تحریمها به شکل نرمافزاری با تکیه بر کانالهای مالی و نفت سعی بر فشار آوردن بر دولت ایران داشت؛ اما محاصره علاوه بر بخش نرمافزاری با مسدود ساختن راههای آبی از جنوب و مرزهای زمینی و هوایی که تا اینجا هنوز کامل نشده است، به شکل سختافزاری تجارت و حیات ایرانیان را گرو گرفته است. اگر تحریمها هزینه تجارت ایران را افزایش داده بود، محاصره نه تنها این هزینهها را دو چندان کرده، بلکه برای بخشی از کالاها امکان تجارت از بین رفته و برای بخشی دیگر بهطور چشمگیری کاهش یافته است. از این رو نه تنها درآمد دولت در حوزه انرژی کاهش یافته و درآمد ارزی کشور در بخش پتروشیمی و فرآوردههای نفتی بهطور محسوسی افت کرده، بلکه بهدلیل کاهش درآمد و منابع ارزی، امکان واردات بسیاری از کالاهای سرمایهای و مواد اولیه عملا حذف و برای دارو و اقلام ضروری سخت شده است.
با وجودی که کالاهای بشردوستانه فعلا از محاصره مستثنی شده است، به نظر میرسد که با بهره بردن از راههای جایگزین تا زمانی که مشمول محاصره نشدهاند در بهترین حالت درآمد ارزی به یکپنجم سطح پیش از محاصره برسد و این یعنی فشاری بیش از اندازه که اثر چشمگیری را بر معاش ایرانیان خواهد گذارد. افت تجارت به این حجم از یکسو صنایع مختلف را برای ادامه کار با مشکلات جدی روبهرو خواهد کرد و از سوی دیگر دولت که درآمد ارزی خود را از دست داده است، با کسری بودجه غیرقابل جبران مواجه میشود. درآمدهای نفتی تقریبا ۳۵درصد کل منابع دولت را پوشش میدهد که این رقم بسیار بزرگی است و پوشش دادن آن در کوتاهمدت با منبعی غیرتورمزا تقریبا غیرممکن است.
از این رو، میتوان انتظار داشت که در یک بازه زمانی یکساله از زمان آغاز محاصره، رشد اقتصادی دو رقمی منفی و تورم به سطوحی فراتر از نقاط کنونی برسد. این وضعیت راهحل اقتصادی ندارد. اگر کارشناسی، تکنوکراتی و بدتر از آن مدعیانی سربرآورن و بگویند ما بلدیم تا اقتصاد ایران را در وضعیت محاصره از این سناریوها دور کنیم، اینها تنها افرادی فرصتطلب هستند که وقت و ذهن تصمیمگیرندگان را با امیدهای واهی پر میکنند. واقعیت آن است که محاصره و شرایط جنگی، اقتصاد ایران را چندین پله نزول داده است؛ درحالیکه پیش از این نیز احوال آن مناسب نبود.
تحریم در خوشبینانهترین سناریوهای آماری تا پیش از محاصره ۴۰درصد مردم ایران را به زیر خط فقر کشیده بود و محاصره فعلی به راحتی میتواند تا پایان سال حداقل دو دهک دیگر به فقرای ایران اضافه کند. ما در موقعیتی هستیم که هر یک روز بازگشت به پلههای پیشین برایمان ضروری است. اگر درآمد نفتی و تجارت حداقل به میزان قبل از جنگ احیا نشود، تله فقر سرنوشتی است که به این سادگی نمیتوان از آن رهایی یافت و تا جای ممکن باید از آن احتراز کرد و بدون آنکه بخواهیم خود و مخاطبانمان را منحرف کنیم، این نیز بدون کاهش سطح تنش و با نااطمینانی بیحد امروز اقتصاد ایران میسر نخواهد بود.
* اقتصاددان
سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد را بشنوید:
خبرگزاری علت
نظر شما