ضرورت واقع‌بینی آماری

به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد، در ادبیات اقتصاد سیاسی، شاخص‌ها و ارقام کلان تنها زمانی ارزش سیاستگذاری و اتکا دارند که بتوانند تصویری قابل اتکا از واقعیت اقتصادی، کیفیت معیشت و نحوه توزیع منابع در بدنه جامعه ارائه دهند. این روزها استناد به برخی آمارهای کلان بین‌المللی، مانند گزارش‌های صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی که حجم تولید ناخالص داخلی (GDP) ایران را بر اساس شاخص «برابری قدرت خرید» (PPP) نزدیک به ۱.۶ تا ۱.۸تریلیون دلار ارزیابی می‌کنند، به دستاویزی برای ارائه تصویری مثبت از وضعیت اقتصادی کشور تبدیل شده است.

تئوری و تعاریف اقتصادی، افزایش GDP بر مبنای PPP می‌تواند نشانه افزایش ظرفیت واقعی تولید و مصرف اقتصاد باشد؛ اما این شاخص به‌خودی‌خود به معنای افزایش قدرت خرید همه مردم و ارتقای سطح معیشت آنها نیست. آنچه در عمل و روی زمین رخ می‌دهد، در بسیاری از موارد تصویری متفاوت از این شاخص‌های کلان ارائه می‌کند.

واقعیت تلخ اقتصاد ایران این است که با وجود بهبود یا ثبات ظاهر این شاخص در گزارش‌های آماری، قدرت خرید بخش بزرگی از جامعه نه تنها بالا نرفته، بلکه به تناسب برای دهک‌های ۹ به پایین، با شتاب و شکاف بیشتری نسبت به دهک‌های بالاتر کاهش یافته است. تحلیل این وضعیت از منظر اقتصاد سیاسی پیچیده نیست: قدرت خریدی که در سطح کلان و با شاخص‌هایی مانند PPP اندازه‌گیری می‌شود، در سطح خانوارها به شکل یکسان توزیع نشده است و می‌تواند در عمل در بالاترین دهک‌های درآمدی‌ و به‌طور دقیق‌تر در لایه‌های فوقانی آن، بهتر حفظ شود.

این وضعیت حاصلی جز ایجاد یک شکاف عمیق طبقاتی میان دهک دهم و ۹دهک دیگر نداشته است؛ شکافی که هرچه به سمت دهک‌های پایین‌تر حرکت می‌کنیم، به مراتب عمیق‌تر، شدیدتر و دردناک‌تر می‌شود.

حجم فایل صوتی:12.49M | مدت زمان فایل صوتی :00:09:05