فتوحات نفتی کوچک‌ترین تاثیری در آنها نداشته؛ مردم به شدت ناراضی هستند

گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- فاطمه نصیری: اسدلله علم، وزیر دربار و از نزدیک‌ترین چهره‌های سیاسی به محمدرضاشاه پهلوی، در یادداشت‌های روزانه‌اش بخش‌هایی از گفت‌وگوهای خود با شاه را ثبت کرده است.

در این بخش، علم درباره گرانی و کمبود کالاهای اساسی، ضعف عملکرد دولت امیرعباس هویدا و نارضایتی مردم با شاه گفت‌وگو می‌کند و می‌نویسد:« عرض کردم هویدا نخست‌وزیر به من می‌گفت شاهنشاه خیال دارند در ۱۴ مهر، روز افتتاح مجلس، موضوع گرانی و نایابی را تشریح فرمایند.

دیگر آن وقت کسی جرئت حرف زدن نخواهد داشت. عرض کردم اگر راست می‌گوید و شاهنشاه چنین خیالی دارند، استدعای من این است که واقعا صرفنظر فرمایید، چون به هر حال مردم از این نایابی و گرانی عصبانی هستند و واقعا هم دولت غفلت کرده [است].

چرا اعلیحضرت همایونی بی‌جهت این مسؤولیت را به گردن می‌گیرید؟ با آن که بی‌لیاقتی قطعی دولت است. مثلا اگر اینها پیش‌بینی می‌کردند [و] فقط صدهزار تن شکر در بهار می‌خریدند، الآن کمیابی قند نبود. هم چنین گندم، هم چنین سیمان. موضوع گندم که در نظر مبارک هست، از شب عید که در جزیره کیش بودیم، امر فرمودید گندم بخرند.

اول گفتند احتیاج نداریم. بعد گفتند فقط دویست هزار تن احتیاج هست. امر فرمودید، فوری بخرید، باز هم نخریدند. بعد بالاخره به هفتصد هزار تن رسید که یک ماه قبل تصمیم گرفتند به جای تنی ۵۴ دلار ۲۲۰ دلار خریدند.

آن هم اگر اعلیحضرت در آمریکا تشریف نمی‌داشتید که دولت آمریکا اجازه صدور نمی‌داد. اینها غفلت است و غفلت غیرقابل بخشایش. من کاری ندارم که آنها را ببخشید یا نبخشید، این با خود شاهنشاه است. من هم عرضی ندارم، ولی این غفلت را دیگر چرا می‌خواهید شخصا بر عهده بگیرید؟ من وظیفه دارم که این عرایض را بکنم و ناچارم عرض کنم که مردم به شدت ناراضی هستند، به طوری که فتوحات نفتی کوچک‌ترین تاثیری در آنها نداشته است.

تازه شاهنشاه می‌خواهید بفرمایید این غفلت‌ها با من بوده است؟ برای چه؟ چه اجباری دارید؟ ... فرمودند آخر مردم هم غرغرو هستند و پیوز*. گاهی فکر می‌کنم مردم ایران بهترین مردم روی زمین هستند، گاهی هم می‌بینم که خیلی پیوز و ضعیف‌النفس هستند.

عرض کردم غرغر کردن به قول تالیریان از حقوق حق مردم است. شاهنشاه خندیدند. [اضافه کردم که مردم] بالأخره حق بازخواست هم دارند. آخر دولت دولت آنهاست. حالا به احترام عمیقی که به شاهنشاه دارند و می‌دانند که مالا از منافع آنها دفاع می‌فرمایید، حرفی نمی‌زنند و نمی‌توانند هم بزنند، حرف دیگری است. ولی دیگر سرکوفت زدن به آنها که معنی ندارد. شاهنشاه خیلی تامل فرمودند. خدا عمرش بدهد که نسبت به من تغیر نکرد، بلکه وانمود کردند که حرف تو مورد نظر خواهد بود، چون فرمودند نطق من در مسائل بالا و دنیایی خواهد بود.»

پیوز: فرومایه و ضعیف‌النفس