- 28 مهر 1405 - 16:00
- اخبار اقتصادی
- اخبار نفت و انرژی
عملیات پرریسک اتصال غولهای تدارکاتی فراساحل به اسکله بدون یدککش کمکی و زیر فشار عملیات مداوم انجام میشود.
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، عملیات پهلوگیری شناورهای پشتیبان فراساحل (OSV / AHTS / PSV) در پایگاههای ساحلی، یکی از دقیقترین، فنیترین و پرریسکترین بخشهای زنجیره لجستیک نفت و گاز دریایی به شمار میرود.
بر خلاف تصور عمومی که ابعاد کوچکتر این شناورها در مقایسه با کشتیهای غولپیکر کانتینری و نفتکشهای اقیانوسپیما را نشانه سهولت مهار آنها میداند، بررسی الزامات مهندسی دریا و دادههای عملیاتی نشان میدهد که ضریب دشواری، ریسک برخورد و بار روانی مانور این شناورها در حوضچههای بندری به مراتب فراتر از دریانوردی خطی است.
خودکفایی اجباری و مهار انفرادی؛ پهلوگیری بدون چتر نجات یدککشها
تفاوت ساختاری در نحوه بهرهگیری از یدککشهای بندری، نخستین شکاف عملیاتی میان شناورهای آفشور و غولهای تجاری را رقم میزند. یک کشتی کانتینری بزرگ یا نفتکش اقیانوسپیما به دلیل اینرسی حرکتی سنگین و ناتوانی در مانورهای زاویهای در سرعتهای پایین، بر اساس الزامات قانونی پورتکنترل همواره توسط 2 تا 4 یدککش پرقدرت با نیروی کشش بالا اسکورت و مهار میشود.
در این حالت، یدککشها مانند بالشتکهای هدایتکننده، ریسک برخورد بدنه به دیواره اسکله را مهار میکنند.
در نقطه مقابل، شناورهای آفشور تقریباً در تمامی بنادر عملیاتی موظفند بدون کمک یدککش به اسکله متصل شوند. فلسفه مهندسی این شناورها بر تجهیز به سامانههای پیشرانش پیشرفته نظیر تراسترهای کمانی، پروانههای 360 درجه آزیموت و کنترلرهای ارگونومیک استوار است.
اگرچه این تجهیزات انعطافپذیری بالایی در مانورهای عرضی فراهم میسازند، اما حذف یدککش به معنای سلب کامل حاشیه امنیت است؛ شرایطی که در آن کوچکترین خطای محاسباتی در مهار باد، جریانهای هیدرودینامیکی و زاویه تقرب، به برخورد مستقیم بدنه به بارانداز یا شناورهای مجاور منتهی میشود.
ضربآهنگ فرساینده ترددها و تله خستگی کادر ناوبری
بسامد عملیاتی شناورهای تدارکاتی فراساحل تفاوت بنیادین دیگری با کشتیرانی تجاری دارد. در حالی که یک کشتی اقیانوسپیما هفتهها در آبهای آزاد به دریانوردی خطی ادامه میدهد و در طول ماه شاید تنها یک یا دو بار فرآیند حساس پهلوگیری را تجربه کند، شناورهای آفشور نقش پل ارتباطی پیوسته میان سواحل و سکوهای استخراج نفت و گاز را ایفا میکنند.
این شناورها در طول یک هفته بارها وارد حوضچه بندر شده، در کوتاهترین زمان ممکن فرآیند تخلیه، بارگیری، سوختگیری و آبگیری را به سرانجام رسانده و مجدداً راهی دریا میشوند. این ضربآهنگ فشرده و توقفهای کوتاهمدت، چرخههای کاری بسیار فرسایندهای تحمیل میکند؛ به گونهای که کادر ناوبری درست در لحظاتی که نیازمند بالاترین سطح تمرکز حسی و حرکتی برای مهار میلیمتری شناور هستند، با پدیده خستگی مفرط (Crew Fatigue) دستوپنجه نرم میکنند.
معماری نامتقارن؛ پدیده بادبانی برج فرماندهی
طراحی سازهای شناورهای آفشور چالشهای هیدرودینامیکی و آیرودینامیکی خاصی ایجاد میکند. در این شناورها به منظور باز گذاشتن حداکثری عرشه انتهایی برای حمل تجهیزات حجیم، کل روبنا شامل محل زیست خدمه و پل فرماندهی در سینه کشتی متمرکز شده است.
این ساختار معماری، پیشانی شناور را در برابر وزش باد به یک «بادبان بزرگ» بدل میسازد. وزش بادهای متقاطع در سرعتهای پایانی تقرب به اسکله، نیروی انحراف جانبی شدیدی بر سینه کشتی وارد میکند.
در نتیجه، ناخدا ناگزیر است با مانورهای تهاجمی و پیوسته تراسترها از چرخش ناگهانی محور شناور و کوبیده شدن زاویهدار پاشنه به اسکله جلوگیری کند.
بنادر متراکم و مانورهای پرخطر در حوضچههای فشرده
اسکلههای اختصاصیافته به شناورهای آفشور برخلاف پایانههای خلوت و عمیق کشتیهای تجاری، محیطهایی به شدت محصور و پرتراکم هستند. حضور همزمان دهها شناور عملیاتی، بویهها، بارجها و جرثقیلهای ساحلی، حاشیه مانور را به چند متر کاهش میدهد.
علاوه بر این، کمبود طول اسکله در بنادر پشتیبانی فراساحل معمولاً شناورها را ناگزیر به پهلوگیریهای نامتعارف سینهبهسینه یا اتصال با پاشنه در فضایی بسیار باریک میان دو شناور دیگر میکند؛ سناریویی که نیازمند کنترل صددرصدی و بدون کوچکترین انحراف جانبی است.
بار روباز عرشه و اثر سطح آزاد مایعات
بازگشت شناورهای آفشور از دریا معمولاً با حمل مایعات سنگین حفاری، لجنهای نفتی، پساب سکوها و آب صنعتی در مخازن زیر عرشه همراه است. وجود مایعات در مخازن نیمهپر، پدیده هیدرولیکی «اثر سطح آزاد» را به وجود میآورد که با جابهجایی سریع ثقل مایع، پایداری عرضی شناور را در گردشهای ناگهانی تهدید میکند.
همزمان، چیدمان بارهای حجیم شامل کانتینرهای تجهیزات، مخازن مواد شیمیایی و سبدهای زنجیر لنگر روی عرشه روباز، خط دید مستقیم از پل فرماندهی به سمت پاشنه را مسدود میسازد. در نتیجه، عملیات پهلوگیری با دنده عقب به یک مانور کور بدل میشود که موفقیت آن به دقت پایش دیدهبان پاشنه و ارتباطات رادیویی بیدرنگ بستگی دارد.
مخاطرات مضاعف عملیات شبانه؛ فریب نورها و افت درک عمق
اجرای این مانورهای حساس در تاریکی شب، مخاطرات دیداری را دوچندان میکند. تاریکی هوا درک بصری عمق میدان و تخمین فاصله دیواره شناور با بولاردها و لبه بتنی اسکله را با اختلال مواجه میسازد.
از سوی دیگر، تقابل نور شدید پرژکتورهای بارانداز با نورافکنهای خود شناور، پدیده خیرگی نوری (Glare) و سایههای متحرک و فریبنده روی تلاطم آب ایجاد میکند. این خطاهای بینایی، سامانههای پایش چشمی را مختل کرده و مانور شبانه را به آزمونی سخت از تسلط فنی، انضباط ناوبری و هماهنگی عملیاتی کادر دریانوردی تبدیل میکند.
در اینجا نمونهای پهلوگیری کشتی آفشور کاسپین 1 در فاصله محدود چند متری با دو شناور دیگر قابل مشاهده است:
.
خبرگزاری علت
نظر شما