علي رحماني

اگر بخواهيم براساس تجربه بازار سرمايه در شوك‌هاي سياسي و نظامي صحبت كنيم، به نظرم در صورت وقوع جنگ، انتظار بي‌تفاوتي بورس منطقي نيست. واكنش اوليه بازار احتمالا افزايش ريسك‌گريزي، فشار فروش و خروج بخشي از نقدينگي از سهام خواهد بود؛ چون در چنين شرايطي سرمايه‌گذار قبل از اينكه به سودآوري شركت‌ها فكر كند، به حفظ نقدينگي و كاهش ريسك فكر مي‌كند.

تجربه جنگ ۱۲روزه سال گذشته هم اين موضوع را تاييد كرد؛ بعد از بازگشايي بازار، شاخص كل بورس حدود ۲۰درصد افت كرد، بنابراين نمي‌توان گفت جنگ اثر محسوسي بر بازار سهام ندارد. اما نكته مهم اين است كه شدت و ماندگاري ريزش را نمي‌توان صرفا با كلمه «جنگ» تعيين كرد. اگر درگيري كوتاه و محدود باشد، ممكن است بخش بزرگي از واكنش بازار ناشي از هيجان اوليه باشد و بعد از مشخص ‌شدن ابعاد بحران، بازار به تعادل برسد. اما اگر جنگ طولاني شود و به توليد، صادرات، انرژي، حمل‌ونقل يا دسترسي شركت‌ها به ارز آسيب بزند، آن‌وقت موضوع فقط هيجان بازار نيست و اثر جنگ مي‌تواند به متغيرهاي بنيادي شركت‌ها منتقل شود. بنابراين، من بين شوك اوليه و اثر اقتصادي جنگ تفاوت قائل مي‌شوم. شوك اوليه مي‌تواند بسيار سنگين باشد، اما اينكه اين ريزش تبديل به يك ‌روند فرسايشي شود، به طول و شدت درگيري و واكنش سياستگذار و اقتصاد بستگي دارد. در واقع در چنين شرايطي، مساله فقط افت شاخص نيست؛ نقدشوندگي بازار، خروج پول حقيقي و اعتماد سرمايه‌گذاران هم اهميت زيادي پيدا مي‌كند. به همين دليل حتي اگر شاخص بعد از مدتي تثبيت شود، بازگشت اعتماد ممكن است زمان بيشتري ببرد. بازار روز يكشنبه نيز عملا بخشي از ريسك سياسي و احتمال تشديد تنش را پيش‌خور كرده است. گزارش روز اخير از موج سنگين فروش حكايت دارد و حتي شاخص هم‌وزن هم حدود ۳۶ هزار واحد افت كرده؛ يعني فشار فقط روي چند سهم بزرگ نبوده و به بخش وسيع‌تري از بازار سرايت كرده است.
از طرف ديگر، روز گذشته هم شاخص بيش از ۱۰۰ هزار واحد افت كرده بود؛ بنابراين در دو جلسه متوالي، نشانه‌هاي افزايش ريسك‌گريزي در بازار ديده مي‌شود. رفتار اين روز بورس مي‌تواند يك نشانه مهم باشد. شاخص كل در معاملات ۲۹ شهريور بيش از ۱۵۷ هزار واحد افت كرده و در روز قبل هم بيش از ۱۰۰ هزار واحد كاهش داشته است. ضمن اينكه روز گذشته شاخص هم‌وزن هم حدود ۳۶ هزار واحد افت كرده؛ بنابراين با يك فشار فروش فراگير مواجه هستيم و بازار در حال حاضر نسبت به ريسك‌هاي سياسي و نظامي حساس شده است.

اما من فكر مي‌كنم نبايد از اين موضوع نتيجه گرفت كه جنگ مساوي با سقوط دايمي بورس است. شدت و ماندگاري واكنش بازار به چند عامل بستگي دارد: مدت درگيري، دامنه آن، آسيب به زيرساخت‌ها، وضعيت صادرات شركت‌ها، نرخ ارز، قيمت كاموديتي‌ها و مهم‌تر از همه، اينكه بازار چه برداشتي از آينده اقتصاد داشته باشد. در واقع اگر درگيري كوتاه و محدود باشد، ممكن است بخش بزرگي از ريزش، واكنش هيجاني و تخليه ريسك باشد و بعد از مشخص‌شدن ابعاد حادثه، بازار به سمت تعادل حركت كند. اما اگر درگيري طولاني شود و به توليد، صادرات، انرژي، حمل‌ونقل و جريان درآمد شركت‌ها آسيب بزند، آن‌وقت اثر جنگ از سطح رواني عبور مي‌كند و وارد صورت‌هاي مالي شركت‌ها مي‌شود. نكته ديگري كه مهم است اين است كه بازار دو روز متوالي تحت‌فشار فروش قرار گرفته است؛ بنابراين اگر تنش نظامي تشديد شود، احتمالا واكنش اوليه بازار شديدتر خواهد بود، چون بخشي از سرمايه‌گذاران از قبل در حال كاهش ريسك هستند. در مقابل، اگر تنش فروكش كند يا نشانه‌اي از مذاكره و كاهش ريسك سياسي ديده شود، همين بازار مي‌تواند بخشي از افت ناشي از ريسك را پس بگيرد؛ تجربه ماه‌هاي گذشته هم نشان داده حساسيت بورس به اخبار سياسي بالاست.