- 27 مهر 1405 - 14:26
- اخبار اقتصادی
- اخبار کشاورزی
تغییرات مکرر سیاستهای صادراتی و کاهش سطح زیرکشت، زمینهساز نوسان قیمت پیاز، سیبزمینی و گوجهفرنگی شده است.
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، نوسان قیمت پیاز، سیبزمینی و گوجهفرنگی را نمیتوان صرفاً با بررسی میزان عرضه و تقاضا در بازار روز توضیح داد. بخشی از آنچه مصرفکنندگان امروز در قالب افزایش قیمت این محصولات تجربه میکنند، ممکن است ریشه در تصمیمهایی داشته باشد که ماهها پیش درباره سطح زیرکشت، سودآوری تولید و نحوه صادرات گرفته شده است؛ تصمیمهایی که آثار آنها با فاصله زمانی به بازار مصرف میرسد.
وقتی زیان تولید، چند ماه بعد به بازار میرسد
تولید محصولات کشاورزی تابع تصمیمهایی است که آثار آنها در کوتاهمدت قابل جبران نیست. کشاورز هنگام انتخاب محصول برای کشت، به تجربه فصل قبل، هزینه نهادهها، قیمت فروش و احتمال سود یا زیان توجه میکند. اگر فروش محصول در یک سال نتواند هزینههای تولید را پوشش دهد، کاهش سطح زیرکشت آن در فصل بعد میتواند واکنشی قابل انتظار باشد.
این تصمیم در مقیاس یک مزرعه ممکن است تأثیر محدودی بر بازار داشته باشد، اما تکرار آن میان تعداد زیادی از تولیدکنندگان میتواند در ماههای بعد، میزان عرضه محصول را تغییر دهد. در چنین شرایطی، سیاستگذار با بازاری مواجه میشود که کاهش تولید آن از مدتها قبل آغاز شده، اما آثارش تازه در قالب کمبود یا افزایش قیمت نمایان شده است.
از این منظر، کاهش سطح زیرکشت پیاز تنها یک شاخص آماری نیست؛ بلکه میتواند هشداری درباره تغییر انگیزه تولیدکنندگان و فاصله احتمالی میان تولید آینده و نیاز بازار باشد. اگر این تغییرات بهموقع شناسایی نشوند، مداخله برای کنترل قیمت زمانی آغاز خواهد شد که امکان افزایش سریع تولید وجود ندارد.
این چرخه میتواند از زیان تولیدکننده در یک سال آغاز شود، با کاهش کشت در سال بعد ادامه پیدا کند و در نهایت به محدود شدن عرضه و افزایش قیمت برای مصرفکننده منجر شود. در مرحله بعد نیز ممکن است سیاستگذار برای مهار قیمت به محدودیت صادرات روی بیاورد؛ تصمیمی که اگر بدون ارزیابی دقیق شرایط بازار اتخاذ شود، میتواند به بیثباتی بیشتر برنامهریزی تولید و تجارت دامن بزند.
آشفتگی تصمیم گیریها
بنابراین گزارش، در چهلوهفتمین نشست نحوه توزیع کالا و تنظیم بازار اتاق اصناف ایران، بار دیگر موضوع ناهماهنگی میان سیاستهای تولید و تجارت محصولات کشاورزی را مطرح کرده است.
رئیس اتحادیه بارفروشان تهران در این نشست از تغییرات مکرر محدودیتها و مجوزهای صادراتی پیاز، سیبزمینی و گوجهفرنگی طی یک ماه انتقاد کرده و این تصمیمها را از عوامل مؤثر بر افزایش قیمت این محصولات دانسته است.
بر اساس اطلاعات مطرحشده در این نشست، قیمت پیاز در آذربایجان شرقی از محدوده 40 تا 60 هزار تومان به 70 تا 90 هزار تومان رسیده و سطح زیرکشت این محصول نیز از حدود 15 هزار هکتار به کمتر از 12 هزار هکتار کاهش یافته است. کنار هم قرار گرفتن این دو موضوع، ضرورت بررسی ارتباط میان انگیزه تولیدکننده، میزان تولید و سیاستهای تنظیم بازار را برجسته میکند؛ هرچند برای تعیین سهم هر عامل در تغییر قیمت، بررسی دقیقتر شرایط تولید و عرضه نیز ضروری است.
صادرات؛ متغیری که نمیتواند جدا از تولید مدیریت شود
تغییرات مکرر مقررات صادراتی، مسئله دیگری است که در تنظیم بازار محصولات کشاورزی اهمیت دارد. وقتی صادرات محصولی در فاصله زمانی کوتاه با محدودیت، مجوز یا ممنوعیت مواجه میشود، فعالان بازار برای تصمیمگیری درباره خرید، فروش و برنامهریزی تولید با عدم قطعیت روبهرو خواهند شد.
این بیثباتی فقط به صادرکننده محدود نمیشود. تولیدکننده نیز باید بداند در زمان برداشت محصول، چه مسیرهایی برای فروش پیش روی او قرار دارد و سیاست تجاری کشور چه شرایطی خواهد داشت. اگر امکان صادرات در زمان مازاد تولید وجود داشته باشد، میتواند به فروش محصول کمک کند؛ اما تغییر ناگهانی مقررات، پیشبینی درآمد و تصمیمگیری برای فصل بعد را دشوار میکند.
از سوی دیگر، آزاد بودن صادرات در شرایطی که عرضه داخلی با محدودیت مواجه است، ممکن است فشار بیشتری بر بازار داخل وارد کند. بنابراین مسئله اصلی، موافقت یا مخالفت مطلق با صادرات نیست؛ بلکه تعیین چارچوبی روشن است که در آن نیاز بازار داخلی، ظرفیت تولید، ذخایر مورد نیاز و فرصتهای صادراتی همزمان در نظر گرفته شوند.
بر این اساس، لازم است پیش از آغاز فصل تولید و برداشت، برآورد روشنی از میزان محصول مورد نیاز مصرفکنندگان داخلی، نیاز صنایع تبدیلی و ظرفیت عرضه برای صادرات وجود داشته باشد.
گوجهفرنگی؛ پیوند بازار تازهخوری با صنایع غذایی
در مورد گوجهفرنگی، تنظیم بازار تنها به قیمت محصولی که در میوهفروشیها عرضه میشود محدود نیست. این محصول ماده اولیه تولید رب و برخی دیگر از فرآوردههای غذایی است و تغییرات عرضه آن میتواند بر تأمین مواد اولیه کارخانهها نیز اثر بگذارد.
به همین دلیل، تصمیمگیری درباره صادرات گوجهفرنگی بدون در نظر گرفتن نیاز صنایع تبدیلی، ممکن است تصویر کاملی از تقاضای واقعی کشور ارائه نکند. از طرف دیگر، محدودیت صادرات نیز باید با توجه به شرایط تولید، امکان جذب محصول در داخل و نیاز سایر بخشهای زنجیره غذایی بررسی شود.
بنابراین، سیاست صادراتی گوجهفرنگی باید متناسب با تقویم تولید مناطق مختلف تنظیم شود. در دورههایی که عرضه داخلی محدود است، وضعیت بازار داخل و نیاز صنایع باید در تصمیمگیری لحاظ شود و با افزایش عرضه در مناطق جدید، امکان بازنگری در شرایط صادرات نیز بر اساس دادههای واقعی وجود داشته باشد.
چرا بازرسی از خردهفروشی بهتنهایی کافی نیست؟
افزایش قیمت در بازار مصرف لزوماً به معنای آن نیست که منشأ مشکل در آخرین حلقه زنجیره توزیع قرار دارد. قیمت نهایی محصولات کشاورزی تحت تأثیر مجموعهای از عوامل، از هزینه تولید و شرایط برداشت تا خرید عمده، نگهداری، حملونقل و سیاستهای تجاری قرار میگیرد.
به همین دلیل، بازرسی از واحدهای صنفی و برخورد با تخلفات احتمالی، اگرچه برای رعایت ضوابط بازار ضروری است، نمیتواند بهتنهایی جایگزین بررسی عوامل اصلی افزایش قیمت شود. زمانی که محصول با قیمت بالا به شبکه توزیع میرسد، نظارت صرف بر خردهفروشی نمیتواند کمبود ناشی از کاهش تولید یا مشکلات حلقههای قبلی زنجیره را برطرف کند.
در همین راستا، توجه به گلوگاههای زنجیره تأمین باید بخشی از سیاست تنظیم بازار باشد. رصد قیمت و میزان عرضه در مبدأ تولید، مراکز عمدهفروشی و مراحل توزیع میتواند به شناسایی محل شکلگیری افزایش هزینه کمک کند و مانع از آن شود که تمام تمرکز سیاستگذار به انتهای زنجیره محدود بماند.
الگوی کشت چگونه میتواند از نوسانهای تکراری جلوگیری کند؟
الگوی کشت زمانی میتواند به تنظیم پایدار بازار کمک کند که با نیاز مصرف داخلی، منابع تولید، وضعیت سودآوری محصولات و فرصتهای تجاری ارتباط داشته باشد. تعیین سطح زیرکشت بدون توجه به چشمانداز فروش و شرایط بازار، ممکن است به تولید مازاد در یک سال و کاهش عرضه در سال بعد منجر شود.
برای کاهش این نوسانها، تغییرات سطح زیرکشت باید پیش از آغاز فصل تولید رصد شود و آثار احتمالی آن بر عرضه ماههای آینده مورد بررسی قرار گیرد. اگر دادهها از کاهش کشت یک محصول حکایت دارند، لازم است پیامدهای احتمالی آن برای بازار و راهکارهای تأمین بهموقع بررسی شوند. در مقابل، افزایش تولید نیز باید با توجه به ظرفیت مصرف داخلی، صنایع تبدیلی و بازارهای صادراتی برنامهریزی شود.
این رویکرد مستلزم هماهنگی میان دستگاههای مسئول کشاورزی و تجارت است. اطلاعات مربوط به سطح زیرکشت، پیشبینی برداشت، نیاز مصرفی، ذخایر، ظرفیت صنایع فرآوری و امکان صادرات باید مبنای مشترکی برای تصمیمگیری باشد. در غیر این صورت، ممکن است تصمیم مربوط به تولید در زمانی اتخاذ شود که سیاست تجاری هنوز روشن نیست و تصمیم صادراتی نیز زمانی تغییر کند که فرصت زیادی برای اصلاح آثار آن بر بازار باقی نمانده باشد.
تنظیم بازار از پیشبینی آغاز میشود
تکرار نوسان قیمت پیاز، سیبزمینی و گوجهفرنگی نشان میدهد که کنترل بازار تنها به تصمیمهای مقطعی هنگام افزایش قیمت نیاز ندارد. سیاستگذار باید بتواند میان تصمیم کشاورز برای کشت، وضعیت تولید در مناطق مختلف، نیاز صنایع غذایی و مقررات صادراتی ارتباط برقرار کند.
در نهایت، اگر زیان تولیدکننده به کاهش کشت منجر شود و این کاهش چند ماه بعد بازار را با محدودیت عرضه مواجه کند، واکنش صرف به قیمتهای روز نمیتواند مانع تکرار چرخه شود. تنظیم پایدار بازار محصولات کشاورزی از زمانی آغاز میشود که سیاستگذار پیش از کاشت و برداشت، تصویری هماهنگ از نیاز داخلی، ظرفیت تولید، ذخایر، تقاضای صنایع تبدیلی و امکان صادرات داشته باشد؛ نه زمانی که افزایش قیمت به مهمترین نشانه اختلال در زنجیره تبدیل شده است.
خبرگزاری علت
نظر شما