آرایش مجلس نمایندگان و سنا در گفت‌وگو با کارشناس ارشد مسائل آمریکا ارزیابی شد
شماره روزنامه: ۶۶۹۹ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۶۱۳۹ خبر و دیپلماسی

دنیای اقتصاد - سعیده سادات فهری : با برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا، جمهوری‌خواهان در آستانه آزمونی قرار گرفته‌اند که می‌تواند به پایان تسلط آنها بر هر دو مجلس قانون‌گذاری این کشور منجر شود. همزمان با احتمال تغییر موازنه قدرت در کنگره این پرسش مطرح می‌شود که در صورت بازگشت دموکرات‌ها به اکثریت، رویکرد آمریکا در قبال ایران تا چه اندازه تغییر خواهد کرد و آیا کنگره جدید می‌تواند مانعی در برابر سیاست‌های جنگ‌طلبانه دونالد ترامپ باشد؟

فرصت 2 ماهه ترامپ

طهمورث غلامی، کارشناس مسائل آمریکا، در گفت‌وگو با روزنامه «دنیای اقتصاد» معتقد است پیروزی دموکرات‌ها، حتی در هر دو مجلس، لزوما به معنای محدود شدن جدی دست رئیس‌جمهور در سیاست خارجی و به‌ویژه در تصمیم‌گیری‌های نظامی نیست. به گفته او، اختلافات دو حزب بر سر ایران نیز الزاما به معنای همسویی دموکرات‌ها با تهران نخواهد بود. غلامی همچنین با اشاره به فاصله زمانی میان برگزاری انتخابات و آغاز به کار کنگره جدید در ژانویه، این دوره را فرصتی برای ترامپ می‌داند تا پیش از دشوارتر شدن فضای سیاسی داخلی، بحران با ایران را از مسیر توافق حل‌وفصل کند؛ هرچند احتمال تشدید تنش و اقدام نظامی نیز همچنان منتفی نیست. به گفته این کارشناس، احتمالا ترامپ می‌خواهد در این دوره به نتیجه‌ای برسد که بتواند آن را به‌عنوان یک دستاورد در سیاست خارجی خود معرفی کند.

***

اگر حزب دموکرات بتواند اکثریت هر دو مجلس نمایندگان و سنا را به دست آورد، این تحول چه پیامدهایی برای دولت دونالد ترامپ، به‌ویژه در حوزه سیاست خارجی و رویکرد واشنگتن در قبال ایران، خواهد داشت؟

ابتدا باید به این نکته توجه داشت که حتی در صورت پیروزی دموکرات‌ها و تصاحب اکثریت هر دو مجلس کنگره، نباید تصور کرد که این پیروزی با اختلاف آرای گسترده‌ای همراه خواهد بود. برآوردها نشان می‌دهد که ممکن است دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان با اختلافی حدود ۱۰ تا ۲۰ کرسی اکثریت را به دست آورند، اما در سنا، حتی در صورت موفقیت، اختلاف کرسی‌ها احتمالا بسیار محدود و در حد یک یا دو کرسی خواهد بود. با این حال، اگر فرض را بر این بگذاریم که دموکرات‌ها موفق به کنترل هر دو مجلس شوند، این اتفاق برای دولت ترامپ در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی پیامدهای متفاوتی خواهد داشت. به اعتقاد من، نگرانی اصلی ترامپ بیش از آنکه متوجه سیاست خارجی باشد، به پیامدهای داخلی تسلط دموکرات‌ها بر کنگره بازمی‌گردد؛ زیرا در حوزه سیاست خارجی، به‌ویژه در موضوعاتی نظیر ایران و تصمیم‌گیری درباره اقدامات نظامی، رئیس‌جمهور آمریکا همچنان از اختیارات قابل‌توجهی برخوردار است و تغییر ترکیب کنگره لزوما این اختیارات را محدود نمی‌کند.

بر اساس چه دلایلی در صورت پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای اختیارات رئیس‌جمهور در حوزه سیاست خارجی چندان محدود نخواهد شد؟

در این زمینه سه عامل اساسی وجود دارد که به ترامپ امکان می‌دهد حتی در صورت تسلط دموکرات‌ها بر کنگره، آزادی عمل خود را در عرصه سیاست خارجی و اتخاذ تصمیمات نظامی حفظ کند. نخستین عامل، اختیاراتی است که اصل دوم قانون اساسی آمریکا در اختیار رئیس‌جمهور قرار می‌دهد. بر اساس این اصل، رئیس‌جمهور فرمانده کل نیروهای مسلح ایالات متحده است و از اختیارات گسترده‌ای در حوزه امنیت ملی و تصمیم‌گیری‌های نظامی برخوردار است. هرچند اختیار قانونی اعلان جنگ در ساختار سیاسی آمریکا به کنگره تعلق دارد، رئیس‌جمهور می‌تواند با استناد به مسوولیت خود در قبال امنیت و منافع ملی آمریکا، دستور انجام عملیات نظامی را صادر کند و سپس درباره آن به کنگره پاسخ‌گو باشد.

عامل دوم، قانون اختیارات جنگی رئیس‌جمهور یا همان War Powers Resolution است. این قانون با وجود آنکه برای محدود کردن اختیارات رئیس‌جمهور در ورود به منازعات نظامی تصویب شده، همچنان فضای قابل‌توجهی برای تفسیر و مانور دولت آمریکا باقی گذاشته است. رئیس‌جمهور می‌تواند برخی اقدامات نظامی را نه در قالب یک جنگ رسمی، بلکه تحت عناوینی نظیر عملیات محدود، درگیری مقطعی یا اقدام نظامی با اهداف مشخص تعریف کند.

عامل سوم، موضوع بودجه و اعتبارات نظامی است. ممکن است تصور شود که دموکرات‌ها با در اختیار گرفتن کنگره می‌توانند از طریق محدود کردن بودجه دفاعی، مانع اجرای تصمیمات نظامی ترامپ علیه ایران شوند. برای مثال، کنگره هنگام بررسی و تصویب لایحه بودجه دفاع ملی می‌تواند محدودیت‌هایی برای تامین مالی برخی عملیات نظامی در نظر بگیرد. با این حال، این ابزار نیز لزوما تعیین‌کننده نخواهد بود؛ زیرا دولت آمریکا از سازوکارهای قانونی مربوط به شرایط اضطراری و اعتبارات اضطراری برای تامین مالی برخی اقدامات برخوردار است.

البته کنگره ابزارهای نظارتی دیگری نیز در اختیار دارد. برای مثال، نمایندگان می‌توانند وزیر دفاع، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح یا فرماندهان ارشد نظامی، از جمله دریاسالار برد کوپر، را برای پاسخ‌گویی به جلسات استماع کنگره دعوت کنند و درباره تصمیمات و عملکرد دولت از آنها توضیح بخواهند. با این حال، تاثیر چنین اقداماتی بیشتر در حوزه نظارت سیاسی و افزایش هزینه‌های داخلی تصمیمات دولت خواهد بود و الزاما به معنای جلوگیری از اجرای آنها نیست.

در این بین بحث وتوی رئیس‌جمهور در برابر قانون احتمالی که دموکرات‌ها بخواهند تصویب کنند، نیز مطرح است؟

بله؛ افزون بر این، حتی اگر دموکرات‌ها در هر دو مجلس اکثریت داشته باشند و قانونی را برای محدود کردن اختیارات رئیس‌جمهور تصویب کنند، ترامپ می‌تواند آن را وتو کند. برای بی‌اثر کردن وتوی رئیس‌جمهور، قانون‌گذاران باید بتوانند در هر دو مجلس به اکثریت دوسوم دست یابند؛ امری که در شرایط کنونی و با توجه به مواضع دو حزب درباره ایران، تحقق آن بسیار دشوار به نظر می‌رسد.

به طور کلی نگاه غالب دموکرا‌ت‌ها به مساله ایران و جنگ چگونه است؟

جمهوری اسلامی ایران در میان بخش قابل‌توجهی از نمایندگان و سناتورهای حزب دموکرات از جایگاه مطلوبی برخوردار نیست و بسیاری از آنها همچنان از سیاست اعمال فشار بر تهران حمایت می‌کنند. برای نمونه، سناتور جان فترمن، با وجود عضویت در حزب دموکرات، از حملات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران حمایت کرده است. بنابراین، نباید تصور کرد که تسلط دموکرات‌ها بر کنگره الزاما به معنای شکل‌گیری یک رویکرد متفاوت و مساعدتر در قبال جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. همچنین این حزب به‌طور سنتی از حمایت قابل‌توجه لابی اسرائیل برخوردار بوده و نوع نگاه جمهوری اسلامی ایران به اسرائیل نیز یکی از عوامل موثر در شکل‌گیری مواضع منفی بخش مهمی از سیاستمداران دموکرات در قبال تهران است.

پیروزی احتمالی دموکرات‌ها در کنگره، چه تاثیری بر خطر وقوع جنگ میان ایران و آمریکا خواهد داشت؟ به‌ویژه اگر این تحول را در کنار وضعیت سیاسی بنیامین نتانیاهو و احتمال از دست رفتن قدرت او در اسرائیل قرار دهیم، چه سناریویی پیش روی منطقه خواهد بود؟

 برای پاسخ به این پرسش باید به یک مقطع زمانی بسیار مهم در سیاست داخلی آمریکا توجه کنیم. از پایان انتخابات میان‌دوره‌ای تا زمان آغاز به کار کنگره جدید در ژانویه، دوره‌ای انتقالی وجود دارد که می‌تواند از منظر محاسبات سیاسی و نظامی اهمیت زیادی داشته باشد. در این فاصله، رئیس‌جمهور آمریکا دیگر با دغدغه مستقیم انتخابات میان‌دوره‌ای مواجه نیست و نمایندگانی که در انتخابات شکست خورده‌اند یا قرار است کرسی خود را ترک کنند نیز ممکن است انگیزه و ظرفیت کمتری برای پیگیری تقابل سیاسی با دولت داشته باشند. از این منظر، می‌توان گفت ترامپ در این دوره، دست‌کم از حیث ملاحظات انتخاباتی و فشارهای ناشی از رقابت‌های حزبی، آزادی عمل بیشتری خواهد داشت. با این حال، این دوره صرفا به معنای فراهم شدن امکان اقدام نظامی نیست. به اعتقاد من، ترامپ در همین مقطع با یک ملاحظه مهم دیگر نیز مواجه است؛ اینکه این بازه زمانی می‌تواند یکی از فرصت‌های مهم او برای یافتن راهی جهت خروج از بحران موجود با جمهوری اسلامی ایران باشد. به همین دلیل، ممکن است دولت آمریکا همزمان با حفظ آمادگی نظامی، تلاش کند از مسیر مذاکرات و میانجی‌گری‌ها به نتیجه‌ای دست پیدا کند. زیرا در حوزه مسائل داخلی ترامپ باید در چندین جبهه با کنگره درگیر شود.

از سوی دیگر، باید وضعیت سیاسی نتانیاهو در اسرائیل را نیز در نظر گرفت. اگر او به این جمع‌بندی برسد که در انتخابات پیش رو قادر به تشکیل دولت نخواهد بود و احتمال واگذاری قدرت به احزاب رقیب وجود دارد، ممکن است انگیزه بیشتری برای ایجاد یک دستاورد سیاسی و امنیتی در پرونده ایران پیدا کند. در چنین شرایطی، احتمال دارد نتانیاهو از تشدید تنش نظامی استقبال کند تا بتواند از پیامدهای آن برای تقویت موقعیت سیاسی خود و اثرگذاری بر فضای انتخاباتی اسرائیل بهره ببرد. در عین حال، نباید از این نکته غافل شد که ترامپ می‌داند پس از آغاز به کار کنگره جدید، احتمالا بخش مهمی از انرژی سیاسی دولت او صرف مواجهه با دموکرات‌ها در مورد مسائل و مشکلات درونی کشور و اختلافات داخلی خواهد شد. از این رو، ممکن است بخواهد پیش از ورود به آن مرحله، تکلیف بحران با ایران را مشخص کند و به نتیجه‌ای برسد که بتواند آن را به‌عنوان یک دستاورد در سیاست خارجی خود معرفی کند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن