توماس رایت* ترجمه: محمدحسین باقی
انتخابات میاندورهای، آغازگر کمپین ریاستجمهوری سال۲۰۲۸ حزب دموکرات است. پس از دو سال بحث و جدال درباره درسهای شکست کامالا هریس در انتخابات ۲۰۲۴، این رقابت میتواند یکی از سرنوشتسازترین مبارزات درباره آینده سیاستهای دموکراتها، از جمله سیاست خارجی، در چند نسل اخیر باشد. محیط استراتژیک در سال۲۰۲۹ در مسیری قرار دارد که دشوارترین شرایط را از زمان اوج جنگ سرد تاکنون رقم خواهد زد. «توماس رایت»، پژوهشگر ارشد در موسسه بروکینگز که در دوران دولت بایدن بهعنوان مدیر ارشد برنامهریزی استراتژیک در شورای امنیت ملی خدمت می کرد، در مقالهای در «فارنافرز» نوشت، دموکراتها باید ایدههای خود را زودتر مطرح کنند و بسنجند که چگونه هم با رأیدهندگان ارتباط برقرار کنند و هم در برابر مسیر تحولات جهانی چه واکنشی نشان دهند. این حزب بهطور کلی به دو اردوگاه تقسیم شده است: «میانهروها» که در حوزه سیاست خارجی بر رقابت استراتژیک، احیای قدرت ملی ایالات متحده و تعمیق اتحادها تمرکز دارند و «ترقیخواهان» (یا پیشروها) که دستور کاری قاطعتر با تاکید بر چالشهای مشترک و همکاری جهانی پیشنهاد میکنند.
از بسیاری جهات، این شکاف آشناست. اما با ادامه پروژه دولت دوم ترامپ در راستای واژگونی نظم جهانی ایجاد شده پس از جنگ جهانی دوم، بحثهای درون هر اردوگاه حداقل به اندازه اختلافات میان آنها اهمیت دارد. اگر اختلافات عمده سیاست خارجی حزب (بر سر آینده نظم بینالمللی، اسرائیل، هوش مصنوعی، چین و اقتصاد جهانی) اکنون توسط نامزدهای احتمالی، مقامات پیشین و متفکران برجسته به بحث گذاشته نشود و به رأیدهندگان فرصت داده نشود تا انتخابی آگاهانه میان گزینههای منسجم داشته باشند، سال اول یک دولت دموکرات میتواند در میان تردید، دودستگی و درگیریهای داخلی به هدر برود. بنابراین، دموکراتها باید بدانند که در هر یک از این پرسشها در چه جایگاهی قرار دارند، میانهروها و ترقیخواهان در کجا به هم میرسند و تیزترین مرزهای اختلاف کجاست.
ترقیخواهان چه میخواهند؟
هر سه رئیسجمهور دموکرات از زمان پایان جنگ سرد، نسخهای از نظم بینالمللی به رهبری ایالات متحده را به عنوان سنگ بنای سیاست خارجی خود قرار دادهاند. اما اگرچه لحن جو بایدن، رئیسجمهور سابق، با شعار نمادین «آمریکا بازگشته است»، به احیای آن نظم پس از ترامپ اشاره داشت، اما بایدن مانند یک احیاگرِ سنتی حکومت نکرد. برای دولت بایدن، که من در آن خدمت کردم، تشدید رقابت استراتژیک با چین و روسیه و ظهور چالشهای مشترکی مانند همهگیری کووید، نشاندهنده فروپاشی بیرونی دوران قدیم بود که تغییرات اساسی در استراتژی ایالات متحده را ایجاب میکرد. بایدن سیاست اقتصادی خارجی را از تجارت آزاد و جهانیشدن به سمت سیاست صنعتی، انعطافپذیری و رهبری فناوری تغییر داد و با قاطعیت بیشتری نسبت به اسلاف دموکرات خود در برابر پکن و مسکو ایستاد.
درحالیکه میانهروها به بازتاب عملکرد دولت بایدن میپردازند، آنها فعالانه در حال بحث هستند که آیا یک دولت دموکرات آینده میتواند نظم بینالمللی تحت رهبری ایالات متحده را احیا و اصلاح کند یا اینکه ایالات متحده باید خود را با دورهای طولانی از ناآرامیهای ژئوپلیتیک تطبیق دهد. در حال حاضر، تفاوتها در تشخیص بحران بارزتر از تجویزهای سیاستی است. همه آنها طرفدار تعمیق اتحادها و شراکتها، مدرنسازی ارتش، اصلاح پایگاه صنعتی دفاعی، تقویت بازدارندگی، مقابله با چالشهای فراملی مانند بهداشت عمومی جهانی و پیگیری دیپلماسی سرسختانه با رقبا هستند. میانهروها همچنین توافق دارند که ترامپ قدرت و نهادهای ایالات متحده را به شدت تضعیف کرده است؛ اگرچه آنها نسبت به ظرفیت کشور برای بهبودی نسبتا خوشبین هستند. اما بیشتر آنها بر این باورند که دنیایی که رئیسجمهور دموکرات بعدی در سال۲۰۲۹ به ارث خواهد برد، همان دنیایی نیست که بایدن در سال۲۰۲۱ تحویل گرفت. پیروزی در انتخابات به معنای پایان ترامپیسم نخواهد بود. جنبش «اول آمریکا» احتمالا نیروی مسلط در حزب جمهوریخواه باقی خواهد ماند و متحدان و شرکای ایالات متحده مجبور خواهند شد در برابر تغییرات چشمگیر سیاست خارجی ایالات متحده از یک انتخابات تا انتخابات دیگر، دست به احتیاط و بیمه کردن خود بزنند. حتی اگر یک رئیسجمهور دموکرات بتواند قدرت آمریکا را بازسازی کند و نهادهای آسیبدیده را ترمیم نماید، احیای اعتماد بینالمللی به دوام تعهدات ایالات متحده بسیار دشوارتر خواهد بود.
ترقیخواهان حزب استدلال میکنند که تشکیلات سیاست خارجی ایالات متحده طی ۲۵سال گذشته با پیگیری برتریجویی ایالات متحده به هر قیمتی، شکست خورده است. آنها نظم تحت رهبری ایالات متحده را در طراحی و سابقه عملکردش به شدت دارای نقص دانسته و استدلال میکنند که کاربرد گزینشی «نظم مبتنی بر قوانین» توسط واشنگتن، همان نظم را تضعیف کرده است. همانطور که «الکساندریا اوکازیو-کورتز»، نماینده نیویورک، در کنفرانس امنیتی مونیخ در سال۲۰۲۶ بیان کرد: «در یک نظم مبتنی بر قوانین، ریاکاری یک آسیبپذیری است.» آنها از آن نوع نظم مبتنی بر قوانین طرفداری میکنند که اصول خود را به طور مداوم اعمال کند؛ حتی اگر انجام این کار ایالات متحده را محدود کند. بسیاری از ترقیخواهان، به رهبری «برنی سندرز»، سناتور مستقل از ورمونت، معتقدند که یک الیگارشی جهانی تهدیدی برای دموکراسی است و کسبوکارهای بزرگ در حوزههای دفاعی، فناوری و مالی را بخشی از یک سیستم فاسد میدانند. آنها بر این باورند که منافع شرکتی باعث هزینههای گزاف نظامی، مداخلهجوییهای گمراهکننده و اقتصاد جهانیای شده که شرکتهای چندملیتی را به کارگران ترجیح میدهد.
ترقیخواهان، آشفتگیهای ۲سال گذشته را تسریعکننده ظهور یک نظم چندقطبی میدانند که در آن ایالات متحده نقشی مهم اما محدودتر برای بازی کردن دارد. به گفته «بن رودز»، متفکر ترقیخواه و معاون سابق مشاور امنیت ملی باراک اوباما، واشنگتن باید «بهعنوان چیزی غیر از یک هژمون دوباره با جهان تعامل کند». آمریکاییها به دیدن کشور خود بهعنوان نیرویی کلی برای خیر عادت کردهاند (حتی زمانی که از قدرت نظامی استفاده میکنند)، اما ترقیخواهان به حمایت ایالات متحده از جنگ اسرائیل در غزه و اقدامات دولت ترامپ در ایران و ونزوئلا بهعنوان نشانهای از خسارت عظیمی که مداخلهجویی میتواند ایجاد کند، اشاره میکنند. بسیاری استدلال میکنند که ایالات متحده باید فقط در دفاع از خود (و با مجوز کنگره، همانطور که قانون اساسی ایجاب میکند) وارد جنگ شود. آنها همچنین خواهان کاهش بودجهای هستند که آن را بودجهای متورم در بخش دفاعی میدانند؛ بودجهای که رؤسایجمهور را ترغیب میکند تا بهجای دیپلماسی، به اقدام نظامی روی آورند.
اکثر ترقیخواهان معتقدند که بزرگترین تهدیدها برای امنیت و رفاه آمریکا بیش از آنکه ژئوپلیتیک باشند، فراملی هستند: «هوش مصنوعی سرکش»، «تغییرات اقلیمی» و «نابرابری در حال گسترش». آنها استدلال میکنند که تهدید چین اغلب بزرگنمایی میشود و بازدارندگی را میتوان با توانمندیهای موجود و بدون تشدید تنشها به دست آورد و از منافع ایالات متحده محافظت کرد. به همین ترتیب، بیشتر ترقیخواهان همکاری با سایر قدرتها، به ویژه پکن، در مورد چالشهای موجودیتی را بر رقابت اولویت خواهند داد. گروه متمایزی از متفکران، که معمولا با اردوگاه ترقیخواه همسو هستند، با «مکتب خویشتنداری» در سیاست خارجی همذاتپنداری میکنند. آنها تمایل دارند در مورد محوریت ژئوپلیتیک با میانهروها موافقت کنند؛ اما میخواهند مواجهه ایالات متحده با آن را کاهش دهند. آنها استدلال میکنند که پیگیری برتری نظامی توسط واشنگتن، کشور را بیش از حد تحت فشار قرار داده و آن را به طور غیرضروری درگیر مناقشات و بحرانها کرده است. آنها از رویکردی انتخابیتر طرفداری میکنند که بر تعداد کمتری از منافع حیاتی تمرکز دارد، تعهدات برونمرزی را کاهش میدهد و بر دیپلماسی تاکید میکند؛ حتی اگر این امر به نتایجی در خارج از کشور منجر شود که با ارزشهای آنها در تضاد باشد.
با وجود این جهانبینیهای متفاوت، اشتراکنظرهای زیادی بین میانهروها و ترقیخواهان وجود دارد. هر دو اردوگاه از ناتو، اتحادیه اروپا و اتحادهای واشنگتن در اقیانوس هند و آرام حمایت میکنند. هر دو میخواهند در برابر ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه بایستند و به اوکراین کمک کنند. هر دو با جنگ ایران مخالفت میکنند و هر دو میخواهند ریشه فساد را بخشکانند؛ اما در کنار بحثهایی که از نظر تاریخی حزب را تقسیم کرده است، بحثهای جدیدی بهطور پیوسته در میان و درون جناحهای مختلف حزب دموکرات در حال ظهور است.
اسرائیل؛ محور شکاف
یکی از مهمترین بحثهایی که در حال حاضر در حزب جریان دارد، رابطه ایالات متحده با اسرائیل و به طور کلی نقش واشنگتن در خاورمیانه است. این موضوع احتمالا بارزترین گسست از دولت بایدن خواهد بود. بسیاری از دموکراتها بایدن را بهدلیل عدم اقدام کافی برای مهار اسرائیل در جنگ غزه سرزنش میکنند و حتی برخی از مقامات ارشد سابق دولت بایدن اذعان میکنند که باید کارهای بیشتری انجام میدادند. بسیاری از میانهروها، بنیامین نتانیاهو را نیروی محرکهای پشت یکسری اقدامات اسرائیل میدانند که به منافع ایالات متحده لطمه زده است؛ اقداماتی مانند ترویج جنگ تمامعیار علیه ایران، استفاده از زور بیش از حد در غزه، و تضعیف تشکیلات خودگردان فلسطین. آنها توصیه میکنند که سیاست ایالات متحده بر این اساس تنظیم شود. میانهروها معتقدند که رفتن نتانیاهو میتواند روزنهای برای یک توافق جامعتر منطقهای ایجاد کند؛ اما واشنگتن همچنان باید برای پیشرفت به سمت تشکیل کشور فلسطین به اسرائیل فشار بیاورد. بهعنوان مثال، «رام امانوئل»، نامزد بالقوه ریاستجمهوری، ابتکار عمل منطقهای را پیشنهاد کرده که در آن ایالات متحده در ازای به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی اعراب و ایجاد روابط نزدیکتر استراتژیک و اقتصادی در سراسر منطقه، از یک کشور فلسطینی حمایت کند. چنین ابتکاری شامل مخالفت قاطعانه ایالات متحده با الحاق عملی کرانه باختری توسط اسرائیل خواهد بود که با تحریم شهرکنشینان خشن و نهادهایی که شهرکهای غیرقانونی را میسازند یا تامین مالی میکنند، پشتیبانی میشود. امانوئل همچنین به یارانههای دفاعی ایالات متحده به اسرائیل پایان خواهد داد و آنها را وادار میکند تا سلاحها را با شرایطی مشابه سایر متحدان خریداری کنند.
سایر میانهروها فراتر میروند. «جان فاینر»، معاون ارشد سابق مشاور امنیت ملی بایدن، استدلال کرده که صرفنظر از اینکه نتانیاهو جایگزین شود یا خیر، باید فشارهای پایدارتری بر اسرائیل اعمال شود. فاینر چندی پیش در روزنامه نیویورکتایمز نوشت که ایالات متحده باید اسرائیل را وادار کند تا «میان مزایای فراوان و جایگزینناپذیر رابطه با ایالات متحده و سیاستهای غیرقابل دفاعی که شکافی بین جوامع ما ایجاد میکند، یکی را انتخاب کند». این اقدام شامل برخورد با سرزمینهای اشغالی بهعنوان چیزی متفاوت از خودِ اسرائیل، اعمال تحریمها بر افراد و نهادهای درگیر در توسعه شهرکسازی و مشروط کردن فروش تسلیحات به رعایت حقوق بینالملل بشردوستانه توسط اسرائیل خواهد بود.
بسیاری از میانهروها قصد دارند تعهد نظامی ایالات متحده به خاورمیانه را کاهش دهند، اما ایده صِرف کنار کشیدن و ترک منطقه را رد میکنند. همانطور که «فیلیپ گوردون»، مشاور امنیت ملی سابق هریس (معاون رئیسجمهور)، در «فارن افرز» بیان کرد، ایالات متحده باید «از مجموعهای محدودتر از منافع بنیادین، با حضور نظامی کوچکتر، دیپلماسیِ بیشتر، گزینههای جایگزینِ بیشتر و شرکای بیشتر، دفاع کند». میانهروها در مورد نحوه دقیق انجام این کار اختلافنظر دارند؛ برخی پذیرای یک معاهده دفاعی با عربستان سعودی خواهند بود (البته اگر بخشی از یک حرکت گستردهتر به سمت تشکیل کشور فلسطین باشد)؛ درحالیکه برخی دیگر میخواهند از تعهدات دفاعی جدید اجتناب کنند. گروه کوچکی از مخالفان میانهرو، بهویژه کسانی که دغدغه اصلیشان چین است، خاورمیانه را به عنوان باتلاقی میبینند که منافع ایالات متحده در آسیا را مختل میکند و بیشتر مایلند کاهش قابلتوجه نیروها را بپذیرند.
ترقیخواهان تا حد زیادی تغییرات میانهروها در مورد اسرائیل را پذیرفتهاند. آنها تمایل دارند حمایت فاینر از فشار مداومتر بر اسرائیل و تعامل بیشتر با فلسطینیها را بهعنوان نقطه شروع خوبی ببینند؛ اما بسیاری فراتر میروند. بحثهای دروناردوگاهی ترقیخواهان بر این موضوع تمرکز دارد که آیا از دسترسی اسرائیل به تسلیحات دفاعی مانند سیستم دفاع موشکی گنبد آهنین حمایت شود یا خیر و اینکه آیا کشور فلسطین باید در روز اول یک دولت دموکرات به رسمیت شناخته شود یا باید هدف نهایی یک ابتکار دیپلماتیک باشد. برخی دیگر طرفدار تغییرات اساسیتر هستند. برای مثال، «پیتر بینارت»، مفسر ترقیخواه، استدلال کرده که راهحل دو دولتی دیگر قابل اجرا نیست و ترقیخواهان باید از یک دولت واحد با حقوق برابر برای فلسطینیها و اسرائیلیهای یهودی حمایت کنند. برخی از ترقیخواهان اساسا تردید دارند که آیا اسرائیل یک متحد است یا خیر و معتقدند که چیز زیادی برای ارائه به ایالات متحده ندارد.
اسرائیل ممکن است منبع جنجالیترین اختلاف در میان دموکراتها باشد؛ اما تنها مورد نیست. هوش مصنوعی نیز بهعنوان منبعی برای اختلافنظر جلوه کرده است؛ اگرچه خطوط نبرد به این روشنی ترسیم نشده است. گروهی از میانهروهای تاثیرگذار، که بسیاری از مقامات دولت بایدن را نیز دربرمیگیرد، هوش مصنوعی را فناوریای میدانند که مزایای آن به اندازه خطراتش، دگرگونکننده جهان است. آنها معتقدند که ایالات متحده باید در مسابقه با چین پیروز شود؛ اما در عین حال، طرفدار کُند کردن توسعه هوش مصنوعی هستند تا اطمینان حاصل شود که اثرات اقتصادی، بهویژه بر مشاغل، قابل مدیریت است. برای انجام این کار، آنها از تقویت کنترلهای صادراتی ایالات متحده روی چین طرفداری میکنند. آنها میخواهند درباره یک موضع مشترک در مورد هوش مصنوعی با متحدان و شرکا مذاکره کنند (از جمله با توزیع زیرساختهای هوش مصنوعی بین نزدیکترین متحدان ایالات متحده، مانند استرالیا و کانادا) و گفتوگویی را با چین برای مدیریت ریسکهای ایمنی آغاز کنند.
ترقیخواهان، چارچوب رقابت استراتژیک میانهروها را بیش از حد جنگطلبانه و به عنوان یک پیشگویی خودمحققشونده میبینند. آنها معتقدند که واشنگتن و پکن منافع مشترکی در مقابله با چالشهای مشترک، بهویژه ایمنی هوش مصنوعی و تغییرات اقلیمی دارند و تنشزدایی هدفی دستیافتنی است. برخی، از جمله «جسیکا چن وایس»، استاد مدرسه مطالعات بینالملل پیشرفته دانشگاه جانز هاپکینز که در دوره دولت بایدن در بخش برنامهریزی سیاسی وزارت امور خارجه خدمت کرد، فکر میکنند که واشنگتن باید با تعمیق روابط اقتصادی با چین، متوقف کردن بحث درباره رقابت استراتژیک و پرورش میانهروها در ایالات متحده و چین، آن هدف را دنبال کند. اگر بحثها بین دو جناح میانهرو و ترقیخواه در طیف گستردهای از موضوعات در ۲سال آینده به یک نتیجه روشن ختم نشود، یک رئیسجمهور دموکرات در سال ۲۰۲۹ به قدرت میرسد که شرایطش شبیه دوران جیمی کارتر در سال ۱۹۷۷ خواهد بود. کارتر محیط بین المللی ای را به ارث برد که در آن چارچوب تنشزدایی نیکسون-کیسینجر تحت فشار فزایندهای بود. دولت او بین جهانبینیهای دو رقیب «برژینسکی» (مشاور امنیت ملی که رویکردی تهاجمیتر نسبت به اتحاد جماهیر شوروی را ترجیح میداد) و «سایروس ونس» (وزیر امور خارجه که بر دیپلماسی و کنترل تسلیحات تاکید داشت) تقسیم شده بود.
اختلافات داغ بین این اردوگاهها مکررا تلاشهای کارتر را برای توسعه و اجرای یک استراتژی منسجم در قبال مسکو پیچیده کرد. تکرار این وضعیت در سال۲۰۲۹ میتواند مخربتر باشد. رئیسجمهور بعدی اتحادهای فرسوده، فشار فزاینده چین بر تایوان، تعمیق ادغام و همکاری میان دشمنان واشنگتن و جنگهای بالقوه در ایران و اوکراین را به ارث خواهد برد، بدون اینکه بحرانهای جدیدی را که ممکن است طی ۲سال آینده ظاهر شوند، ذکر کنیم. عدم توافق بر سر یک دستور کار مشخص میتواند تصمیمگیری ایالات متحده را دقیقا در زمانی فلج کند که یک دولت جدید میخواهد رهبری و جهتگیری قوی ارائه دهد. خوشبختانه، میانهروها و ترقیخواهان اشتراکنظرهای قابلتوجهی دارند. هر دو متعهد به بازسازی بنیانهای قدرت آمریکا، حمایت از اتحادها، پشتیبانی از صلح عادلانه در اوکراین، جدی گرفتن چالشهای فراملی، و پرهیز از مداخلات نظامی غیرضروری هستند. آنها ممکن است در تمام موضوعات به اجماع درونحزبی نرسند. اما یک مناظره مقدماتی پرشور و سازنده به رأیدهندگان اجازه خواهد داد تا انتخابی آگاهانه داشته باشند و اطمینان حاصل کنند که سال اول دولت بعدی صرف اقدام بر اساس یک دیدگاه میشود، نه بحث کردن بر سر آن.
* مدیر ارشد برنامهریزی استراتژیک در شورای امنیت ملی بایدن
- نتایج اولیه انتخابات میاندورهای آمریکا اعلام شد
- نخست وزیر انگلیس: جهان اکنون فرصت دارد تا بر حل جنگ علیه ایران تمرکز کند/ ما خواستار بازگشایی کامل تنگه هرمز هستیم
- نتانیاهو در آستانه واگذاری قدرت؟ / آیزنکوت: نخستوزیر اسرائیل رئیس کابینه انتقالی شد
- شنیده شدن صدای انفجار در دزفول و اندیمشک
- دموکراتها کنترل سنا را بدست گرفتند
- اوباما در جشن پیروزی میکروفن را به نشان کار تمام شده است پرت کرد+ فیلم
- پایان رأیگیری در ۶ ایالت آمریکا / شمارش آرا وارد مرحله تازهای شد
- پیروزی دموکراتها در مجلس نمایندگان قطعی شد
- نتایج انتخابات آمریکا؛ ایلهان عمر، کاندیدای دموکرات مسلمان پیروز شد
- بالا گرفتن تب لاغری با آمپول در ایران/ هزینه این کار چقدر است؟
- نتایج انتخابات آمریکا؛کارولینای شمالی از آن دموکرات ها شد/در مجلس نمایندگان آراء ۸۶ بر ۶۰ به نفع دموکرات هاست
- تسهیلات ۲۰ میلیونی به حساب بازنشستگان واریز شد+ جزئیات
- خوشحالی دموکراتها و ناراحتی جمهوریخواهان+ عکس
- ترامپ: آمریکا هیچ برنامه فوری برای حمله به ایران ندارد/ مذاکرات غیرمستقیم در مورد سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده همچنان در جریان است
- تصمیم ناگهانی ترامپ تلآویو را غافلگیر کرد / ۸ میلیارد دلار کمک نظامی اسرائیل به خطر افتاد
- لاریجانی: مجلس باید هرچه سریعتر تعهدات عملی خود در NPT را لغو کند/ ساخت بمب، کار چندان پیچیدهای نیست/ نباید وارد مذاکرهای شویم که...
- هرتزوگ نتایج انتخابات را رسماً دریافت کرد/ رئیس رژیم صهیونیستی خواستار جلوگیری از برگزاری انتخابات مجدد شد
- قیمت جدید لپ تاپ در بازار/ تعدیل نسبی قیمتها +جدول
- واکنش زهران ممدانی به نتایج انتخابات آمریکا
- واکنش رئیس مجلس نمایندگان آمریکا به نتایج انتخابات/ احساس ناامیدی میکنم
- احتمال استفاده آمریکا از سلاح هستهای علیه ایران چقدر است؟/ ارزیابی امیرعلی ابوالفتح، تحلیلگر سیاست خارجی را بخوانید
- تریتا پارسی: دموکرات ها پیروز انتخابات آمریکا نشدند، ایران پیروز شد
- واکنش جدید ترامپ به شکست جمهوریخواهان در انتخابات/ پرونده ایران در این اتفاق نقش داشت
- واکنش بازارها به نتایج انتخابات آمریکا/ دلار به پایینترین سطح یک ماه اخیر رسید
- حمایت ترامپ از پیت هگست و یک پاسخ معنادار درباره زمان پایان جنگ با ایران
خبرگزاری علت
نظر شما