- 15 مهر 1405 - 09:46
- اخبار اقتصادی
- اخبار نفت و انرژی
با وجود افزایش ظرفیت نیروگاههای خورشیدی در کشور نیروگاههای پشتبامی ظرفیت اندکی دارد که میتواند افزایش یابد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ ظرفیت تجدیدپذیرهای ایران از 6000 مگاوات عبور کرده است. این عدد نشان میدهد کشور در توسعه نیروگاههای خورشیدی بزرگ به توانمندی قابل توجهی رسیده و توانسته در بازهای کوتاه، ظرفیت تولید خود را چند برابر کند. بخش مهمی از این رشد، مرهون الزام صنایع به تأمین بخشی از برق خود از تجدیدپذیرها و تخصیص منابع ارزی صندوق توسعه ملی بوده است. در مقیاس بزرگ، عملکرد قابل دفاعی داشتهایم. اما وقتی به ترکیب همین 6000 مگاوات نگاه میکنیم، تصویر تغییر میکند. سهم نیروگاههای خورشیدی پشتبامی از این ظرفیت، تنها 650 مگاوات است؛ رقمی که هرچند نسبت به گذشته رشد داشته، اما در مقایسه با ظرفیت کل، سهمی ناچیز محسوب میشود. این نسبت نشان میدهد که توسعه انرژی خورشیدی در پشتبامها به آنجایی که باید، نرسیده است.
مزیتهایی که توسعه خورشیدی در پشتبام را به یک انتخاب راهبردی تبدیل میکند
نیروگاه بزرگ، برق را در نقطهای دور از محل مصرف تولید میکند. این یعنی برق باید از طریق خطوط انتقال به شهرها و کارخانهها برسد. اما پنلهای خورشیدی که روی پشتبام نصب میشوند، برق را دقیقاً همانجایی تولید میکنند که مصرف میشود. نه خط انتقالی لازم است، نه پست جدیدی. مزیت دوم، سرعت اجراست. احداث یک نیروگاه متمرکز سالها زمان میبرد، در حالی که نصب پنل خورشیدی چند کیلوواتی روی پشتبام یک خانه یا کارخانه در بازهای کوتاه و با هزینهای محدود انجام میشود. این سرعت، در شرایطی که کشور با ناترازی مزمن برق روبهروست، یک مزیت حیاتی است. اما مهمترین ویژگی توسعه خورشیدی در پشتبام، ماهیت اجتماعی آن است. در نیروگاه بزرگ، مردم فقط مصرفکننده برق هستند؛ اما با نصب پنل خورشیدی در پشتبام، آنها از مصرفکننده صرف به تولیدکننده تبدیل میشوند. این تغییر نقش، هم آگاهی عمومی نسبت به انرژی پاک را بالا میبرد و هم بار مالی تأمین برق را از دوش دولت سبکتر میکند. علاوه بر این، برای مشترکانی که قطعی برق برایشان حیاتی است، مانند بیمارستانها، مراکز داده و صنایع حساس، ترکیب سامانه خورشیدی پشتبامی با ذخیرهساز امکان ادامه فعالیت در شرایط بحرانی را فراهم میکند.
آنچه مانع توسعه انرژی خورشیدی در پشتبامها شد
توسعه خورشیدی در پشتبام با چالشهای خاص خود روبهروست. نخست هزینه اولیه نصب است. برای یک مشترک با الگوی مصرف متعادل، یک سامانه 5 کیلوواتی پاسخگوست که هزینه راهاندازی آن در محدوده 350 تا 450 میلیون تومان قرار میگیرد. این رقم برای بسیاری از دهکهای درآمدی فراتر از توان است. در گامهای نخست، تمام بار مالی بر دوش خود مشترک بود. در ادامه، پرداخت تسهیلات تا سقف 80 درصد اجرایی شد و اکنون هدف آن است که بخش عمده هزینه احداث با تسهیلات حمایتی پوشش داده شود. اگر این مسیر تکمیل شود، ورود خانوار به این عرصه از یک انتخاب لوکس به یک تصمیم اقتصادی تبدیل میشود.
تجمیعکنندهها؛ راهحلی برای عبور از این موانع
در چنین شرایطی، یکی از راهحلهایی که میتواند بسیاری از این گرهها را باز کند، نهادهای واسط با عنوان «تجمیعکننده» است. تجمیعکننده نهادی است که میان خانوار و بازار انرژی قرار میگیرد، برق تولیدی هزاران سامانه کوچک را جمع میکند و آن را در قالب یک بسته واحد به بازار عرضه میکند. به این ترتیب، خانوار نیازی ندارد خودش با پیچیدگیهای بازار درگیر شود؛ تجمیعکننده این بار را برمیدارد و عواید حاصل را به صاحبان نیروگاههای خورشیدی بازمیگرداند. در این مدل دیگر لازم نیست دولت با میلیونها خانوار بهصورت فردی قرارداد ببندد. دولت با تعدادی تجمیعکننده طرف حساب میشود و تجمیعکننده با خانوارها در ارتباط هستند. همچنین با ایجاد رقابت میان تجمیعکنندهها، شرایط بهتری برای خانوار شکل میگیرد. در چنین ساختاری، دولت از جایگاه متولی و مالک خارج میشود و به نقش تنظیمگر بازمیگردد؛ قاعده میگذارد، نظارت میکند و اجازه میدهد بخش خصوصی واسطهگری را انجام دهد. این تغییر نقش، هم بار اداری را از دوش دولت برمیدارد و هم فضای رقابت را به نفع خانوار باز میکند. البته تجمیعکننده بهتنهایی معجزه نمیکند. تا زمانی که مانع ورود خانوار برداشته نشود، این نهادها هم مشتری نخواهند داشت.
از حاشیه به متن؛ شرطهای یک تحول
برای اینکه توسعه خورشیدی در پشتبام به یک اولویت واقعی تبدیل شود، چند تغییر همزمان ضروری است. نخست، معادله قیمتی باید به نفع خانوار تغییر کند اینکار میتواند با مشوقهای مالی جبرانکننده عملی شود. دوم، واسطههای مالی و تجاری مانند تجمیعکنندهها باید بیش از پیش توسعه پیدا کنند و مورد حمایت قرار گیرند تا خانوار بتواند بدون تعامل مستقیم با دولت یا بازار، از سود تولید برق بهرهمند شود. سوم، چارچوب حقوقی مالکیت در ساختمانهای چندواحدی باید روشن شود تا نصب پنل های خورشیدی با مخالفت یک واحد متوقف نشود. توسعه انرژی خورشیدی در پشتبام یک راهحل حاشیهای نیست؛ یکی از ارکان اصلی گذار انرژی است. آفتاب ایران هر روز بر پشتبامها میتابد، اما تبدیل آن به برق، علاوه بر فناوری یا سرمایه، به ارادهای نیاز دارد که مردم را در قلب توسعه انرژی پاک قرار دهد.
دوم نبود واسطه است. مردم برخلاف شرکتها و سرمایهگذاران بزرگ، نمیتوانند با بانکها و صندوقها مذاکره کنند، تسهیلات بگیرند یا قرارداد خرید تضمینی با دولت ببندند. دولت نیز بهذات خود توانایی تعامل با میلیونها خانوار را ندارد. مدل خرید تضمینی که سالها برای خورشیدی بهکار میرفت، از ابتدا برای نیروگاه بزرگ طراحی شده بود که شامل یک قرارداد، یک سرمایهگذار، یک نرخ میشد. تعمیم همین مدل به میلیونها نیروگاههای پشتبامی، از ابتدا ناکارآمد بود، زیرا هیچ نهادی ظرفیت مدیریت میلیونها رابطه قراردادی همزمان را ندارد. سوم، مسئله مالکیت در ساختمانهای چندواحدی است. در شهری مانند تهران، پنلهای خورشیدی قرار است بالای ساختمانی نصب شود که چند خانوار در آن زندگی میکنند و اگر یک واحد مخالفت کند، پروژه متوقف میشود. این مسئله هیچ راهحل فنی ندارد و نیازمند چارچوب حقوقی روشنی است که امروز وجود ندارد. در لایه کلان نیز، توسعه خورشیدی با مشکل تأمین مالی روبهروست. عمده توسعه فعلی یا بر پایه الزام صنایع بوده یا مبتنی بر تسهیلات ارزی صندوق توسعه ملی بوده است.
امیر قنبری کارشناس حوزه انرژی
خبرگزاری علت
نظر شما