راستههای محدوده اداریپایتخت ۳ سال پساز «شبزندگی» در خطر بازگشت به وضعیت «شبمردگی» هستند؛ آیا تجربه جدید «خیابان آکسفورد» لندن میتواند سرمشق مدیریتشهری تهران قرار بگیرد؟
دنیای اقتصاد : محلههای محدوده مرکزی تهران حدود ۳سال پساز نجات از «شبمردگی» اکنون به دوراهی رسیدهاند؛ بازگشت دستوری از وضعیت «شبزنده» یا «تعادلبخشی به کاربری فراغت». راسته سنایی و برخی خیابانهای منطقه اداری پایتخت از دو منظر تغییر چهره اساسی پیدا کردهاند؛ از یکسو با شکلگیری و رواج سریع پدیده «کافهنشینی» تراکم کافهها تا سطح نزدیک به تعداد شرکتها و ادارات روبه افزایش است و از سوی دیگر جریان جمعیتشناور که سالها پیش در ساعات عصرگاهی عمدتا یکطرفه به سمت خروج از این نقاط شهر بود مدتی است دوطرفه شده؛ کارمندان میروند و نسل جوان در کنار میانسالها و حتی افراد سالخورده وارد میشوند. اما خطایدید مدیران شهر در خیابان سنایی موجب شده آنچه کافهها را به «پاتوقشهری جدید» شهروندان تبدیل کرده است، دیده نشود. گفتوگوی خبرنگار «دنیایاقتصاد» با برخی از شهروندانی که هر روز یا هفتهای چند روز اینجا را برای «چند ساعت ماندن در شهر» انتخاب میکنند، نشان میدهد: آنها برای «فقط چای و قهوه» به کافه نمیآیند. اینجا، به سه دلیل «فضایسوم» زندگی شده است که مهمترین آن، «فقر فضای عمومی باکیفیت در پایتخت» است. مدیریتشهری میتواند سرزندگی شبانه در تهران را با الگوی اخیر در خیابان آکسفورد لندن تقویت کند یا به اشباع شهر از «زیرساختهای خودرومحور» ادامه دهد.
راضیه احقاقی: رونق کافهنشینی در خیابانهای سنایی، ایرانشهر و میرزای شیرازی پدیدهای نسبتا تازه است. اگر در سالهای قبل در این محلهها زندگی کرده یا به واسطه کار در آنها رفتوآمد داشتهاید، احتمالا به یاد دارید که تا پیش از دهه ۱۴۰۰، با پایان یافتن ساعت کاری، خیابانها بهتدریج خلوت میشدند. تمرکز مراکز اداری و غلبه کاربریهای اداری بر این محدودهها، به شکلگیری همین الگوی رفتوآمد انجامیده بود؛ حضوری که با پایان روز کاری فروکش میکرد و همین «شبمردگی مرکز تهران» تا سالهای پایانی دهه ۹۰ به یکی از چالشهای ساکنان این مناطق بدل شده بود؛ بهنحویکه این موضوع امنیت عابران پیاده را در ساعات ابتدایی شب با افزایش سرقت کاهش داده بود؛ اما در سالهای اخیر، سیمای این خیابانها تغییر کرده است. حالا جوانان از محلههای دیگر تهران به این محدوده میآیند، کافهها تا ساعات پایانی شب میزبان مشتریانند و حتی تمایل به سکونت در این محلهها افزایش یافته است.
شلوغی خیابانهای سنایی و ایرانشهر و واکنش نهادهای مختلف مدیریت شهری به آن، این پاتوقهای شهری را به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل کرده است. اکنون، با گذشت حدود یکماه از اوجگرفتن این بحثها، فرصتی فراهم شده تا به دور از هیاهوی خبری، به اصل پدیده بازگردیم: «این پاتوقها چگونه شکل گرفتهاند؟»، «چه ویژگیهایی این خیابانها را به مقصد جوانان تبدیل کرده است؟» ، «رونق آنها چه پیامدهایی برای زندگی شهری داشته است؟» و «آیا مدیریت شهری میتواند تجربه پیادهمحور کردن خیابان آکسفورد لندن را در این نقطه تهران پیاده کند؟» این گزارش بر پایه گفتوگو با جوانانی تهیه شده است که به این کافهها رفتوآمد دارند و حضور در این محدودهها را زندگی کردهاند.
این روایتها در کنار دیدگاههای مریم زارعیان و محمد محمدی دو جامعهشناس و با بهرهگیری از مفاهیم مطالعات شهری بررسی شدهاند تا تصویری روشنتر از شکلگیری این پاتوقها، کارکردهای اجتماعی آنها و تعارضهایی که پیرامونشان شکل گرفته است، ترسیم شود. سنایی محلهای که در سالهای گذشته، نام آن با مراکز فروش لباس کودک گره خورده بود، این روزها به «فضای سوم» زندگی برای جوانان تهرانیها تبدیل شده است؛ ری اولدنبرگ، جامعهشناس شهری آمریکایی در قرن بیستم، مفهوم فضای سوم را اینگونه تعریف کرد که فضای سوم نقطه مقابل زندگی خصوصی خانه (مکان اول) و محیط رسمی کار (مکان دوم) است و به افراد این امکان را میدهد که فارغ از دغدغههای روزمره، در یک محیط بیطرف با دیگران معاشرت کنند. اولدنبرگ خاطرنشان میکند که در فضای سوم، فرد میتواند نگرانیهای خود را کنار بگذارد و صرفا از مصاحبت و گفتوگوی پیرامونش لذت ببرد.
حضور جوانان در خیابانهای سنایی را میتوان بهنوعی اجرای «حق به شهر» نیز تعبیر کرد؛ آنگونه که هانری لوفرف جامعهشناس قرن بیستم، میگوید: بخشی از «حق به شهر»، حق تصاحب و تجربه شهر است، به این مفهوم که مردم بتوانند فضاهای شهری را در زندگی روزمره خود به کار بگیرند، به آنها معنا بدهند و از آنها برای نیازهای اجتماعی و فرهنگیشان استفاده کنند. بنابراین اگرچه حضور و پرسهزنی جوانان در خیابانهای سنایی و ایرانشهر، کافهنشینی در زمره «حقوق شهروندی» قرار دارد، اما این مساله از جایی پیچیده میشود که این حضور با ترافیک، پارک دوبله، مزاحمت برای ساکنان یا رهگذران، ممانعت در عبور سهل عابران پیاده، سالمندان و معلولان از پیادهروها تداخل پیدا کند. اگرچه حق به شهر میگوید که مردم باید بتوانند فضاهای شهری را در زندگی روزمره خود به کار بگیرند، اما این به آن معنا نیست که هر نوع استفادهای از فضای عمومی مجاز است، درواقع حق استفاده از شهر نباید به نادیده گرفتن حقوق دیگران منجر شود.
جایی برای معاشرت، شبیه تجربهای در سفر
برای تهیه این گزارش غروب یک روز کاری به خیابان سنایی میروم، با پیادهروی حدودا ۱۵دقیقهای میتوان طول خیابان سنایی از مطهری تا خیابان کریمخان را پیمود و بعد هم وارد ایرانشهر شد. فراوانی کافه در این خیابانها موضوعی است که به سرعت خودنمایی میکند، وارد یکی از کافههای نسبتا معروف خیابان میشوم که پذیرای جوانان متعددی است. میز اشتراکی بزرگ که جای دیوار ورودی کافه را گرفته، محل مناسبی برای آغاز گفتوگو با افرادی است که حدس میزنم تمایل به آغاز صحبت با غریبهها داشته باشند. سوالهایم درخصوص دلایل حضورشان در کافههای محله و جذابیتهای آن را جویا میشوم. یکی از جوانانی که با او صحبت میکنم، جذابیت کافههای این محدوده را در تجربهای میبیند که پیشتر در سفر به استانبول ترکیه و کشورهای اروپایی داشته است: «همیشه دوست داشتم چنین فضایی را در ایران هم تجربه کنم و تجربه کافههایی در فضای باز با امکان تعامل با غریبهها محدود به سفر نباشد.»
جوان دیگری میگوید خیابانها بهویژه از ساعت ۹:۳۰ شب تا نیمهشب و در آخر هفتهها شلوغ میشوند؛ هرچند کافههای شناختهشدهتر در ساعات دیگر روز هم مشتری دارند. او در کنار جذابیت این فضا، به مشکلات ناشی از ازدحام هم اشاره میکند: «بعضیها مقابل کافههای معروف دوبله پارک میکنند و خیابان قفل میشود، البته به تازگی برخی کافهها برای جلوگیری از بندآمدن خیابان، مانع چنین مواردی میشوند، اما رعایت حال سایرین لازمه پایداری چنین مکانهایی است.» با این حال، به نظر میرسد آنچه جوانان را به این محدوده میکشاند، صرفا کافهنشینی و سفارش قهوه یا غذا نیست. یکی از آنها میگوید: «گاهی از ما سوال پرسیده میشود که چقدر هزینه صرف حضور در کافه میکنید؛ اما حضور در کافه برایمان مهمتر از قهوه یا غذاست؛ بسیاری از مواقع تنها قهوه یا غذای سبک سفارش میدهیم؛ چراکه هدف حضور در کافه و ارتباط با دیگران و نه لزوما سفارش غذا و خوراکی است. حضور در این فضا به ما حس زندگی میدهد، در چنین فضاهایی معمولا آدم مناسب معاشرت یافت میشود، تفریح در دسترس ما همین دوستی و فضایی است که میتوانیم در آن حرف بزنیم.»
جوان دیگری میگوید: «من ساکن شهرک غرب هستم، در محله ما کافههای متعددی وجود دارد؛ اما ماهی دو تا سهبار به این محدوده میآیم. موقعیت مرکزی، قیمتهای مناسبتر و حضور آدمهایی از نقاط مختلف شهر، حالوهوای متفاوتی به این خیابانها داده که از حضور در آن لذت میبرم. شاید اگر در محل زندگیمان به این محدوده نزدیکتر بود، تعداد روزهای بیشتری نیز برای معاشرت با بقیه به این نقطه از شهر میآمدم.» یکی از جوانان، آغاز رونق این محدوده را به کافههایی نسبت میدهد که با برداشتن دیوارها، ارتباط بیشتری با فضای خیابان برقرار کردند؛ روندی که بعدتر با ایجاد محل نشستن در پیادهروها ادامه یافت. به گفته او، در یکی دو سال اخیر، رونق کافهها بهاندازهای بوده که حتی برخی مغازههای لباسفروشی نیز به کافه تبدیل شدهاند.
این تغییرات در ویترین مغازهها هم دیده میشود. با وجود آنکه این محدوده به فروش لباس کودک شناخته میشود، به گفته یکی از مصاحبهشوندگان، برخی مغازهها با توجه به حضور جوانان، لباسهای نوجوانپسند را نیز در دکور خود قرار دادهاند؛ تلاشی برای جذب مشتری از میان همین جمعیت تازه. در ادامه از جوانان درباره تجربه حضور در خیابان سیتیر، بهعنوان نمونهای از فضای شهری شکلگرفته با مداخله مدیریت شهری، هم میپرسم. یکی از آنها میگوید پیشتر برای غذاخوردن به سیتیر میرفته، خیابانی با تنوع غذایی بالا، اما با فضایی متفاوت از سنایی و ایرانشهر: «اینجا فضایی برای آشناشدن و حرفزدن است.» او معتقد است سیتیر هم با وجود استقبال مردم، سرانجام جمع شد. او در ادامه به محدودشدن فعالیتهای خیابان سیتیر اشاره میکند؛ تجربهای که در ذهنش با سرنوشت این پاتوقها پیوند خورده است.
در روایت این جوانان، جذابیت سنایی و ایرانشهر فقط به کافههای مدرن یا قیمت مناسبتر محدود نمیشود؛ این خیابانها فرصتی برای معاشرت و حضور در کنار آدمهایی از نقاط مختلف شهر فراهم کردهاند. اما همین حضور گسترده، در کنار سرزندگی و رونق اقتصادی، پرسشهایی درباره چگونگی استفاده از فضای عمومی و نحوه مواجهه مدیریت شهری با آن بهوجود آورده است. این گفتوگوها، این سوال را مطرح میکند: «وقتی خیابان به فضایی برای معاشرت و گذران وقت تبدیل میشود، مرز میان استفاده از شهر و پاتوقهای شهری کجاست؟» «مدیریت شهری چگونه میتواند میان حق حضور و معاشرت شهروندان، نیازهای ساکنان و نظم ترافیکی تعادل برقرار کند؟»
حق به شهر فراتر از حق ورود به خیابان
کافهگردی در خیابان سنایی و میرزایی شیرازی، مخالفت و موافقتها با این پدیده شهری مفاهیمی از جمله «حق به شهر» و «پرسهزنی در شهر مدرن» را از ادبیات علمی وارد متون روزمره شهروندان کرده است؛ بهنحویکه موافقان برای جلوگیری از حذف اجباری کافهها، سعی در تعریف «حق به شهر» برای «شهروندان» کردهاند. مفهوم «حق به شهر» اولین مرتبه توسط هانری لوفر، جامعهشناس فرانسوی قرن بیستم، مطرح شد. این جامعهشناس که مطالعات گستردهای در حوزه شهرها و فضاهای اجتماعی دارد، در کتاب حق به شهر بر این ایده تاکید میکند که میگوید شهر فقط مجموعهای از خیابانها، ساختمانها و امکانات نیست؛ شهر فضایی است که مردم باید بتوانند در آن حضور داشته باشند، از آن استفاده کنند و در شکلدادن به زندگی شهری نقش داشته باشند. از منظر لوفر شهر نباید صرفا بر اساس منطق سود اقتصادی، منافع مالکان یا تصمیمهای مدیران اداره شود، بلکه باید به نیازها و خواستههای ساکنان و استفادهکنندگان آن پاسخ دهد. در چنین شرایطی «حق به شهر» شامل ۳ سطح میشود که عبارتند از: «حق حضور و استفاده از شهر»، «حق مشارکت در شکلدادن به شهر» و «حق تصاحب و تجربه شهر».
منظور لوفر از حق تصاحب و تجربه شهر نیز عبارت است از آنکه مردم بتوانند فضاهای شهری را در زندگی روزمره خود به کار بگیرند، به آنها معنا بدهند و از آنها برای نیازهای اجتماعی و فرهنگیشان استفاده کنند. حضور و پرسهزنی جوانان در خیابانهای سنایی و ایرانشهر، کافهنشینی در خیابانهای این محدوده و حضور در پیادهروهای این منطقه را میتوان بهنوعی «حق تصاحب و تجربه شهر» تعبیر کرد. جوانانی که احتمالا عبارت «حق بهشهر» به گوششان آشنا نیست، اما درحال بازاجرای یکی از سطوح آن هستند. درحالیکه حضور و پرسهزنی جوانان در خیابانهای سنایی و ایرانشهر، کافهنشینی در زمره «حقوق شهروندی» قرار دارد، اما این مساله از جایی پیچیده میشود که این حضور با ترافیک، پارک دوبله، مزاحمت برای ساکنان یا رهگذران، ممانعت در عبور سهل عابران پیاده، سالمندان و معلولان از پیادهروها تداخل پیدا کند. اگرچه حق به شهر میگوید که مردم باید بتوانند فضاهای شهری را در زندگی روزمره خود به کار بگیرند، اما این به آن معنا نیست که هر نوع استفادهای از فضای عمومی مجاز است؛ درواقع حق استفاده از شهر نباید به نادیده گرفتن حقوق دیگران منجر شود.
درحالی تبدیل فضای عمومی به فضایی برای پاتوق روزانه امری نسبتا جدید در شهرهای ایران است که این موضوع پدیدهای رایج در شهرهای مدرن دنیا محسوب میشود. در چنین شرایطی بهرهگیری و بازخوانی تجارب دنیا در زمینه به رسمیت شناختن ایجاد چنین فضاهایی و همزمان ممانعت از تجاوز به حقوق گروههای دیگر از شهروندان میتواند راهحلی برای عبور از چالش را در اختیار بگذارد. درواقع سوال این است که چطور میتوان خیابانی داشت که هم محل معاشرت و تفریح باشد، هم رفتوآمد و خریدهای خرد در آن مختل نشود و هم ساکنان از زندگی در آن ناراضی نباشند.
در پاریس و در استانبول، مردم برای کافهنشینی و گذران وقت به محلههایی غیر از محل سکونتشان میروند. پژوهشی درباره جابهجایی روزانه در منطقه پاریس نشان میدهد ترکیب اجتماعی محلهها در طول روز و شب تغییر میکند؛ یعنی افراد فقط در محله محل سکونتشان حضور ندارند و رفتوآمدهای روزانه، ترکیب استفادهکنندگان از فضاهای مختلف را تغییر میدهد. در استانبول، کادیکوی و مودا در بخش آسیایی و کاراکوی و جیهانگیر در بخش اروپایی، نمونههایی از محلههایی هستند که کافهها، رستورانها، فروشگاههای کوچک و فضای پیادهمحورشان برای مردم جاذبه دارند. راهنمای محله کادیکوی در واشنگتنپست نیز به کافهها، بارها و رستورانهای متعدد این منطقه و دسترسی آن با کشتی از بخش اروپایی اشاره میکند. در چنین محلههایی، مقصد فقط یک کافه مشخص نیست؛ خود محله و امکان قدمزدن، انتخاب میان مکانهای مختلف و معاشرت در فضای باز شهری، بخشی از تجربه است. این ویژگی به تجربهای که جوانان در سنایی و ایرانشهر توصیف کردهاند، نزدیک است. درواقع بافت محلات، کافهها و حضور مردم در آنها باعث شده است تا یک جذابیت گردشگری ایجاد شود.
در پاریس، تراس کافهها و رستورانها بخشی از زندگی روزمره خیابان هستند؛ اما کسبوکارها نمیتوانند بدون محدودیت، پیادهرو را به فضای اختصاصی خود تبدیل کنند. چند ابزار مهم در مدیریت این فضاها وجود دارد. تعیین ساعت فعالیت، حفظ مسیر پیادهرو و رسیدگی به شکایت ساکنان. نمونه جالب دیگر، محدودیت ترافیک عبوری در مرکز پاریس به نفع پاتوقهای شهری است. در محدوده موسوم به Paris Centre، عبور خودروهایی که صرفا قصد دارند از منطقه بگذرند محدود شده، اما دسترسیهای مجاز مانند دسترسی ساکنان، خدمات و تحویل کالا در نظر گرفته شده است.
بنیادیترین علت کافهنشینی
مریم زارعیان، جامعهشناس، در گفتوگو با «دنیایاقتصاد» درخصوص دلایل رواج کافهنشینی در محدوده خیابان سنایی در سالهای اخیر گفت: تحولاتی که طی سالهای اخیر در خیابانهای ایرانشهر، سنایی و محدوده کریمخان رخ داده، فراتر از گسترش کافهنشینی یا تغییر الگوی گذران اوقات فراغت است. آنچه در این محدوده شاهد هستیم، دگرگونی عمیقتری در مناسبات میان شهروند، فضا و زندگی روزمره است که میتوان آن را «بازپسگیری اجتماعی فضا» نامید.
شهروندان در شرایطی که امکانات رسمی شهر پاسخگوی نیازهایشان نیست، بهتدریج فضاهای تازهای برای حضور، بازنمایی هویت، تعامل با یکدیگر، تجربه زیست جمعی و گاهی بهرسمیتشناختهشدن پیدا میکنند. مرکز تهران از گذشته تحت سلطه کاربریهای اداری و تجاری بوده و سکونت در آن سهم کمتری داشته است. در نتیجه، با پایان ساعات اداری، جمعیت شناور از منطقه خارج میشود و خیابانها بخش مهمی از نظارت طبیعی ناشی از حضور شهروندان را از دست میدهند. این وضعیت علاوه بر کاهش سرزندگی، میتواند احساس ناامنی را نیز تشدید کند. زارعیان ادامه میدهد: جین جیکوبز در توضیح امنیت خیابان بر اهمیت حضور مستمر مردم، تنوع فعالیتها و سرزندگی فضا تاکید میکند؛ عواملی که به شکلگیری نوعی نظارت غیررسمی کمک میکنند و از آنها با تعبیر «چشمهای ناظر بر خیابان» یاد میشود.
زارعیان در ادامه در پاسخ به این سوال که آیا کافهها مکانی برای ایجاد تعامل اجتماعی هستند یا خیر، گفت: مفهوم «مکان سوم» را ری اولدنبرگ برای توصیف فضاهایی مطرح میکند که نه خانهاند و نه محل کار، بلکه بستری برای معاشرت داوطلبانه و گفتوگوهای غیررسمی فراهم میکنند. این فضاها میتوانند به شکلگیری پیوندهای اجتماعی و احساس تعلق کمک کنند. اگرچه بخشی از کافهها ظرفیت ایفای نقش مکان سوم را دارند، اما باید میان کافه بهعنوان یک واحد تجاری و کافه بهعنوان یک نهاد اجتماعی تمایز قائل شد. صرف فروش قهوه یا ازدحام مشتریان، یک مکان را به فضای سوم تبدیل نمیکند. آنچه اهمیت دارد، امکان مکث، تکرار حضور، احساس تعلق، بهرسمیتشناختهشدن و پذیرش نسبی تفاوتهاست. از طرف دیگر، مکان سوم لزوما کافه نیست. پیادهرو، نیمکت، فضای مقابل کافه یا حتی جریان رفتوآمد در یک محدوده میتواند کارکرد اجتماعی پیدا کند. این زیرساخت اجتماعی لزوما محصول طراحی مدیریت شهری نیست، بلکه گاهی از دل نیازهای زندگی روزمره و به ابتکار خود شهروندان شکل میگیرد. این جامعهشناس درخصوص دلایل افزایش فعالیت کافهها و استقبال جوانان از آن گفت: گسترش این فضاها دلایل اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و فرهنگی متعددی دارد که در پیوند با یکدیگر عمل میکنند. از نظر اقتصادی، تورم و کاهش قدرت خرید خانوارها، همراه با افزایش هزینه سفر و تفریح، بودجه اوقات فراغت شهروندان را تحت فشار قرار داده است. در نتیجه، افراد ممکن است به دنبال تجربههای کوتاهتر، انعطافپذیرتر و دردسترستری باشند و کافهنشینی یا پرسهزنی در شهر را جایگزین برخی تفریحات پرهزینه کنند.
البته نمیتوان این پدیده را صرفا به شرایط اقتصادی نسبت داد؛ چراکه حضور در بعضی کافهها نیز هزینه بالایی دارد. بنابراین، موضوع فقط توان پرداخت نیست، بلکه شیوه تخصیص هزینههای اوقات فراغت نیز تغییر کرده است؛ بهطوریکه ممکن است افراد تجربههای کوتاهتر و تکرارپذیرتر را ترجیح دهند. وی تاکید کرد: از سوی دیگر، تحولات اجتماعی و فرهنگی سال ۱۴۰۱ به بعد، اهمیت فضاهایی را افزایش داد که شهروندان بتوانند در آنها سبک پوشش و معاشرت خود را انتخاب کنند و هویتشان را بازنمایی کنند. در چنین شرایطی، کافه صرفا مکانی برای مصرف نیست، بلکه میتواند بستری برای دیدهشدن، بهرسمیتشناختهشدن، گفتوگو، آرامش و رهایی موقت از فشارهای زندگی روزمره باشد. بااینحال، نمیتوان این پدیده را صرفا به واکنشی اعتراضی تقلیل داد؛ بسیاری از افراد برای معاشرت و گذراندن وقت در فضایی آرام به این مکانها مراجعه میکنند. همهگیری کرونا نیز با افزایش توجه به فضاهای باز و اهمیت دوباره دیدارهای چهرهبهچهره، در تقویت این گرایش نقش داشته است؛ هرچند نمیتوان آن را علت اصلی این تحول دانست. بااینحال، شاید بنیادیترین زمینه گسترش کافهها، کمبود فضاهای عمومی باکیفیت باشد. وقتی پارکها و فضاهای سبز مناسب در دسترس نیستند، امنیت ادراکشده پایین است یا تنوع فعالیتها محدود است، کافهها بخشی از خلأ فضاهای عمومی را جبران میکنند. همه فضاهای عمومی نیز لزوما برای گروههایی با سن، جنسیت، فرهنگ، موقعیت اقتصادی و سبک زندگی متفاوت، محیطی پذیرا و آسوده نیستند.
زارعیان در ادامه تاکید کرد: اگرچه حضور جوانان در این فضاها پررنگ است، اما حضور در این فضاها را نمیتوان صرفا به نسل Z محدود کرد. هرچند جوانان نقش مهمی در گسترش این پاتوقها داشتهاند، در کافهها افراد میانسال و حتی سالمندان نیز حضور دارند. بنابراین، مکان سوم را میتوان فضایی برای تلاقی نیازهای نسلهای مختلف دانست. این جامعهشناس افزود: این تحول پیامدهای اقتصادی نیز دارد. با پایان ساعات اداری و افزایش حضور شهروندان در شب، تقاضا برای خدمات تازه شکل میگیرد و فرصتهایی برای اشتغال، فعالیتهای فرهنگی و کسبوکارهای خرد بهوجود میآید. در نتیجه، خیابانی که پیشتر عمدتا محل عبورومرور یا فعالیتهای اداری بود، میتواند به مقصدی برای ماندن و معاشرت تبدیل شود و به رونق اقتصاد شبانه کمک کند. البته این تغییر پیامدهای ناخواستهای نیز دارد؛ از جمله ترافیک، مزاحمت صوتی و تعارض با حقوق ساکنان. اگر این مسائل مدیریت نشوند، ممکن است به فرسایش سرمایه اجتماعی شکلگرفته در این فضاها منجر شوند.
برخی مداخلات مدیریت شهری، از جمله پلمب کافهها یا جمعآوری نیمکتهای مقابل آنها، اگر بدون ارزیابی دقیق انجام شوند، ممکن است به سرزندگی شکلگرفته در این محدودهها آسیب بزنند. این سرزندگی الزاما پایدار نیست و میتواند شکننده باشد. بنابراین، مدیریت شهری باید میان رسیدگی به تخلفات مشخص و محدودکردن اصل حضور اجتماعی شهروندان تمایز قائل شود؛ رسیدگی به تخلفات نباید به حذف امکان حضور و معاشرت در فضای عمومی بینجامد. زارعیان تاکید کرد: این تحول پیامی روشن برای مدیریت شهری دارد: شهروندان نیازهایی دارند که پاسخ مناسبی در فضای شهری برای آنها فراهم نشده است. تهران بیش از آنکه به فضاهای نمایشی نیاز داشته باشد، به بازآفرینی امکان زندگی جمعی در فضاهای موجود نیازمند است. شهری که در آن شهروندان صرفا حق عبور داشته باشند، اما برای مکث، گفتوگو، معاشرت و تجربه آرامش با محدودیت مواجه شوند، هنوز نتوانسته است ظرفیتهای اجتماعی خود را بهطور کامل بالفعل کند. بنابراین، پرسش اصلی این نیست که چرا مردم تا نیمهشب در خیابان میمانند، بلکه این است که چرا بخش بزرگی از شهر تهران نتوانسته امکان ساده حضور اجتماعی شهروندان را فراهم کند.
ردپای «شرایط اقتصادی» در کافههای تهران
محمد محمدی، جامعهشناس شهری، معتقد است خیابانهایی مانند سنایی و ایرانشهر در تهران، بهویژه برای بخشی از جوانان، به پاتوقهایی برای فراغت، قدمزدن و معاشرت تبدیل شدهاند. در این فضاها، خیابان دیگر فقط مسیر رفتوآمد نیست، بلکه مکانی برای دیدن و دیدهشدن و تجربه زندگی اجتماعی است. بااینحال، برای فهم این تغییر باید علاوه بر جذابیتهای ظاهری خیابان، به این پرسش توجه کرد که چه گروههایی امکان استفاده از این فضاها را دارند و چه کسانی ممکن است از آنها کنار گذاشته شوند.
به گفته محمدی، حضور کافهها، گالریها و کسبوکارها میتواند به سرزندگی خیابان کمک کند؛ اما همزمان احتمال طبقاتیشدن فضا را نیز افزایش میدهد. بالا رفتن هزینه خدمات و پیوند بیشتر خیابان با الگوهای مصرفی گروههای خاص ممکن است احساس تعلق را در میان شهروندان کمدرآمدتر کاهش دهد. بنابراین، امکان حضور فیزیکی در خیابان لزوما به معنای دسترسی برابر به امکانات و مشارکت در زندگی اجتماعی آن نیست. او تاکید میکند که بدون پژوهش دقیق نمیتوان علت شکلگیری این پاتوقها را قطعی دانست؛ اما شرایط اقتصادی در تغییر الگوهای فراغت موثر است. دشوارتر شدن دستیابی به اهدافی مانند خرید خانه یا خودرو ممکن است اهمیت تجربههای کوتاهمدت، مانند کافهرفتن و معاشرت با دوستان، را افزایش دهد. البته این تغییر را به معنای جایگزینی قطعی اهداف بلندمدت با مصرف تجربههای روزمره نیست، بلکه میتون آن را یک واکنش احتمالی به شرایطی در نظر گرفت که در آن دستیابی به برخی خواستهها بلندمدت دشوارتر شده است. از این منظر، پاتوقهای شهری هم فضایی برای لذتبردن از زندگی روزمرهاند و هم میتوانند بازتابی از تغییرات اقتصادی و اجتماعی در تجربه جوانی باشند.
محمدی تغییر الگوی فراغت از ماشینگردی و پاساژگردی به خیابانگردی را پدیدهای چندوجهی میداند و معتقد است نباید آن را صرفا به نسلz نسبت داد. پاساژ و خیابان هر دو میتوانند محل قدمزدن و تماشا باشند، اما مراکز خرید اساسا بر فعالیت تجاری استوارند؛ درحالیکه خیابان میتواند امکان معاشرت و حضور بدون الزام به خرید را فراهم کند. بااینحال، تفاوتهای طبقاتی، هزینه رفتوآمد، سبک زندگی و ترجیحات فرهنگی باعث میشوند همه جوانان به یک اندازه از این فضاها بهرهمند نشوند. از نظر او، پاتوقهای شهری پیامدهای مثبت و منفی دارند. این فضاها میتوانند معاشرت، سرزندگی و روابط اجتماعی را تقویت کنند؛ اما تجاریشدن، افزایش هزینهها و فشار بر زندگی ساکنان نیز ممکن است تنوع اجتماعی را کاهش دهد. بنابراین، مساله فقط محبوبیت و شلوغی یک خیابان نیست، بلکه باید بررسی کرد این سرزندگی برای چه کسانی ایجاد میشود و هزینههای آن بر دوش چه گروههایی قرار میگیرد.
محمدی با اشاره به تجربه خیابان آکسفورد لندن، معتقد است میتوان از نمونههای بینالمللی برای بازنگری در استفاده از فضای شهری الهام گرفت، اما هر طرحی باید با شرایط محلی سازگار باشد. بهعنوان نمونه پیادهمحورکردن خیابان باید فراتر از یک مداخله کالبدی و در چارچوب سیاستی برای بهبود کیفیت زندگی شهری در نظر گرفته شود؛ سیاستی که در آن دسترسی گروههای مختلف اجتماعی به فضای عمومی و جلوگیری از انحصاری شدن آن نیز اهمیت دارد. او پیشنهاد میکند پیادهمحورکردن خیابانهایی مانند سنایی ابتدا در بخشی محدود و بهصورت آزمایشی اجرا شود و سپس پیامدهای آن، از جمله استقبال مردم، تاثیر بر کسبوکارها، انتقال ترافیک به خیابانهای اطراف و دسترسی ساکنان و افراد کمتوان، ارزیابی شود. همچنین لازم است بررسی شود که آیا چنین مداخلهای به افزایش امکان استفاده عمومی از فضا منجر میشود یا در عمل، با تقویت فعالیتهای تجاری و افزایش هزینهها، دسترسی برخی گروهها را محدود میکند.
- عمان: خواستار امضای پیمان عدم تجاوز میان شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس، ایران و عراق هستیم/ آمریکا با تهدید نشاندادن ایران مانع صلح میشود
- آغاز رایگیری در اسرائیل/ ۲ حزب لیکود و یشار در نظرسنجیها پیشتاز هستند
- درخواست آمریکا از عراق برای بستن ۱۷ گذرگاه مرزی خود با ایران
- زمان واریز معوقات اردیبهشت ماه بازنشستگان اعلام شد
- فلاحتپیشه: اگر دیپلماسی شکست بخورد، جنگ آینده بهصورت کاملاً غافلگیرکنندهای آغاز خواهد شد
- قابی از سردار رضایی در کنار نمایندگان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان
- مخالفت آیزنکوت با تمدید ساعات رایگیری انتخابات اسرائیل/ درخواست ائتلاف نتانیاهو رد شد
- زمانبندی شارژ جدید کالابرگ اعلام شد
- ماجرای ممانعت احمدی نژاد از دیدار علی لاریجانی با مقامات فرانسوی/ چه کسی جایگزین این دیدار شد؟
- پیش بینی یک نماینده مجلس از احتمال بالای ۷۰ درصدی جنگ در صورت عدم توافق/ حل مشکلات عربستان و یمن نیز به نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا وابسته است
- زمان اعلام نتایج شمارش اولیه آراء در انتخابات اسرائیل/ میزان مشارکت در اردوگاه نتانیاهو ۷۰٫۶۹ درصد و در اردوگاه آیزنکوت ۷۶٫۵ درصد بوده است
- پیشکسوت فوتبال درگذشت
- قطر: توپ در زمین ایران است/ تلاشهای میانجیگرانه همچنان ادامه دارد
- پیشنهاد میانجیهای قطری به ایران و آمریکا
- وزیر اقتصاد از مردم عذرخواهی کرد/ واقعیت سفره مردم برای همه ما روشن است
- قیمت جدید نان های حجیم اعلام شد/ علت افزایش نرخ چیست؟
- واکنش حکومت جولانی به حمله هوایی اردن به خاک سوریه/ گذرگاه مرزی با اردن بسته شد
- واکنش ولی نصر به نشست چهارجانبه تهران/ اینکه ایران نشست را «اجلاس تهران» مینامد، نشان میدهد در پی شکل دادن به ترتیبات منطقهای متفاوتی است
- شیوع کرونا و آنفلوآنزا به مرز هشدار رسید
- ترامپ: اگر انتخابات سالم باشد به نتیجه آن احترام می گذارم
- انتقاد تند کیهان به حضور سران عربستان و ترکیه و پاکستان در تهران
- گروهی از صهیونیستها به یک مرکز اخذ رای حمله کردند
- حضور پررنگ اسپانیاییها در میان برندگان مراسم توپ طلا
- فوردهای گرانقیمت در تهران/ ارز واردات خودروهای لوکس از کجا میآید؟
- پاداش پایان خدمت بازنشستگان چه زمانی پرداخت میشود؟
خبرگزاری علت
نظر شما