چرا خط لوله شرق به غرب عربستان نقشی راهبردی دارد؟

گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- نگار حجتی: عرضه جهانی نفت ماه‌هاست که به دلیل تداوم بن‌بست در بازگشایی تنگه هرمز در تنگنا قرار دارد و اکنون بازار با چالش جدیدی روبه‌رو شده است که به توقف فعالیت خط لوله شرق به غرب عربستان مربوط می‌شود. این خط لوله برای بزرگ‌ترین صادرکننده نفت خام جهان نقشی حیاتی ایفا می‌کرد و به ریاض امکان می‌داد با دور زدن انسداد تنگه هرمز، جریان صادرات نفت خود را از طریق دریای سرخ حفظ کند.

با این حال، عربستان در اواسط سپتامبر و در پی آسیب دیدن این خط لوله بر اثر حملات پهپادی از خاک عراق، انتقال نفت از این مسیر را متوقف کرد. این رویداد هم‌زمان با تشدید حملات حوثی‌های یمن، بر دامنه تهدیدها علیه دارایی‌های انرژی و صادرات دریای سرخ عربستان افزوده است.

توقف جریان نفت از خط لوله شرق به غرب، شوک تازه‌ای به بازاری وارد کرد که پیش از این نیز با کمبود شدید عرضه دست‌به‌گریبان بود. بهای نفت از آن زمان با توجه به احتمال بازگشت بخشی از حجم انتقال در آینده نزدیک، بخشی از رشد خود را تعدیل کرده، اما همچنان در محدوده ۱۰۰ دلار به ازای هر بشکه در نوسان است.

به گزارش بلومبرگ، شرکت دولتی آرامکو عربستان در تلاش است تا ظرف چند روز آینده حدود نیمی از ظرفیت این خط لوله را احیا کند و ظرف حدود شش هفته به ظرفیت کامل عملیاتی بازگردد.

این خط لوله ۱۲۰۰ کیلومتری با عبور از عرض شبه‌جزیره عربستان، میادین عظیم نفتی در شرق این کشور را به بندر ینبع در سواحل دریای سرخ متصل می‌کند. مسیر خط لوله از تاسیسات ابقیق، بزرگ‌ترین کارخانه فرآورش نفت خام جهان که نفت میدان‌های مجاور از جمله میدان فوق‌عظیم غوار را پالایش می‌کند، در ارتفاعی نزدیک به سطح دریا آغاز می‌شود و سپس با عبور از بیابان‌ها و ارتفاعات بیش از هزار متری کوه‌های حجاز به سواحل غربی می‌رسد.

روزانه حدود ۲ میلیون بشکه از نفت خام انتقالی از طریق این خط لوله برای مصارف داخلی و به ویژه در پالایشگاه‌های مستقر در امتداد دریای سرخ استفاده می‌شود.

احداث این خط لوله به دهه ۱۹۸۰ و دوران جنگ ایران و عراق بازمی‌گردد؛ زمانی که نگرانی‌های شدیدی درباره امنیت دریانوردی در خلیج فارس وجود داشت. این برنامه‌ریزی راهبردی در سال جاری ثمره خود را نشان داد، چرا که این خط لوله در جریان اختلالات تنگه هرمز نقشی محافظتی برای عربستان ایفا کرد و به این کشور امکان داد تا از قیمت‌های بالاتر نفت خام منتفع شود. علاوه بر این، خط لوله مذکور نقشی حیاتی در پشتیبانی از بازار جهانی نفت داشت.

در شرایطی که بارگیری از پایانه راس‌تنوره در خلیج فارس، که پیش از جنگ حدود ۹۰ درصد از صادرات نفت خام عربستان را مدیریت می‌کرد، متوقف شده بود، ریاض محموله‌های بیشتری را از سواحل غربی خود روانه بازار کرد. پیش از آغاز جنگ آمریکا علیه ایران در اواخر فوریه، روزانه تنها ۲.۸ میلیون بشکه نفت از خط لوله شرق به غرب منتقل می‌شد که بسیار کمتر از ظرفیت اسمی ۷ میلیون بشکه‌ای آن بود، اما پس از توقف تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز، آرامکو به سرعت جریان نفت را به حداکثر ظرفیت خط لوله رساند.

هرچند با توجه به تخصیص بخشی از این حجم به مصرف‌کنندگان داخلی، صادرات از بندر ینبع نتوانست به طور کامل رقم صادرات پیش از جنگ عربستان یعنی حدود ۷ میلیون بشکه در روز را پوشش دهد، اما این رقم در ماه ژوئن به ۴.۷ میلیون بشکه در روز رسید که معادل ۵ درصد از کل عرضه جهانی نفت بود. ارسال این محموله‌ها از ینبع نقشی اساسی در مهار جهش بهای نفت و محافظت از اقتصادهای جهانی در برابر موج تورمی ایفا کرد.

چالش‌های جایگزینی و آسیب‌پذیری زیرساخت‌های صادراتی

در شرایط توقف فعالیت خط لوله، بارگیری نفت خام در بندر ینبع همچنان از طریق ذخایر موجود در این بندر امکان‌پذیر است، اما به گفته نیکلاس دایر، تحلیلگر بازار نفت در موسسه انرژی اسپکتس، این ذخایر در نزدیکی پایین‌ترین سطوح تاریخی خود قرار دارند و بعید است عربستان مخازن خود را به طور کامل تخلیه کند.

این وضعیت می‌تواند صادرات از ینبع را با تنگنا مواجه سازد، کمااینکه آرامکو پیش از این نیز برخی تحویل‌ها به خریداران اروپایی از این بندر را به تعویق انداخته است. دایر معتقد است اختلال در ینبع می‌تواند تبعات زنجیره‌ای داشته باشد و به تاخیر و لغو محموله‌ها در بندر سیدی‌کریر مصر بینجامد؛ بندری که عربستان نفت خام خود را از طریق کانال سوئز برای تحویل به مشتریان به آن منتقل می‌کند.

در حالی که سایر تولیدکنندگان نفت خلیج فارس نظیر امارات متحده عربی، عراق و کویت برای صادرات نفت خام خود به شدت به ترددهای پنهانی نفتکش‌ها از تنگه هرمز متکی بوده‌اند، عربستان به دلیل امکان استفاده از خط لوله شرق به غرب وابستگی کمتری به این شیوه نشان می‌داد، اما این رویکرد ممکن است تغییر کند.

به گفته یک منبع آگاه، ریاض اکنون در تلاش است تا صادرات خود از طریق تنگه هرمز را افزایش دهد، هرچند هنوز مشخص نیست با چه سرعتی می‌تواند این تغییر مسیر را برای جبران اختلال خط لوله عملیاتی کند یا تا چه حد قادر خواهد بود این محموله‌ها را برای جلوگیری از زیان ده‌ها میلیارد دلاری درآمدهای صادراتی افزایش دهد.

طول ۱۲۰۰ کیلومتری این خط لوله، تضمین امنیت کامل آن را به چالشی جدی تبدیل کرده است. بر اساس تحلیل کارشناسان اندیشکده مطالعات جنگ، استقرار سامانه‌های مقابله با پهپاد در امتداد این مسیر طولانی در خاک عربستان اقدامی بسیار پرهزینه و نیازمند منابع گسترده خواهد بود.

تقریباً تمام طول این خط لوله در عمق حدود یک متری زمین مدفون است که این امر تا حدی آن را در برابر حملات هوایی محافظت می‌کند، اما آسیب‌پذیرترین بخش‌های آن، ۱۱ ایستگاه تقویت فشار هستند که در آن‌ها خط لوله به سطح زمین می‌آید و شیرهای کنترل، جریان نفت را تنظیم می‌کنند. تصاویر ماهواره‌ای شرکت وانتور از آسیب‌دیدگی یک ایستگاه پمپاژ در جنوب مدینه پس از حمله اخیر خبر می‌دهند، هرچند عربستان رسماً اهداف مورد اصابت را تایید نکرده است.

با وجود اینکه آسیب به یک نقطه می‌تواند کل شبکه را مختل کند، ریاض پیش از این نشان داده که قادر است به سرعت جریان انتقال را بازیابی کند. شیرهای کنترلی تعبیه‌شده در فواصل حدود ۲۰ مایلی، امکان جداسازی بخش‌های آسیب‌دیده و انجام تعمیرات موضعی را فراهم می‌آورند.

همچنین می‌توان ایستگاه‌های تقویت فشار آسیب‌دیده را از مدار خارج کرد، اگرچه این اقدام تا حدی از ظرفیت نهایی پمپاژ می‌کاهد. بر اساس گزارش منابع آگاه، آرامکو در حال حاضر تلاش می‌کند با دور زدن بخش آسیب‌دیده در ماه سپتامبر، زمینه ازسرگیری بخشی از ظرفیت خط لوله را فراهم کند.

این نخستین باری نیست که خط لوله شرق به غرب هدف قرار می‌گیرد؛ در ماه آوریل نیز عربستان اعلام کرد یک ایستگاه تقویت فشار در جریان حملات گسترده به تاسیسات تولید، پالایشگاهی و پتروشیمی آسیب دید که در ابتدا روزانه ۷۰۰ هزار بشکه از ظرفیت انتقال را کاست اما ظرفیت کامل ظرف چند روز احیا شد. در سال ۲۰۱۹ نیز حوثی‌ها این خط لوله را با پهپاد هدف قرار دادند که به آسیب دیدن برخی ایستگاه‌های تقویت فشار و توقف موقت فعالیت آن منجر شد.

زیرساخت‌های انرژی عربستان در ماه‌های ابتدایی جنگ آمریکا علیه ایران و در جریان پاسخ ایران و متحدانش در واکنش به اقدامات آمریکا و اسرائیل نیز هدف قرار گرفته بود؛ از جمله پالایشگاه راس‌تنوره، بزرگ‌ترین پالایشگاه عربستان و تامین‌کننده کلیدی سوخت‌هایی مانند گازوئیل برای اروپا، که ناچار به تعطیلی موقت شد. در ماه‌های اخیر، ریاض از دو جبهه حوثی‌ها و گروه‌های شبه‌نظامی عراقی تحت فشار قرار داشته است.

با اینکه هنوز مشخص نیست دقیقاً چه گروهی مسئولیت حمله سپتامبر به خط لوله شرق به غرب را بر عهده داشته، اما حوثی‌ها با اتکا به دسترسی‌هایی که گروه‌های عراقی در مناطق تحت کنترل خود به آن‌ها داده‌اند، امکان اجرای عملیات علیه عربستان از خاک عراق را دارند. حوثی‌ها در ماه ژوئیه اعلام کرده بودند که در واکنش به محاصره صنعا، پایتخت یمن که از سال ۲۰۱۴ در کنترل آن‌هاست، بنادر عربستان را محاصره خواهند کرد.

آن‌ها پس از این تهدید، در امتداد سواحل دریای سرخ در یمن پیشروی کردند و مواضع خود در نزدیکی تنگه باب‌المندب و توان هدف‌گیری کشتی‌های عبوری از این آبراه کلیدی را ارتقا دادند. خطر حمله به نفتکش‌ها موجب شد صادرات نفت عربستان در ماه اوت به پایین‌ترین سطح در حداقل ۹ سال گذشته سقوط کند و تولید نفت خام این کشور نیز کاهش یابد. حوثی‌ها همچنین مسئولیت حملاتی را بر عهده گرفته‌اند که فعالیت تاسیسات انرژی در جنوب غربی عربستان را متوقف ساخت، گرچه این تاسیسات عمدتاً تامین‌کننده تقاضای داخلی هستند.

حتی در صورت بازگشایی خط لوله شرق به غرب، چنانچه تردد از باب‌المندب با مانع‌تراشی حوثی‌ها روبه‌رو باشد، صادرات از ینبع به طور کامل بازیابی نخواهد شد و بخش بیشتری از محموله‌ها باید از مسیر شمالی و از طریق کانال سوئز هدایت شوند؛ گزینه‌ای که برای خریداران آسیایی پرهزینه‌تر و زمان‌برتر است.

عربستان پیش‌تر و در واکنش به اتهام حمله به زیرساخت‌های نفتی خود، حملات مشترکی را با ایالات متحده علیه گروه هایی در عراق ترتیب داده بود، اما پس از حمله اخیر به خط لوله شرق به غرب اعلام کرد که بنا به درخواست نخست‌وزیر عراق، در مقطع کنونی از اقدام تلافی‌جویانه خودداری می‌کند.

پیشروی‌های حوثی‌ها عربستان را در برابر تصمیمی سخت قرار داده است: ورود به تشدید کارزار نظامی که در طول سال‌ها نتوانسته شبه‌نظامیان را شکست دهد، یا پذیرش اهرم فشار فزاینده حوثی‌ها بر مسیر دریای سرخ که اکنون بیش از هر زمان دیگری برای صادرات نفت این کشور حیاتی شده است.

در همین راستا محمد بن سلمان ولیعهد عربستان برای مقابله با حوثی‌ها خواستار کمک نظامی از دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا و اندی برنهام نخست وزیر بریتانیا شده است، هرچند هیچ یک از این دو کشور تاکنون تمایلی به مداخله مستقیم نظامی نشان نداده اند.