رقابت انتخاباتی، بازگشت به دیپلماسی یا احیای اجماع علیه ایران؟
شماره روزنامه: ۶۶۹۱ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۴۱۷۸ خبر و دیپلماسی
رمزگشایی از پیام اوباما درباره هرمز

رئیس‌جمهور پیشین آمریکا در کمپین حمایت از نامزدهای دموکرات در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای اشاره کرد که جنگ به‌جای تحقق اهداف واشنگتن، اهرم فشار بیشتری در اختیار تهران گذاشته است. بااین‌حال، اهمیت سخنان اوباما فقط در جدال حزبی با ترامپ خلاصه نمی‌شود. تعبیر «قدرت وتو» درباره تنگه هرمز از زبان رئیس‌جمهوری که توافق هسته‌ای با ایران در دوره او شکل گرفت، این پرسش را پیش می‌کشد: آیا او قدرت ایران بر این آبراه را پذیرفته یا می‌کوشد با برجسته کردن ناکامی‌های ترامپ، زمینه فشار دیپلماتیک را فراهم کند؟ اظهارات اوباما را می‌‌توان در سه سطح بررسی کرد؛ رقابت انتخاباتی، بازگشت به دیپلماسی یا احیای اجماع علیه ایران؟

انتقاد انتخاباتی و بهره‌برداری از هزینه‌های جنگ

مستقیم‌ترین تفسیر آن است که اوباما می‌خواهد جنگ ایران را به نقطه‌ضعف سیاسی دولت ترامپ تبدیل کند. او بر افزایش هزینه‌های زندگی، رشد بهای سوخت و فاصله میان وعده‌های انتخاباتی ترامپ و نتایج سیاست‌هایش تمرکز کرد. اشاره به تنگه هرمز نیز ادعای پیروزی واشنگتن را به چالش می‌کشد: اگر هدف جنگ محدود کردن توان هسته‌ای ایران و افزایش امنیت آمریکا بوده، اما نتیجه آن اختلال در مسیر انتقال انرژی و افزایش قدرت چانه‌زنی تهران شده است، دولت ترامپ باید درباره دستاورد واقعی جنگی که به راه انداخته پاسخگو باشد. اوباما مسوولیتی در رابطه با سیاست‌های واشنگتن ندارد و این سخنان را در کارزار انتخاباتی به سود دموکرات‌ها بیان کرد و می‌خواست ناکامی‌های رقیب را برجسته کند. از این منظر، «وتو» بیش از آنکه عبارتی حقوقی باشد، استعاره‌ای سیاسی برای نشان دادن پیامدهای ناخواسته جنگ است.

پذیرش واقعیت راهبردی و بازگشت به دیپلماسی؟

برداشت دوم بر این نکته متمرکز است که اوباما، فارغ از انگیزه انتخاباتی‌اش، به واقعیتی راهبردی اشاره می‌کند که ایران می‌تواند با تهدید یا مختل کردن عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز، هزینه‌های اقتصادی و امنیتی قابل‌توجهی به آمریکا و دیگر کشورها تحمیل کند. این سخنان اوباما اشاره‌‌ای است به توان ایران برای استفاده از اهرم تنگه هرمز و اثرگذاری بر این مسیر حیاتی برای انرژی بین‌المللی است. اگر این اهرم در محاسبات واشنگتن تثبیت شده باشد، شاید راهبرد موثرتر به‌جای انکار آن، مدیریت بحران از مسیر گفت‌وگو باشد. در این سناریو، پرونده هسته‌ای می‌تواند بخشی از مذاکرات گسترده‌تر درباره محدودیت‌ها و تضمین‌های متقابل باشد. با این حال این احتمالات تنها گمانه‌زنی است؛ چرا که اوباما در سخنرانی خود پیشنهاد مشخصی برای معامله سر تنگه هرمز یا امتیازگیری در پرونده هسته‌ای ارائه نکرده است.

هشدار درباره محدودیت قدرت آمریکا و احتمال فشار بین‌المللی

برداشت سوم آن است که سخنان اوباما، آگاهانه یا ناخواسته، به متحدان آمریکا و کشورهای وابسته به عبور انرژی از خلیج‌فارس نیز پیام می‌دهد که قدرت نظامی واشنگتن لزوما نمی‌تواند امنیت پایدار کشتیرانی را تضمین کند و بحران هرمز پیامدهایی فراتر از روابط تهران و واشنگتن دارد. اختلال در این آبراه بر بازار جهانی انرژی اثر می‌گذارد و کشورهای واردکننده و قدرت‌های اقتصادی را نیز درگیر پیامدهای بحران می‌کند. از این زاویه، تاکید بر اهرم ایران می‌تواند استدلال برای مدیریت بحران از مسیر دیپلماسی و مشارکت بازیگران متعدد را تقویت کند. بااین‌حال، از سخنان نقل‌شده به‌تنهایی نمی‌توان نتیجه گرفت که اوباما صریحا خواستار تشکیل ائتلافی بین‌المللی علیه ایران شده است. حرف او هم می‌تواند هشدار درباره محدودیت راهبرد نظامی ترامپ باشد و هم تاکید بر ضرورت کاهش تنش و بازگرداندن ثبات به کشتیرانی. توافق برجام نیز نمونه‌ای از اتکای دولت اوباما به دیپلماسی و همکاری چند جانبه بود.

در مجموع، سخنان اوباما را باید همزمان در چارچوب رقابت‌های حزبی آمریکا و واقعیت‌های راهبردی خلیج‌‌فارس بررسی کرد. رئیس‌جمهور پیشین آمریکا از پیامدهای جنگ برای تضعیف ترامپ بهره می‌گیرد، ابعاد بین‌المللی بحران را برجسته می‌سازد و به افزایش اهرم فشار تهران در تنگه هرمز اشاره می‌کند. در نهایت، اینکه این ارزیابی به بازگشت به دیپلماسی یا هماهنگی بیشتر میان کشورهای مخالف ایران منجر شود، به مواضع رسمی طرفین و اقدامات عملی بعدی بستگی دارد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن