گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- حسین موسوی: سیلیکونولی برای چندین دهه، نویدِ آن را میداد که هوش مصنوعی انسانها را باهوشتر، ثروتمندتر و بهرهورتر خواهد کرد؛ این در حالی است که هوش مصنوعی در کمتر از چهار سال، از یک فناوری آزمایشی به نیرویی محرک برای اقتصاد جهانی تبدیل شده است.
این فناوری کدنویسی میکند، محتوا میآفریند، در انجام پژوهشهای پزشکی یاری میرساند،خدمات مشتریان ارائه میدهد و عملیات تجاری را در تقریباً تمامی صنایع تسهیل میکند. شرکتهایی که میلیاردها دلار در توسعه هوش مصنوعی سرمایهگذاری کردهاند، عبارتاند از اوپن ای آی، آنتروپیک، گوگل دیپمایند، مایکروسافت، انویدیا و متا.
دولتها و کسب و کارهای سراسر جهان این فناوری را به عنوان موتور بعدی رشد اقتصادی خود به کار گرفتهاند. به نوشته مجله تک ای آی(TECH AI)، برای کارآفرینان و سرمایهگذاران خطرپذیر، فرصتهای ناشی از هوش مصنوعی منحصر به فرد است؛ اما در مقابل، آینده برای کارکنان نامطمئن به نظر میرسد و تنش موجود نیز ناشی از همین مسئله است.
کارگران لزوماً نباید مخالف هوش مصنوعی باشند؛ اکثر آنها مشتاقانه از ابزارهای هوش مصنوعی برای افزایش بهرهوری خود بهره میبرند. مشکل زمانی بروز میکند که نقش هوش مصنوعی از حالت «کمکی» به نقش «جایگزینی» تغییر مییابد. فناوری همواره برخی مشاغل را منسوخ و بسیاری از مشاغل جدید را ایجاد کرده است؛ با این حال، هوش مصنوعی از این جهت متفاوت است که مشاغل دانشمحور را هدف قرار میدهد؛ مشاغلی که پیشتر تصور میشد در برابر اتوماسیون مصون هستند.
اکنون وکلا، توسعهدهندگان نرمافزار، حسابداران، روزنامهنگاران، بازاریابان، طراحان، مترجمان، مشاوران و معلمان، همگی باید با سیستمهایی سر و کار داشته باشند که قادرند بخش قابل توجهی از وظایف روزمره آنها را انجام دهند.
افکار عمومی علیه هوش مصنوعی
جایگزینی مشاغل در حال تبدیل شدن به مسئلهای عملی است. اصلیترین دلیل واکنش منفی نسبت به هوش مصنوعی، ترس از دست دادن شغل است. شرکتها دیگر تنها درباره اینکه هوش مصنوعی چگونه عملیاتشان را کارآمدتر میکند صحبت نمیکنند، بلکه به این موضوع نیز میپردازند که چگونه این فناوری ظرفیت نیروی کار آنها را چندین برابر میسازد.
شرکتها از نمایندگان خدمات مشتریانِ مبتنی بر هوش مصنوعی بهره میبرند که قادرند همزمان هزاران گفتگو را پیش ببرند. تیمهای بازاریابی از نرمافزارهایی استفاده میکنند که بهطور خودکار محتوا تولید میکنند.
بانکها برای تحلیل اسناد از هوش مصنوعی کمک میگیرند و شرکتهای نرمافزاری، دستیاران کدنویسی را به کار میگیرند. اگرچه مدیران اجرایی استدلال میکنند که هوش مصنوعی مکمل کارکنانشان خواهد بود و نه جایگزین آنها، اما واقعیت چیز دیگری است.
چندین شرکت اذعان کردند که با آغاز انجام برخی وظایفِ کارکنان تازهکار توسط هوش مصنوعی، روند استخدام خود را کاهش دادهاند. برخی دیگر نیز به دلیل بهکارگیری فرآیندهای مبتنی بر هوش مصنوعی، ناچار به بازطراحی ساختار بخشهای خود شدند.
افراد نهتنها از از دست دادن شغل خود هراس دارند، بلکه نگران ورود به بازار کار نیز هستند؛ بازاری که در آن هیچگونه فرصت شغلیِ سطحابتدایی (مقدماتی) برایشان وجود نخواهد داشت. نکته قابلتامل اینجاست که برخی از حرفههایی که پیشترافراد را به ارتقای مهارتهای دیجیتال تشویق میکردند، اکنون خود نخستین حوزههایی هستند که با انقلاب هوش مصنوعی مواجه شدهاند.
دیپفیکها اعتماد را تضعیف میکنند
خستگی از هوش مصنوعی جایگزین هیاهوی پیرامون آن میشود. قابلیتهای هوش مصنوعی مولد در تولید تصاویر، ویدیوها و صداگذاریهای واقع گرایانه، فرصتهای واقعاً نوآورانهای را پدید آورده است، هرچند خطرات بیسابقهای را نیز به همراه داشته است.
ستادهای انتخاباتی باید برای مقابله با اطلاعات نادرستی که توسط هوش مصنوعی تولید میشود، آمادگی داشته باشند. شرکتها نگران کلاهبرداریهایی هستند که با جعل هویت مدیران ارشد صورت میگیرد.
چهرههای سرشناس با ویدیوهای جعلیِ حاکی از حمایت یاتأیید آنها مواجهاند. شهروندان عادی نیز خود را در برابر ویدیوهای دستکاریشدهای میبینند که پیش از هرگونه راستیآزمایی، در فضای آنلاین منتشر شدهاند.
مساله فقط این است که خطر اطلاعات غلط و نادرست وجود دارد. با پیشرفت رسانههای مصنوعی، انکار اصالت رسانههای واقعی آسانتر میشود. پژوهشگران از این پدیده با عنوان «سودِ دروغگو» (Liar’s Dividend) یاد میکنند؛ وضعیتی که در آن، افراد متهم به رفتار نادرست میتوانند به سادگی ادعا کنند که هر گونه ویدیویی صرفاً محصول هوش مصنوعی است. در اینجا، حفظ اعتماد روزبهروز دشوارتر میشود. مردم نهتنها به محتوای جعلی،بلکه به محتوای واقعی نیز شک میکنند.
خستگی از هوش مصنوعی جایگزین هیاهوی پیرامون آن میشود
تنها دو سال پیش، رقابت اصلی بر سر این بود که چه کسی میتواند زودتر قابلیتهای هوش مصنوعی را در محصولات خود ادغام کند. با این حال، نگرش بسیاری از مصرفکنندگان اخیراً تغییر کرده است. امروزه تقریباً همه چیز - از گوشیهای هوشمند و یخچالها گرفته تا اپلیکیشنهای افزایش بهرهوری و حتی موتورهای جستجو - با برچسب «هوش مصنوعی» عرضه میشود. بسیاری از این محصولاتِ ارائهشده در عمل چندان کارآمد نیستند، اما با این وجود، یا قیمت بالایی دارند و یا مراحل استفاده را پیچیدهتر میکنند.
به نظر میرسد مردم سرانجام میتوانند تفاوت میان چیزی که واقعاً زندگیشان را آسانتر میکند و صرفاً هیاهوی تبلیغاتی است، تشخیص دهند. آن شور و هیجان اولیه پیرامون فناوری هوش مصنوعی مولد، جای خود را به تحلیلهایی جدیتر داده است.
شرکتهای هوش مصنوعی به واقعیت واکنشهای منفی واقفند
یکی از آشکارترین نشانههای واکنشهای منفی علیه هوش مصنوعی، در خودِ همین شرکتها نهفته است. تنها چند سال پیش، تمام بحثها حول محور توسعه مدلهای هرچه بزرگتر و عظیمتر میچرخید. اما امروزه، تمام شرکتهای پیشرو در حوزه هوش مصنوعی درباره مسائلی همچون حکمرانی، شفافیت، ایمنی و جلب اعتماد عموم مردم سخن میگویند.
این تغییر در رویکرد و پیامرسانی، ناشی از تغییر شرایط است و نه صرفا یک استراتژی بازاریابی. در واقع واکنشهای منفی علیه هوش مصنوعی دیگر به بحثهای نظری یا اظهارنظرها در روزنامهها محدود نمیشود؛ این جریان در اتاقهای هیئتمدیره، دادگاهها، مدارس، استودیوهای فیلمسازی و ادارات دولتی در سراسر جهان در حال وقوع است.
همزمان با گسترش بیسابقه به کارگیری هوش مصنوعی، مخالفتها با آن نیز شدت گرفته است. این امر به وضوح نشان میدهد که افکار عمومی، به اندازه خود فناوری، بر روند توسعه هوش مصنوعی تأثیرگذار است.
ناشران اخبار در حال مقابلهبهمثل هستند
صنعت نشر به میدان نبرد بزرگ دیگری تبدیل شده است. برای دههها، روزنامهها و مجلات سرمایهگذاری زیادی روی گزارشهای اصلی، روزنامهنگاری تحقیقی و تحلیلهای تخصصی انجام دادهاند. با این حال، سیستمهای هوش مصنوعی میتوانند بر اساس اطلاعاتی که اغلب از این نشریات سرچشمه میگیرند، خلاصه، تفسیر یا به سوالات پاسخ دهند.
ناشران استدلال میکنند که شرکتهای هوش مصنوعی از روزنامهنگاری سود میبرند، در حالی که انگیزه خوانندگان برای مراجعه به منبع را کاهش میدهند. این امر منجر به افزایش تعداد توافقنامههای صدور مجوز، مذاکرات و اختلافات حقوقی بین توسعهدهندگان هوش مصنوعی و سازمانهای رسانهای شده است.
برخی از ناشران همکاری را انتخاب کردهاند و برای آموزش هوش مصنوعی، بایگانیهای خود را مجوز میدهند.
برخی دیگرهمچنان به دنبال اقدامات قانونی هستند و استدلال میکنند که رضایت و جبران خسارت باید مقدم بر استفاده از محتوای دارای حق چاپ باشد. این بحث پیامدهای گستردهتری نسبت به روزنامهنگاری صرف دارد.
این بحث میپرسد که آیا سازندگان اینترنت باید به تولید محتوای با کیفیت بالا ادامه دهند اگر سیستمهای هوش مصنوعی به مقصد اصلی اطلاعات تبدیل شوند؟
آموزش با بحران هویت دست به گریبان است
هوش مصنوعی در هیچ حوزهای به اندازه آموزش، پیچیدگیهای گوناگون ایجاد نکرده است. متون تولیدشده توسط هوش مصنوعی روزبهروز بیشتر دیده میشوند و تشخیص مقالات اصیل از نوشتههای هوش مصنوعی برای معلمان دشوارتر شده است.
از سوی دیگر، استفاده از هوش مصنوعی میتواند فرآیند آموزش را از جنبههای مختلفی تسهیل کند؛ از جمله در زمینههایی مانند تدریس خصوصی، یادگیری زبان، انجام پژوهش و افزایش دسترسی به منابع آموزشی.
این وضعیت، دوراهی دشواری را پیش روی ما قرار میدهد. آیا مدارس باید استفاده از هوش مصنوعی را ممنوع کنند، یاباید به دانشآموزان درباره استفاده مسئولانه از آن آموزش دهند؟ گرایش به سمت راهکار دوم، شتاب بیشتری گرفته است.
مؤسسات آموزشی بهجای ممنوع کردن هوش مصنوعی، در حال تغییر روشهای ارزیابی خود هستند تا تفکر انتقادی و مشارکت کلاسی را نیز در آنها بگنجانند. به گفته کارشناسان، سواد هوش مصنوعی اکنون به همان اندازه اهمیت یافته است که سواد دیجیتال در دو دهه پیش اهمیت داشت. چالش اصلی این است که اطمینان حاصل کنیم دانشآموزان از هوش مصنوعی میآموزند، نه اینکه هوش مصنوعی جایگزین یادگیری آنها شود.
کسبوکارها دریافتهاند که هوش مصنوعی راهحلی جادویی و فوری نیست
سازمانها دریافتهاند که پیادهسازی هوش مصنوعی به آن آسانی که تصور میکردند، نیست. مسائلی همچون کیفیت پایین دادهها، امنیت دادهها، خطر تولید «توهم» (اطلاعات نادرست یا ساختگی)، چالشهای مربوط به انطباق با مقررات و یکپارچهسازی با زیرساختهای موجود، همگی نیازمند رسیدگی فیزیکی هستند.
شرکتها به جای اخراج کارکنان، از هوش مصنوعی به عنوان ابزاری برای افزایش بهرهوری استفاده میکنند.
سیلیکون ولی میتواند اعتماد را به دست آورد؟
سیلیکونولی در گذشته با واکنشهای منفی افکار عمومی مواجه شده است. اگرچه شبکههای اجتماعی شیوه ارتباطی مردم را دگرگون کردند، اما سرانجام به دلیل گسترش اطلاعات نادرست و تهدید حریم خصوصی و حتی سلامت روان افراد، مورد انتقاد قرار گرفتند.
سرویسهای اشتراک سفر نیز شیوه حملونقل را برای همیشه تغییر دادند، اما همزمان پرسشهایی را درباره حقوق کارکنان مطرح کردند. فناوری هوش مصنوعی نیز همین الگو را دنبال میکند، اما با سرعتی به مراتب بیشتر.
شرکتهای پیشرو در حوزه هوش مصنوعی با درک اهمیت اعتماد عمومی، میلیونها دلار صرف پژوهش در زمینههای ایمنی، امنیت سایبری، ارزیابی مدلها و استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی میکنند. اقداماتی نظیر انجام ارزیابیهای مستقل، انتشار گزارشهای شفافیت، استفاده از واتر مارک (نشانگذاری) برای محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی و همکاری با دولت، به رویههایی فزاینده و رایج تبدیل شدهاند. با این حال، بازسازی اعتماد باید فراتر از صرفِ تعهدات عمومی باشد.
تاریخ نشان میدهد که فناوریهای تحولآفرین نه با طفره رفتن از انتقاد، بلکه از طریق همسو شدن با مطالبات جامعه شکوفا میشوند. اگر سیلیکونولی بتواند تعادلی مناسب میان نوآوری و مسئولیتپذیری، شفافیت و نظارت انسانی برقرار کند، آنگاه واکنشهای منفی کنونی نسبت به هوش مصنوعی میتواند به نیروی محرکهای برای ایجاد اکوسیستمی قابلاعتمادتر در این حوزه بدل شود.
خبرگزاری علت
نظر شما