«بازآفرینی» پایتخت بدون رعایت «اصل اول احیای محله» در جریان است؛ گزارش میدانی خبرنگار «دنیای‌اقتصاد» از «زندگی شهروندان نامرئی» ساکن «اسلام‌آباد» تهران

- ساکنان سکونتگاه‌ غیررسمی «اسلام‌آباد» برج‌هایی را که برای آنها در حال ساخت است به «انتقال اجباری» توصیف می‌کنند

- خانه‌های جدید بدون مغازه‌های در نوبت تخریب باعث اخراج خاموش اهالی محله قدیمی اما غیررسمی اسلام‌آباد خواهد شد

شماره روزنامه: ۶۶۸۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۱۹۰۱ مسکن و شهری

دنیای اقتصاد - راضیه احقاقی : در ادبیات بازآفرینی شهری، «مردم» در وعده‌ها و سخنرانی‌های مسوولان در مرکز توجه‌ هستند؛ اما همچنان پای عمل و تصمیم‌گیری که به میان می‌رسد، همان مردم بار دیگر به «شهروندان نامرئی» تبدیل می‌شوند. ساکنان اسلام‌آباد تهران، محله‌ای که نامش با «روددره درکه» و «سکونتگاه غیررسمی» گره خورده؛ درحالی‌که هر روز صحبت از «همکاری با مردم در تصمیم‌گیری برای آینده شهر» می‌شود، مجدد از فرآیند «تصمیم‌گیری درباره بازآفرینی محل سکونتشان» کنار گذاشته شدند. به این ترتیب تصمیم‌گیری برای این نقطه از شهر با رویکرد غلبه «اعیان‌سازی و منفعت‌ ساختمانی برای ساکنان» به جای «ادراک شیوه زیست ساکنین» تبدیل به پروژه‌ای شده که اهالی این محله غیررسمی اما عضو پایتخت به نتیجه‌بخش بودن آن ندارند و معتقدند در نهایت به خروج آنها از محله می‌انجامد؛ اخراجی که این مرتبه به‌صورت خاموش و بدون اثری از تخریب و بولدوزر خواهد بود.

حذف خاموش محله 40 ساله؟
گزارش میدانی خبرنگار «دنیای‌اقتصاد» از زندگی شهروندان ساکن «اسلام‌آباد» تهران / عکس: مجتبی سرانجام‌پور - دنیای اقتصاد

 الگوی درنظر گرفته‌شده برای توسعه محله با رویکرد برج‌سازی از سویی بافت اجتماعی و زیستی مردم محله را از میان می‌برد و از سوی دیگر با لوکس‌شدن ناگهانی محله فرصت استمرار زندگی را از ساکنین کم‌درآمد این محله سلب می‌کند. مردم محلی اگرچه افرادی عادی هستند، اما در گفت‌وگو با خبرنگار «دنیای‌اقتصاد» به خوبی دلایل بی‌اعتمادی به این پروژه از منظر حق استمرار زندگی در محله را شرح داده‌اند.

بازآفرینی یا پایان یک محله؟

با جست‌وجوی نام «اسلام‌آباد تهران» در اخبار، به تیترهایی درباره آغاز طرح جدید بازآفرینی شهری و پایان بلاتکلیفی این محله می‌رسید؛ طرحی که یک‌سال و نیم در معرفی آن از «توجه ویژه به شهروندان»، «ارتقای کیفیت زندگی» و «درجاسازی از طریق اجرای طرح کلید به کلید» سخن گفته می‌شود. اما گفت‌وگو با ساکنان محله، روایت دیگری از این طرح به دست می‌دهد؛ روایتی که در آن، پرسش اصلی نه فقط چگونگی بازآفرینی محله، بلکه جایگاه آنها در تصمیم‌گیری درباره آینده محل زندگی‌شان است. شهروندانی که از این تصمیم ناراضی هستند، می‌گویند چاره‌ای جز پذیرش طرح نداشته‌اند؛ چراکه طرح ملی است و مگر می‌شود در مقابل خواست دولت ایستاد. مردمی که ۳دهه برای حفظ خانه‌هایشان مقاومت کرده‌اند، تخریب خانه همسایه و قوم و خویش خود در دهه‌های قبل را دیده و امروز ناچار به توافقی تحت عنوان طرح «کلید به کلید» شده‌اند؛ توافقی که در آن امیدی به بهبود زندگی نمی‌بینند؛ چراکه زندگی در خانه‌های کوچک و قدیمی را به برج‌نشینی ترجیح می‌دهند. 

این گزارش حاصل گفت‌وگوی میدانی خبرنگار «دنیای‌اقتصاد» با ساکنان محله اسلام‌آباد، زیر پل مدیریت است؛ محله‌ای که بسیاری از شهروندان تهرانی در عبور از اتوبان چمران آن را مشاهده کرده‌اند. محله‌ای با خانه‌های قدیمی، ریزدانه و عمدتا یک یا دو طبقه که از یک‌سو با بزرگراه و از سوی دیگر با برج‌های محله سعادت‌آباد و شهرک غرب احاطه شده و رودخانه درکه از میانه آن عبور می‌کند. خانه‌هایی درهم تنیده با کوچه‌هایی باریک اسلام‌آباد تهران را ساخته‌اند، برخی خانه‌ها نوسازتر و برخی قدیمی‌تر هستند. بخشی از خانه‌ها در حریم رودخانه بنا شده و بیم آن می‌رود که در زمان وقوع سیل، دچار آسیب شده و حتی تخریب شوند؛ اما قرارگیری در حریم رودخانه مربوط به خانه‌هایی محدود می‌شود. در میانه محله و در کنار خیابان اصلی زمین خالی به چشم می‌خورد که گویا روزی پارک محله بوده است؛ البته امروز از این پارک یک سرسره و چند وسیله مستهلک ورزشی باقی مانده؛ با وجود این، کودکان در کنار مادران خود در این پارک بازی می‌کنند و زنان مسن در گوشه‌ای مشغول گپ‌وگفت هستند.

 از خانم‌های مسن محله درخصوص طرح «بازآفرینی خانه‌هایشان» می‌پرسم؛ اندک کسانی تمایل به گفت‌وگو دارند؛ چراکه معتقدند دیگر صحبت چه فایده دارد، وقتی که کار تمام شده و قرار است خانه و زندگی‌شان را از دست بدهند. اگرچه قرار است در این طرح به هر مالک به ازای بنای خانه فعلی، در برج‌هایی که در حال ساخت در همین محله است، واحد مسکونی داده شود، اما اغلب آنها این روش را مناسب نمی‌دانند و می‌گویند به ناچار به آن تن داده‌اند.

با راهنمایی خانم‌های حاضر در پارک راهی مسجد محله می‌شوم، مسجدی کوچک و ساده که در انتهای کوچه باریکی با نام کوچه مسجد واقع شده و اتوبان چمران در مقابل آن قرار دارد. پیش از اذان مغرب به مسجد رسیده‌ام و فرصتی دست می‌دهد تا با چند نفر از پیرمردهای محل نیز گفت‌وگو کنم. پیرمردهایی که با آنها هم‌صحبت شده‌است از شکل‌گیری محله در دهه ۵۰ و ۶۰ و گسترش آن در دهه۷۰ می‌گویند، از نام غیررسمی که سال‌هاست بر محله آنها گذارده شده و همین نام باعث شده تا برای سال‌های متمادی از حداقل‌های زندگی شهری نیز بی‌بهره باشند، با وجود این، تاکید دارند که محله خود را دوست دارند و زندگی در آن را به طرحی که قرار است، آنها را برج‌نشین کند ترجیح می‌دهند. زمین خانه‌های خود را از فردی به نام «آقا بزرگ» که مالک بخش عظیمی از باغ‌های این منطقه بوده، خریداری کرده‌اند و خانه‌هایشان را به امید و آرزو در آن بنا کرده‌اند.

از روزگاری می‌گویند که سعادت‌آباد، زمینی بایر بود و می‌توانستند با مبلغ خرید همین زمین، در آن نقطه شهر نیز، زمینی بخرند؛ اما نزدیکی به رود باعث شد تا این نقطه شهر را برای سکونت انتخاب کنند. اغلب خانه‌هایشان را خود احداث کرده‌اند و در محله فامیل و قوم و خویش دارند. می‌گویند آب لوله‌کشی در دهه ۸۰ به خانه‌هایمان رسید و تا قبل از آن برای آب مصرفی به سراغ آب رود رفته و آب خورد و خوراک را از دو منبعی که ابتدا و انتهای محل بود، تامین می‌کردیم. تعداد زیادی از آنها صافکار و تعمیرکار خودرو هستند و مغازه‌ای در کنار خانه خود دارند، می‌گویند در طرح بازآفرینی منطقه که به آنها تحمیل شده آمده است که به ازای متراژ بنا در طبقه همکف و یک‌چهارم از بنای طبقه اول و یک‌دوم از بنا در زیرزمین به آنها متراژی از واحدهای مسکونی در برج‌های در حال ساخت در همین محله داده می‌شود.

مغازه‌داران نیز به شرط داشتن پروانه کار از سال۱۳۸۰ و قبل‌تر، متراژی از واحد تجاری در همین محله دریافت می‌کنند. ادامه می‌دهند: «برایمان گرفتن مغازه مهم‌تر از خانه است، حتی اگر خانه نداشته باشیم، با داشتن مغازه درآمد کسب کرده و بالاخره در نقطه‌ای از شهر یا حاشیه آن ساکن می‌شویم». با وجود این، برخی مردم نگرانی‌هایی از دریافت مغازه مطابق آنچه در ابتدای کار به آنها وعده داده شده بود دارند، از شرط و شروط جدید می‌گویند و اضافه می‌کنند: برخی سال‌هاست که در این محل کاروکاسبی دارند؛ اما جواز نگرفته‌اند و امروز به شدت دچار چالش شده‌اند. از پیشنهادهایی برای خرید امتیاز خانه‌هایشان در برج در حال ساخت خبر می‌دهند، به آنها قیمت ۴۰۰‌میلیون تومان به ازای هر مترمربع داده شده است. این در حالی است که گفته می‌شود، پیش‌فروش با قیمت ۷۰۰‌میلیون تومانی در حال انجام است.

حتی کسانی که پروانه کسب و قولنامه موثق دارند و تردیدی در دریافت خانه و مغازه ندارند، نیز از این توافق راضی نیستند، می‌گویند ما به زندگی در همین خانه کوچک با بالکن و حیاط کوچکمان خو گرفته بودیم، کوچ از این خانه به برج برایمان دشوار است، زندگی در برج برای ما سخت است و بعید است که بتوانیم در این سن و سال با آن خو بگیریم.  در پاسخ به این سوال که اگر ناراضی بودید چرا پروژه را پذیرفتید، می‌گویند: راهی نداشتیم، به ما گفتند طرح ملی است، قرار است زمین‌های شما تبدیل به پارک شود تا دیر نشده توافق کنید و به ازای آن، سهمی در برجی در همین نقطه از شهر بگیرید. در ادامه یکی از پیرمردهای محل زمین خالی روبه‌روی مسجد، درست کنار اتوبان را نشان می‌دهد و می‌گوید، این زمین روزی خانه خواهرم بود. در دهه۸۰ با بولدوزر خرابش کردند؛ البته در ادامه شهرداری به آنها پول خرید یک آپارتمان در محله سردار جنگل را داد. مردم این محل از کوچک و بزرگ، خراب شدن خانه‌های همسایه‌هایشان را دیده‌اند و اگرچه ناراضی هستند، اما اغلب دیگر توان ایستادگی برای حفظ خانه‌هایشان را نداشته‌اند، مگر می‌شود مقابل طرح ملی ایستاد؟

در ادامه گفت‌وگو با ساکنان محله اسلام‌آباد با جوانی که در یکی از سوپرمارکت‌های محله مشغول کار است، صحبت می‌کنم، جوانی ۲۵ساله که در همین محله به دنیا آمده و بزرگ شده؛ معتقد است: قدیمی‌های این محل حاضر به سکونت در برج‌ نیستند، جوان‌ترها هم از پس هزینه زندگی در برج برنمی‌آیند. او مطمئن است که در آینده نزدیک مجبور به فروش خانه‌های جدید در برج تازه‌ساز شده و به محل دیگری می‌روند.


غفلت از درک چگونگی زیست ساکنان

محمدکریم آسایش، فعال حوزه شهری، در گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» در پاسخ به این سوال که چرا به‌رغم مطالعات گسترده درخصوص چگونگی واکنش صحیح به سکونتگاه غیررسمی و تاکید بر لزوم مشارکت با مردم در تعریف هر پروژه بازآفرینی، همچنان مردم در تصمیم و اجرا کنار گذاشته می‌شوند، گفت: به شکل کلی در کشور «راه حل‌ها» برای حل مساله نیستند. بنابراین زمانی که با چالشی مواجه می‌شویم که راه‌حل مواجهه با آن نیز وجود دارد، تصمیم‌گیران به سراغ راه‌حل نمی‌روند. متاسفانه تصمیم‌گیران حوزه شهری ادراکی از شیوه زیست شهروندان ساکن سکونتگاه غیررسمی و حتی بافت فرسوده ندارند و در عین حال عمدتا در تصمیم‌گیری‌های خود «منافع حاصل از ساخت‌وساز» را به‌عنوان معیار در نظر دارند. در چنین شرایطی تصمیم‌گیری‌هایی مشابه آنچه برای محله اسلام‌آباد تهران که مردم محلی از آن ناراضی هستند، جای تعجب ندارد.

وی ادامه داد: کافی است نگاهی به معماری خانه‌های ریزدانه واقع در محله اسلام‌آباد یا خانه‌های واقع در بافت فرسوده تهران بیندازید، خانه‌ای کوچک با حیاط یا تراس، این خانه‌ها شاید از نگاه ما مناسب نباشند؛ اما هر یک از فضاهای خانه «کارکردی» برای ساکنان ایجاد کرده است. شیوه زیست مردم در محله اسلام‌آباد به‌نوعی زیست «روستا شهری» است، بخشی از مردم فضای اشتراکی دارند که در آن مرغ و خروس نگه می‌دارند، بافت محلی نیز برای ساکنان کارکرد داشته و امکان زندگی را برای آنها فراهم می‌کند. شهروندان به این محله تعلق دارند و این الگوی محله، زیست آنها را امکان‌پذیر کرده است.

آسایش ادامه داد: در دوره قبلی مدیریت شهری مطالعه گسترده‌ای درخصوص چگونگی مداخله در محله اسلام‌آباد انجام شد، در راستای این مطالعات با مردم محلی گفت‌وگو شد و در نهایت نیز نتیجه گفت‌وگو با شهروندان و کارشناسان امر بهترین شیوه مداخله در این محدوده را درجاسازی و مقاوم‌سازی خانه‌ها دانست. البته در این محله خانه‌های محدودی در حریم رودخانه شکل گرفته‌اند که نیاز به جابه‌جایی دارند و امکان جابه‌جایی آنها در همین محله وجود داشت. با وجود این، تصمیم‌گیران بی‌توجه به مطالعات انجام شده و نظر مردم، الگوی مجتمع‌سازی را درپیش گرفته‌اند. این الگو بنیان‌های اجتماعی، امکانات اجتماعی و زیستی مردم محله را از میان می‌برد. در موضوع بازآفرینی مساله بیش از آنکه کالبدی باشد، اقتصادی و اجتماعی است؛ با وجود این، همچنان به این بخش‌ها کم توجهی شده و حتی در بررسی‌های کارشناسی نیز موضوعات اقتصادی و اجتماعی در حاشیه هستند. تعطیلی دفاتر توسعه محلی نیز نشان از کم‌توجهی تصمیم‌گیران شهری به بعد اقتصادی و اجتماعی محلات و معضلات آنها دارد.این کنشگر شهری ادامه داد: اقتصاد شهری ما وابسته به ساخت‌وساز پایه‌ریزی شده است. این در حالی است که برای حل چالش‌های اساسی شهر نیاز به اقتصاد شهری مولد و متنوعی است که جنبه‌های زیستی، توانمندی ساکنان، برنامه‌های محلی و اشتغال را در نظر داشته باشد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن