• 13 مهر 1405 - 12:35
  • اخبار اقتصادی
  • اخبار پول | ارز | بانک

عرضه تا 2 میلیارد دلار و افزایش سقف فروش می‌تواند بازار ارز را آرام کند؛ اما آزمون اصلی، دوام این آرامش است.

اقتصادی

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، بانک مرکزی با افزایش عرضه ارز و تعیین سقف فروش 10 هزار دلار برای هر فرد بالای 18 سال، سیاست تازه‌ای را برای مدیریت بازار ارز در پیش گرفته است؛ سیاستی که در مرحله نخست با عرضه یک میلیارد دلار آغاز می‌شود و در مجموع می‌تواند تا 2 میلیارد دلار ادامه پیدا کند.

هدف این اقدام فقط افزایش حجم ارز موجود در بازار نیست. بانک مرکزی همزمان تلاش دارد با تقویت سمت عرضه، بخشی از تقاضای احتیاطی را کنترل و به معامله‌گران این پیام را منتقل کند که در صورت افزایش فشار تقاضا، امکان ورود و عرضه بیشتر ارز وجود دارد.

اهمیت این سیاست از همین‌جا آغاز می‌شود؛ زیرا در بازار ملتهب، قیمت تنها از میزان عرضه و تقاضای واقعی اثر نمی‌گیرد و انتظارات معامله‌گران نیز می‌تواند روند قیمت را تغییر دهد.

بانک مرکزی به دنبال چیست؟

در شرایطی که انتظار افزایش نرخ ارز تقویت می‌شود، بخشی از تقاضای آینده به زمان حال منتقل می‌شود. واردکننده برای تأمین زودتر ارز اقدام می‌کند، خانوار بخشی از دارایی خود را به ارز تبدیل می‌کند و معامله‌گر نیز برای عقب نماندن از روند بازار وارد خرید می‌شود. این رفتارها می‌تواند خود به عاملی برای افزایش بیشتر قیمت تبدیل شود.

بانک مرکزی با افزایش عرضه تلاش دارد این چرخه را متوقف کند. در واقع، سیاست جدید علاوه بر تأمین ارز، یک هدف مهم دیگر هم دارد و آنهم کاهش فشار روانی بازار و جلوگیری از شکل‌گیری خریدهای هیجانی است.

اگر معامله‌گران مطمئن باشند که در قیمت‌های بالاتر، عرضه‌کننده‌ای قدرتمند وارد بازار خواهد شد، انگیزه خرید با هر قیمتی کاهش پیدا می‌کند.

2 میلیارد دلار چقدر قدرت دارد؟

رقم 2 میلیارد دلار در مقیاس بازار ارز رقم قابل توجهی است، اما اثر آن را نمی‌توان صرفاً با حجم عرضه سنجید. اگر عرضه بانک مرکزی برای بازار معتبر باشد و فعالان اقتصادی اطمینان پیدا کنند که این سیاست ادامه خواهد داشت، ممکن است تقاضای احتیاطی کاهش یابد و برای ایجاد ثبات به منابع کمتری نیاز باشد.

در مقابل، اگر بازار تصور کند که عرضه فقط برای مدت کوتاهی انجام می‌شود، ممکن است بخشی از تقاضا صرفاً به آینده منتقل شود و پس از پایان عرضه دوباره فشار خرید شکل بگیرد.

به همین دلیل، مسئله اصلی فقط این نیست که بانک مرکزی چه مقدار ارز عرضه می‌کند؛ بلکه این است که بازار تا چه اندازه به تداوم عرضه باور دارد.

چرا افزایش سقف فروش می‌تواند مهم باشد؟

افزایش سقف خرید ارز با کارت ملی می‌تواند بخشی از تقاضای موجود را از بازار غیررسمی به مسیر رسمی منتقل کند.

در شرایط تورمی، تقاضا برای ارز صرفاً به نیازهای تجاری محدود نیست و بخشی از خانوارها و فعالان اقتصادی نیز ممکن است برای حفظ ارزش دارایی خود به خرید ارز روی بیاورند. سیاستگذار با افزایش دسترسی رسمی به ارز، بخشی از این تقاضا را در کانال تحت نظارت خود قرار می‌دهد.

با این حال، قیمت فروش اهمیت زیادی دارد. اگر فاصله نرخ عرضه با بازار آزاد زیاد باشد، امکان شکل‌گیری تقاضای سفته‌بازانه و حتی آربیتراژ افزایش پیدا می‌کند.

بنابراین ارزیابی سیاست جدید تنها با توجه به سقف 10 هزار دلار ممکن نیست. نرخ فروش، حجم واقعی عرضه و فاصله قیمت رسمی با بازار سه متغیر مهم در سنجش نتیجه این سیاست خواهند بود.

کاهش قیمت یا فقط کاهش التهاب؟

انتظار کاهش قیمت دلار پس از افزایش عرضه طبیعی است، اما بازار لزوماً بلافاصله به آن واکنش نشان نمی‌دهد.

معامله‌گران ابتدا رفتار بازارساز را ارزیابی می‌کنند؛ اینکه چه میزان ارز واقعاً عرضه شده، با چه نرخی فروخته شده و آیا در روزهای آینده نیز عرضه ادامه خواهد داشت یا خیر.

به همین دلیل، نخستین نشانه موفقیت می‌تواند نه کاهش شدید قیمت، بلکه کاهش سرعت رشد و دامنه نوسان باشد.

اگر این آرامش ادامه پیدا کند و تقاضای احتیاطی کاهش یابد، زمینه برای حرکت قیمت به سطوح پایین‌تر نیز فراهم می‌شود.

اما در صورتی که عوامل بنیادی مانند تورم، رشد نقدینگی یا افزایش ریسک‌های اقتصادی و سیاسی همچنان انتظارات افزایشی را تقویت کنند، اثر کاهش قیمت می‌تواند موقتی باشد.

معیار موفقیت طرح چیست؟

قضاوت درباره این سیاست نباید با قیمت یک روز یا حتی چند روز انجام شود. مهم‌ترین سؤال این است که بازار پس از فروکش کردن موج اولیه عرضه چه رفتاری خواهد داشت.

نخستین شاخص، دامنه نوسان نرخ ارز است. اگر نوسانات شدید کاهش پیدا کند، حتی در صورت ثابت ماندن قیمت، می‌توان گفت بخشی از التهاب بازار تخلیه شده است.

شاخص دوم، رفتار قیمت پس از کاهش عرضه است. اگر بازار بدون تزریق سنگین و مستمر همچنان آرام بماند، اثر سیاست فراتر از یک مداخله کوتاه‌مدت بوده است.

سومین معیار، فاصله میان نرخ عرضه و نرخ بازار است. شکاف بزرگ میان این دو نرخ می‌تواند تقاضای غیرواقعی ایجاد کند و بخشی از ارز عرضه‌شده را به سمت فعالیت‌های سفته‌بازانه ببرد.

چهارمین معیار، ترکیب تقاضا است. هرچه سهم تقاضای واقعی بیشتر و سهم خرید با هدف کسب سود کوتاه‌مدت کمتر باشد، اثرگذاری عرضه رسمی بیشتر خواهد بود.

در نهایت، باید دید بانک مرکزی برای ایجاد این ثبات چه مقدار از منابع خود را مصرف کرده است. اگر با عرضه محدود بتواند نوسان و تقاضای هیجانی را کنترل کند، سیاست از نظر هزینه و فایده کارآمدتر خواهد بود. اما اگر حفظ آرامش بازار مستلزم تزریق مداوم ارز باشد، پایداری آن زیر سؤال می‌رود.

بنابراین آزمون اصلی طرح زمانی است که عرضه اولیه کاهش پیدا کند. اگر در آن مقطع بازار همچنان آرام بماند، می‌توان گفت انتظارات نیز تا حدی تغییر کرده است.

بهترین سناریو برای بازار چیست؟

بهترین نتیجه برای بانک مرکزی الزاماً فروش تمام 2 میلیارد دلار نیست. سناریوی مطلوب‌تر این است که عرضه اولیه بتواند فشار بازار را کاهش دهد و پس از آن، نیاز به مداخله مستمر کمتر شود.

در چنین شرایطی، بازارساز با منابع محدودتر می‌تواند اثر بیشتری ایجاد کند و معامله‌گران نیز برای خرید ارز با هر قیمتی عجله نخواهند کرد.

از این منظر، موفقیت سیاست زمانی بیشتر است که حجم مداخله کاهش پیدا کند، اما اثر آن بر رفتار بازار باقی بماند.

این سیاست به تنهایی کافی است؟

پاسخ منفی است. عرضه ارز می‌تواند در کوتاه‌مدت التهاب بازار را کاهش دهد، اما برای تثبیت بلندمدت نرخ ارز کافی نیست. اگر تورم و رشد نقدینگی همچنان بالا باشد یا ریسک‌های اقتصادی و سیاسی انتظارات کاهش ارزش ریال را تقویت کنند، تقاضا برای ارز و طلا دوباره افزایش خواهد یافت.

به همین دلیل، سیاست ارزی باید در کنار سیاست پولی، کنترل نقدینگی، مدیریت کسری بودجه و کاهش نااطمینانی‌های اقتصادی دنبال شود.

از طرف دیگر، شفافیت درباره برنامه عرضه نیز اهمیت دارد. هرچه بازار اطلاعات دقیق‌تری درباره حجم و استمرار عرضه داشته باشد، فضای کمتری برای شایعه و رفتارهای هیجانی باقی می‌ماند.

بازار ارز به سیگنال معتبر نیاز دارد

اقدام جدید بانک مرکزی را می‌توان تلاشی برای ایجاد یک لنگر کوتاه‌مدت در بازار ارز دانست. عرضه یک میلیارد دلار در مرحله نخست و امکان افزایش آن تا 2 میلیارد دلار، در کنار سقف فروش 10 هزار دلار برای هر فرد، می‌تواند سمت عرضه را تقویت و بخشی از تقاضا را مدیریت کند.

اما نتیجه نهایی به رفتار بازار بستگی دارد. اگر پس از اجرای طرح، نوسان کاهش پیدا کند، فاصله نرخ‌ها کنترل شود، تقاضای هیجانی عقب‌نشینی کند و آرامش بازار بدون تزریق سنگین ادامه یابد، می‌توان گفت سیاست جدید توانسته بخشی از هدف خود را محقق کند.

در مقابل، اگر با کاهش عرضه، موج خرید دوباره آغاز شود و بانک مرکزی برای حفظ ثبات ناچار به تزریق مستمر منابع باشد، مشخص خواهد شد که اثر این سیاست بیشتر کوتاه‌مدت بوده است.

در نهایت، موفقیت این طرح را نباید فقط با این سؤال سنجید که «دلار چند تومان ارزان شد؟» سؤال مهم‌تر این است که آیا بانک مرکزی توانسته رفتار بازار را تغییر دهد یا نه.

اگر پاسخ مثبت باشد، حتی یک کاهش محدود قیمت نیز می‌تواند نشانه مهمی از موفقیت سیاست بازارسازی باشد؛ اما اگر آرامش تنها تا زمانی ادامه داشته باشد که ارز تزریق می‌شود، نمی‌توان از تغییر پایدار روند سخن گفت.