بریکس را نباید صرفا یک ائتلاف سیاسی یا مجموعهای برای گفتوگوی دولتها دانست؛ اهمیت واقعی این مجموعه برای ایران، در ظرفیت آن برای ساختن مسیرهای تازه تجارت، سرمایهگذاری، فناوری و همکاری میان بخشهای خصوصی نهفته است.
گسترش بریکس و افزایش وزن اقتصادی کشورهای عضو و شرکای آن، این مجموعه را به یکی از شبکههای مهم اقتصاد جهانی تبدیل کرده است. برای ایران، حضور در چنین ساختاری زمانی میتواند به یک مزیت اقتصادی تبدیل شود که از سطح عضویت و حضور در نشستها فراتر رفته و به ارتباط مستقیم میان شرکتها، تشکلها، مراکز علمی و سرمایهگذاران منجر شود.
در این میان، بخش خصوصی نباید بریکس را صرفا بهعنوان یک بازار بزرگ مورد توجه قرار دهد، بلکه باید به این ظرفیت بهعنوان شبکهای از بازارها، فناوریها و زنجیرههای ارزش بنگرد. پرسش اصلی این نیست که ایران در بریکس چه جایگاهی دارد؛ بلکه این است که شرکتهای ایرانی چگونه میتوانند در زنجیرههای اقتصادی شکلگرفته در این مجموعه نقش ایفا کنند.
یکی از حوزههایی که این ظرفیت در آن بهروشنی دیده میشود، اقتصاد زیستی است. تغییرات اقلیمی، امنیت غذایی، افزایش تقاضا برای محصولات سلامتمحور و ضرورت استفاده پایدارتر از منابع، اقتصاد زیستی را از یک موضوع تک ساحتی علمی به یکی از حوزههای رو به رشد اقتصاد جهانی تبدیل کرده است. کشورهای بریکس نیز به دلیل برخورداری از ظرفیتهای گسترده در کشاورزی، منابع طبیعی، صنایع غذایی، زیستفناوری و بازارهای بزرگ مصرف، میتوانند زمینه مناسبی برای شکلگیری همکاریهای جدید در این حوزه باشند.
در همین راستا، همزمان با حضور هیئتی از اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران در نشستهای شورای تجاری بریکس و کارگروههای تخصصی آن در شهریور ماه سالجاری، پیشنهاد ایجاد کارگروه فرعی اقتصاد زیستی ذیل کارگروه کشاورزی بریکس مطرح شد و این پیشنهاد را میتوان گامی در جهت ایجاد یک بستر تخصصی برای همکاری در این حوزه دانست؛ بستری که در صورت پیگیری و پیادهسازی میتواند به تبادل فناوری و دانش، تعریف پروژههای مشترک، توسعه محصولات جدید و ایجاد مسیرهای جدید برای سرمایهگذاری و تجارت منجر شود. برای ایران نیز این موضوع میتواند فرصتی برای معرفی ظرفیت شرکتهای دانشبنیان و صنایع مبتنی بر فناوریهای زیستی و اتصال آنها به بازارهای بریکس باشد.
اقتصاد زیستی یکی از حوزههایی است که ایران میتواند با اتکا به آن برای پاسخ به نیازهای کشورهای عضو بریکس بهره بگیرد.در حوزههایی مانند امنیت غذایی، سلامت، اقتصاد دیجیتال، انرژی، فناوری و صنایع دانشبنیان، امکان شکلگیری چنین پیوندهایی وجود دارد.
از سوی دیگر، شبکه زنان بریکس میتواند بعد دیگری از این همکاری را شکل دهد. تقویت ارتباط میان زنان کارآفرین و فعالان اقتصادی کشورهای عضو، در صورتی که از سطح نشستهای رسمی فراتر رود، میتواند به ایجاد شبکههای تجاری، انتقال تجربه و شکلگیری همکاریهای جدید میان کسبوکارها منجر شود.
چالش اصلی اما تبدیل ظرفیت به نتیجه است. حضور در اجلاسها و امضای تفاهمها، به خودی خود تجارت ایجاد نمیکند. آنچه اهمیت دارد، وجود سازوکاری برای شناسایی طرفهای تجاری، تعریف پروژه، تامین مالی، انتقال فناوری و پیگیری مستمر همکاریهاست. در این مسیر، اتاقهای بازرگانی و تشکلهای تخصصی میتوانند نقش واسط و تسهیلگر را ایفا کنند و ارتباط میان شرکتهای ایرانی و همتایان آنها در کشورهای بریکس را از یک ارتباط مقطعی به یک شبکه پایدار اقتصادی تبدیل کنند.
بریکس برای ایران، بیش از آنکه یک فرصت دیپلماتیک صرف باشد، میتواند یک فرصت اقتصادی باشد؛ مشروط بر اینکه حضور ایران در آن با شناخت دقیق مزیتهای کشور، انتخاب حوزههای اولویتدار و پیگیری جدی از سوی بخش خصوصی همراه شود. نقطه آغاز این مسیر، حضور است؛ اما نقطه پایان آن باید ایجاد بازار، انتقال فناوری، سرمایهگذاری و شکلگیری کسبوکارهای مشترک باشد.
خبرگزاری علت
نظر شما