عدم‌تمایل ایران و آمریکا به برداشتن گام نخست

شرایط کنونی نشان می‌دهد که برخلاف تصور ترامپ که فشار نظامی در نهایت ایران را وادار به توافق خواهد کرد؛ جنگ شرایط را بیش از پیش پیچیده کرده و سبب شده تا اکنون هر کدام از طرفین با توجه به هزینه‌هایی که پرداخت کرده‌اند، تمایل کمتری به عقب‌نشینی و امتیازدهی داشته باشند. بر اساس گزارش چتم‌هاوس، جنگ علیه ایران در حالی‌ چند ماه پس از تهاجم قبلی آغاز شد که هم آمریکا و هم اسرائیل وعده یک پیروزی سریع و قاطع داده بودند. اما با وجود حملات سنگین اولیه و ترور بسیاری از مقامات ارشد ایران و آسیب به زیرساخت‌ها، جنگ به سرعت از کنترل آمریکا و اسرائیل خارج شد؛ حملات ایران ۱۳ کشور را تحت‌تاثیر قرار داد و با بستن تنگه هرمز هزینه قابل‌توجهی بر اقتصاد بین‌المللی تحمیل کرد و در عمل واشنگتن در وادار ساختن ایران به تسلیم سیاسی و یا دست‌یابی به توافقی پایدار ناکام ماند.

با نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر، واشنگتن به راهبرد قدیمی خود در زمینه فشار اقتصادی بازگشته و موج جدیدی از تحریم‌ها را با هدف فشار حداکثری آغاز کرده است. ایران نیز به دنبال این است که با ادامه ایجاد اخلال در تنگه هرمز، فشار بر ایالات متحده و شرکای منطقه‌ای آن را افزایش دهد. بهترین راه برای درک دوره کنونی، نگاه کردن به آن به‌عنوان جنگی میان جنگ‌هاست، زیرا درگیری تقریبا متوقف شده است، بدون آنکه به یک توافق سیاسی منجر شود. واشنگتن و تهران مستقیما در حال مذاکره نیستند. میانجی‌های عمانی، قطری و پاکستانی تلاش می‌کنند به اندازه کافی زمینه مشترک پیدا کنند تا از رویارویی دیگری جلوگیری شود. اما نتیجه ملموسی تاکنون به دست‌نیامده است.

سیاست داخلی طرفین سبب شده تا مسیر دیپلماسی دشوار شود؛ هزینه‌های جنگ انتظاراتی را به وجود آورده و طرفین با احتیاط به مصالحه در این زمینه‌ نگاه می‌کنند. از سوی دیگر تغییر ساختاری که پس از جنگ در سطح قدرت ایران ایجاد شده و همچنین بی‌اعتمادی تهران به طرف آمریکایی، چالش‌ها در مسیر دست‌یابی به یک توافق را افزایش داده است. بنابراین، سیاست داخلی در هر دو طرف به‌وضوح فضای مانور برای مصالحه را محدود می‌کند؛ واشنگتن به توافقی نیاز دارد که نشان دهد فشار نظامی نتایج معناداری به همراه داشته است و تهران نیازمند توافقی است که از منافع اصلی خود محافظت کرده و خطر جنگ دیگری را از بین ببرد.

مساله دیگر این است که هیچ یک از طرفین تمایلی برای برداشتن گام نخست را ندارد؛ تهران می‌خواهد پیش از واگذاری مهم‌ترین اهرم‌های خود، فشار اقتصادی کاهش یابد درحالی‌که واشنگتن خواستار اقدام ایران پیش از ارائه هرگونه امتیاز در این زمینه است. جنگ همچنین مساله تنگه هرمز را به سایر مسائل حل نشده پیشین اضافه کرده و تنها به دشواری‌های دست‌یابی به یک راه‌حل افزوده است. از طرفی کشورهای عربی پس از تجربه پیامدهای مستقیم اقتصادی و امنیتی جنگ، اکنون علاقه بسیار بیشتری به تاثیرگذاری بر نتیجه هرگونه مذاکره دارند و منفعت آنها نیز باید در هرگونه توافق احتمالی در نظر گرفته شود.

همزمان موسسه واشنگتن نیز در گزارش خود به این مساله اشاره کرده که نارضایتی از نحوه پیشبرد جنگ با ایران از سوی آمریکا، افزایش رقابت میان کشورهای خلیج فارس و نارضایتی فزاینده افکار عمومی آمریکا از اسرائیل، همگی به دشواری‌ها در مدیریت شراکت‌های آمریکا در خاورمیانه منجر خواهند شد. در شرایط کنونی به نظر می‌رسد که هر کدام از طرفین می‌خواهند با تحمل فشارها به شرایط بهتری برای توافق برسند و همزمان برای احتمال دور جدید از درگیری‌ها آماده می‌شوند. باید دید که با تلاش‌های میانجی‌گران دو طرف به برداشتن گام به سوی توافق نزدیک‌تر می‌شوند یا بار دیگر موج دیگری از درگیری نظامی را شاهد خواهیم بود.