• 26 مهر 1405 - 08:30
  • اخبار اقتصادی
  • اخبار بازار سهام | بورس

استانداردسازی،کارشناسی معتبر و ابزارهای مالی متناسب در بورس کالا،می‌تواند جایگاه فرش دستباف ایران را احیا کند.

اقتصادی

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، بازدید مدیرعامل بورس کالای ایران از شرکت فرش ایران و بررسی امکان عرضه فرش دستباف در بازار فیزیکی و راه‌اندازی گواهی سپرده کالایی که به تازگی انجام شده، نشانه‌ای از تلاش برای پیوند دادن یک بازار سنتی با سازوکارهای نوین مالی است. اهمیت این طرح از آنجا ناشی می‌شود که بازار فرش، با وجود ارزش هنری و ظرفیت صادراتی، با مسائلی مانند تفاوت شدید کیفیت، دشواری قیمت‌گذاری، تعدد واسطه‌ها و محدودیت دسترسی تولیدکنندگان به بازارهای گسترده‌تر مواجه است. با این‌ حال، بنظر می‌رسد موفقیت این ابتکار بیشتر به نحوه طراحی بازار بستگی دارد، تا انتقال صرف معاملات به تالار بورس.

شفافیت قیمت؛ نخستین مزیت عرضه بورسی

در بازار سنتی فرش، قیمت هر تخته به مجموعه‌ای از عوامل از جمله محل بافت، نقشه، جنس الیاف، تراکم گِره، کیفیت رنگرزی، سلامت بافت، قدمت و میزان تقاضا وابسته است.؛ ضمن این که نبود اطلاعات منسجم از معاملات انجام‌شده نیز مقایسه قیمت‌ها را دشوار می‌کند. بر این اساس عرضه در بستری سازمان‌یافته می‌تواند با انتشار مشخصات فنی، ثبت قیمت‌های پیشنهادی و نهایی و مستندسازی معاملات، عدم تقارن اطلاعاتی میان فروشنده و خریدار را کاهش دهد.

همچنین مزیت دوم، گسترش دسترسی به خریداران است؛ جایی که حراج‌های حضوری و برخط می‌توانند ارتباط میان بافندگان، تعاونی‌ها، تجار، مجموعه‌داران و خریداران خارجی را تسهیل کنند. بعلاوه این که افزایش رقابت، در صورت وجود تقاضای موثر، می‌تواند قدرت چانه‌زنی تولیدکننده را بهبود دهد. البته عرضه بورسی به‌خودی‌خود کاهش واسطه‌گری یا افزایش قیمت فروش را تضمین نمی‌کند؛ و این نتایج به رقابت واقعی، هزینه کارمزد و حمل‌ونقل و دسترسی خریداران بستگی دارند.

گواهی سپرده؛ پیوند فرش با تامین مالی

از نگاهی دیگر، مهم‌ترین ظرفیت بازار سرمایه، احتمال توسعه گواهی سپرده کالایی است. در این سازوکار، فرش واجد شرایط پس از احراز اصالت، ارزیابی و پذیرش در انبار مورد تایید، پشتوانه صدور گواهی قرار می‌گیرد. این گواهی می‌تواند مطابق مقررات، بدون جابه‌جایی فیزیکی فرش معامله شود و انتقال مالکیت را تسهیل کند.

تجربه نظام‌های انبارداری کالایی در جهان نشان می‌دهد اسناد انبار استاندارد می‌توانند دسترسی به اعتبار، استفاده از کالا به‌عنوان وثیقه و مشارکت تولیدکنندگان کوچک در بازارهای رسمی را تسهیل کنند. موسسه بین‌المللی یکنواخت‌سازی حقوق خصوصی (UNIDROIT) نیز در الگوی قانون اسناد انبار بر اهمیت حقوق روشن دارندگان گواهی، مسئولیت انباردار و قابلیت اتکای این اسناد تاکید دارد. با این ‌حال، گواهی سپرده فرش فقط زمانی به ابزار تامین مالی تبدیل می‌شود که بانک‌ها و اعتباردهندگان آن را بپذیرند و برای ارزش‌گذاری و نقدشوندگی آن سازوکار قابل اتکایی وجود داشته باشد.

تجربه جهانی؛ الگوبرداری، نه نسخه‌برداری

در بازارهای بین‌المللی فرش‌های نفیس، خانه‌های حراجی مانند کریستیز و ساتبیز با کارشناسی تخصصی، ارائه اطلاعات هر اثر و رقابت میان خریداران، بستری برای کشف قیمت ایجاد می‌کنند. این تجربه نشان می‌دهد اعتبار کارشناسی، مستندسازی منشأ و ویژگی‌های اثر و دسترسی به شبکه خریداران، عناصر کلیدی فروش موفق فرش‌های ارزشمندند. با این ‌حال، حراج آثار کمیاب در این موسسات معادل بورس کالای مبتنی بر گواهی سپرده نیست؛ و بازار فرش ایران باید از تجربه حراج‌های تخصصی در قیمت‌گذاری و اعتمادسازی و از نظام‌های انبارداری کالایی در طراحی اسناد مالکیت و تسویه معاملات بیاموزد.

پیش‌نیازها؛ از استانداردسازی تا اعتماد عمومی

نخستین شرط برای موفقیت عرضه فرش در بورس، تدوین نظام استاندارد و طبقه‌بندی قابل سنجش است. در این راستا پیشنهاد «گره همگن» شرکت فرش ایران، با تعریف شاخص‌هایی مانند اصالت و محل بافت، نوع دستبافته، جنس پرز و چله، ابعاد، کیفیت بافت و بازارپسندی، می‌تواند نقطه شروع مناسبی باشد؛ اما ضرایب این مدل باید با داده‌های واقعی معاملات آزموده و به‌طور شفاف منتشر شوند. ضمن این که تبدیل ویژگی‌های متنوع فرش به یک شاخص عددی نباید تفاوت‌های هنری، تاریخی و کمیابی آثار را نادیده بگیرد.

نکته دوم این که، انبارهای تخصصی باید از نظر امنیت، بیمه، شرایط نگهداری، کنترل رطوبت و آفات، ثبت دیجیتال موجودی و امکان تحویل فیزیکی تحت نظارت باشند. مورد بعدی نیز، اصالت‌سنجی مستقل، مستندات مالکیت، شناسنامه دیجیتال و سازوکار رسیدگی به اختلافات باید اعتماد خریداران را تضمین کند. نکته چهارم هم این که، قواعد پذیرش، کارمزد، تسویه، ابطال یا انتقال گواهی و مسئولیت انباردار باید روشن باشند. بعلاوه این که در کنار این موارد، مشارکت تعاونی‌های بافندگان، آموزش فعالان بازار و طراحی مسیر صادراتی سازگار با مقررات گمرکی و محدودیت‌های پرداخت بین‌المللی اهمیت دارد.

در مجموع هدف از بورسی ‌شدن فرش و ایجاد یک تابلوی معاملاتی تازه، باید ساختن زیرساختی برای اعتماد، کشف قیمت و تامین مالی زنجیره تولید باشد. در این راستا اجرای آزمایشی طرح با گروه محدودی از فرش‌های استاندارد، انتشار نتایج معاملات و ارزیابی مستقل مدل قیمت‌گذاری می‌تواند ریسک شروع را کاهش دهد. بر این اساس اگر این مسیر با حمایت واقعی از بافندگان و مشارکت خریداران داخلی و خارجی همراه شود، بازار سرمایه می‌تواند به احیای اقتصادی فرش ایرانی کمک کند؛ نه با مالی‌سازی شتاب‌زده هنر، بلکه با ساختن بازاری که ارزش هنری و اقتصادی آن را دقیق‌تر شناسایی می‌کند.

مهدی حاجی‌وند، کارشناس بازار سرمایه