به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-نگار حجتی؛ تایوان به عنوان جزیرهای ثروتمند و دموکراتیک با موقعیتی استراتژیک در مجاورت سواحل چین، از دیرباز ملتهبترین پرونده در روابط واشنگتن و پکن بوده است. ایالات متحده همواره در تجهیز نظامی این جزیره خودمختار نقش داشته و در دوران ریاستجمهوری جو بایدن نیز به صراحت اعلام کرده بود که در صورت تهاجم نظامی، از تایوان دفاع خواهد کرد. با این حال، دونالد ترامپ در دور دوم ریاستجمهوری خود تردیدهایی را درباره تداوم حمایتهای واشنگتن ایجاد کرده است. در همین حین، پکن رزمایشهای نظامی خود را در آبهای اطراف تایوان تشدید کرده است. شی جینپینگ، رئیسجمهوری چین، این جزیره را قلمرو ازدسترفته کشورش میداند که سرنوشتی جز الحاق دوباره به سرزمین اصلی ندارد. به گزارش خبرگزاری رسمی چین، شی در نشست ماه مه با ترامپ در پکن به صراحت هشدار داد که اگر پرونده تایوان به درستی مدیریت نشود، چین و آمریکا با یکدیگر شاخبهشاخ خواهند شد.
برای درک اهمیت استراتژیک و تاریخی تایوان باید به گذشته پرالتهاب این جزیره بازگشت. امپراتوریهای مختلف قرنها برای تسلط بر تایوان رقابت کردهاند و این منطقه دورههایی از اشغال توسط اسپانیاییها، هلندیها و سلسله چینگ در چین را پشت سر گذاشته است. پس از آنکه سلسله چینگ در سال ۱۸۹۵ شکست نظامی تحقیرآمیزی از ژاپن خورد و تایوان را واگذار کرد، نسلهای بعدی در چین از جمله نسل شی جینپینگ، شعار اتحاد مجدد را به یک آرمان ملی تبدیل کردند. هرچند حزب کمونیست چین هرگز بر تایوان حکومت نکرده است، اما تسلط بر این جزیره را گامی حیاتی برای پایان دادن به آنچه قرن تحقیر توسط قدرتهای استعماری مینامد، تلقی میکند. شی نشان داده است که از دریای چین جنوبی تا فلات تبت و هنگکنگ، برای تثبیت چنین ادعاهای حاکمیتی کاملاً مصمم است. از سوی دیگر، تایوان برای آمریکا و ژاپن یک دژ حیاتی در زنجیرهای از مجمعالجزایر به شمار میرود که این دو کشور برای مهار چین و حفاظت از مسیرهای تجاری به آن متکی هستند. تایوان زیر چتر حمایتی آمریکا شکوفا شده و اکنون به یکی از تامینکنندگان اصلی نیمههادیها و کالاهای فناوری پیشرفته در جهان تبدیل شده است. این جزیره ۲۳ میلیون و ۵۰۰ هزار نفری امروز یکی از پویاترین دموکراسیهای آسیا محسوب میشود و همین موضوع به خودی خود نقضکننده استدلال حزب کمونیست مبنی بر ناسازگاری ساختارهای سیاسی غربی با فرهنگ چینی است.
ریشه مناقشه سیاسی کنونی بر سر این جزیره به سال ۱۹۴۹ بازمیگردد. در آن زمان چیانگ کایشک، رهبر حزب ناسیونالیست که پس از سقوط سلسله چینگ در سال ۱۹۱۲ بر چین حکومت میکرد، در جریان جنگ داخلی از کمونیستهای تحت رهبری مائو تسهتونگ شکست خورد و با ترک سرزمین اصلی به تایوان عقبنشینی کرد. ایالات متحده تا دهه ۱۹۷۰ و زمانی که ریچارد نیکسون، رئیسجمهوری وقت آمریکا، تصمیم به برقراری رابطه با پکن گرفت، چیانگ را به عنوان رهبر مشروع چین به رسمیت میشناخت. خروجی این چرخش دیپلماتیک، شکلگیری سیاست چین واحد بود که بر اساس آن واشنگتن، جمهوری خلق چین را به عنوان تنها دولت قانونی این کشور به رسمیت شناخت، اما موضع خود را درباره حق حاکمیت بر تایوان به طور شفاف اعلام نکرد. پکن در مقابل پذیرفت که روابط غیررسمی آمریکا با تایپه و از جمله فروش تسلیحات تحت شرایط خاص را تحمل کند، اما از آن زمان همواره بر حق خود برای توسل به زور جهت جلوگیری از استقلال رسمی تایوان تاکید کرده است. این در حالی است که نظرسنجیها از افزایش پیوسته شمار حامیان استقلال در میان مردم تایوان حکایت دارد و دقیقاً همین مساله بیش از هر چیز دیگری میتواند محرک اقدام نظامی چین علیه این جزیره باشد. بر اساس یک نظرسنجی که در ژوئن ۲۰۲۵ انجام شد، حدود یکچهارم جمعیت تایوان از استقلال فوری یا تدریجی حمایت میکنند و سهم موافقان اتحاد با چین به کمتر از ۷ درصد رسیده است.
روند تحولات دهههای اخیر نیز نشان میدهد که چرا تنشها بر سر تایوان در سالهای گذشته تا این اندازه بالا گرفته است. از سال ۱۹۴۹ تا اواخر دهه ۱۹۸۰، روابط پکن و تایپه در فضای خصومت نظامی، ارتباطات محدود و ادعاهای متقابل دو طرف مبنی بر نمایندگی انحصاری دولت مشروع چین خلاصه میشد. در دهههای بعد، این خصومت به تدریج جای خود را به تعامل محتاطانه، تجارت و سرمایهگذاری داد و دورههای تنش با مقاطعی از روابط گرمتر در زمان رهبرانی که به همکاری اقتصادی تمایل داشتند، جابهجا شد. اما پیروزی تسای اینگون در انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۱۶ تایوان، تلاشهای پیشین پکن برای تعمیق پیوندهای اقتصادی و اجتماعی با این جزیره را نقش بر آب کرد. حزب دموکراتیک مترقی به رهبری تسای، این دیدگاه را که تایوان بخشی از چین است رد کرد و برای کاهش وابستگی به سرزمین اصلی، به دنبال گسترش روابط با آمریکا رفت. پکن در واکنش به این نتیجه انتخاباتی، کانالهای ارتباطی را قطع کرد و سفر میان تایوان و سرزمین اصلی را محدود ساخت. دولت چین همچنین تلاشها برای ترغیب متحدان دیپلماتیک تایوان به قطع رابطه با تایپه را از سر گرفت و شرکتهای چندملیتی را تحت فشار گذاشت تا در سیاستهای خود به گونهای بازنگری کنند که با تایوان به عنوان یک کشور مستقل رفتار نشود.
در مه ۲۰۲۴، لای چینگته که معاون تسای بود، جانشین او شد. لای پیشتر خود را یک فعال سیاسی در مسیر استقلال تایوان توصیف کرده بود، هرچند بعدها این موضع تند را تعدیل کرد.به گزارش بلومبرگ او متعهد شده است که برای حفظ وضع موجود به همکاری با آمریکا و سایر دموکراسیها ادامه دهد و در عین حال نشان داده است که در برابر چالشهای تحمیلی از سوی چین ایستادگی خواهد کرد. بیاعتمادی عمیق پکن به لای، فشارهای بیسابقهای را از سوی چین به همراه داشته است. ارتش چین تنها در نخستین سال حضور لای در قدرت، سه رزمایش نظامی گسترده در اطراف این جزیره برگزار کرد که در مقایسه با دوران هر رئیسجمهور دیگری در تاریخ تایوان یک رکورد محسوب میشود. چین همچنین عبور هواپیماها و ناوهای نظامی خود از خط میانی تنگه تایوان را که مرز غیررسمی ترسیمشده توسط آمریکا میان دو طرف به شمار میرود، به شدت افزایش داده است. میانگین روزانه این تحرکات در سال نخست ریاستجمهوری لای در مقایسه با سال قبل از آن بیش از دو برابر شد. مقامات پکن در دیدار با همتایان آمریکایی خود تاکید کردهاند که تنگه تایوان بخشی از آبهای بینالمللی نیست. این موضعگیری نگرانیها را درباره احتمال اقدامات تهاجمیتر پکن برای جلوگیری از تردد نیروی دریایی آمریکا در این آبراه افزایش داده است. علاوه بر این، چین یک نماینده پیشین کنگره آمریکا را به دلیل حمایت از تایپه تحریم کرده و تحریمهای نمادینی را نیز علیه شرکتهای دفاعی آمریکایی که با تایوان ارتباط یا در آن سرمایهگذاری دارند، به اجرا گذاشته است. پیش از دیدار ماه مه ترامپ و شی، مقامات چینی بار دیگر فشار آوردند تا واشنگتن عبارت دیرینه خود را در توصیف موضعش نسبت به استقلال تایوان تغییر دهد. پکن میخواهد دولت ترامپ رسماً اعلام کند که با استقلال تایوان مخالف است. این عبارت بار معنایی بسیار قویتری نسبت به موضع دولت بایدن دارد که میگفت مقامات آمریکایی از استقلال تایوان حمایت نمیکنند. به گزارش خبرگزاری شینهوا، زمانی که شی در ۲۴ سپتامبر بار دیگر در واشنگتن با ترامپ دیدار کرد، به طور صریح از رئیسجمهوری آمریکا خواست تا این تغییر رویکرد را اعمال کند.
تایوان میان فشار پکن و تردید واشنگتن
در سوی دیگر این معادله، روابط واشنگتن و تایپه نیز در سالهای اخیر دستخوش دگرگونیهای مهمی شده است. ترامپ در دور نخست ریاستجمهوری خود بر گسترش چشمگیر روابط با دولت تایپه نظارت داشت. او قراردادهای تسلیحاتی به ارزش ۱۸ میلیارد و ۶۵۰ میلیون دلار را پیش برد و پس از سه دهه، فروش نخستین جنگندههای آمریکایی به تایوان را تایید کرد. این رهبر جمهوریخواه همچنین قانونی را امضا کرد که به مقامات ارشد آمریکایی اجازه میداد به تایوان سفر کنند. دولت بایدن نیز تا حد زیادی این تغییر مسیر در روابط را حفظ کرد. بایدن حتی بارها اعلام کرد که آمریکا در صورت حمله چین از تایوان دفاع خواهد کرد. این موضعگیری به معنای فاصله گرفتن قابل توجه از سیاست سنتی ابهام استراتژیک آمریکا بود، سیاستی که هدف آن بازدارندگی چین از طریق مبهم نگه داشتن نیت واقعی واشنگتن تعریف میشد.
با آغاز دور دوم ریاستجمهوری ترامپ، رویکرد معاملهگرانه او در سیاست خارجی بار دیگر متحدان واشنگتن را در وضعیت عدم قطعیت قرار داده و تردیدهایی را درباره تعهد آمریکا به دفاع از تایوان به وجود آورده است. ترامپ در فوریه ۲۰۲۵ در پاسخ به پرسش یک خبرنگار، حاضر نشد بگوید که آیا سیاست دولتش جلوگیری از تصرف قهرآمیز تایوان توسط چین است یا خیر. او در جریان کارزار انتخاباتی خود نیز مطرح کرده بود که تایوان باید هزینه دفاعی خود را به آمریکا بپردازد. در اواسط سال ۲۰۲۵، زمانی که دولت ترامپ با درخواست لای برای توقف در نیویورک مخالفت کرد و رئیسجمهوری تایوان ناچار به لغو سفر خارجی خود به کشورهای متحد در آمریکای لاتین شد، تردیدها درباره استحکام روابط دو طرف بیش از پیش افزایش یافت. پس از آن، ترامپ در نوامبر ۲۰۲۵ در گفتوگو با برنامه ۶۰ دقیقه شبکه سیبیاس اظهار کرد که اگر ارتش آزادیبخش خلق چین برای تصرف تایوان اقدام کند، شی میداند چه اتفاقی خواهد افتاد. ترامپ افزود که شی و دیگر مقامات چینی به او گفتهاند تا زمانی که وی در کاخ سفید حضور دارد، هرگز علیه تایوان دست به اقدامی نخواهند زد، زیرا از پیامدهای آن آگاه هستند. یک ماه بعد، دولت او بسته فروش تسلیحات ۱۱ میلیارد دلاری به تایوان را تصویب کرد که یکی از بزرگترین قراردادهای تسلیحاتی تاریخ آمریکا با این جزیره به شمار میرفت و واکنش خشمگینانه پکن را برانگیخت. در همین حال، کاخ سفید اجرای یک بسته مجزای ۱۴ میلیارد دلاری را که در اوایل سال ۲۰۲۵ به تصویب کنگره رسیده بود، به تعویق انداخته است. ترامپ پس از نشست ماه مه با شی به شبکه فاکسنیوز گفت که این بسته را فعلاً مسکوت و معلق نگه داشته است و فروش این تسلیحات میتواند به عنوان یک برگ برنده در مذاکرات با چین مورد استفاده قرار گیرد. این رویکرد میتواند سیاست دیرینه آمریکا را که از سال ۱۹۸۲ به اجرا درآمده و بر عدم مشورت با پکن درباره فروش سلاح به تایوان استوار است، تضعیف کند.
خبرگزاری علت
نظر شما