آینده‌نگری ایران و امارات

سعیده سادات فهری:  درست در زمانی که روابط تهران و ابوظبی پس از جنگ ۱۲روزه، به یکی از سردترین مقاطع خود در طول چند دهه گذشته رسیده و حتی مناسبات تجاری و مالی دو کشور نیز تحت‌تاثیر بحران قرار گرفته است، یک ملاقات در حاشیه اجلاس بریکس، معادله را وارد مرحله‌ای متفاوت کرد: مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در دهلی‌نو با خالد بن محمد بن زاید آل‌نهیان، ولیعهد ابوظبی دیدار کرد؛ دیداری که بنا بر اعلام تهران، به درخواست طرف اماراتی انجام شد. اهمیت این ملاقات نه صرفا در سطح مقام‌های حاضر، بلکه در فضایی است که روابط دو همسایه از یک سو زیر فشار ملاحظات امنیتی و نزدیکی ابوظبی به واشنگتن قرار گرفته و از سوی دیگر، با ضرورت حفظ کانال‌های ارتباطی برای جلوگیری از سرریز بحران‌های منطقه‌ای مواجه است. 

واکنش انور قرقاش، مشاور رئیس امارات، نیز نشان داد ابوظبی این تماس را فراتر از یک دیدار تشریفاتی می‌بیند؛ او تصریح کرد پزشکیان در جریان بحران کنونی، مواضع و اظهاراتی مبتنی بر تعادل و عقلانیت ابراز داشته که در این مقطع حساس، نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. مسعود پزشکیان در این دیدار با تاکید بر رویکرد ایران برای حل اختلافات از مسیر گفت‌وگو و ضرورت نگاه به آینده در روابط؛ با اشاره به حملات آمریکا و اسرائیل، تصریح کرد که منطقه از طریق حضور آمریکا به امنیت نخواهد رسید و کشورهای منطقه باید خود درباره ترتیبات امنیتی خلیج فارس گفت‌وگو و تصمیم‌گیری کنند.

اهمیت این دیدار زمانی بیشتر می‌شود که سخنگوی وزارت خارجه ایران اعلام کرد ملاقات به درخواست طرف اماراتی انجام شده است. به گفته اسماعیل بقائی، ایران با توجه به رویکرد اصولی خود در زمینه تقویت اعتماد و روابط میان کشورهای همسایه، این درخواست را پذیرفت. به این ترتیب، دیدار پزشکیان و ولیعهد ابوظبی را می‌توان آزمونی برای این پرسش دانست که آیا تهران و ابوظبی، پس از ماه‌ها افزایش تنش، هنوز می‌توانند میان رقابت امنیتی و ضرورت گفت‌وگو راهی برای حفظ روابط پیدا کنند.

 تنش میان دو کشور در ماه‌های گذشته صرفا به سطح سیاسی محدود نماند و به حوزه اقتصادی نیز سرایت کرد. امارات در ۱۹ اوت اعلام کرد که تمامی مبادلات تجاری، فعالیت‌های بازرگانی و تراکنش‌های مالی با ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف می‌کند؛ تصمیمی که پس از اعلام اصابت دو موشک بالستیک به آب‌های منطقه‌ای امارات و در شرایط افزایش تنش‌های امنیتی اتخاذ شد. این تصمیم به‌رغم رد ادعای ابوظبی برای ایران از اهمیت مضاعفی برخوردار بود؛ چرا که امارات، به‌ویژه دبی، طی سال‌های تحریم به یکی از مهم‌ترین مسیرهای تجارت، صادرات مجدد و دسترسی ایران به کالا و خدمات تبدیل شده بود.

آسوشیتدپرس ارزش تجاری پیش از این بحران را بیش از ۲۸‌میلیارد دلار گزارش کرده است. از این منظر، دیدار دهلی‌نو به معنای عادی‌شدن روابط تهران و ابوظبی نیست، اما می‌تواند نقطه توقفی در روند تشدید تنش باشد. دو کشور در حالی به گفت‌وگو بازگشته‌اند که منافع اقتصادی متقابل، اهمیت امنیت تنگه هرمز و ضرورت جلوگیری از سرایت جنگ به کل خلیج فارس، همچنان آنها را به حفظ حداقلی از ارتباطات دیپلماتیک وادار می‌کند. همزمان، تداوم درگیری‌ها و نگرانی‌های امنیتی در هرمز نشان می‌دهد مسیر عادی‌سازی همچنان دشوار است و دیدار پزشکیان و ولیعهد ابوظبی را باید بیش از آنکه آغاز آشتی دانست، تلاشی برای جلوگیری از عمیق‌تر شدن شکاف میان دو همسایه ارزیابی کرد.

 در یک‌ونیم سال گذشته، سیاست امارات در قبال جنگ و تنش میان ایران، آمریکا و اسرائیل بر یک موازنه دشوار استوار بوده است: حفظ شراکت امنیتی با آمریکا در کنار جلوگیری از قطع ارتباط با ایران. ابوظبی در مقاطع مختلف حملات ایران را محکوم و بر حق دفاع از خود تاکید کرده و همزمان در چارچوب همکاری امنیتی با واشنگتن حرکت کرده است. با این حال، امارات بارها مدعی شده که خاک، حریم هوایی و آب‌هایش نباید برای حمله به ایران استفاده شود و بر گفت‌وگو و تنش‌زدایی اصرار داشته است.

تماس مستقیم وزیر خارجه امارات با عباس عراقچی، همتای ایرانی خود در پنجم تیر ماه و تاکید بر مذاکره نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. روابط کم فروغ تهران و ابوظبی با شروع تنش‌های دریایی بین ایران و آمریکا در آب‌های جنوبی کشورمان، بیش از گذشته رنگ باخت و سرانجام در اواخر مرداد ماه بود که امارات در واکنش به تشدید تنش‌ها، تعلیق همه مبادلات مالی و اقتصادی با ایران را اعلام کرد؛ اقدامی که عملا یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بازگشت روابط اقتصادی دو کشور به مرحله تقابل بود. بنابراین، روابط تهران و ابوظبی اکنون در نقطه‌ای قرار دارد که از یک‌سو وابستگی متقابل اقتصادی و ضرورت ثبات خلیج فارس، انگیزه‌هایی برای حفظ کانال ارتباطی ایجاد می‌کند و از سوی دیگر، ملاحظات امنیتی، حملات دریایی و نزدیکی راهبردی امارات به آمریکا، مانع از بازگشت سریع روابط به سطح پیش از جنگ شده است.


دو همسایه در مسیر مدیریت تنش

داود احمدزاده
داود احمدزاده*

امارات متحده عربی در جریان جنگ سوم عملا سیاست محتاطانه و متوازن پیشین خود را کنار گذاشت و در این دوره به یکی از اعضای اصلی ائتلاف ضد ایرانی تبدیل شد. تلاش‌های امارات برای شکل‌دهی به نوعی «ناتوی عربی» را نیز می‌توان در همین چارچوب ارزیابی کرد. از نگاه ایران، این کنشگری امارات چالش‌های قابل‌توجهی ایجاد کرده است؛ چراکه افزایش حضور و نفوذ اسرائیل در منطقه خلیج فارس، به تشدید تهدیدهای امنیتی و اقتصادی علیه ایران منجر شده است.

در واکنش به این وضعیت، ایران نیز در جریان جنگ، رویکردی تهاجمی در پیش گرفت و پایگاه‌های آمریکا در این کشور را در زمره اهداف خود قرار داد. با این حال، تهران همزمان تلاش کرد کانال ارتباطی خود را با ابوظبی باز نگه دارد. گستردگی روابط اقتصادی دو کشور موجب شد ایران، در کنار اتخاذ مواضع امنیتی و دفاعی، از طریق مجاری رسمی و مدیریت‌شده به دنبال کنترل و مهار تنش‌ها باشد. از این منظر، دیدار مسعود پزشکیان با ولیعهد ابوظبی را می‌توان تلاشی برای جلوگیری از تعمیق بیشتر شکاف در روابط دو کشور ارزیابی کرد. ایران در شرایطی که با فشار و محاصره اقتصادی و تشدید تنش‌های منطقه‌ای مواجه است، تلاش دارد از افزایش دامنه تنش‌ها و تغییرات مخرب در معادلات منطقه‌ای جلوگیری کند.

در این چارچوب، تهران، امارات را یک دشمن دائمی و غیرقابل‌ تغییر تلقی نمی‌کند و ازسرگیری و گشایش روابط با کشورهای منطقه را، در صورت فراهم شدن شرایط، امکان‌پذیر می‌داند. در مقابل، امارات نیز سیاستی دوگانه را دنبال می‌کند. ابوظبی در شرایط کنونی حاضر نیست از روابط خود با آمریکا و اسرائیل صرف‌نظر کند، اما همزمان با توجه به آسیب‌پذیری‌هایش تلاش دارد به سمت کاهش و مدیریت تنش حرکت کند.

در همین چارچوب، امکان ازسرگیری یا تقویت تعاملات اقتصادی با تهران نیز وجود دارد. البته باید در نظر داشت که در شرایط کنونی، ایران بیش از امارات به گشایش اقتصادی و توسعه مناسبات تجاری نیاز دارد، اما امارات نیز از تداوم روابط تجاری با ایران منتفع می‌شود و حفظ این روابط را در چارچوب منافع اقتصادی و منطقه‌ای خود دنبال می‌کند. از این رو، به‌رغم اختلافات عمیق سیاسی و امنیتی، منافع متقابل اقتصادی همچنان می‌تواند یکی از معدود پیوندهای موجود برای جلوگیری از گسست کامل روابط تهران و ابوظبی باشد. با این همه، چشم‌انداز روابط تهران و ابوظبی تا حد زیادی به نحوه حل‌وفصل اختلافات میان ایران و آمریکا وابسته است.

*  کارشناس مسائل خاورمیانه