هر مصرف‌کننده، آمریکایی‌ها به‌طور میانگین ۴۷۱دلار بیشتر پرداخته‌اند؛ درحالی‌که میانگین جهانی حدود ۶۰دلار است. باید توجه داشت که CREA نهادی غیرانتفاعی است که از کنار گذاشتن سوخت فسیلی حمایت می‌کند و روش آن مقایسه قیمت‌های ژانویه و فوریه با بقیه سال است. ولی جهت داده‌ها روشن است: آمریکایی‌ها گران‌ترین بهای جنگ را در جایگاه‌های سوخت می‌پردازند.

چرا آمریکایی بیش از همه می‌پردازد؟

پاسخ این پژوهش ساختاری است، نه موقتی: اتکا به خودروهای شخصی کم‌بازده، مسافت‌های طولانی روزانه و گذار آهسته‌تر از معمول به خودروی برقی. یعنی بخشی از آسیب‌پذیری، ریشه در الگوی زندگی آمریکایی دارد. در شهرهای کوچک و مناطق برون‌شهری، خودرو انتخاب نیست، ضرورت است لذا شوک سوخت از همه سخت‌تر کسانی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد که گزینه‌ای جز رانندگی ندارند: ساکنان شهرهای کوچک و مناطق برون‌شهری که بدون خودرو نمی‌توانند به سر کار و مدرسه و خرید بروند.

بنزین؛ یک سیگنال روانی

بنزین فقط یک قیمت نیست، یک سیگنال روانی است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد انتظار تورم یک‌ساله مصرف‌کنندگان از ۴.۶درصد در سپتامبر به ۴.۷درصد رسیده و نسبت به ۳.۴درصد پیش از جنگ در فوریه جهش معناداری داشته است. وقتی خانوارها انتظار دارند قیمت‌ها بالا بماند، رفتارشان تغییر می‌کند: خرید به تعویق می‌افتد، دستمزد بیشتری مطالبه و اعتماد به سیاستگذار فرسوده می‌شود. این چرخه حتی اگر قیمت نفت فردا پایین بیاید، بلافاصله خاموش نخواهد شد.

رکورد پایین محبوبیت

نظرسنجی رویترز/ایپسوس که ۱۹اکتبر منتشر شد، نشان می‌دهد تایید عملکرد ترامپ به ۳۱درصد رسیده است؛ پایین‌ترین رقم در هر دو دوره ریاست‌جمهوری او. تنها ۲۳درصد بزرگسالان از نحوه مدیریت اقتصاد از سوی او راضی‌اند. این اعداد در لحظه‌ای ثبت شده‌اند که جمهوری‌خواهان باید در ۳نوامبر اکثریت‌های باریک خود را در هر دو مجلس حفظ کنند. در انتخابات میان‌دوره‌ای، رأی‌دهنده معمولا حزب حاکم را با وضعیت جیب خود می‌سنجد و برای بسیاری از آمریکایی‌ها، بنزین نخستین و ملموس‌ترین نشانه این وضعیت است.

روایت کاخ سفید

کاخ سفید دو ادعا دارد. نخست، تیلور راجرز، سخنگوی آن، می‌گوید با پایان درگیری با ایران قیمت‌ها «به‌شدت» کاهش می‌یابد. دوم، به گفته او، به لطف ارتش آمریکا اکنون نفت بیشتری از قبل از جنگ از خلیج‌فارس خارج می‌شود. بخش دوم را داده‌ها تا حدی تایید می‌کنند: به گزارش کپلر، میانگین هفت‌روزه صادرات نفت خاورمیانه، شامل هرمز، خلیج عمان و دریای سرخ، در هفته منتهی به ۱۸اکتبر به ۲۴‌میلیون بشکه در روز رسید، بالاترین سطح از آغاز جنگ و بیش از پیش از جنگ. اما اینجا یک پرسش تحلیلی مهم مطرح می‌شود: اگر صادرات به سطح پیش از جنگ برگشته، چرا قیمت‌ها همچنان بالاست؟ پاسخ احتمالی در عوامل دیگر است: ذخایر تخلیه‌شده که باید دوباره پر شوند، حق‌بیمه و کرایه بالای حمل، ریسک ازسرگیری درگیری و کمبود فرآورده‌های پالایش‌شده، به‌ویژه دیزل. بازار تنها به حجم نگاه نمی‌کند، اطمینان از رسیدن محموله به مقصد هم به همان اندازه اهمیت دارد و این اطمینان هنوز بازنگشته است. افزون بر آن، وعده «کاهش به‌شدت پس از پایان جنگ» شرطی است که تاریخش را کسی نمی‌داند؛ جنگ، به اذعان خود دولت، بیش از پیش‌بینی‌های آن طول کشیده است.

هزینه نقد، منفعت نسیه

دولت ترامپ ادعا می‌کند  قیمت بالاتر هزینه‌ای کوچک برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است. این استدلال راهبردی قابل بحث است و موافقان و مخالفان جدی دارد؛ اما از نظر اقتصادی، یک ویژگی مهم آن را نباید فراموش کرد: هزینه را مصرف‌کنندگانی می‌پردازند که در تصمیم جنگ نقشی نداشته‌ و مهلت پرداخت هم را خودشان تعیین نمی‌کنند. خانواری که ماهانه ده‌ها دلار بیشتر برای سوخت می‌دهد، هزینه را در لحظه می‌پردازد؛ درحالی‌که منفعت وعده‌شده، یعنی جلوگیری از تهدید هسته‌ای، نامرئی و آینده‌محور است. رأی‌دهنده هزینه را در جایگاه سوخت حس می‌کند، اما منفعت را فقط در وعده می‌شنود؛ و در ترازوی سیاست، وعده هیچ‌گاه با صورت‌حساب هموزن نیست؛ زیرا هزینه نقد است، منفعت نسیه.

سناریو‌های بعد از رأی‌گیری

سناریوی اول، توافق یا آتش‌بس پایدار. اگر مسیر دیپلماسی انتخاب شود و ریسک هرمز فروکش کند، شاید قیمت‌ها به‌تدریج پایین بیاید. اما کاهش بنزین معمولا کندتر از افزایش آن و تاثیرش بر رأی ۳نوامبر احتمالا دیر می‌رسد. فرض کلیدی این سناریو، پایان واقعی خصومت‌هاست. سناریوی دوم، ازسرگیری عملیات نظامی. در این صورت ریسک جهش دوباره نفت و فرآورده‌ها زیاد است؛ به‌ویژه با توجه به تهدید ایران و حوثی‌ها و تنش‌های عربستان. این اتفاق برای دولت، بالاترین هزینه سیاسی را دارد و می‌تواند تورم انتظاری را بالاتر هم ببرد. سناریوی سوم، وضعیت معلق. نه توافق، نه جنگ تمام‌عیار. قیمت‌ها در سطح بالا می‌ماند و فشار تورمی ادامه می‌یابد. این محتمل‌ترین شکل برای رأی‌دهنده‌ای است که می‌خواهد قبض ماه آینده را بپردازد و امیدی به نتیجه مذاکره هم ندارد.

پرسش‌هایی‌که صندوق رأی پاسخ می‌دهد

اگر رأی‌دهنده قیمت اسمی را می‌بیند و اقتصاددان قیمت تعدیل‌شده را کدام روایت در صندوق رأی غالب می‌شود؟ آیا وعده ارزانی پس از جنگ می‌تواند جای تجربه امروز جایگاه سوخت را بگیرد؟ و مهم‌تر، وقتی ۳۱درصد تایید و ۲۳درصد رضایت از اقتصاد در کار است، آیا «هزینه کوچک برای امنیت» هنوز برای مردمی که بیشترین بهای آن را می‌پردازند، قانع‌کننده است. در نهایت، سیاست انرژی در آمریکا در یک نقطه خلاصه می‌شود: عددی که روی تابلوی جایگاه سوخت می‌درخشد و این عدد، یک هفته مانده به انتخابات، در حال کاستن از آرای حزب حاکم است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن