در اقتصاد مدرن، اعتماد نه یک امر اخلاقیِ تزئینی، بلکه بخشی از زیرساخت اقتصادی است که از طریق قواعد روشن، قراردادها و شفافیت نهادی شکل میگیرد تا ریسک مبادلات به حداقل برسد.
در اقتصاد ایران اما این کارکرد دچار اختلال شده است. تورم مزمن و بیثباتی مقررات، «افق اقتصادی» فعالان را بهشدت کوتاه کرده است.
وقتی آینده قابل پیشبینی نباشد، بازار از مدرسهای برای انباشت اعتبار و سرمایهگذاری بلندمدت، به فضایی برای بقای کوتاهمدت و واکنشهای لحظهای تبدیل میشود.
در چنین شرایطی، بهجای پاداش به شفافیت و تعهد، فرصتطلبی و گریز از مسئولیت رواج مییابد.
برای اصلاح این وضعیت، وظیفه نهاد ناظر نه تشویق صِرف به حضور در بازار، بلکه ساختن محیطی است که در آن «اعتماد عقلانی» باشد؛ محیطی با قواعد شفاف که در آن تخلف هزینهمند و اطلاعات قابلاتکا باشد.
بازار زمانی دوباره به «مدرسه اقتصاد» تبدیل میشود که از بستری برای بقای روزمره، به نهادی تبدیل شود که به تولیدِ اعتماد و امید به آینده پاداش میدهد.
ثروت واقعی در بازار، تنها پول نیست؛ بلکه ترکیبی از اعتبار، مسئولیتپذیری و افق گشایی برای آینده است.
خبرگزاری علت
نظر شما