به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-فاطمه نصیری؛ بررسی کتاب «مارکس در ترازو»، نشان میدهد که مارکس ارزش کالا و ارزش اضافی را ناشی از کار انسان میدانست و سود سرمایهدار را استثمار کارگر معرفی میکرد. او سرمایه را به به ۲ دسته سرمایه ثابت مانند ماشینآلات و مواد، و سرمایه متغیر یعنی نیروی کار، تقسیم میکرد و تنها سرمایه متغیر را منشا ارزش میشمرد.
بومباورک این نظریه را نقد کرد و ارزش را امری ذهنی و برآمده از ترجیحات فردی دانست، نه واقعیتی عینی و مستقل از اراده انسان.
بر اساس گفتههای «محمود صدری»، مترجم کتاب، میتوان گفت که مارکس بر عینیتگرایی و قوانین تاریخی تاکید دارد، در حالی که مکتب اتریش بر اراده آزاد و ارزیابی ذهنی افراد تکیه میکند.
با اینحال هر دو رویکرد در خوشبینی به طبیعت انسان مشترکاند.
خبرگزاری علت
نظر شما