اعراب در جست‌وجوی تعادل از دست رفته

مطابق گزارش منتشرشده، موضوع اصلی گفت‌وگوها آینده جنگ، نحوه پایان آن و ترتیبات روز بعد خواهد بود؛ موضوعی که نشان می‌دهد کشورهای عربی خلیج فارس صرفا مخاطب سیاست آمریکا نیستند، بلکه خود نیز بخشی از معادله پساجنگ محسوب می‌شوند. نگرانی آنها روشن است: جنگ طولانی، پیش از آنکه یک دستاورد ژئوپلیتیک برای آنها ایجاد کند، زیرساخت‌های انرژی، مسیرهای کشتیرانی و ثبات اقتصادی‌شان را در معرض ریسک قرار می‌دهد. از همین منظر، رفتار کشورهای عربی خلیج فارس را نمی‌توان صرفا در قالب همراهی با واشنگتن یا فاصله‌گیری از تهران توضیح داد. آنچه در سیاست این کشورها قابل مشاهده است، نوعی چند همسویی راهبردی است؛ حفظ پیوند امنیتی با آمریکا، در عین تلاش برای جلوگیری از تثبیت وضعیت جنگی و بازگرداندن روابط منطقه‌ای به شرایط پیش از درگیری.

از این منظر، همراهی امنیتی با آمریکا به معنای همراهی کامل با همه گزینه‌های واشنگتن در قبال ایران نیست. کشورهای خلیج فارس طی سال‌های اخیر کوشیده‌اند میان دو ضرورت متفاوت تعادل برقرار کنند، نخست حفظ چتر امنیتی آمریکا و تضمین بازدارندگی در برابر تهدیدهای منطقه‌ای؛ دوم، جلوگیری از تبدیل شدن خاک و زیرساخت‌های آنها به صحنه رویارویی مستقیم ایران و آمریکا. تجربه جنگ اخیر، هزینه این دوگانه را ملموس‌تر کرده است؛ به‌ویژه آنجا که پایگاه‌های نظامی، تاسیسات انرژی و مسیرهای دریایی منطقه در معرض پیامدهای مستقیم جنگ قرار گرفتند.

در واقع، مساله برای پایتخت‌های عربی خلیج فارس، انتخاب میان تهران و واشنگتن نیست؛ مساله، مدیریت همزمان رابطه با هر دو است. گزارش فایننشال تایمز درباره اظهارات مقام‌های امارات و قطر این جهت‌گیری را به‌خوبی نشان می‌دهد. انور قرقاش بر ضرورت حضور کشورهای عربی در گفت‌وگوهای مربوط به آینده منطقه تاکید کرده و محمد بن عبدالرحمن آل‌ثانی نیز از ضرورت ایجاد یک چارچوب امنیتی منطقه‌ای که ایران را نیز دربرگیرد سخن گفته است.

این مواضع را می‌توان بخشی از یک روند بزرگ‌تر دانست. کشورهای شورای همکاری طی سال‌های اخیر ضمن تعمیق روابط دفاعی و امنیتی با واشنگتن، روابط اقتصادی و سیاسی خود را با چین، هند، روسیه و دیگر قدرت‌ها نیز گسترش داده‌اند. گزارش‌های تحلیلی پس از جنگ نیز نشان می‌دهد که جنگ اخیر پرسش‌هایی تازه درباره میزان اتکای این کشورها به تضمین‌های امنیتی آمریکا ایجاد کرده است؛ اما این به معنای کنار گذاشتن واشنگتن نیست. آنچه بیشتر به چشم می‌آید، تلاش برای کاهش وابستگی یک‌جانبه و افزایش گزینه‌ها است.

در این چارچوب، بازگشت به وضعیت پیش از جنگ را نباید به معنای بازگشت به روابط بدون اختلاف با ایران تلقی کرد. اختلافات امنیتی، رقابت ژئوپلیتیک و نگرانی‌های کشورهای عربی درباره سیاست‌های منطقه‌ای تهران همچنان پابرجاست. اما میان اختلاف با ایران و جنگ با ایران فاصله‌ای اساسی وجود دارد؛ فاصله‌ای که برای کشورهای خلیج‌فارس از اهمیت راهبردی برخوردار است. آنها از یک‌سو خواهان تضمین‌های امنیتی آمریکا هستند و از سوی دیگر، خواهان آن نیستند که این تضمین‌ها به مشارکت آنها در یک جنگ فرسایشی با تهران منجر شود.

از این منظر، روز بعد جنگ برای کشورهای شورای همکاری شاید حتی مهم‌تر از خود جنگ باشد. پرسش اصلی این است که آیا منطقه پس از جنگ دوباره به همان الگوی پیشین بازمی‌گردد یا معماری امنیتی تازه‌ای شکل می‌گیرد؟ شواهد موجود نشان می‌دهد که ترجیح اصلی پایتخت‌های عربی، نه تداوم جنگ و نه الزاما یک نظم کاملا جدید، بلکه بازگشت به یک وضعیت قابل مدیریت است؛ وضعیتی که در آن رابطه با واشنگتن حفظ شود، اما کانال‌های ارتباطی با تهران نیز بسته نشود.

به بیان دیگر، کشورهای شورای همکاری در حال حرکت به سمت انتخاب یک اردوگاه نیستند؛ آنها در پی افزایش دامنه انتخاب‌های خود هستند. این همان منطق چندهمسویی است: همکاری دفاعی با آمریکا، گفت‌وگو با ایران، توسعه روابط با چین و دیگر قدرت‌ها و همزمان تلاش برای کاهش احتمال گرفتار شدن در جنگ‌های آینده. از این منظر بلومبرگ گزارش داده که کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در دیدار روز سه‌شنبه از ترامپ خواهند خواست از تشدید تنش بیشتر با ایران خودداری کند.