به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد، فرزین زندی، پژوهشگر ژئوپلیتیک دانشگاه کانزاس در یادداشتی نوشت: انتشار یک توییت معنادار از سوی یکی از چهرههای رسانهای/امنیتی ایران در بحبوحه آغاز دور دیگری از جنگ، موجی از خوانشهای متضاد را برانگیخته است؛ «فعالشدن دکترین دست مرده».
در ادبیات راهبردی، اصطلاح «دست مرده» (Dead Hand)، به سازوکار تضمین «ضربه دوم» اتمی در شوروی اشاره دارد؛ سامانهای نیمهخودکار که به شکلی طراحی شده بود تا در صورت حمله اتمی غافلگیرکننده آمریکا به شوروی، کشته شدن رهبران سیاسی عالیرتبه و نابودی کامل زنجیره فرماندهی نظامی این کشور، بهطور خودکار مجوز و فرمان شلیک موشکهای اتمی باقیمانده را بدون نیاز به دستور مستقیم رهبران سیاسی صادر کند.
از دید برخی ناظران، توئیت مورد اشاره، سیگنالی غیرمستقیم مبنی بر احتمال گذار ایران به فاز «بازدارندگی حداکثری» و حتی «آزمایش سلاح هستهای» تلقی شده است (با فرض در اختیار داشتن زرادخانه قابل اتکا).
این رخداد نمادین، فارغ از ارزش تاکتیکی فوری آن، بار دیگر این پرسش بنیادین را پیش میکشد که در صورت استمرار اصطکاک میان تهران و واشنگتن و قفلشدن ابزارهای بازدارندگی متعارف، روند تحولات با چه پویاییهایی به سمت تغییر موازنه اتمیِ احتمالی، سوق خواهد یافت و این بنبست چگونه شکل میگیرد.
پیشتر، تصور غالب این بود که جنگ مدرن مسابقهای است میان «بمبهای سنگرشکن» و «دیوارهای بتنی»؛ اما منطق زیرین این منازعه سالها پیش توسط اندیشمندان علوم استراتژیک و بازیپژوهان بینالملل رمزگشایی شده بود.
آنچه امروز در آسمان و پایگاههای نظامی خاورمیانه میگذرد، صرفاً تبادل آتش نیست؛ یک «مسابقه سنجش تابآوری و استقامت در آستانه دردی تحملناپذیر» است. اما فرض میکنیم این اصطکاک بیپایان به نقطه جوش برسد و ایران در میانه یک بحران نظامی که عواقب سیاسی جدی برای بقای موجودیت آن به دنبال خواهد آورد، ناگهان از یک سلاح هستهای رونمایی و آن را آزمایش کند؛ در این صورت بازی به چه شکل پیش خواهد رفت؟
برای دههها، استراتژیستهای واشنگتن بر این فرضیه تکیه میکردند که با سرمایهگذاری سنگین روی سپرهای دفاع ضد موشکی مانند پاتریوت، تاد، گنبد آهنین و... میتوان امنیت را به یک «متغیر مکانیکی» تبدیل کرد؛ یعنی دشمن شلیک میکند و سپر دفاع موشکی، آن را در آسمان نابود میسازد. اما در میدان واقعی، ریاضیات جنگ جور دیگری رقم خورد.
همانطور که «رابرت پاول»، نظریهپرداز برجسته دانشگاه برکلی، سالها پیش فرمولبندی کرده بود، سپرهای دفاع موشکی حامل یک «تناقض ذاتی» هستند: تا زمانی که کارآمدی یک سپر ۱۰۰ درصد مطلق نباشد، هیچ امنیت پایدار و مصونیتی خلق نمیکند. از همین رو، عبور تنها ده درصد از موشکهای سنگین نقطهزن کافی است تا یک پایگاه هوایی، مرکز پالایشگاهی یا بندر استراتژیک را به تلی از خاکستر بدل سازد.
تلفات جانی و ویرانی اقتصادی ناشی از همین ده درصدِ عبور کرده، فراتر از آستانه تحمل سیاسی هر جامعهای است. در مقابل این نفوذپذیری هوایی، جغرافیای قدرتمند و کارآمدی نسبی رزم نامتقارن ایران قرار گرفته است: پنهانسازی تاسیسات هستهای و شهرهای موشکی در اعماق کوهها و صخرههای نفوذناپذیر.
وقتی بمبهای سنگرشکن نتوانند به این تاسیسات آسیب بزنند، گزینه «حمله خلعسلاحکننده» (Disarming Strike) برای مهاجم از بین میرود. نتیجه این معادله فنی، یک حقیقت بنیادین است: احتمالا هیچیک از طرفین، ابزار فیزیکی لازم را برای شکست کامل و از کار انداختن طرف مقابل ندارد.
ورود به «دیپلماسی خشونت»
وقتی دفاع ناممکن میشود، تعریف ارتشها و تسلیحات دگرگون میگردد. «توماس شلینگ»، اقتصاددان برنده نوبل، دههها پیش در کتاب کلاسیک خود نشان داد که نیروی نظامی دو کارکرد کاملاً متمایز دارد: نخست، نیروی محض (Brute Force): اینکه با ارتش خود مستقیماً دشمن را خلع سلاح کنید، خاکش را بگیرید و ارادهاش را در میدان درهم بکوبید.
دوم، قدرت آسیبزدن (The Power to Hurt): اینکه نیاز نداشته باشید ارتش دشمن را شکست دهید؛ بلکه بتوانید فراتر از خطوط مقدم، مستقیماً به منافع حیاتی، شهرها، جریان انرژی و اقتصاد او صدمه بزنید.
به گفته شلینگ، قدرت آسیب زدن زمانی به اوج بازدهی میرسد که صرفاً چیزی شلیک نشود، بلکه به عنوان یک «اهرم چانهزنی و گروگانگیری» بالای سر حریف نگه داشته شود. امروزه موشکهای مستقر در دل تونلها در نقش یک سپر راهبردی عمل میکنند: آنها پایگاههای منطقهای، ناوها و گلوگاههای نفتی را در تیررس دارند تا به تصمیمگیرندگان غربی یادآوری کنند که هر اقدام تهاجمی، هزینهای نامتناسب و گزاف در پی خواهد داشت. در طرف دیگر نیز آمریکا به شیوهای دیگر، در حال انجام عملی مشابه است.
نظریهپردازان معاصر این وضعیت را «تناقض ثبات–بیثباتی» مینامند. ترس دوطرفه از وقوع یک فاجعه آخرالزمانی در سطح بالا، مانع از صدور فرمان جنگ تمامعیار میشود؛ اما دقیقاً همین ترس، دست طرفین را برای ضربهزدن در «منطقه خاکستری» (وضعیت نه جنگ، نه صلح) باز میگذارد.
نبردهای پهپادی نیابتی، خرابکاریهای سایبری، توقیف نفتکشها و ترورهای هدفمند، محصول این وضعیت هستند. هر دو طرف سعی کردهاند در مرزهای مبهم و بدون عبور از خط قرمزِ جنگ فراگیر، به یکدیگر ضربه بزنند.
اما خطر اصلی دقیقاً در همین نقطه نهفته است: منطقه خاکستری ابدی نیست. کشمکش مداوم، فرسایش اجتماعی-روانی و خطاهای محاسباتی در تاریکی، و مهمتر از همه، احساس شدید تهدید بقا، ممکن است بازیگران را به نقطهای برساند که احساس کنند بازدارندگی متعارف دیگر امنیت آنها را در برابر ضربات فرسایشی تضمین نمیکند. اینجاست که سناریوی «آزمایش اتمی» از روی «کاغذ فرضیهها» به روی «میز تصمیمگیری» منتقل میشود.
تصور کنید زنگ هشدار دستگاههای زلزلهنگاری بینالمللی ناگهان به صدا درآید و ایران رسماً اعلام کند که به جمع دارندگان سلاح اتمی پیوسته است. این رویداد، نه یک تغییر فنی ساده، بلکه زلزلهای کامل در ساختار امنیتی خاورمیانه و قواعد بازی بینالملل خواهد بود.
در چنین وضعیت جدیدی، تحولات در این نقطه به چه سمتی خواهند رفت؟ با تکیه بر نظریههای استراتژیک، سه سناریوی محتمل پیشرو خواهد بود.
سناریوی نخست: انجماد فوری جنگ و گذار به «بازدارندگی متقابل» (پایان گزینههای نظامی)
پاول در مدل خود نشان میدهد که برنده نهایی بحرانهای حاد، کشوری است که «اراده بقا»ی بالاتری دارد. وقتی پای سلاح اتمی به میان میآید، منافع دو طرف به شکلی فاحش نامتقارن میشود: برای ایران هستهای، هرگونه جنگ تمامعیار به معنای نبرد برای موجودیت و حیات است؛ بنابراین هزینه تسلیم، بینهایت و اراده برای کشیدن ماشه نهایی در بالاترین سطح ممکن خواهد بود.
در سوی دیگر، برای ایالات متحده، کنترل فلان پایگاه یا مهار یک نفوذ منطقهای و حتی بهانهای چون تهدید موجودیت اسرائیل (منظور، اهمیت خود «بهانه» است، نه لزوما موجودیت اسرائیل) هرگز ارزش این را ندارد که ریسک اصابت حتی یک کلاهک هستهای به منافع حیاتی اسرائیل را پذیرا شود.
در این سناریو، احتمالا نوعی واقعگرایی سرد بر کاخ سفید حاکم خواهد شد. تمام گزینههای بمباران هوایی عمیق یا طرحهای تغییر رژیم بلافاصله بایگانی میشوند؛ چرا که تحریک یک دولت اتمیِ نگران بقا، «عقلانیت بازدارندگی» را باطل میکند. عملیاتهای هوایی، متوقف شده و خطوط تماس در یک آتشبس ناگفته منجمد میگردند. نظمی کمی شبیه به «موازنه بحرانزده» اما پایدار هند و پاکستان پس از ۱۹۹۸ متولد میشود: جنگ متوقف میشود، زیرا بهای آن به مرز آخرالزمان رسیده است.
سناریوی دوم: تغییر میدان نبرد؛ قفل نظامی و محاصره خردکننده در ابعاد دیگر
همانطور که در نظریه بازدارندگی چندبُعدی تبیین میشود، وقتی دست یک ابرقدرت در حوزه نظامی بهدلیل ایجاد یک چتر اتمی بسته میشود، او بلافاصله میدان رقابت را عوض میکند (Domain Switching). در این سناریو، جنگ نظامی مستقیم آغاز نمیشود، اما خشنترین جنگ اقتصادی و سیاسی تاریخ کلید میخورد: پیگیری محاصره شدید دریایی و هوایی با ابزار حقوقی بینالمللی و ادعای بازرسی محمولههای مشکوک به اشاعه.
قطع کامل تمامی شریانهای مالی باقیمانده و قطع پیوندهای زیرساختی با اقتصاد جهانی، فعالسازی عمیق جنگ اطلاعاتی، خرابکاریهای سایبری در شبکههای حساس و حمایت نامحدود از گسلهای اجتماعی و سیاسی برای فرسایش از درون.
در این حالت، چتر اتمی از تاسیسات نظامی و حاکمیت در برابر بمباران دفاع میکند، اما جامعه و اقتصاد زیر بار فشاری سنگین، وارد یک نبرد فرسایشی چندبعدیِ بلندمدت میشوند. اگرچه وضعیت امروز ایران چیزی مشابه این سناریو است اما احتمالا اجماع جهانی فراگیرتر و متکی به ابزارهای حقوقی گستردهتر، جدیت و شدت بیشتری به این روند خواهد بخشید.
سناریوی سوم: پرتگاهبازی لغزنده و فاجعه ناشی از خطای انسانی (خطرناکترین سناریو)
برخلاف دوران آرامتر جنگ سرد که مسکو و واشنگتن خطوط تماس شفاف و کانالهای امن گفتوگو داشتند، بحران میان ایران و آمریکا در فضایی پر از عدم قطعیت، سرعت ثانیهای تصمیمگیری و مداخله بازیگران محلی مهاجم و خواهان جنگ (مانند اسرائیل، امارات و...) جریان دارد.
اگر محاسبات در واشینگتن یا تلآویو به این سمت برود که زرادخانه نوظهور ایران هنوز کوچک است و باید در یک پنجره طلایی چندروزه با تهاجمی گسترده نابود شود، یا بالعکس، اگر سامانههای هشدار سریع دچار خطای فنی شوند، فاجعه رخ میدهد.
در وضعیت «لبه پرتگاه» (Brinkmanship)، خطر نه از «تصمیمات حسابشده»، بلکه از «تهدیدهایی که به شانس و لغزش واگذار میشوند» ناشی میشود.
سوءبرداشت از یک مانور ساده یا یک حمله سایبری به سامانههای ارتباطی میتواند منجر به خطای فرماندهان میدانی و آغاز یک تبادل آتش مرگبار گردد.
خروج از این چرخه تصاعدی، نیازمند بازخوانی عقلانیت بحرانهای تاریخی گذشته نظیر بحران موشکی ۱۹۶۲ کوبا است؛ جایی که مدیریت تنش نه از مسیر پافشاری بر تهاجم یا تهدید به خلع سلاح مطلق طرف مقابل، بلکه از مجرای به رسمیت شناختن محدودیتهای دفاع موشکی، پرهیز از انگیزش ضربه متقابل و تحدید متقابل حوزههای درگیری حاصل شد.
ایالات متحده برای پرهیز از به خطر انداختن امنیت بینالملل ناگزیر است چرخه جنگ و فشاری را که خود محرک این بنبست بوده متوقف کند، خطوط قرمز واقعبینانهای ترسیم نماید و فضا را برای بازتعریف کانالهای ارتباطی راهبردی باز بگذارد.
همزمان، تصمیمگیران در تهران نیز باید به دقت و روشنی آگاه باشند که ورود به مرحله آزمایش هستهای صرفاً یک جهش فنی نیست، بلکه نیازمند بسترهای پیچیده دیپلماتیک، تابآوری اقتصادی و ساماندهی توان جذب «ضربه دوم» است.
باید توجه داشت که «پنجره آسیبپذیری» برای کشوری که در یک فرض سلاح اتمیاش را تازه تست کرده، اما هنوز تاب آوری ضربه دوم معتبر و زرادخانه بزرگ ندارد، خطرناکترین مقطع امنیتی است.
حریف مجهزتر (مثلاً یک قدرت متعارف یا هستهای برتر) با خود محاسبه میکند که «این کشور هنوز فقط چند بمب دارد و مخفیگاههایش را میشناسیم؛ اگر همین امروز به پایگاههایش ضربه اساسی بزنیم، میتوانیم تهدید هستهایاش را در نطفه خفه کنیم پیش از آنکه غیرقابلدسترس شود.
از همین رو، آزمودن عملی سلاح بدون این پیشنیازها یا فقدان زرادخانهای قابل اتکا، علاوه بر خطرات فنی، میتواند به شکلگیری یک اجماع امنیتی تمامعیار در سطح بینالمللی علیه ایران نیز بینجامد، فشارهای اقتصادی را به مرز انسداد مطلق بکشاند و ابزاری را که برای تثبیت بقا تعبیه شده به تهدیدی وجودی علیه خود کشور تبدیل سازد.
- روزنامه نگار عمانی مدعی شد: توافقی میان ایران و آمریکا در حال شکلگیری است/ توافقی درباره آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران در مقابل بازگشایی تنگه هرمز
- عضو کمیسیون امنیت ملی: در کوه کلنگ مواد هستهای وجود ندارد/ این مجموعه در عمق حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ متری زیر کوه قرار دارد
- حمید علیدوستی درگذشت
- جزئیات مذاکرات اخیر به روایت ایرنا/ تقدم اجرای تعهدات و زمانبندی مذاکرات هستهای مانع اصلی پایان جنگ است
- ورود سامانه جدید بارشی به کشور/ بارش در ۱۱ استان پیشبینی میشود
- حمید علیدوستی در آخرین مصاحبهاش: بهشدت شوق زندگی دارم و عاشق زندگی هستم +فیلم
- شرط بازگشایی تنگه هرمز از زبان عراقچی/ هیچ برنامه ملاقاتی با هیات آمریکایی نداریم +فیلم
- قیمت گندم و ماکارونی ۲.۵ برابر گران شد
- تصویر معنادار سخنگوی سپاه از پهپادها و شناورهای آمریکا در تنگه هرمز
- آب پاکی بر دستان نتانیاهو/ کمیته انتخابات اسرائیل پاسخ بیبی را داد
- تریتا پارسی: ۴۸ ساعت آینده در مذاکرات ایران و آمریکا تعیینکننده است/ منتظر تلاش اسرائیل برای خرابکاری باشید
- قهرمانپور: سکوت خبری درباره مذاکرات بدان معناست که پیشرفت هایی حاصل شده است/ دو طرف نمی خواهند مخالفان داخلی دستاوردها را به باد دهند
- روایت رحیم صفوی از تلاش شهید لاریجانی برای خرید پدافند/ گفت چند میلیون دلار نیاز داریم، اما پول نداریم+ فیلم
- دستور جدید درباره حقوق بازنشستگان+ جزئیات
- حادثه برای یک لنج در سیریک+ جزئیات
- پیشبینی رسانه اسرائیلی از احتمال جنگ دوباره با ایران/ ترامپ دستور ازسرگیری حملات را صادر میکند؟
- علت دود مشاهده شده از پالایشگاه آبادان مشخص شد
- ماجرای تیراندازی در مقابل مدرسه کرج چه بود؟
- درآمد نجومی از هک/ کرهشمالی چطور با سرقت رمزارزها درآمد کسب میکند و سلاح میسازد؟
- ادعای جدید ترامپ درباره جنگ با ایران/ شاید در حذف رهبران ایران زیاده روی کرده باشم/ واشنگتن از آنچه مقامهای تهران میگویند اطلاع دارد
- علت صدای انفجار در کویت مشخص شد
- آمادگی کییف برای آتش بس دائمی با روسیه/ وزیر خارجه اوکراین توئیت زد
- صادق کوشکی: اسرائیل پایگاه کرمانشاه را میزد و صداوسیما اعلام کرد رعد و برق بوده /۳۲ سردار شاخص ایران در سوریه ترور شد +فیلم
- شهادت کاپیتان آبادانی در پی حمله آمریکا+ عکس
- وقوع چندین انفجار در کویت
خبرگزاری علت
نظر شما