گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- کسری غفوری: صندوقهای بازنشستگی و صندوقهای ثروت ملی در آمریکا که صدها میلیارد دلار دارایی را مدیریت میکنند، این روزها با واقعیتی غافلگیرکننده روبهرو شدهاند. تنوعبخشی به داراییها، که برای دههها سنگبنای مدیریت ریسک به شمار میرفت، در برابر گسترش همهجانبه فناوری هوش مصنوعی کارایی پیشین خود را از دست داده و به توهمی گمراهکننده تبدیل شده است.
چندی پیش یک صندوق سرمایهگذاری خصوصی با سابقهای درخشان به مدیران سیستم بازنشستگی ۳۲۷ میلیارد دلاری شهر نیویورک پیشنهاد مشارکت داد. صندوق نیویورک توان مالی لازم برای این تخصیص را داشت، اما مونته تاربوکس، مدیر ارشد سرمایهگذاری این مجموعه، تصمیمی قاطع گرفت و پیشنهاد را رد کرد. آنطور که بلومبرگ روایت می کند دلیل این پاسخ منفی، نه هشدارهای آخرالزمانی درباره خطرات بالقوه هوش مصنوعی، بلکه یک الزام ساده حرفهای بود.
وظیفه اصلی او متنوعسازی داراییها برای کاهش ریسک است، اما اکنون ردپای هوش مصنوعی در هر حوزهای دیده میشود و ورود به پروژهای با وزن سنگین در این فناوری، خطر تمرکز بیش از حد سرمایه را بالا میبرد.
این دغدغه امروز پیشروی تقریباً تمام سرمایهگذاران نهادی بزرگ در والاستریت و دیگر بازارهای مالی جهان قرار دارد. در ادبیات مالی کلاسیک، حفظ و رشد سرمایه از طریق توزیع منابع میان طبقات گوناگون دارایی انجام میشود تا از زیانهای متمرکز جلوگیری شود. با این حال، عمق و گستره موج جدید هوش مصنوعی این مرزبندیهای سنتی را از میان برده است.
صندوقهای بازنشستگی منابع خود را میان سهام عمومی، سرمایهگذاریهای خصوصی، اوراق قرضه شرکتی، بدهیهای دولتی و طرحهای زیرساختی تقسیم میکنند، اما در شرایط فعلی، تقریباً تمام این مجاری به بستری برای بازتاب ریسک هوش مصنوعی تبدیل شدهاند.
سهام شرکتهای بزرگ فناوری بخش عمدهای از ارزش بازارهای سرمایه را تسخیر کردهاند و سایر صنایع نیز یا در معرض دگرگونی از سوی این فناوری قرار دارند یا نقشی در توسعه آن ایفا میکنند. سرمایهگذاری خطرپذیر امروزه تقریباً مترادف با تامین مالی استارتآپهای هوش مصنوعی شده است. بزرگترین منتشرکنندگان اوراق قرضه، شرکتهای عظیم ارائهدهنده خدمات ابری هستند و بخش اعظم پروژههای زیرساختی به احداث مراکز داده خلاصه میشود.
حتی بازدهی اوراق قرضه دولتی نیز تحت تاثیر رقابت با اوراق شرکتی و فشارهای تورمی ناشی از مصرف سرسامآور انرژی در مراکز پردازش داده قرار گرفته است. به این ترتیب، هوش مصنوعی به یک ریسک سیستماتیک تمامعیار تبدیل شده که نفوذ همزمان آن در تمام شریانهای اقتصادی، محاسبه و کنترل نقطهای آن را به تفکیک طبقات دارایی دشوار ساخته است.
نمونه آلفابت گویای همین درهمتنیدگی است؛ شرکتی با ارزش بازار چهار تریلیون دلاری در بخش سهام، صد و سی میلیارد دلار اوراق بدهی منتشرشده در بخش اعتبارات، و زیرساختی که بیش از سی مرکز داده را در سراسر جهان به هم متصل میکند. به این ترتیب یک نام واحد همزمان در سه بخش مجزای یک پرتفوی حضور دارد و تنوعی که روی کاغذ دیده میشود، در عمل وجود خارجی ندارد.
برآوردهای موسسات معتبر مالی ابعاد این تسلط را نشان میدهد. بر پایه دادههای گروه گلدمن ساکس، حدود چهل درصد از کل ارزش بازار شاخص اساندپی ۵۰۰ به شرکتهای زیرساختی و تراشهسازان مرتبط با هوش مصنوعی اختصاص دارد. در بازارهای نوظهور نیز تنها سه شرکت تولیدکننده تراشه بیش از یکچهارم شاخص مبنا را تشکیل میدهند.
بر اساس آمارهای آپولو گلوبال، نزدیک به نیمی از انتشار اوراق قرضه ممتاز و هشتاد و هفت درصد از کل سرمایهگذاریهای خطرپذیر سال جاری میلادی در تسخیر این فناوری بوده است.
خطر این وضعیت با جهش غیرعادی ارزشگذاریها و پدیده تامین مالی چرخشی تشدید میشود؛ پدیدهای که در آن غولهای فناوری منابع مالی را به شکل مستقیم و غیرمستقیم میان یکدیگر به گردش درمیآورند تا زنجیره تقاضا را پررونق نشان دهند. این پیوستگی پنهان سبب شده تا حتی سبدهای سرمایهگذاری چندبخشی نیز همبستگی شدیدی با نوسانات هوش مصنوعی پیدا کنند. در نظرسنجی اخیر شرکت اینوسکو از ۹۰ صندوق ثروت ملی، بیش از نیمی از مدیران، تمرکز بازار بر هوش مصنوعی را بزرگترین ریسک سرمایهگذاریهای کنونی برشمردند.
لیزا شالت، مدیر ارشد سرمایهگذاری بخش مدیریت ثروت مورگان استنلی، یادآور میشود که هر چرخه رونق سرانجام به نقطهای از اشباع میرسد. به گفته او، تاریخ بارها نشان داده است که گسترش زیرساختها، چه در دوران تب راهآهن و چه در عصر پیدایش اینترنت، پس از مدتی با محدودیت تقاضا روبهرو میشود و تنها پرسش این است که این نقطه چه زمانی فرا میرسد.
از این رو، تکیه افراطی بازدهی بازار سهام و اعتبارات بر موفقیت ادامهدار هوش مصنوعی، امنیت مالی میلیونها بازنشسته را به سرنوشت این فناوری گره زده است. افت ناگهانی ارزش سهام تراشهسازان در ماه ژوئیه و زیان سنگین برخی صندوقهای پوشش ریسک، هشداری جدی نسبت به شکنندگی این ساختار بود.
در واکنش به این تهدید، صندوقهای بزرگی مانند بازنشستگی کارکنان بخش عمومی کالیفرنیا و صندوقهای مشابه در استرالیا و اروپا به بازنگری در ساختار تحلیلی خود روی آوردهاند. آنها در حال گذر از مدلهای سنتی تفکیک داراییها و حرکت به سوی رویکرد کلنگر پرتفوی هستند تا بتوانند میزان حساسیت واقعی کل داراییها را در برابر شوکهای احتمالی این فناوری بسنجند.
چالش بنیادین مدیران دارایی در عصر حاضر این است که تحولات هوش مصنوعی با چنان شتابی رخ میدهد که نقشههای توزیع ریسک به سرعت اعتبار خود را از دست میدهند، و هر تصمیم تازه برای سرمایهگذاری، صندوقها را ناخواسته به ورطه وابستگی بیشتر به این بازار پرهیجان میکشاند.
خبرگزاری علت
نظر شما