دهانت را ببند و حقوقت را بگیر

زاکربرگ، پدر سه دختر، این اظهارات را درست چند روز پیش از بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید مطرح کرد؛ آن هم در همان روزی که متا برنامه‌های تنوع، برابری و فراگیری (DEI) خود را کنار گذاشت. انگار قرار بود با این تصمیم، فرهنگ شرکتی از آن حالت به‌اصطلاح «خنثی» خارج شود!

اما شوخی ماجرا با خود زاکربرگ است؛ چون اساسا مشکلی وجود نداشت که نیاز به حل کردن داشته باشد. مردانگی افراطی و پرخاشگری، از مدت‌ها قبل در شرکت‌های فناوری جولان می‌دادند.

این یکی از مهم‌ترین پیام‌های نظرسنجی مفصل و تازه وایرد از زنان شاغل در صنعت فناوری است. زنانی از شرکت‌های کوچک و بزرگ و با سطوح مختلف تجربه، روایت‌هایی تکان‌دهنده از تحقیر، تبعیض و ناامیدی تعریف کرده‌اند. یکی از آنها می‌گوید: «همکارانم طوری با من حرف می‌زنند که انگار یک احمق هستم»؛ آن هم با وجود ۳۰ سال سابقه کار در حوزه تخصصی‌اش. زنی دیگر می‌گوید مشتریان مرد بارها تصور کرده‌اند که او منشی یا مسوول اعزام نیروست و وقتی می‌فهمند مدیرعامل است، با تمسخر واکنش نشان می‌دهند.

زن دیگری گفته متهم شده بود که از راه‌های غیر‌متعارف ارتقای شغلی گرفته است. یکی دیگر هم می‌گوید: «فکر می‌کردند از پس کار برنمی‌آیم؛ درحالی‌که از همه‌شان بهتر عمل می‌کردم.»

۶۳۴ زنی که در این نظرسنجی شرکت کردند، درباره هوش مصنوعی، تبعیض و وضعیت فرهنگ محیط‌های فناوری صحبت کرده‌اند؛ پاسخ‌هایی که تصویری انتقادی از عملکرد مدیران این صنعت ارائه می‌دهد.

زنانی که در این نظرسنجی شرکت کرده‌اند عمدتا از آزار و اذیت‌های جنسی مدیرانشان گله و شکایت داشتند و می‌گفتند برخی از مدیران آنها درخواست‌های نامتعارف داشته‌اند.

واقعا اینجا درباره چه سالی حرف می‌زنیم؟

این روایت‌ها با گفتمان رایج درباره زنان در صنعت فناوری همخوانی ندارند؛ البته اگر اصلا گفتمان منسجمی در این زمینه وجود داشته باشد. کنفرانس‌ها و سازمان‌ها از توانمندسازی و الهام‌بخشی به زنان حرف می‌زنند، درحالی‌که مدیران شیفته هوش مصنوعی وانمود می‌کنند مشکلات جنسیتی حل شده‌اند و وقت آن رسیده که همه از این موضوع عبور کنند.

دهه‌ها پژوهش، موانعی را که زنان با آن مواجه‌اند شناسایی کرده و راهکارهایی هم برای مقابله با آنها ارائه داده است: یک مربی یا راهنما پیدا کنید، از دستاوردهایتان با صدای بلندتر بگویید و پیش از درخواست افزایش حقوق، حرف‌هایتان را تمرین کنید. اما حالا به نظر می‌رسد سازمان‌دهی درون شرکت‌ها برای تغییر محیط کار، متعلق به سال ۲۰۲۰ است؛ در سال ۲۰۲۶، ظاهرا بهتر است حقوقتان را بگیرید و دهانتان را ببندید!

البته همه زنان شرکت‌کننده در نظرسنجی وایرد از شغلشان ناراضی نبودند و همه هم تجربه آزار و اذیت نداشتند. اما تعداد کسانی که چنین تجربه‌هایی داشته‌اند، کم نیست.

بیش از یک‌سوم زنان شرکت‌کننده گفته‌اند در محیط کار با آزار یا تبعیض جنسیتی روبه‌رو شده‌اند. یکی پس از دیگری از آزار جنسی توسط مدیران مرد، دریافت حقوق کمتر از همکاران مرد، محروم شدن از ارتقای شغلی و نادیده گرفته شدن در جلسات گفته‌اند. برخی حتی به این دلیل از فرصت‌های شغلی محروم شده‌اند که به آنها گفته شده مردان «فشار کاری را بهتر تحمل می‌کنند».

یک کلیشه دیگر هم مردانی هستند که ظاهرا فقط وقتی یک ایده را می‌شنوند که مرد دیگری آن را مطرح کرده باشد. برای پیدا کردن فرهنگ مردسالارانه افراطی، لازم نیست سه ساعت به یک پادکست گوش دهید؛ کافی است به اتاق جلسه شرکتتان سر بزنید.

یکی از پاسخ‌دهندگان می‌گوید: «همکاران محبوب من مرد هستند، اما بعضی از آنها همیشه به‌طور پیش‌فرض تصور می‌کنند نظر یک زن ارزش کمتری دارد. این نگرش طی ۱۰ تا ۱۵ سال گذشته بهتر نشده است.»

عقبگرد در شفافیت شرکت‌های فناوری

اوضاع قرار بود بهتر شود. در سال ۲۰۱۳، تریسی چو، مهندس شرکت پینترست، پس از آنکه متوجه شد آمار دقیقی از تعداد زنان مهندس در شرکت‌های فناوری وجود ندارد، مطلبی با عنوان «آمارها کجاست؟» منتشر کرد که به‌سرعت فراگیر شد.

چو جدولی در گیت‌هاب ساخت و افراد آمار شرکت‌هایشان را در آن وارد کردند. 

جسی جکسون، فعال حقوق مدنی آمریکا، نیز این مطالبه را پیگیری کرد و با حضور در نشست‌های سهامداران، شرکت‌ها را برای افشای ترکیب نیروی کارشان تحت فشار گذاشت.

این تلاش‌ها نتیجه داد. گوگل در سال ۲۰۱۴نخستین گزارش تنوع نیروی انسانی خود را منتشر کرد و فیس‌بوک و مایکروسافت هم به آن پیوستند. به‌تدریج، آمارها سال‌به‌سال بهتر شدند؛ البته نه چندان چشم‌گیر.

حالا اما ورق برگشته است؛ آن هم با شتاب، تحت‌تاثیر دستورکار ضدبرابری و همه‌گیری مریضی ترامپ. ترامپ تنها چند ماه پس از ورود به کاخ سفید، شمار کارکنان یکی از نهادهای مسوول رسیدگی به تبعیض در محیط کار را از ۴۸۰ نفر به ۷۵ نفر کاهش داد.

همان سه شرکت نیز انتشار عمومی آمار تنوع نیروی انسانی خود را متوقف کردند.

البته هنوز شرکت‌هایی هستند که این اطلاعات را منتشر می‌کنند؛ از جمله انویدیا که تازه‌ترین آمارش را در ژوئن ۲۰۲۶ ارائه کرده است. اما این ارقام چندان امیدوارکننده نیستند: زنان تنها ۱۷.۴درصد از مشاغل فنی این شرکت را در اختیار دارند و سهم آنها از مدیریت و رهبری نیز تقریبا در همین محدوده است. دست‌کم انویدیا می‌تواند به این موضوع اشاره کند که دو نفر از پنج مدیر ارشد اجرایی‌اش زن هستند. با چنین ارقامی، زنان چندان جایگاهی برای از دست دادن ندارند. 

اما وقتی مردانِ شیفته فرهنگ مردانه افراطی بر قلمروهای سیلیکون‌ولی حکومت می‌کنند، چشم‌انداز چندان روشنی دیده نمی‌شود. یکی از زنان در پاسخ به نظرسنجی نوشته است: «همه از آدم‌های افتضاحی که در این موقعیت‌ها هستند، تمجید می‌کنند؛ آلتمن، ماسک، بزوس.» کارمندانی که زمانی تصور می‌کردند در حال ساخت محصولاتی برای حل مشکلات بشریت هستند، حالا می‌گویند از رهبرانشان سرخورده شده‌اند و حتی احساس انزجار می‌کنند.

هوش مصنوعی؛ سوخت تازه برای فرسودگی زنان

رونق هوش مصنوعی هم به این وضعیت اضافه شده و ترکیبی ساخته که احساس بیگانگی و طردشدگی را تشدید می‌کند.

یکی از زنان می‌گوید: «فشار زیادی به من وارد می‌شود که با کدنویسی مبتنی بر هوش مصنوعی کار کنم؛ هرچقدر هم توضیح می‌دهم طراحی‌هایی که تولید می‌کند، صادقانه بگویم، افتضاح‌اند، افاقه نمی‌کند.»

زن دیگری نوشته است: «بخش زیادی از وقتم را صرف تمیز کردن آشغال‌ها و خرابکاری‌های هوش مصنوعی می‌کنم.»

وقتی از زنان پرسیده شد آیا هوش مصنوعی تبعیض در صنعت فناوری را تشدید خواهد کرد، یکی از آنها پاسخ داد: «همین حالا هم دارم این اتفاق را می‌بینم. وقتی یک مرد با کلود کاری سرهم‌بندی‌شده و نصفه‌نیمه تحویل می‌دهد، از او تعریف می‌کنند؛ اما اگر من یا هر زن دیگری در تیم حتی بخواهیم چنین چیزی ارائه کنیم، اخراج می‌شویم.»

زنان و مردان شرکت‌کننده در نظرسنجی، نگرانی‌های دیگری هم درباره هوش مصنوعی مطرح کردند؛ از آسیب‌های زیست‌محیطی و نابودی مشاغل گرفته تا سرقت مالکیت فکری و تشدید نابرابری ثروت. 

مجموع این عوامل، به گفته یکی از پاسخ‌دهندگان، شکل تازه‌ای از فرسودگی شغلی ایجاد کرده است. بازار کار نامناسب باعث شده کارکنان احساس کنند در موقعیتی گرفتار شده‌اند و برای اعتراض یا بیان نگرانی‌هایشان تمایل کمتری داشته باشند.

شاید به همین دلیل است که وقتی از یکی از زنان پرسیدند اگر می‌توانست چیزی را در فرهنگ صنعت فناوری تغییر دهد، چه چیزی را انتخاب می‌کرد، پاسخ داد: «نمی‌دانم؛ بگذارید از کلود بپرسم!» و در آخر باید گفت اگر گفت‌وگو درباره این مشکلات همین‌جا تمام شود، واقعا جای تاسف خواهد داشت.