آرایش جدید کنگره، واشنگتن را به چه مسیری سوق می‌دهد؟
شماره روزنامه: ۶۷۰۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۶۳۴۵ خبر و دیپلماسی
ایران در معادله پس از شکست ترامپ

افزایش قیمت انرژی، به‌ویژه بنزین و گازوئیل، تشدید فشارهای تورمی و بالا رفتن هزینه‌های زندگی، جنگ را از یک موضوع سیاست خارجی به یکی از دغدغه‌های اقتصادی و انتخاباتی جامعه آمریکا تبدیل کرد. در واقع، رای‌دهندگان علاوه بر نارضایتی از وضعیت معیشتی و گرانی‌ها، با پیامدهای تصمیمات دولت در عرصه سیاست خارجی نیز مواجه بودند. هرچند جنگ با ایران تنها عامل شکست جمهوری‌خواهان نبود و مسائلی مانند تعرفه‌های تجاری، نگرانی از فساد دولتی و کاهش قدرت خرید نیز در این نتیجه نقش داشتند، اما تداوم درگیری و افزایش هزینه‌های آن به یکی از نقاط ضعف سیاسی ترامپ تبدیل شد. اظهارات او پس از انتخابات نیز، با وجود دفاع از تصمیم خود برای جنگ، نشان داد که این موضوع شب انتخابات را برای دولتش به تجربه‌ای ناخوشایند تبدیل کرده است؛ تحولی که اکنون پرسش‌هایی جدی درباره مسیر آینده سیاست واشنگتن در قبال تهران ایجاد می‌کند.

برای رای‌دهندگان آمریکایی معیار ارزیابی عملکرد دولت این کشور، زندگی روزمره است. در همین رابطه آسوشیتدپرس گزارش داد که حدود سه‌چهارم رای‌دهندگان وضعیت اقتصادی این کشور را نامطلوب ارزیابی کرده‌اند و نزدیک به ۸ نفر از هر ۱۰ نفر گفته‌اند تورم فشار مالی متوسط یا شدیدی بر خانواده‌هایشان وارد کرده است. جنگ با ایران نیز به این بحران بُعدی ملموس‌تر داد. افزایش بهای بنزین و گازوئیل، به دلیل بسته شدن تنگه هرمز سبب شد تا پیامدهای اقتصادی جنگ با ایران در زندگی خانوارهای آمریکایی ملموس شود. نشریه آتلانتیک نیز در گزارشی به همزمانی افزایش قیمت بنزین با افت محبوبیت دولت ترامپ و تقویت موقعیت دموکرات‌‌ها اشاره کرد. نگرانی از فساد، تعرفه‌ها، ضعف پیام‌رسانی کاخ سفید و حمایت ترامپ از نامزدهای پرحاشیه نیز از دیگر عواملی بودند که به زیان جمهوری‌خواهان تمام شدند و دموکرات‌ها توانستند با تمرکز بر افزایش هزینه‌ها، ناکامی‌های حزب مقابل را برجسته‌تر کنند و جنگ علیه ایران نیز به شکست جمهو‌ری‌خواهان کمک کرد.

واشنگتن پست نیز در گزارشی به شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای پرداخت و آن را نتیجه نارضایتی گسترده از عملکرد دولت ترامپ، به‌ویژه در حوزه اقتصاد و هزینه‌های زندگی دانست. بر اساس این گزارش، تعرفه‌ها و جنگ علیه ایران از جمله عواملی بودند که به کاهش محبوبیت ترامپ و تضعیف موقعیت جمهوری‌خواهان کمک کردند حتی یوهان وادفول، وزیر خارجه آلمان نیز گفت که سیاست خارجی از جمله مسائل مربوط به ایران، نقش مهمی در انتخابات کنگره و شکست جمهوری‌خواهان داشت.

ترامپ و جنگ علیه ایران؛ خروج دیپلماتیک یا تداوم فشار؟

تغییر موازنه در کنگره، هزینه سیاسی ادامه جنگ را برای کاخ سفید افزایش می‌دهد. دانیا آرایسی، تحلیلگر موسسه نیولاینز، در گزارش رادیو اروپای آزاد ارزیابی کرد که پیروزی دموکرات‌ها در هر دو مجلس می‌تواند دولت ترامپ را به تدوین راهبردی برای خروج از جنگ، به‌ویژه از مسیر دیپلماسی و مذاکره، سوق دهد. این ارزیابی با وعده بخش زیادی از دموکرات‌ها برای پایان جنگ هم‌راستاست؛ ازاین‌رو، ارائه یک دستاورد دیپلماتیک می‌تواند برای ترامپ کم‌هزینه‌تر از ادامه نامحدود عملیات نظامی باشد. با این حال، خروج از جنگ هم الزاما به معنای عقب‌نشینی کامل از سیاست فشار علیه ایران نیست و ممکن است ترامپ از عملیات نظامی خودداری کند و در مقابل فشار اقتصادی و دیپلماتیک علیه ایران را افزایش دهد. با این حال نمی‌توان گفت که برنامه‌ای مشخص برای پایان جنگ وجود دارد.

برآورد محتاطانه‌تر آن است که ترامپ برای توقف یا محدود کردن درگیری به مذاکره روی بیاورد، اما بخشی از ابزارهای فشار سیاسی و اقتصادی را به‌عنوان اهرم چانه‌زنی حفظ کند. این رویکرد ممکن است به توافقی محدود یا مرحله‌ای برای مدیریت تنش منجر شود. از طرفی تشدید تقابل نظامی نیز منتفی نیست، اما هزینه سیاسی آن پس از انتخابات افزایش یافته است. ادامه جنگ قیمت انرژی را بالا نگه می‌دارد و فشار معیشتی را تشدید می‌کند و دموکرات‌ها نیز می‌توانند با استناد به همین موضوع، فشار بر کاخ سفید را افزایش دهند و هزینه‌های ادامه درگیری را برای دولت بالا ببرند. گزینه‌ دیگری که مطرح می‌شود این است که ترامپ برای نمایش قاطعیت پس از شکست در انتخابات، دست به اقدام نظامی بزند. بنابراین نتیجه انتخابات توقف جنگ را تضمین نمی‌کند؛ بلکه محاسبه هزینه و فایده آن را برای کاخ سفید دشوارتر می‌سازد.

کنترل مجلس نمایندگان و سنا به دست دموکرات‌ها، قدرت نظارتی و بودجه‌ای این حزب را افزایش می‌دهد. آنها می‌توانند عملکرد پنتاگون را بررسی کنند، مقام‌های دولت را به پاسخ‌گویی وادارند، درباره هزینه‌های جنگ تحقیق کنند و در مذاکرات بودجه‌ای با کاخ سفید سخت‌گیرانه‌تر عمل کنند. همچنین می‌توانند بودجه اضافی جنگ را به چالش بکشند یا برای اعمال محدودیت‌هایی بر عملیات نظامی تلاش کنند، این ابزارها می‌توانند تداوم این کارزار پرهزینه را دشوارتر کنند. با این همه، قدرت اکثریت کنگره با اختیارات ترامپ یکسان نیست. رئیس‌جمهور آمریکا همچنان اختیارات قابل‌توجهی در سیاست خارجی و امنیت ملی دارد و می‌تواند مصوبات کنگره را وتو کند. خود او نیز با انتشار پستی در پلتفرم تروث سوشال به این موضوع اشاره کرده است، مخالفت جمهوری‌خواهان با محدودسازی کارزار نظامی نیز مانع دیگری در مسیر توقف درگیری محسوب می‌شود؛ افزون بر آن، دموکرات‌ها به تنهایی برای عبور از برخی موانع قانون‌گذاری در سنا کافی نیستند و باید تعدادی از سناتورهای جمهوری‌خواه را نیز با خود همراه کنند. بنابراین دموکرات‌ها قادرند دامنه مانور دولت را محدود کنند، تامین مالی جنگ را دشوارتر سازند و هزینه سیاسی تصمیم‌ها را افزایش دهند، اما نمی‌توانند به‌تنهایی تمام اختیارات نظامی رئیس‌جمهور را از میان ببرند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن