تاریخ انتشار: شماره خبر: ۴۳۰۵۰۸۳ سایت خوان

اقتصادنیوز : چالش اصلی اروپا این است که آیا می‌تواند میان اصول سیاسی و منافع راهبردی خود توازن برقرار کند و بار دیگر به بازیگری مستقل در خاورمیانه تبدیل شود؛ یا همچنان شاهد کاهش نفوذ خود در شرایطی خواهد بود که دیگر قدرت‌ها نقش پررنگ‌تری را در شکل دادن به آینده منطقه ایفا می‌کنند.

جنگ ایران یک واقعیت تلخ را آشکار کرد / چرخش تهران به سمت مسکو از پیامدهای تضعیف اروپا بود؟

در سال‌های گذشته، اروپا نقشی جدی در پیشبرد دیپلماسی ایفا می‌کرد؛ مسیری که نیازمند صبر بوده و معمولا نیازمند تعاملی خسته‌کننده با دشمنان بود. اما اروپای امروز، تنها به اعمال تحریم‌ها و صدور بیانیه‌ها بسنده می‌کند.

در حال با گذشت ده سال از تلاش پارلمان اروپا برای گسترش روابط با تهران در پی توافق هسته‌ای، مناسبات بین دو طرف به‌شدت تضعیف شده است. در این میان، ناتوانی اروپا در حفظ منافع اقتصادی ایران پس از خروج آمریکا از برجام و فاصله گرفتن از دیپلماسی مستقل، نقش مهمی در کاهش نفوذ این اتحادیه داشته است.

از واقع‌گرایی در برجام تا افول نقش

الدار ممدوف در پروجکت‌سیندیکیت که «فاطمه سرخوش» آن را در اقتصادنیوز ترجمه کرده‌است نوشت: ده سال پیش، در ۲۵ اکتبر ۲۰۱۶، پارلمان اروپا گزارشی درباره روابط با ایران تصویب کرد که بازتاب‌دهنده رویکردی مبتنی بر واقع‌گرایی و دوراندیشی در سیاست خارجی بود. این گزارش به ابتکار و با هدایت ریچارد هاویت، نماینده بریتانیایی پارلمان اروپا، تهیه شده بود و راهبردی بلندمدت برای تعامل با تهران پس از دستیابی به توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵، موسوم به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، ارائه می‌کرد؛ توافقی دیپلماتیک که اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن، از جمله بریتانیا، فرانسه و آلمان، نقشی محوری در شکل‌گیری آن داشتند.

نویسنده در ادامه نوشت: من که در آن زمان به‌عنوان مشاور سیاست خارجی در پارلمان اروپا فعالیت می‌کردم، در تدوین، مذاکره و تصویب این گزارش با هاویت همکاری داشتم. همچنین در مأموریت حقیقت‌یاب پارلمان به تهران نیز مشارکت کردم. گزارش در نهایت با ۴۵۶ رأی موافق، ۱۷۴ رأی مخالف و ۶۷ رأی ممتنع به تصویب رسید.

بااین‌حال، اهمیت این سند فراتر از نتیجه رأی‌گیری بود. گزارش در مقطعی تصویب شد که به نظر می‌رسید اروپا توانایی طراحی و اجرای سیاستی مبتنی بر آینده‌نگری راهبردی را دارد. در آن چارچوب، تعامل با ایران ابزاری واقع‌گرایانه برای پیشبرد منافع امنیتی و اقتصادی اروپا و کمک به ثبات خاورمیانه تلقی می‌شد.

اما اکنون، روابط اتحادیه اروپا و ایران به‌شدت آسیب دیده است. اروپا بخش قابل‌توجهی از اهرم‌های اقتصادی خود را از دست داده، نفوذ دیپلماتیکش به میزان چشمگیری کاهش یافته و نقش آن در مدیریت بحران‌های امنیتی منطقه به حاشیه رانده شده است.

برای درک ابعاد این افول، باید به زمانی بازگشت که رویکرد اروپا در قبال ایران بلندپروازانه‌تر و مبتنی بر محاسبات عملی بود.

راهبرد سال ۲۰۱۶؛ تعامل در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی

گزارش هاویت توسعه روابط با ایران را در حوزه‌های مختلف، از گفت‌وگوی سیاسی و تجارت گرفته تا تبادلات دانشگاهی، حقوق بشر و امنیت منطقه‌ای، پیشنهاد می‌کرد.

 یکی از محورهای این گزارش، ارائه تخصص و کمک‌های فنی اروپا به ایران برای رعایت معیارهای گروه ویژه اقدام مالی (FATF) بود؛ اقدامی که می‌توانست به اصلاحات اقتصادی و تسهیل ارتباط ایران با نظام مالی بین‌المللی کمک کند.

این رویکرد با دیدگاهی که سال‌ها از سوی جریان‌های تندرو در آمریکا، اسرائیل و برخی پایتخت‌های عربی ترویج می‌شد، تفاوت داشت. در آن دیدگاه، ایران به‌عنوان عامل اصلی بی‌ثباتی منطقه معرفی می‌شد. اما گزارش پارلمان اروپا، تهران را بازیگری ضروری برای حل‌وفصل منازعات سوریه، عراق و یمن می‌دانست.

این سند همچنین از دیپلماسی اروپا برای نزدیک کردن ایران و عربستان حمایت می‌کرد؛ هدفی که چند سال بعد، به‌جای بروکسل، پکن در پیشبرد آن نقش مهمی ایفا کرد.

اهمیت گزارش صرفاً به طرح پیشنهادهای پارلمانی محدود نماند. چند هفته پس از تصویب آن، شورای امور خارجی اتحادیه اروپا نیز رویکرد پیشنهادی پارلمان برای تعامل با تهران را تأیید کرد و از ایجاد نمایندگی اتحادیه اروپا در ایران حمایت به عمل آورد. به این ترتیب، دیپلماسی پارلمانی توانست در شکل‌گیری موضع سیاسی گسترده‌تر اتحادیه اروپا نقش داشته باشد.

استقبال‌ها و مخالفت‌ها

واکنش‌ها به این گزارش‌ها، شکاف‌های سیاسی پیرامون سیاست تعامل با ایران را آشکار کرد. شورای ملی ایرانیان آمریکا، نهادی مستقر در واشنگتن که از دیپلماسی حمایت می‌کند، از گزارش استقبال کرد. تریتا پارسی، بنیان‌گذار و رئیس وقت این نهاد که اکنون معاون اجرایی مؤسسه کوئینسی است، راهبرد گسترش روابط با ایران را ستود و نسبت به بازگشت سیاست انزوای تهران و تهدیدهای نظامی هشدار داد. در مقابل، برخی گروه‌های نزدیک به اسرائیل نیز از گزارش انتقاد کردند.

پیشنهاد اصلی این بود که موضوع حقوق بشر در چارچوبی گسترده‌تر از گفت‌وگو و تعامل پیگیری شود، نه اینکه صرفاً به صدور محکومیت‌های سیاسی محدود بماند. هاویت در جریان مناظره پارلمانی خطاب به منتقدان گفت که رویکرد آنان «آگاهانه اهرم فشاری را که در اختیار داریم به خطر می‌اندازد و احتمال بهبود وضعیت حقوق بشر را کمتر، نه بیشتر، می‌کند».

در مقابل، واکنش تهران نیز به همان اندازه معنادار بود. سخنگوی وزارت خارجه ایران اعلام کرد که این سند حاوی نکات امیدوارکننده‌ای است که می‌تواند افق‌های تازه‌ای برای گسترش روابط ایران و اتحادیه اروپا بگشاید.

خوشبینی کوتاه‌مدت

با وجود همه موانع، در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ هنوز این تصور وجود داشت که مخالفان تعامل در دو سوی ماجرا قادر نخواهند بود مسیر مثبت روابط را متوقف کنند. فدریکا موگرینی، مسئول وقت سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز بر این باور بود که برجام باید نقطه آغاز گسترش روابط باشد، نه سقف و حد نهایی آن. اما این خوش‌بینی دوام چندانی نداشت.

خروج ترامپ از برجام؛ آزمون ناکام اروپا در حفظ استقلال

در سال ۲۰۱۸، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، به‌صورت یک‌جانبه از برجام خارج شد؛ آن هم در شرایطی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تا آن زمان پایبندی ایران به تعهدات هسته‌ای توافق را تأیید می‌کرد.

اتحادیه اروپا با تصمیم واشنگتن مخالفت کرد، اما فاصله میان مواضع اعلامی بروکسل و توانایی عملی آن برای حفظ توافق، به‌سرعت آشکار شد.

شرکت‌های اروپایی در پی تهدید تحریم‌های ثانویه آمریکا از بازار ایران خارج شدند و بانک‌ها نیز از انجام بسیاری از مبادلات مالی با این کشور خودداری کردند. اتحادیه اروپا تلاش کرد با سازوکارهایی مانند اینستکس، تجارت با ایران را حفظ کند، اما این ابتکارها بسیار کمتر از آنچه انتظار می‌رفت کارآمد بودند. در نتیجه، منافع اقتصادی وعده‌داده‌شده در چارچوب برجام برای ایران تحقق نیافت.

هم‌زمان، سه کشور اروپایی عضو برجام، یعنی بریتانیا، فرانسه و آلمان، در تلاشی که به‌منظور جلب رضایت ترامپ بود، مواضع سخت‌گیرانه‌تری در قبال تهران اتخاذ کردند. آن‌ها ایران را به بی‌ثبات کردن منطقه و توسعه موشک‌های بالستیک متهم کردند.

موضوع موشکی به‌ویژه موجب نارضایتی تهران شد؛ زیرا هم‌زمان، همین کشورهای اروپایی فروش تسلیحات پیشرفته به رقبای منطقه‌ای ایران را افزایش می‌دادند. از نگاه مقام‌های ایرانی، توان موشکی بخشی از ظرفیت دفاع ملی کشور بود.

چرخش تهران به سمت مسکو از پیامدهای تضعیف اروپا بود؟

پیام این تحولات برای تهران روشن بود: اروپا ممکن است با سیاست‌های واشنگتن مخالفت کند، اما توانایی لازم برای محافظت از توافق هسته‌ای را ندارد.

نویسنده مدعی شد: این ناتوانی یکی از عوامل مهم در چرخش تدریجی ایران به سوی مسکو بود؛ چرخشی که به گسترش همکاری‌های نظامی و فنی دو کشور انجامید. ایران با تعمیق همکاری نظامی با کرملین، به این نزدیکی بُعد تازه‌ای بخشید. در مقابل، همکاری‌های نظامی و فنی روسیه با ایران نیز افزایش یافت؛ روندی که خود به تشدید تنش در روابط تهران و اتحادیه اروپا کمک کرد.

جنگ ایران؛ نمونه آشکار کاهش اعتبار اروپا

پیامدهای ناکامی اروپا در حفظ برجام در جریان جنگ‌های آمریکا و اسرائیل علیه ایران در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، بیش از پیش آشکار شد. اروپا به‌جای ایفای نقش یک پل دیپلماتیک مستقل برای میانجی‌گری میان واشنگتن و تهران، برای یافتن جایگاهی مؤثر در تحولات منطقه با مشکل روبه‌رو شد.

فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، حمایت آشکاری از حملات اسرائیل به ایران نشان داد و این اقدامات را به‌عنوان انجام «کار کثیف» برای اروپایی‌ها توصیف کرد. در مقابل، پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا، از معدود رهبران برجسته اروپایی بود که صریحا با این حملات مخالفت کرد. دولت اسپانیا استفاده از پایگاه‌های نظامی این کشور برای جنگ را ممنوع کرد؛ تصمیمی که با تلاش‌های ترامپ برای تحت فشار قرار دادن مادرید روبه‌رو شد.

در شرایطی که اروپا زمانی در دیپلماسی با ایران پیشگام بود، اکنون عمدتاً به صدور بیانیه‌هایی کم‌اثر محدود شده است. در مقابل، پاکستان، ترکیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس تلاش کرده‌اند تا نقش پررنگ‌تری در میانجی‌گری و مدیریت تنش‌های منطقه‌ای بر عهده بگیرند.

تفاوت وضعیت کنونی با رویکرد سال ۲۰۱۶ چشمگیر است. اروپا که زمانی می‌کوشید با استفاده از دیپلماسی، تجارت و گفت‌وگو بر رفتار ایران تأثیر بگذارد، اکنون بخش زیادی از ابزارهای نفوذ خود را از دست داده است.

بازگشت به جایگاه قبل ممکن است اما...

مسئله صرفاً این نیست که اروپا چگونه اهرم‌های فشار و نفوذ خود بر ایران را با مواضع سیاسی و دیپلماتیک کم‌اثر جایگزین کرد؛ پرسش مهم‌تر آن است که آیا این اتحادیه می‌تواند بار دیگر به همان درک راهبردی از سیاست خارجی بازگردد که زمانی امکان تعامل مؤثر با تهران را فراهم می‌کرد؟

تجربه یک دهه اخیر نشان می‌دهد که اعلام مخالفت با سیاست‌های آمریکا، بدون برخورداری از ابزارهای اقتصادی و توانایی اجرای تصمیم‌های مستقل، برای حفظ نفوذ دیپلماتیک کافی نیست. اروپا پس از خروج واشنگتن از برجام نتوانست منافع اقتصادی وعده‌داده‌شده را برای ایران تضمین کند و در نتیجه، اعتبار خود را به‌عنوان شریکی قابل‌اتکا تضعیف کرد.

درواقع، تعامل با ایران در سال ۲۰۱۶ نه به معنای نادیده گرفتن اختلافات سیاسی و حقوق بشری بود و نه مستلزم چشم‌پوشی از نگرانی‌های امنیتی اروپا. هدف، استفاده از دیپلماسی برای حفظ کانال‌های ارتباطی، پیشبرد منافع اقتصادی و ایجاد امکان همکاری در پرونده‌های منطقه‌ای بود.

ورود دیپلماسی منطقه‌ای به منازعه ایران و آمریکا

 چالش اصلی اروپا این است که آیا می‌تواند میان اصول سیاسی و منافع راهبردی خود توازن برقرار کند و بار دیگر به بازیگری مستقل در خاورمیانه تبدیل شود؛ یا همچنان شاهد کاهش نفوذ خود در شرایطی خواهد بود که دیگر قدرت‌ها نقش پررنگ‌تری را در شکل دادن به آینده منطقه ایفا می‌کنند.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن