شوک تورمی به زنجیره تامین آمریکا

بر اساس گزارش فایننشال‌تایمز، افزایش هزینه مواد اولیه، سوخت و حمل‌ونقل فشار قابل‌توجهی بر تولیدکنندگان آمریکایی وارد کرده است؛ به‌طوری‌که قیمت برخی نهاده‌ها رشدهای دورقمی را تجربه کرده‌اند. این وضعیت، بخشی از شرکت‌ها را ناگزیر کرده است افزایش هزینه‌ها را به قیمت محصولات نهایی منتقل کنند. تشدید فشارهای تورمی در شرایطی رخ می‌دهد که به مساله‌ای سیاسی برای دونالد ترامپ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای تبدیل شده و با وعده اخیر او برای کاهش قیمت‌ها در تضاد قرار دارد.

فشار هزینه ‌بر زنجیره تولید

فشار هزینه‌ای در زنجیره تولید آمریکا حالا از کارخانه‌ها فراتر رفته و به بازارهای مالی نیز سرایت کرده است. افزایش قیمت نهاده‌ها، سوخت و حمل‌ونقل، حاشیه سود بنگاه‌های صنعتی را تحت فشار قرار داده و نگرانی از تداوم تورم، بازار اوراق قرضه را نیز تحت‌تاثیر قرار داده است. بازدهی اوراق ۱۰ساله خزانه‌داری آمریکا به مرز ۵ درصد نزدیک شده و احتمال افزایش دوباره نرخ بهره از سوی فدرال‌رزرو را تقویت کرده است. عمق فشار بر هزینه‌های تولید در تازه‌ترین نظرسنجی موسسه مدیریت عرضه (ISM) نیز نمایان است. در ماه اوت، ۱۵ بخش صنعتی افزایش قیمت مواد اولیه را گزارش کردند و هیچ صنعتی کاهش هزینه‌های مواد اولیه را ثبت نکرد. شاخص قیمت این موسسه با ثبت عدد ۷۱.۱ برای بیست‌وسومین ماه متوالی در محدوده افزایشی باقی ماند. مدیران صنعتی، رشد قیمت فولاد، آلومینیوم و محصولات نفت‌پایه را از مهم‌ترین عوامل این روند عنوان کرده‌اند.

فشار هزینه‌ای تنها به قیمت مواد اولیه محدود نیست و بخش‌های مختلف زنجیره تولید را درگیر کرده است. افزایش بهای انرژی و حمل‌ونقل، هزینه تبدیل نهاده به محصول نهایی را بالا برده و در نتیجه بخشی از این افزایش هزینه به قیمت فروش منتقل می‌شود. همزمان، بنگاه‌ها برای حفظ حاشیه سود و ادامه فعالیت با دشواری بیشتری روبه‌رو هستند؛ شرایطی که می‌تواند تصمیم‌های سرمایه‌گذاری برای افزایش ظرفیت تولید را نیز به تعویق بیندازد. فایننشال‌تایمز نیز از رشد دو رقمی برخی هزینه‌های مواد اولیه، انرژی و حمل‌ونقل در صنایع آمریکا خبر داده است.

در بخش بالادستی، آمارهای رسمی نیز شدت افزایش هزینه‌ها را نشان می‌دهد. قیمت کالاهای نهایی کارخانه‌ها در ماه اوت نسبت به سال قبل ۶.۶ درصد افزایش یافته، درحالی‌که قیمت کالاهای واسطه‌ای فرآوری‌شده ۱۱.۵ درصد و اقلام فرآوری‌نشده ۱۲.۸ درصد رشد کرده‌اند. به این ترتیب، فشار قیمتی در حلقه‌های ابتدایی زنجیره تولید با سرعت بیشتری حرکت می‌کند و هنوز به‌طور کامل به محصول نهایی منتقل نشده است. جهش بهای گازوئیل نیز این فشار را تشدید کرده است؛ عاملی که هم هزینه تولید و هم هزینه جابه‌جایی کالا را افزایش می‌دهد.

رکوردشکنی قیمت سوخت

جهش قیمت سوخت، هزینه حمل‌ونقل و جابه‌جایی کالا را نیز بالا برده است. برآورد فایننشال‌تایمز بر پایه داده‌های شرکت Cass Information Systems نشان می‌دهد میانگین هزینه حمل هر محموله در ماه اوت ۱۶ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته است. همزمان، برخی تولیدکنندگان از دشوارتر شدن دسترسی به مواد اولیه خبر می‌دهند.با این حال، وضعیت فعلی با اختلالات زنجیره تامین در دوره همه‌گیری کرونا تفاوت دارد. در آن دوره، مشکل اصلی نایاب شدن کالاها بود؛ اما اکنون در بیشتر صنایع، کالا همچنان در دسترس است و مساله اصلی به افزایش شدید هزینه تامین بازمی‌گردد. به گفته کیپ آیدبرگ، معاون ارشد انجمن تولیدکنندگان تجهیزات، نگرانی اصلی زنجیره‌های تامین از «کمبود» به «هزینه» تغییر کرده است. در واقع، بنگاه‌ها برای دسترسی به همان نهاده‌های گذشته، هزینه بیشتری می‌پردازند و این افزایش مستقیما حاشیه سود و هزینه تمام‌شده تولید را تحت فشار قرار می‌دهد.

در صنعت الکترونیک اما فشار از جنس دیگری است. رونق هوش مصنوعی و توسعه سریع مراکز داده، تقاضا برای قطعات تخصصی از تراشه‌های حافظه تا پردازنده‌ها را افزایش داده و توان عرضه‌کنندگان برای پاسخگویی به این تقاضا را تحت فشار قرار داده است. شاون دوبراواک از انجمن جهانی الکترونیک، این وضعیت را حاصل هجوم همزمان تقاضا در بازارهای مختلف می‌داند که بخش مهمی از آن از سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت‌های هوش مصنوعی ناشی می‌شود. در برخی قطعات، زمان انتظار برای تحویل سفارش‌ها به چند سال رسیده است. بر اساس نظرسنجی ماه گذشته این انجمن نیز نزدیک به دوسوم تولیدکنندگان تجهیزات الکترونیک در سراسر جهان از محدودیت دسترسی به قطعات یا طولانی شدن زمان تحویل خبر داده‌اند.

با وجود این فشارها، بسیاری از بنگاه‌ها برای افزایش ظرفیت تولید تمایل چندانی ندارند. نااطمینانی ناشی از تنش‌های ژئوپلیتیک، جنگ تعرفه‌ای و تغییرات مداوم سیاستی، افق برنامه‌ریزی شرکت‌ها را کوتاه کرده است. زک راجرز، استاد مدیریت زنجیره تامین در دانشگاه ایالتی کلرادو، معتقد است شرکت‌ها بدون اطمینان نسبی از شرایط بازار در یک سال آینده، حاضر به انجام سرمایه‌گذاری‌های سنگین نیستند. به این ترتیب، افزایش هزینه‌ها از یک سو حاشیه سود تولیدکنندگان را کاهش داده و از سوی دیگر، در شرایطی که بنگاه‌ها به ظرفیت جدید نیاز دارند، انگیزه سرمایه‌گذاری را تضعیف کرده است.