به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد؛ مشکل جدید بازار نفت دیگر کمبود عرضه نیست، بلکه چالشهای لجستیکی است. این زاویه دید تازهای است که «ران بوسو»، ستوننویس انرژی رویترز و تحلیلگر باسابقه تلاقی بازارهای فیزیکی نفت با ژئوپلیتیک، روی میز میگذارد. صادرات نفت خام خاورمیانه بهتازگی به بالاترین سطح خود از زمان آغاز جنگ رسیده است. با وجود تداوم تهدیدها، تولیدکنندگان بیشتری در حاشیه خلیج فارس ترانزیت محمولههای خود را از مسیر تنگه هرمز از سر گرفتهاند. با این حال قیمت نفت سرسختانه در سطوح بالا مقاومت میکند و آنطور که بوسو در یادداشت اخیر خود برای رویترز استدلال می کند این موضوع نشان میدهد مشکلات لجستیکی به اندازه قطع کامل عرضه، بازار را مختل کرده است.
دادههای موسسه کپلر نشان میدهد میانگین هفتروزه جریان نفت خام عبوری از این آبراه پرالتهاب در ۲۶ سپتامبر (۴ مهر) به ۱۴.۲ میلیون بشکه در روز رسید. این رقم معادل تقریبا ۸۰ درصد از حجم پیش از آغاز جنگ است. (گزارشهای دیگر ارقام بالاتری را برای کل صادرات نفت خام منطقه در سپتامبر اعلام کردهاند که مسیرهای دیگری مانند دریای سرخ را هم در بر میگیرد.) اگرچه از آن زمان حجم عبوری کاهش یافته، اما این آمارها احتمالا در آینده با بازنگری افزایشی مواجه میشوند. دلیل این امر آن است که کشتیها معمولا سیستمهای ردیابی ماهوارهای خود را هنگام عبور از تنگه و حتی تا چند روز پس از آن خاموش میکنند. در هر صورت روند فعلی کاملا روشن است و نشان میدهد نفت خام بسیار بیشتری در حال عبور از تنگه هرمز است. اما سوال اینجاست که چرا نفت برنت همچنان بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه معامله میشود؟ پاسخ این پرسش در یک کلمه خلاصه میشود: لجستیک.
صنعت جهانی نفت دههها مانند سیستمی دقیق و هماهنگ عمل میکرد. وظیفه این سیستم جابهجایی حجم عظیمی از نفت خام و فرآوردههای سوختی در مسافتهای طولانی با کمترین هزینه ممکن بود. اما درگیریها در خاورمیانه و اروپای شرقی این الگو را در هم شکسته است. ترکیبی از نرخهای بیسابقه اجاره نفتکش، هزینههای سرسامآور بیمه و کمبود شدید ظرفیت پالایشی، گلوگاههای متعددی در سراسر زنجیره تامین انرژی ایجاد کرده است. برطرف کردن این مشکلات ممکن است ماهها یا حتی سالها زمان ببرد. در نتیجه مصرفکنندگان همچنان با صورتحسابهای سنگین انرژی روبهرو خواهند بود، حتی اگر فشار ناشی از کمبود عرضه نفت خام به تدریج کاهش یابد.
روند شکننده بهبود در هرمز
انسداد تنگه هرمز در پی آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، جریان جهانی تجارت نفت را به سرعت تغییر داد. تولیدکنندگان حاشیه خلیج فارس محمولههای خود را به مسیرهای جایگزین هدایت کردند. خریداران به دنبال تامین نیاز خود از مناطق دورتر رفتند و دولتها حجم بیسابقهای از ذخایر استراتژیک نفتی را روانه بازار کردند. یکی از بزرگترین تغییرات در این میان مربوط به عربستان سعودی بود. این کشور که پیشتر بزرگترین صادرکننده نفت جهان به شمار میرفت، صادرات خود را به خط لوله شرق به غرب منتقل کرد تا نفت خام را به بندر ینبع در حاشیه دریای سرخ برساند. در مقطعی از سال جاری میلادی، ۴ درصد از کل عرضه جهانی نفت از همین مسیر تامین میشد.
با این حال پس از حملات به این خط لوله در اوایل سپتامبر، عربستان مجبور شد صادرات خود را دوباره از طریق تنگه هرمز به خلیج فارس بازگرداند. به ادعای بوسو ریاض در این روند دریافت که عبور از تنگه برخلاف تصورات پیشین آسانتر است. طبق گزارش کپلر، صادرات عربستان از طریق هرمز در ماه سپتامبر به طور میانگین به ۳ میلیون بشکه در روز رسید که بالاترین رقم در طول دوران درگیری محسوب میشود.
هرچند این میزان تنها حدود نیمی از حجم صادرات پیش از جنگ بود، اما با بازگشت تدریجی خط لوله شرق به غرب به مدار فعالیت عادی، صادرات پادشاهی سعودی میتواند به سرعت به سطح قبل از بحران نزدیک شود.
با تمام این اوصاف، روند بهبود شرایط همچنان شکننده است. از یک سو افزایش صادرات کشورهای حاشیه خلیج فارس به کاهش کسری جهانی نفت کمک کرده است. موسسه انرژی اسپکتس برآورد میکند بازار در حال حاضر با کمبودی در حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز مواجه است، در حالی که این رقم در زمان اوج اختلالات در ماه مه به حدود ۴ میلیون بشکه میرسید. در شرایط عادی چنین بهبودی در وضعیت عرضه باید فشار نزولی قابلتوجهی بر قیمتها وارد میکرد. اما نفت برنت همچنان بالای ۱۰۰ دلار باقی مانده و بیش از ۴۰ درصد بالاتر از سطح پیش از جنگ است.
جهش بیسابقه کرایه نفتکشها
بدون شک این قیمتها بازتابدهنده صرف ریسک ناشی از احتمال تشدید دوباره تنشهاست، زیرا هنوز تفاهمی بر سر آینده تنگه هرمز حاصل نشده است. اما مسائل ژئوپلیتیک تنها بخشی از ماجرا هستند. هزینههای حملونقل و بیمه که روزگاری بخش نسبتا کوچکی از قیمت نهایی نفت تحویلی را تشکیل میدادند، اکنون به محرکهای اصلی قیمت تبدیل شدهاند.
این مسئله تا حدودی ناشی از سیستم حملونقل واسطهای و پیچیدهای است که در حال حاضر در اطراف خلیج فارس جریان دارد. غالبا برای انتقال نفت خام از طریق هرمز به دریای عمان به چند نفتکش نیاز است تا محمولهها پیش از حرکت به سمت خریداران آسیایی، به شناورهای کوچکتر منتقل شوند. این رویه باعث درگیری تعداد زیادی از نفتکشهای غولپیکر شده و دسترسی به این کشتیها را در سایر نقاط جهان کاهش داده است. همزمان خریداران به شکلی فزاینده نفت خام مورد نیاز خود را از حوضه اقیانوس اطلس تامین میکنند و از مسیرهای طولانیتر به آسیا میفرستند. این امر نیز محدودیت عرضه نفتکشها را تشدید میکند.
نتیجه این وضعیت، جهش شدید نرخهای کلیدی اجاره نفتکش و ثبت رکوردهای بیسابقه بوده است. طبق گزارش شرکت کارگزاری پوتن اند پارتنرز، نرخ انتقال نفت خام از خاورمیانه به آسیا با استفاده از نفتکشهای غولپیکر اخیرا از مرز ۱.۲ میلیون دلار در روز عبور کرده است. این در حالی است که رقم مذکور در ماه ژانویه تنها حدود ۳۰ هزار دلار در روز بود. بر همین اساس هزینههای حملونقل که پیشتر تنها حدود ۳ درصد از قیمت نهایی یک بشکه نفت را شامل میشد، اکنون تقریبا به ۲۷ درصد رسیده است.
بعید به نظر میرسد این هزینهها تا زمان بازگشت جریان تجارت به الگوی پیش از جنگ عادی شوند. در واقع بهبود بیشتر صادرات از طریق تنگه هرمز ممکن است در ابتدا اوضاع را وخیمتر کند، چرا که تقاضا برای شبکههای پیچیده حملونقل واسطهای جهت جابهجایی ایمن نفت در منطقه را افزایش میدهد.
تنگنای پالایشی
از دست رفتن ظرفیت پالایشی در خاورمیانه و همچنین روسیه، جایی که حملات پهپادی دهها تاسیسات را فلج کرده، این مشکل را بهویژه در بازار گازوئیل دوچندان کرده است. قیمت گازوئیل با ثبت رکوردهای بیسابقه به یک نگرانی سیاسی عمده در آستانه انتخابات میاندورهای ایالات متحده تبدیل شده است، زیرا سوخت بخش عمدهای از صنایع مدرن، کشاورزی و تولیدات کارخانهای به گازوئیل وابسته است.
تصمیم هفته گذشته گروه هفت مبنی بر آزادسازی گازوئیل از ذخایر استراتژیک، احتمالا تنها تسکینی موقتی به همراه دارد و کمکی به احیای ظرفیت ازدسترفته پالایشی نمیکند. افزون بر این، پالایشگاهها رقابت فزایندهای برای خرید نفت خام ترش متوسط با بازدهی تولید گازوئیل بالاتر دارند. این نوع نفت عمدتا در خاورمیانه و روسیه متمرکز است و این دقیقا همان مناطقی است که شدیدترین اختلالات عرضه را تجربه میکنند.
این پویایی در حال ایجاد یک چرخه معیوب است. محدودیت ظرفیت پالایشی به افزایش قیمت گازوئیل میانجامد. این مسئله به نوبه خود تقاضا برای گریدهای نفتی غنی از گازوئیل را بالا میبرد که در نهایت محرک افزایش قیمت نفت خام است. نتیجه تمام این تحولات آن است که قیمت نفت دیگر عمدتا تابعی از میزان عرضه نیست، بلکه به توانایی صنعت در حملونقل و پالایش گره خورده است. همین امر روند کاهش قیمتها را به چالشی بسیار دشوارتر تبدیل میکند.
خبرگزاری علت
نظر شما